1. واسو جان خودت که اینجا رو نمیخونی اما مرسی که انقدر فهیمی. من نصف تو هم فهیم و دموکرات نیستم. بیخود نیست یک ملتی گاندی تولید میکنه و یک ملتی نه.
2. الان ساعت 12:14 دقیقه نصفه شبه و من هنوز سر کارم.
3. از روز 11 ژانویه 2008 تا الان من مفید(یعنی نه الکی پشت کامپیوتر نشستن) سیصد و هفتاد و هفت ساعت روی تحقیقم کار کرده ام, 134 ساعت وبلاگ بازی کرده ام که شامل نوشتن هم میشود, و 46 ساعت ورزش کرده ام.
4. اگر یک روزی در زندگی جای عدد وبلاگ گردی و ورزش عوض شد یعنی زندگی من به ایده آل رسیده.
5. برای مدیریت زمان این وسائل گوگل خیلی خوبند. اگر با صفحه شخصی خودتان در گوگل کار میکنید google.com/ig کافیه سه تا گجت بهش اضافه کنید"
1. تقویم گوگل
2. لیست کارها(To do list)
3. ثبت زمان کارها(Activity Tracker)
سه هفته وجدانا ثبت کنید که چقدر دارید زندگیتان را تلف میکنید حتما هفته چهارم بهتر میشید. برای من که خیلی کمک بود. من برای دوتای آخر از اونایی که صاحب این وب سایت درست کرده استفاده میکنم.
6. اگر یه وقت خواستید فایل سنگین جابجا کنید در اینترنت میتونید از این سایت استفاده کنید:floodmaps.net/eftp فقط نگین من بهتون گفتم:) قراره مثلا این برای استفاده دانشجویان و اهالی آکادمیک عزیز باشه.
7. شب به خیر. من میرم خونه یه قسمت سریال فضایی ببینم و بخوابم.
Related: Time Management Lecture by Professor Randy Pausch
1.این همخونه من عشق داستانهای علمی تخیلی داره. الان یک دو هفته ای میشه که رفته مسافرت و من خونه تنهام و از اون طرف هم نشسته ام مقاله مینویسم که اگر نوشته باشید میدونید خیلی کار خسته کننده ایه.
اینه که کارم این شده که یک کمی می نویسم و یک قسمت سریال Star Trek: The Next Generation میبینم. داستانش کلا داستان بشر قرن 26 است که حالا چه پیشرفتهای علمی کرده و فضا را مینوردد و داستان اصلی روی عرشه یک فضا پیماست به نام Enterprise که اینها هر دفعه یک داستانی دارند و با یک موجود عجیب و غریب و یک گونه جدید دنیاهای دور برنامه دارند.
حالا همه چاخان و پاخانهای فیلم برای من قابل قبول (حداقل میگم اینا فضاییند لابد یه جور دیگه اند!) بوده الا یه چیز! ببینید ظاهرا در قرن 26 آشپزی تعطیل میشه. مخصوصا در عرشه سفینه های فضایی. شما میری جلوی کامپیوتر اتاقت وایمیسی میگی "کامپیوتر! یک بشقاب خورشت قورمه سبزی, پروگرم شماره 3" ...بعد ویزدی یه بشقاب قرمه سبزی ظاهر میشه جلوتون...حالا اینم خوبه, اما سه روزه که من دارم فکر میکنم اینها با این ظرفهایی که این کامپیوتر خلق میکنه از هیچی بعد از اینکه غذاشون تموم شد چکار میکنند؟
خودم البته یک کوه ظرف نشسته تلنبار کرده ام که حسرت تکنولوژی اینها رو میخورم. البته کلا هم سریال خیلی جالبیست. یعنی کم کم آلوده که شدی دیگه راه باز گشت نیست!
2. سه روزه از در خونه پام رو بیرون نگذاشته ام. که این محدود نیروی اراده ای هم که مانده بود خرج این مقاله آخر بکنم و خلاص. خلاص که البته یعنی پیش نویس دومش تمام شود بدهم استادم دوباره بخونه. بخش Literature Review هنوز مونده.
3. Literature Review رو به فارسی چی ترجمه کرده اند؟
4. من در تمام طول دوران زندگی تحصیلیم سه سال خوب درس نخوندم. سال کنکور و دو سال اول لیسانس. بعدش این همه درس خونده ام اما هنوز سایه اون سه سال روی شجاعت آکادمیکم به شدت تاریکه. سخت گذشت آخه.
یک چیزی که من فهمیده ام اینه که اگر آدم نتونه مساله رو از چشم طرف مقابل ببینه هیچ وقت نمیتونه مساله رو از چشم خودش به اون نشون بده.
چرخه یادگیری اگر در وجود خود آدم کامل نشده باشه در وجود دیگران بازتولید نخواهد شد.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
لغت روز: ignorant جاهل, بی دانش و بی اطلاع
یک کاربرد خوبش وقتیه که میخواهید نشون بدید که راجع به چیزی اطلاعات ندارید و شرمنده هم یه جورایی هستید از این بی اطلاعی. مثلا بحث وبلاگ و اینا که بشه و من بگم فید یا هر اصطلاح دیگه واسو جواب میده:
I am really ignorant when it comes to technology, blogging and such.
یه کاربرد دیگه اش هم جهل یه جورایی درونیه. یعنی آدمی که اصلا اهمیت به یاد گیری در مورد مساله ای نداده و نمیده و در نتیجه در موردش جاهله و یه جورایی احتمالا براش مهم هم نیست. مثلا خیلی وقتها آمریکایی ها رو متهم میکنند که در مورد فرهنگهای کشورهای مختلف دنیا ignorant هستند.
یک مثال خوب مثلا میتونه این باشه که یک آمریکایی مودب و کنجکاو میاد میخواد از من یه سئوال بپرسه راجع به ایران و فکر میکنه سئوالش ممکنه زیادی بدیهی باشه یا به من بربخوره چون من فکر کنم داره من مسخره میکنه ...برای اینکه این پیش فرض رو رد کنه میگه:
Excuse me, I don't mean to be ignorant or anything, but can women go to college in Iran?
To patronize (someone): to behave towards (someone) in a way which is kind and friendly but which nevertheless shows that one thinks oneself to be more important, clever etc than that person.(پترونایز با کسر پ)
من لغت فارسی برای این رفتار بلد نیستم. نوعی از حرف زدن, کلام, گفتار حتی عمل که در ظاهر حالت دوستانه و محترم داره اما رفتار طرف یه جاییش بد روی اعصاب میره و تحقیر کننده است و نمیشه هم دست روی هیچ کلمه خاصیش گذاشت. توی این حالت مشکل احتمالا کلمات نیستند بلکه دیدگاه پشت کلمات هستند...اینکه علی رغم کلمات یکسان این برداشت برای گوینده هست که بالاتر از شنونده است و باید سواد شنونده رو بالا ببره یا فهمش رو بیشتر کنه یا اصولا خودش رو بالاتر از طرف میدونه. ظاهر رفتار ممکنه یک مکالمه برابر باشه اما در واقعیت رفتار و تعامل از حالت هم شان که شایسته دو انسانه خارج میشه.
مثالش توی زندگی زیاده.
مترادفش هم میشه: condescending(کاندسند با کسر د و س)
پ.ن. آزی حرف منو اصلاح کرد که من اینجا هم بنویسم. خود کلمه condescend مترادف To patronize نیست. یه جورایی تلویحا معنیش رو داره. یعنی اینکه "سطح خود را تا سطح فلانی پائین آوردن". یعنی مثلا بخواهی بگی "من سطحم رو انقدر پائین نمیارم که بخوام با تو حرف بزنم". البته معنی تحقیر کردن خود و پست کردن خود رو هم میده. condescending behavior معنی رفتار تحقیر آمیز رو میده. اما تحقیری که در patronize هست خیلی پوشیده تر و در لفافه تره.
باز هم اگر جایش به نظرتون غلطه بگین لطفا.
باعث افتخار, خوشحالی من است که اعلام کنم که ویرایش جدید وب سایت "پذیرش" برای بهره برداری عموم آماده است. برای یاد آوری یا اطلاع رسانی به اون دسته از خوانندگانی که اطلاعی در مورد این وب سایت ندارند, مخاطب اصلی "پذیرش" دانشجویان فارسی زبانی هستند که قصد ادامه تحصیل در دانشگاههای خارج از ایران رو دارند. هدف از ایجاد "پذیرش" فراهم کردن بستری برای اشتراک دانش و تجربه از طرف دانشجویان یا فارغ التحصیلانی است که قبلا این روند اخذ پذیرش و ادامه تحصیل رو طی کرده اند و علاقمندد تا تجربیات و آموخته هاشون رو با "سال پائینی ها" به اشتراک بگذارند. "پذیرش" یک پروژه کاملا داوطلبانه است و هیچ نفع مادی برای گردانندگانش نداره. ایده اصلی این پروژه در آوریل 2006 در همین وبلاگ مطرح شد و با کمک بی دریغ اهالی وبلاگستان و سایر داوطلبان این ایده پرورش پیدا کرد و پیش میره.
اگر قبلا کاربر سایت پذیرش بوده باشید میدونید که بزرگترین مشکل سایت کندی سرعت به روز رسانی مطالب بود. روند قبلی به روز کردن مطالب یا گذاشتن مطالب جدید به این صورت بود که داوطلب باید نسخه اولیه مطلب رو برای مدیران سایت ارسال میکرد و بعد از تایید اولیه مدیر سایت و شخص داوطلب مطلب برای ویرایش به ویراستار سایت سپرده میشد و بعد از تایید نهایی به دست ادمین سایت سیپرده میشد تا در وب سایت گذاشته بشه. این مشکل در این نسخه از سایت حل شده.
مهمترین مشخصه این ویرایش نصب نرم افزار مدیا ویکی بر روی وب سایته که باعث میشه کاربران وب سایت بتونند به طور مستقیم و بدون نیاز با هماهنگی با مسئولان سایت مطالب سایت رو ویرایش کنند, تغییر بدهند یا به اونها اضافه کنند. هرکدوم از داوطلبانی که علاقمند به بهبود و گسترش مطالب سایت هستند میتونند خیلی ساده با فرستادن یک ایمیل به آدرس volunteer@paziresh.info تقاضای نام کاربری و کلمه عبور بکنند و بعد از دریافتش خیلی ساده وارد سایت بشند و تغییرات مورد نظر رو اعمال بکنند. تغییرات ارائه شده مستقیم بر روی سایت قابل رویت خواهند بود.
وجود ویرایش ویکی وارد کردن اطلاعات به صورت غیر متمرکز رو امکان پذیر میکنه و تضمینی است برای به روز بودن و نگهداشتن پویایی وب سایت و بی نیاز بودنش از دخالت مدیران سایت.
از دیگر تغییرات مثبت این نسخه ایجاد بخش خاص رشته های تحصیلی است که به کاربران کمک خواهد کرد تا جستجوی مطالب رو به دو صورت انجام بدند. یا از طریق کشور مقصد شروع کنند و موارد مختلف رو در یک کشور خاص بررسی کنند یا یک رشته خاص رو در کشورهای مختلف مقایسه کنند.
علاوه بر اینها مطالب جدیدی درباره کشورها و رشته های مختلف اضافه شده.
ایجاد ویرایش جدید و رسوندنش به بهره برداری بدون کمک داوطلبانه و بی منت افراد زیرمیسر نبود که من اینجا لازم میدونم از تک تکشون صمیمانه تشکر کنم.
بابک سلامت با صرف وقت بسیار ما رو در انتخاب یک سرور جدید, انتقال مطالب نسخه قبلی به سرور جدید, و نصب اولیه نرم افزار ویکی مدیا روی آدرس جدید یاری کرده.
مهدی یحیی نژاد از مدیران سایت بالاترین با سخاوت طرح سایت رو به "پذیرش" اهدا کردند که قدم مهمی در کاربری و ساده بودن کار با سایت بود.
و صد البته داوطلبانی که مطالب جدید سایت رو نوشته اند و "پذیرش" وجودش رو مدیون کمک این عزیزان بوده و خواهد بود.
و اما شما خواننده این مطلب چطور میتونید به "پذیرش" کمک کنید؟
1. برای ما تبلیغ کنید. پذیرش از این به بعد فقط دردست خوانندگان و کاربرانش خواهد بود. هرچه برای وب سایت تبلیغ بیشتری بشه و تعداد ویزیتور های وب سایت بالاتر بره امکان اینکه افراد با انگیزه بیشتری برای به روز کردن مطالب وقت بگذارند بیشتر میشه. پس لطفا اگر وبلاگ دارید با لینک دادن تحت کلمه "پذیرش" امکان پیدا شدن سایت در موتورهای جستجو رو بیشتر کنید. اگر کسی رو میشناسید که مطالب سایت ممکنه به دردش بخوره حتما پذیرش رو بهش معرفی کنید و از همه مهمتر اگر کسی رو میشناسید که میتونه در بهبود مطالب سایت کمکی باشه حتما ازش بخواهید برای این کار داوطلب بشه.
2. شخصا آستین بالا بزنید: لازم نیست یک بخش کامل بنویسید یا مطلب بی نقص و کاملی تایپ کنید. همین که شما شروع کنید و از رشته تحصیلیتون, دانشگاهتون, شهر محل اقامتتون بنویسید داوطلب دیگری هم پیدا میشه که کاملش کنه. احتمال اینکه داوطلبی یک بخش نیمه تمام رو تکمیل کنه خیلی بیشتر از اونه که بخش جدیدی رو ایجاد کنه. پس تعلل نکنید. هرچقدر اندک هم بهتر از هیچیه. ایندفعه که خواستید "وب گردی" کنید به جاش "پذیرش گردی" کنید.
3. به این پست لینک بدهید: این که توضیح نمیخواهد؟
روح "پذیرش" کمک و همکاری داوطلبانه است. "پذیرش" از سنگ بنای اولش به صورت کار گروهی ایجاد شده و به صورت کار تیمی پیش رفته و الان در این مرحله به معنی مطلق کلمه برآیند تلاشهای تک تک کاربرانش خواهد بود. ما امیدواریم که با فراهم کردن محیطی که نویسندگان وب سایت و کاربرانش رو دور هم جمع کرده فرصتی فراهم کنیم تا خرد و تلاش جمعی وب سایت رو به یک نمونه از کار گروهی تبدیل کنه و در رسیدن به این هدف من شخصا روی تک تک شما حساب میکنم.
ممنونم.
خوب انار برمیگردد به غارش که سردرش نوشته شده "وارد نشوید. خطر تز دکترا". اگر کارش داشتید همینجا نظر بگذارید میخواند. ایمیل هم بفرستید میخواند.
لغت روز:
procrastination: وقت تلف کردن, همین کاری که من دارم الان میکنم(و شما هم احتمالا)...کار واجبی دارم اما هی دست دست میکنم و عوضش کارهای غیر واجب را به جایش میکنم. عجیب در رابطه با درس خواندن و تحقیقات عالیه کردن کاربرد دارد.
من این رو لازم میدونم بگم. ببینید این حرف که مساله جنصی مثل هر مساله دیگری از ابعاد مختلف بابد بررسی بشه درسته. اما تا جایی که من میدونم به جز دائره المعارف بقیه کتابهای دنیا حتی اگر آموزشی هم باشند بالاخره روی یک سری ابعاد خاص موضوع متمرکز میشن و وظیفه خواننده است که بره اون کتابی رو بخونه که راجع به موضوع مورد نظرش نوشته. بعد هم مشکل اینه که شما از بالا و یخورده کلی تر نگاه کنید میبیند که همین وبلاگستان زنانه روزانه نویس فارسی خیلی هم تلاش کرده که سهم خودش رو از "مفید و آموزشی نویسی" هم ادا کنه. فقط ما تمایل داریم که یادمون بره یا قبول نکنیم که همه بخشهای رابطه جنصی اونقدر ها هم آموزشی نیست. خیلیش احساسیه و کاملا اشل فردی داره و فردی بودنش دلیل نیست که به موضوع بی ربطه و نباید گفته بشه. من خودم گفتم بیام لیست کنم از اول این عمر وبلاگیم چه چیز آموزشی در این باره نوشتم:
همجنسگرایی:
همجنسگرایی و گرایش جنصی,(+),(+)
آیا همجنسگرایی بیماری روانیست؟
روابط عاطفی:
رابطه های مخدر(+),(+)
سو استفاده احساسی
هدف از ازدواج
سو استفاده جنصی در کودکی:
درباره سو استفاده جنصی در کودکی(+),(+)
ازتجربه هامون بگیم
کشش جنصی(+)
پیشگیری از حاملگی: قرص روز بعد
سقط جنین : سقط جنین و جامعه
تجاوزز: کمک به دوستی که مورد تجاوز قرار گرفته
تازه اینا شامل فرمایشات و افاضات خودم نیست. همه اش یا نظرخواهی جمعیه یا اکثر مطالب ترجمه شده با ذکر منبع. و تازه این فقط وبلاگ منه. من الان باید برگردم سر درسم. اما فکر کردم یه همچین جمع بندی کمک میکنه که یه مقداری حافظه مون در مورد سایر مطالبی هم که در روزمره نویسی های زنان درمورد مطالب جنصی خوندیم گردگیری بشه.
و البته باز هم به نظر من اصولا توقع پیام مفید در هر پست داشتن از وبلاگ نویس توقع بیجاییه. رضا به نظر من توی این متنش خوب گفته:
این هم از آن دردهای جامعه ماست. در هر چیزی اعم از فیلم و کتاب و هنر و ... دنبال پیام اخلاقی یا آموزشی یا علمی هستیم. من حتی منکر این قضیه نمیشم که ممکنه برای کسی این کمک بزرگی هم باشد اما اساسا خیلی از مطالب نوشته نمیشوند تا به کسی کمک بزرگی شود. نوشته میشود تا آدمها خود را به جامعه و به خوانندگان معرفی کنند. اینکه انسان خود را کامل در معرض دید دیگران قرار دهد بدتر است یا اینکه از پشت مانیتور درباره چیزهایی که پشیزی اعتقاد ندارد مطلب بنویسد؟!
آپدیت: خدا بگم این اهالی وبلاگستان را چکار نکنه که من الان دوتا آدامس به اندازه لنگه کفش انداخته ام گوشه لپم مگر به زور شلپ شلوپ جویدن اینها بتونم روی درسم تمرکز کنم و چهارتا نقشه تهیه کنم که بگذارم در این تزم. این بحثها را انقدر جالب میکنید آدم از کار و زندگی میفته به مولا.نمیشد کماکان به همان بازیهای وبلاگی ادامه بدید؟
داستان باغ
زیر انداز انداختیم و نشستیم وسط همه آن خاک و آتش درست کردیم و چای خوردیم و محو تماشای پدر شدیم که توضیح می داد این جا خانه است، این جا باغچه، این جا درخت کاری و این جا استخر و ما واقعاً همه این ها را وسط آن همه خاک و زباله می دیدیم. من و پدر و برادر کوچک و مادر که آخرین روزهایی بود که خواهر کوچک را در دلش جابجا می کرد.
کیوسک در زیر زمین خانه ما (روایت آیدا از کیوسک)
متن مال شیش ماه پیشه اما برای من که تازه پیداش کردم خیلی خواندنی بود و راستش الان یخورده موسیقی کیوسک رو جالبتر یافتم. شما هم اگر این متن آیدا رو در ایرانین دات کام تا حالا نخوندید از دست ندید. مخصوصا اگر استرالیا هستید که کیوسک به زودی اونجا کنسرت داره.
تاملی در نوشته ای فمنیستی: کس: با فتحه یا ضمه؟ مسئله این است
نقدی به نوشته اخیر سیبیل طلا. اسمی هم از من برده شده. من نظرم رو همونجا گفتم.
کُس پنهان همه ما
اگر پست منو درباره فمینیسم و اینا خوندید بی زحمت حتما یه نگاه نه چندان اجمالی به این پست نازلی هم بندازید و اگر خیلی خواستید خدا و من ازتون راضی باشیم کامنتهای غیر فحشش رو هم با توضیحات نازلی از دست ندید.
گاهی کلیدِ دیفراستمان خراب میشود
"ما آلبوم عکسهای یادگاریمان، خاطرههایی که باید بعدها برای نوهها تعریف کنیم و عاشقیتهایمان را همینجا نگه میداریم و به تخممان هم نیست که از کجا معلوم، از کجا معلوم که نترکد یک روز،"
گزارش تصویری از زنان دوچرخه سوار در سطح شهر
وقتی اینا با این همه زحمت اینجوری متعهد هستند من شرمنده میشم که همت نکنم برای نیم ساعت دویدن.
وقتی از سک.س میشنویم چه کسی دارد حرف میزند
متاسفانه به نظر من میاد که به جای اینکه این بار " تصویر بی نقص" از دوش زنان برداشته بشه بدتر داره عین همون رفتار با مردها هم رایج میشه. فکر کنم به نفع خود اقایان عزیزه که به جای متهوع شدن ببینند حرف پشت چنین پستهایی چیه...وگرنه امروز که برای نشون دادن خط وسط سینه و جذاب بودن مجبورند تمام موی سینه را بتراشند به خودشان میایند و میبنند که اپیلاسیون موی سینه شان شده نرمال و عرف و نشانه تمیزی.
ارتباط چهره با نگرش افراد به عشق
برای زنان و مردان کمپین یک میلیون امضا
ویدیوی خانگی ما از گربه ای که بادکنک به کونش چسبیده
ایشالا فیلمهای بعدی در کانال انار خانوم بهتر در بیاد.