مایکل جکسون خواننده آمریکایی امروز در سن پنجاه سالگی به طور ناگهانی درگذشت. من برام قابل تصور نیست یک همچین استعدادی دیگه روی زمین راه نره و دیگه ما قرار نباشه آهنگی ازش بشنویم و رقصش رو ببینیم. جاش در این دنیا خالی خواهد بود.
Heal The World
MICHAEL JACKSON - Heal The World
متن آهنگ بعد از "ادامه مطلب".
یکی برای من تعریف میکرد که زمان انقلاب نیرو فرستادند و تا مدتی به شدت سرکوب میکردند. امکان تجمع نمیدادند. اما بعد پلیس خسته شد. پلیس خسته میشه. اونوقت بود که دوباره مردم ریختند توی خیابونها.
خوب آدم فکر میکنه نظامی که از بطن انقلاب بیرون اومده داستان تولدش یادش نیست؟
من هنوز کنفرانسم و کامنت دونی کماکان بسته است.
بسیار کار مشکلی است در لابی هتل با کت و شلوار و آرایش نشستن و مودبانه لبخند زدن و تظاهر کردن که موضوع برات جالبه در حالیکه سی ان ان اون سر سالن مرتب صحنه های درگیری ایران رو نشون میده و یک ساعت قبلش هم یک مسیحی دو آتیشه وسط کنفرانس یقه ات رو گرفته اصرار داره ثابت کنه که مشکل اسرائیل و فلسطین مشکل سیاسی نیست. مشکل اینه که خدای مسلمونها با خدای یهودی ها دوتا خدای جداگانه است آبشون توی یه جوب نمیره. هی میگم بابا شما مسلمونی یا من؟ من میگم مسلمونها میگن خدا همون خداست. میگه نه خدای یهودی ها بهشون وعده صیهون داده مسلمونها چشم ندارند ببینند. هی میگم بابا مسلمونها با جنایات انسانی در غزه مشکل دارند نه اصول دین یهود. میگه نه ظاهرش! رو درست کرده اند که انگار مساله سیاسیه. اصلش همون اختلاف دینیه. میخواستم بگم اصلا تو مردک مسیحی این وسط چی میگی؟ تو چه کاره ای؟ مگر نه اینکه هلوکاست رو هم مسیحی ها به سر یهودی ها آوردند؟ حالا تو واسه من آنالیز میکنی که من بهتر از تو میدونم مشکل مسلمونها چیه. پناه بر خدا از آدم دگم فناتیک پررو!
یه دفعه دیگه ام من همینجوری گیر افتادم سر میز شام واسه اینکه یه آلمانیه داشت منو نصیحت میکرد که چرا مسلمونها با یهودیها مشکل دارند. انقدر حرص خوردم همون سر شام دل پیچه شدم.
اینا هم از نقل و نباتهای جانبیه که با پاسپورت ایرانی میاد. هر از گاهی باید راجع به صلح خاورمیانه و اسلام و حکومتهای اسلامی حرف بشنوی. یه چیزهایی رو من مجبور شده ام این چند وقت دفاع کنم و توضیح بدم که عمری توی ایران فکر نمیکردم ازشون دفاع کنم. این که میگن همه چیز نسبیه راست میگن.
پ.ن. من کامنتهای این پست رو میبندم چون کنفرانس هستم و نمیرسم مرتب چکشون کنم و اگر لازم بود ادیت کنم. بدیهیه که دلیل اصلی ادیت کردنم اینه که بعضی از دوستان از کامنت دونی به عنوان تابلوی اعلانات و اطلاعیه استفاده میکنند یا نظراتشون ممکنه طوری باشه که من برای امنیت شخصیم نتونم پابلیش کنم. لطفا 24 ساعتی با من راه بیایید تا برگردم.
یه چیزی بنویسم وسط این اوضاع حواستون یخورده پرت بشه:
از گربه های تهران چه خبر؟ دیروز داشتم مرنو خان رو دعوا میکردم که تو اینهمه غر میزنی و ادا داری این تلویزیون رو نگاه کن مردم توی خیابون دارند گوله و گاز و باتوم میخورند. یهو فکر کردم الان گربه های تهران کجاند؟ وقتی همه زباله ها رو روزانه در خیابونها میسوزونند غذا از کجا میارن؟ چقدر ترسیده اند طفلکی ها لابد. خدا میدونه چندتاشون از همین گازهای اشک آور و اینها بلایی سرشون آمده کسی نمیدونه.
خیلی به نظر من کار زشتیه که بخواهیم با عامل ترس مردم رو از گفتن حرف حقشون باز بداریم. یه موقعی نه چندان دور در همین امریکا این سیاست به شدت اجرا شد. مسلمانها شدن "فاشیست اسلامی" و "تروریست". جان یک مسلمان به اندازه جان یک آمریکایی یا اروپایی ارزشمند نبود. یکهو طرفداری از حقوق بدیهی انسانی یک مسلمان مثل آزادی بیان و حق اظهار نظر در جامعه امریکا هم معنی همسو شدن با تروریستها و عوامل حادثه یازده سپتامبر قرار داده شد. و از همه بدتر انتقاد از سیاستها و بعضا جنایات آمریکا در جنگهای عراق و افغانستان, یا حتی ساده تر انتقاد به حضور ارتش آمریکا در این کشورها, معنی خیانت به آرمان و طرفداری سربازان آمریکایی بود. خیلی ساده انتقاد از سیاستهای آمریکا را هم معنی "خیانت به وطن" قرار دادند.
یک زمانی بوش آمد در صحن مجلس گفت "هرکس با ما نیست مقابل ماست".
یک زمانی گفتند " جایزیم آدمها را شکنجه کنیم چون قصد قتل ما را دارند". اما نگفتند ما اصلا قرار نبوده در عراق باشیم که دستشان برسد به قصد دفاع برحق یا ناحق قصد جانمان را بکنند.
نکنیم. اگر این همه ادعای متفاوت بودن داریم و فکر میکنیم قدرت منطق و احساسمان دست در دست زندگیمان را مدیریت میکند نکنیم. آدمهایی که در خیابان آمدند منافق نیستند. جوانهای تربیت شده همین نظامند و پدر و مادرهایی که به همین نظام رای دادند. چرا تخم ترس میپراکنیم و مردم رو از ترس "انگ ضد نظام بودن" و "با منافق" همسو شدن از یک سئوال ساده میرونیم؟ اگر هم منافقی میتونه از این موفعیت سو استفاده کنه باید بپرسیم چرا کار به اینجا کشید وقتی میشد خیلی ساده تر حل بشه؟ خط قرمز رو جلوی مردم چرا کشیدیم و گفتیم "با ما نیستید"؟
من یه دوکلمه بنویسم که خط فکریم دقیقا چیه در این مورد. من شخصا اعتقادی به تغییر نظام جمهوری اسلامی ندارم به دلیل اینکه فکر میکنم اکثریت مردم ایران این نظام رو میخواند و خواستشون برای من حجته. اما مساله اینجاست که به نظر من در چهارچوب نظام و قوانین خود جمهوری اسلامی مشکلی پیش اومده که اتفاقا به هیچ رویه ای اصل نظام رو زیر سئوال نمیبره. بلکه برعکس تضعیف یکی از دوپایه اصلی ایدئولوژیک نظام یعنی جمهوریت رو زیر سئوال میبره. اول انقلاب گفتند "میزان رای ملت است". هنوز هم باید همین باشه. وقتی برای اکثریت قابل توچهی از مردم شک در صحت آرای ایجاد شده وجود داره باید به این شک احترام گذاشته بشه. شاید خوبه که از خودمون سئوال کنیم چرا در تمام نه دوره گذشته هیچ وقت این شک وجود نداشت؟ این مردمی که امروز به خیابون میاند نه دوره گذشته صد در صد از نتیجه انتخابات راضی بودند؟ همیشه کاندید مورد نظرشون رئیس جمهور بود؟ هیچ وقت هیچ مشکلی با نتیجه انتخابات نداشتند؟ واقعیت اینه که داشتند. همه میدونیم و بدیهیه که چون هیچ کاندیدایی صد در صد آرا رو نیاورده پس یه عده طرفدار اون یکی نامزدها بوده اند. اما علت اینکه هیچ وقت کسی به خیابان نمیامد دقیقا همین بوده که همیشه بازنده و برنده اعتقاد و اعتماد داشتند که در شمارش آرا و حراست از رای مردم هیچ تخطی رخ نمیده. این بود که خواست اکثریت حتی اگر با خواست شخصی افراد مغایر بود مردم گردن میگذاشتند. به دلیل اینکه از خواست شخصی ما مهمتری حفظ اعتقاد "جمهوریت" نظامه.
اما در این دوره شکی وجود داره که انقدر برای مردم مسلمه که حاضرند جونشون رو به خطر بندازند اما اعتراضشون رو اعلام کنند. اونهم به آرام ترین و مدنی ترین شکل ممکن. نفس وجود این شک نه تمامیت ملی ما رو به خطر میندازه و نه نظام حمهوری اسلامی رو زیر سئوال میبره. برعکس این شک حافظ نظامیه که همین مردم 30 سال پیش بهش رای دادند و خواستند که هم جمهوری باشه و هم اسلامی. این شک, این اهمیتی که مردم به حکومتشون میدند بزرگترین اعتباره که یک حکومت میتونه آرزوش رو بکنه.
اما سئوال اینه که چرا از مراجع قانونی اقدام نمیشه. اولا که اقدام شده. اینجوری نیست که کسی شکایتی به جایی نبرده. اما چند مساله هست. یکی اینکه اصل اینه که دولتی که فعلا پست حکومت رو در دست داره قابل اعتماد کامل برای برگذاری انتخابات بعدی نیست. راجع به دولت آقای احمدی نژاد صحبت نمیکنم. بحث هر دولتیه. به دلیل اینکه فرضه که میخوان در مسند قدرت بمونند. برای همین هم هست که نهادهای نظارتی ایجاد میشه. فلسفه ایجاد شورای نگهبان هم همینه. اما وقتی بعضی اعضای شورای نگهبان علنا از دولت فعلی طرفداری میکنند بر بی طرفی این نهاد شک هست و این شک جایزه. شما هر دادگاه معمولی برین و واضخ باشه که قاضی بی طرف نیست یا حتی شک باشه که قاضی بی طرف نبوده حکم دادگاه قابل قبول نیست. حالا چرا مردمی که شکایت دارند باید این بدیهی ترین اصل رو ندیده بگیرند؟ قانون وقتی منبع رجوعه که همه به قانون پایبند باشند. نه اینکه یک طرف به کارش شک باشه, بعد همون طرف مجری قانون و قاضی اجرای قانون هم باشه. شما کوچکترین دعوی عادی زندگیتون رو به همچین محکمه ای میبرید که انتظار دارید مردم به حکمش اعتماد کنند؟
یه چیزی هم که فراموش میکنیم اینه که حکومت هیچ کشوری صاحب خانه نیست. مردم هستند. حکومت در استخدام مردمه. مشروعیت و تمامیت ارضی سرزمینی رو مردمش حفظ میکنند. حکومت نماینده مردمه.
من شخصا ندیدم کسی چیزی بنویسه که خواستی به جز حفظ چهارچوب از پیش تعیین شده همین نظام داشته باشه. برای همین هم نمیفهمم چه توجیهی برای سرکوبش داریم.
این خط قرمز وبلاگ من بود:
خط قرمز این وبلاگ: ببینید من میخوام وقتی میرم ایران یارو پاسپورتم رو میزنه تو اون کامپیوتر جلوش توی فرودگاه تنم نلرزه. سیاسی, اجتماعی متمایل به سیاسی, اظهار عدم علاقه به آبدارچی بیت رهبری, علاقه به نظامهای حکومتی به غیر از هرچی که تو ایران هست...جاش تو این وبلاگ نیست. یعنی من اصلا جراتش رو ندارم...ادعاش رو هم همچنین.از امروز برش میدارم. هنوز هم دلم میاد توی دهنم از فکر اینکه طرف توی فرودگاه جلوم رو بگیره. اما برش میدارم برای اینکه فکر میکنم دیگه وقتش منقضی شده.



دختر هاشمی رفسنجانی بازداشت شد
گزارش ها حاکی از آن است که فائزه هاشمی دختر اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران در ایران بازداشت شده است.
حسن لاهوتی فرزند فائزه هاشمی در گفت و گو با بخش فارسی بی بی سی این خبر را تائید کرده است.
برای همه ایرانیانی که به احمدی نژاد رای داده اند
من حس می کنم امروز دیگر مهم نیست من و تو به که رای داده ایم. ما به این اتفاق رای نداده ایم. ما به کشتار رای ندادیم. اگر یک انتخابات دیگر می تواند کشوری را آرام کند. میانگین چهل انسان را که ما هر روز داریم از دست می دهیم زنده نگاه دارد. حق تو و حق من را احیا کند. چرا که نه؟ من باور نمی کنم که بیست و چهار میلیون از هموطنانم با کشته شدن باقی هموطنانشان مشکلی ندارند. من می دانم که تو هم گریه ات گرفته است. تو هم مثل من چشمانت باز نمی شود. تو هم به مرگ رای ندادی. چه کسی به مرگ رای می دهد. لطفن بیا. من می ترسم.
چرا تقلب نکنند؟
"از ما دلیل می خواهند که شما مستندات ارائه کنید که در کدام صندوق آراء آقای موسوی نادرست محسوب شده است. سؤال این است که وقتی برگزار کنندگان انتخابات همگی از یک طایفه ی سیاسی اند و ناظران هم از طایفه خویشاوند آنها، ما چنین مستنداتی را از کجا می توانیم بیاوریم"...." کمیته صیانت از آراء کاندیداهای اصلاح طلب برنامه ریزی کرده بود که ناظرانش بر سر صندوقها از طریق پیام کوتاه تلفنی و به کمک یک سامانه ی رایانه ای اطلاعات خود را به مرکز بفرستند. شب انتخابات سیستم پیام کوتاه از کار انداخته شد و در عمل این امکان ارتباطی کارامد از آنها گرفته شد. به این ترتیب هر ناظر خودش بوده و خودش و هر اتفاقی که می افتاد تنها با صوابدید خودش باید با آن مواجه می شد. به این ترتیب کمیته صیانت در عمل هفتاد درصد امکان نظارتی خود را از دست داد. بالاخره دوستان تصمیم گرفتند همان شب یک محل در تهران را با تعدادی تلفن ثابت تجهیز کنند و با به کار گیری تعدادی نیروی جوان با ناظران سراسر کشور ارتباط بگیرند. این کار با وجود دشواری های زیاد انجام شد. اما حوالی ده شب جمعه 22 خرداد، یعنی شامگاه رأی گیری که حساس ترین زمان کار بود کلیه خطوط تلفنی آن مرکز از کار افتاد و عملاً کمیته صیانت از آراء فلج شد. این در حالی بود که از یکی دو ساعت قبل از آن با تماس های تلفنی مجعول به اسم ناظران کمیته صیانت اطلاعات غلطی به این مرکز داده شده بود که بعداً کشف شد عامل آن ها کسان دیگری بودند. سرانجام در ساعات پایانی شامگاه 22خرداد که آثار حرکت کودتایی کاملاً بر ملا شده بود نیروهای کمیته صیانت مرکز را رها کرده و به ستادها رفتند."
ستاد انتخابات مهدی کروبی در اطلاعیه ای اعلام کرد:برنامه تجمع اعتراض آمیز روز جمعه به شنبه ساعت ١٦ در میدان انقلاب موکول شد.
متن اطلاعیه به شرح زیر می باشد
به دنبال در خواست مجوز تجمع در میدان انقلاب به منظور اعتراض به نتایج مخدوش اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری ضمن تقدیر از حساسیت مهم مردم شریف ایران به اطلاع می رساند برنامه قبلی اعلام شده در خصوص حضور در نماز جمعه با لباس مشکی لغو گردید.
لذا از هموطنان عزیز می خواهیم روز شنبه با حضور پر شور خود در راهپیمایی بزرگ میدان انقلاب تا آزادی اعتراض خود را به نحوه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری اعلام نمایند
I Had an Abortion
از لوا
فيلم مستند از اردوگاه آوارگان فلسطيني در لبنان
كتايون وزيري دانشجوي هنر دانشگاه يل (آمريكا) به مدت سه هفته فيلم مستندي از اردوگاه آورگان فلسطيني در لبنان گرفته. ديدگاهي كه به تصوير كشيده با تصاوير معمول رسانه هاي ايران يا آمريكا متفاوته از اين جهت كه شخصي تره و بيشتر ميشه باهاش ارتباط برقرار كرد. من قرار بود همراهش برم كه نتونستم. گفتم لينكش رو بگذارم شما هم ببنيد و اگر نظري داريد براش بگذاريد كه كارش بهتر بشه.
ليست آرزوهاي فرجام
خدا بود. خنديديم. حيف كه نيستيم خدمت برسيم.
عكسهاي پشت صحنه از باراك اوباما و نزديكانش در شب انتخابات
عكسها توسط عكاس كمپين انتخابات روي فليكر قرار داده شده و عكسهاي رسمي مطبوعات نيست. عكسهاي معمولي از اوباما و نزديكانشه در شب انتخابات و شمارش آرا
تبانی نمیکنم قربان، ولی از حقم نمیگذرم
تبدیل شدن به اهرم فشار مردمی یکی از کارهایی است که در جوامع دموکراتیک معنا دارد. طبیعی است برای نتیجه بیشتر جمعیت بیشتری هم لازم است. اما در ایران ماجرا کمی فرق میکند. ما اینجا تابع قانون تبانی هستیم
از کردان شکایت می کنم
روز دوشنبه در مقام یک شهروند به دادسرای ویژه کارکنان دولت خواهم رفت و از علی کردان براساس ماده 527 قانون مجازات اسلامی به دلیل جعل مدرک دانشگاهی شکایت خواهم کرد.شما چه میکنید