صاحب این وبلاگ باید گفتن جمله بالا را تمرین کند به جای اینکه بعدا خودش را مواخذه کند.
پیش آیدا هستم. خوب خوبه. همونجور حرف میزنه. سر حاله. صبح منو قال گذاشت تنهایی رفت دکتر. نشسته کنار من راجع به عینک آفتابی هایی که دلش میخواد صحبت میکنه. اینجا یک مبل نارنجی است با یک لامپ نارنجی و لحاف و کوسن و حوله حمام نارنجی. خدا را شکر جا شمعی که با واسو خریدیم به این همه نارنجیت میاید.
آیدا اگر زمانی حرف نزند من نگرانش میشوم. مثل آن چند ماهی که تازه آمده بود کانادا و زنگ نمی زد و حرف نمی زد. الان اصلا نگراتش نیستم. شما هم نباشید. خوشحالم که خودم آمدم عیادتش. عزیزی که دور از آدم مریض میشود دل آدم هزار راه میرود از اضطراب و استیصال.



Comments
خدا را شکر که خوبه و سلامت..
دنیا | February 12, 2008 1:41 PM
:)
loobia | February 12, 2008 6:59 PM
sorry, I should not asked that stupid question
--------------------------
نه مساله ای نیست. فقط هم این مورد نبوده نگار جون. یه چیزیه که من اصولا باید یاد میگرفتم. این بهانه شد برای اینکه حواسم رو جمع کنم. خیلی هم اون شب در خدمتتون خوش گذشت. خیلی شب خوبی بود. no hard feelings at all:)
negar | February 12, 2008 7:43 PM
به آیدای نارنجی دوست بگو که زود بهتر و بهتر بشه تا ما شادتر و سرحال تر بینیمش.
به انار ِ اناردوست هم بگو که جريان زندگی چيزی بجز مبارزه بین عاطفه وعقل نيستش٬ پس بدون مواخذه از سفرش لذت ببره و دم رو غنیمت بشمره و با یه عدد آیدای عینک آفتابی زده٬ خاطره سازی کنه و رمانتیک بازی از نوع شمع بازی بخصوص توی جا شمعی که به ست نارنجی هم میاد٬ غافل نشه٬ پلیز!.
دیانا | February 12, 2008 9:39 PM
خوشحالم که آیدا حالش خوبه و تو هم راضی هستی از اینکه پیش هستی. خوش بگذره.
آلبالو | February 13, 2008 12:55 AM
خوشحالم که آیدا حالش خوبه. خیلی خوبه که حالش خوبه
anonymouse | February 13, 2008 11:44 AM
انار جوووووووووووووونم
اینجا الان اولین ساعتهای روز 25 بهمنه.به عبارتی 14 فوریه
پس روز ولنتاینت مبارک.از همینجا محکم می بوسمت و می گم خیلی دوستت دارم.امیدوارم زیبایی و عشق و طراوت هر لحظه در زندگیت جاری باشه.این روز قشنگ رو به واسو عزیز هم تبریک می گم.هر کسی رو که تو دوست داری برای ما هم خیلی خیلی عزیزه.
خوشحالم که آیدای نازنین هم خوبه.
شادترین ها و بهترینهارو از ته قلبم برای تو وعزیزانت آرزو می کنم.دوستت دارم.
rokhy | February 13, 2008 4:47 PM
سلام انار خانم ، وبلاگت را دوست دارم راستی یه بار راجع به خرید کتاب نوشته بودی. می خواستم بدونم واسه ماها که تو ایرانیم هم امکانش هست یعنی اگه بخواهیم واسمون میفرستند؟ با credit card هستش دیگه؟
سایتش را لطف میکنی؟
پگاه | February 13, 2008 5:25 PM
پست من اومد؟
پگاه | February 13, 2008 5:26 PM
انار خانم بهترین
آمدنت هزار برابر بهترم کرد. کلی خوبم. پر از انرژی. مرسی که همیشه هستی...
آیدا | February 14, 2008 8:45 AM
اینارو که می نویسی تصویر روزهای دور کوه رفتن میاد توی ذهنم. ما و آیدا که یک بند حرف می زد . بعد همین آیدا می نشست و داستانهایی می نوشت که ما انگشت به دهن می موندیم. مجمع تضادهاست آیدا. خیلی دلم براش تنگ شده. پیششی از طرف من سلام گرم بهش برسون.
خانم شین | February 14, 2008 4:51 PM