« عصبانیم | صفحه اول | عطا این پست را نخواند! »
انگیزه نوشتن این دو خط این نوشته بود از لیلا و این نوشته از لوا. که ظاهرا در ادامه این پست نازلی نوشته شده. من نمیخوام راجع به جامعه ایران نظر بدم چون اول مدتیه اصلا اونجا زندگی نمیکنم, دوم دیده ام که خیلی چیزها که انقدر راجع به مردهای ایرانی میگیم راجع به خیلی مردهای دیگه هم درسته و اعتقاد ندارم دیگه که اینجوری ما و شما کردن بین زن و مردها(مخصوصا ایرانی) دردی دوا میکنه, سوم اینکه اعتقاد قلبی پیدا کرده ام که خیلی از پستهای اینچنینی توفنده نسبت به مردها لایه ایه برای دید جنسیتی که اول از همه خود نویسنده به مردها و زنها داره و یه خط پررنگ برداشته کشیده وسط جامعه توی کله خودش و ورای اون نمیتونه ببینه. حداقل برای خودم صادق بود. دیگه مثل قدیم اعتقادی به نوشتنشون ندارم.
حالا این همه صغرا و کبرا چیدم که اینو بگم. به نظر من حکم کلی دادن برای اینکه هرکس چهارتا فیلم پورن تماشا کرد و داستان اروتیک س.ک.س با خاله و عمه و دار و درخت و چمدونم چرنده و پرنده خوند بیمار روانیه. فانتزی داشتن مخصوصا در مورد روابط جنسی الزاما چیز بدی نیست. یکی از ابزاریه که آدمها میتونند استفاده کنند برای اینکه نمک زندگی جنسیشون رو زیاد کنند, حتی در مواردی به شریک جنسیشون وفادار بمونند. ابزار خوبیه برای اونی که توی یه رابطه خوبه و گاهی دلش هوس چیزی میکنه اما نمیخواد رابطه اش رو به هم بزنه. یا حتی همین خیالهای عجیب و غریب به سرش میزنه اما در حد فانتزی توی کله اش نگه میداره و عملا هیچ آزاری هم به کسی نمیرسونه. دنیای روابط جنسی خیلی چیز کش داریه. به این راحتی نمیشه حکم داد. این داستانها میتونه خیلی ساده جایی باشه که آدمها فانتزی های جنسیشون رو مینویسند و الزاما هیچ وقت هم خیال انجام دادنشون رو ندارند یا اصلا لذتی هم از واقعا انجام دادنشون نمیبره. مخصوصا داستانها چون واقعا بی آزارترین فرم بیان هستند.
این نوشته اهمیت آموزش سیستماتیک و صحیح جنسی و فرهنگ سازی صحیح رو زیر سئوال نمیبره. فقط من مطمئن نیستم اصلاح داستانهای اروتیک راهش باشه. مشکل اینه که بخواهیم به این داستانها به عنوان ابزار تغییر یا شاخص رفتار جنسیتی جامعه نگاه کنیم. هردوش گذاشتن اینجور داستانها در جاییه که الزاما جاشون نیست. اگر تحقیقی هست یا منبعی که خلاف اینو میگه ممنون میشم لینک و آدرسش رو بذارید.
مرتبط:
Sexual fantasy(ویکی)، The power of sexual fantasy_BBC
لغت روز: قندیل: icicles



Comments
انار جان زیبا نوشتی ولی من با حرفت موافق نیستم. دلم می خواست خیلی حرف برایت بنویسم اما پشیمون شدم. فقط می خواستم بگویم من با حرفت مخالف هستم هیمن.
anonymouse | March 2, 2008 11:01 PM
اوکی!:)
اصولا بحث کشداریه و منم بیشتر از مشاهده شخصیم رونمیتونم بگم. میدونم که میشه یه نفر مشاهده صد در صد مخالف حرف من رو داشته باشه. برای همین گفتم اگر کسی تحقیق مدون و حسابیی دیده که بیشتر از نظر شخصی توش نوشته آدرس بذاره.
انار | March 2, 2008 11:07 PM
من موافقم.. این دو انگاریها نه تنها مفید نیست بلکه خیلی هم مضره
ماهو | March 3, 2008 12:45 AM
من وبم اشتباهی دادم :)
ماهو | March 3, 2008 12:50 AM
من راستش اطلاعات مستندی که نشون بده این فیلمها تاثیر دارند تو فرهنگسازی و یا همچین چیزی ندارم ولی کلااز این فیلمها یی که جنون جنسی دیوانه واری توشونهد بیزارم. نمیدونم شاید تو ایران بخاطر محدودیتهای فراوون و جنون جنسی (چه مرد چه زن) باید برسی جداگانه ای صورت بگیره تا تاثیرشون برآورد بشه که عملاً با روشنفکری مسئولین غیر ممکنه!
سوالی هم داشتم. من جدیدا یک پی امی دریافت کردم که گفته انجمن زلزلۀ آمریکا (با چیزی مثل این) گفته که روز 17 اسفند قراره زلزله بیاد. از اونجا که از بعضی از نوشته هات متوجه شدم در این مورد متخصصی خواستم بدونم این حقیقت داره؟.یا دوباره از سلسله حرفهای بی سرو تهه؟!
هرچند تا اونجاییکه من شنیدم و خوندم پیش بینی زلزله محاله حداقل تا چند ساعت قبلش. ولی میدونی اصولاً اگه به یک آدم دیوانه هم بگند که تو این آب سمه و نخورش به این حرف گوش میده
-------------
لیلی جان تا جایی که من هم میدونم پیش بینی زلزله به این صورت هنوز امکان پذیر نیست. اما اگر جریان سم و دیوانگی باشه آدم اصولا نباید توی تهران زندگی کنه با اونهمه گسل دورش.
لیلی | March 3, 2008 7:01 AM
سلام دوست عزیز
وبلاگ خوبی داری اگر وقت کردید از " گذرگاه " هم بازدیدی داشته باشید . خوشحال خواهم شد که تبادل لینک هم داشته باشیم
موفق باشید
محمدی | March 3, 2008 9:17 AM
در خصوص حرفهايي كه راجع به مردهاي ايراني ميزنند من اصلا بايد يه پست بنويسم:) و حتي در خصوص قضيه ظلم به زن و ستمگري مرد!
اما در كل من مخالف اين نوشته ها هستم يعني اينجور داستانهاي اروتيك اما در كل فكر نمي كنم نويسندهاش رواني باشه! منظورم از مخالف هم اينه كه بنظرم چيز جالبي نيست! اصلا داستان اروتيك خيلي برام جالب نبوده. شايد هم چون مصنوعي جلوه مي كرده و طرف نويسنده نبوده و يه چيزي سر هم كرده
از يه طرفي هم به علت شرايط ايران و شهرهاي ديگري كه آزادي توشون كمتره شايد كسي اين فكرهاي فانتزي براش جدي جلوه كنه يعني جدا تو فكر اين باشه كه بخواد با يكي از آشنايان سكس داشته باشه كه از ديد من اصلا بعيد نيست همچين چيزهايي هم وجود داشته باشه.
پرهام | March 3, 2008 12:16 PM
نه ممکنه وجود داشته باشه. اینجا هم ممکنه باشه.
anar | March 3, 2008 12:20 PM
راستش همه این ها درست. حرفی هم توشون نیست اما به نظرم شاید از نوشته لوا و نازلی بد برداشت کرده باشی. به نظر من اومد که اونا هم توی جبهه تو حرف زده بودند. ها؟
پرگلک | March 3, 2008 1:09 PM
میرم دوباره میخونمشون. چشم. شما خودت خوبی؟
anar | March 3, 2008 1:27 PM
انار جان البته تا حد زيادی باهات موافقم، ولی فکر ميکنم مساله ليلا نه خود داستانهای سکسي، بلکه خشونتی که در همشون وجود داره هست. به نظر من هم مساله اصلی زن و مرد رو اين وسط مطرح کردن و مقظر دونستن نيست، ولی خوب وقتی حرف چينين فيلمهايی هست و عملا خشونت در مورد اونها اجرا ميشه، حرف زدن در موردش هم در همين راستاست. به هر حال فکر می کنم در شرايط خاص ايران، اين حد اقل در حد يک سوال مطرح هست که آيا اين داستانها تنها تخيل هستن يا منشا حقيقی دارن؟
شبنم | March 6, 2008 4:30 PM
سلام.من تازه واردم راجع به سایتتون زیادنمیدونم.امیدوارم چیزی که می خوام توش باشه.
افراسیاب | May 28, 2008 11:29 PM
سکس های فانتزی رو اگه میشه بیشتر توضیح بدید چون واقعا موثره
Anonymous | July 26, 2008 7:00 AM