« سلام | صفحه اول | Abercrombie & Fitch »
در یک دوره هایی از زندگی آدم مثل فنر جمع میشود که وقتش که شد یکهو چندین قدم به جلو برود یا حتی از یک سطح انرژی به سطح بالاتر بپرد. اگر شما فنری را دیدید که چند وقتی دستی به سر وبلاگش نکشیده و مدتی است پست جون داری ننوشته بدانید که مشغول جمع شدن است.
لغت روز: خجالت کشیدن
خوب این لغت خجالت کشیدن رو ما در فارسی در جاهای مختلف به کار میبریم که میشه معانی خیلی سنگین یا خیلی سبک به معنی بار کلمه داشته باشه. اینجا من چند تا مثال میزنم.
از کاری که انجام دادی خیلی خجالت کشیدم:
I was very embarrassed by what you did.
کارهای دولتم باعث خجالت من است:
I am ashamed of what my government does.
او خیلی خجالتی است
He is very shy.
در واقع اینجا تفاوت کلمات زیر رو میبینیم.
shame: بار معنایی سنگین تری داره. به معنی سر افکندگی, بی آبرویی,
shyness: به معنی خجول بودن, ترسیدن و جا خالی کردن, کم آوردن, راغب نبودن
embarrassment: خجالت کشیدن در حضور جمع یا جای عمومی, معذب شدن
اگر شما هم مثالهای بیشتری دارید یا جمله مشابهی در فارسی توی ذهنتونه و مطمئن نیستید لطفا بگید که مطلب کاملتر بشه.
مرسی از ندا که لغت روز رو یاد آوری کرد.



Comments
خوب ما منتظر فنر و البته لغتهای روزش هستیم.
neda | April 6, 2008 10:05 PM
فنر من که فعلا"همون جمع شده زنگ زده و باز نمی شه که نمی شه. :)) نگرانش نیستم البته.
Ghazal's mom | April 6, 2008 11:58 PM
ایشالله که فنر من گیر نکنه موقع جمع شدن!!!!
می گم به جای پارتنر همون چوپان را بگذار D:
آرام | April 7, 2008 2:03 AM
خدا عمرت دهاد من فرق اینها را نمی دونستم!
اون پست حامد یادته که درباهر اثر قرص نوشته بود؟ یادته نوشت pill با tablet فرق داره! خوب... من اون موقع تازه فهمیدم یک سال قبل ترش عجب سوتی جلو همکار انگلیسی ام دادم! سرماخورده بودم بهش گفتم pill داری؟!!!
چشماش از حدقه درآمد! من فکر کردم وا! خیلی عجیبه آدم از همکارش کمک بخواد؟! بعد البته فهمید و بهم یک قرص سرماخوردگی داد. ولی من وقتی پست حامد را خوندم به همه کانون زبان فحش بد دادم!!! به گتابهای درسی مان هم همین طور!
نه فقط شما تصور کن قیافه من را جلو یک انگلیسی سفید موبور میانسال که داره ازش pill می خواد!!!!
آرام | April 7, 2008 2:09 AM
خیلی وقته فیزیک نخوندم ولی یادمه یه قانونی بود به نام هوک! فکر کنم. که یه k داشت برای فنر ها! حالا این فنر بستگی داره K چقدر باشه تا بشه برگشتش رو اندازه گرفت
محمد جواد شکری | April 7, 2008 5:09 AM
farghe pill o drug o tablet chiye??????????
t | April 7, 2008 11:52 AM
salam anar jan
man az khanandehaye webloget hastam
rastesh man az shoma ye soal daram mikhastam beporsam nazare shoma raje be esme paniz chie? yani momkene englisi zabana ino ba chizi mse pe -nis eshtebah begiran?
Anonymous | April 7, 2008 2:16 PM
اسم پانیز؟ یعنی اینجوری نوشته بشه؟
anar | April 7, 2008 2:39 PM
سلام
پانیذ نوشته میشه و معنیشم sugar
fereshteh | April 7, 2008 9:21 PM
آرام کلی خندیدم با این خاطره ات. یعنی خدااا بود خاطره ات.
رقی | April 8, 2008 4:53 PM
shame گاهی معنی ملایم تری مثل حیف شد هم می ده مثل:
it was a shame that I missed the party.
dena | April 8, 2008 6:47 PM
به نظرم embaressing معنی شرم آور داره که بار معنایی سنگینی داره و دیگه به معنی خجالت در جمع نمی ده.
فرشید | April 9, 2008 5:38 AM
دنا حرفت درسته.
فرشید جان کاش یه مثال میزدی. ببین مثال خجالت در جمع (معذب شدن) یا جلوی کسی آدم رو خجالت زده کردن مثلا میشه اینکه اینجا بچه ها خیلی به پدر و مادراشون میگن:
stop doing that! you are embarrassing me!
اینجا فکر نمیکنم به معنی شرم آور باشه. اگه مثال بزنی خوب میشه.
anar | April 9, 2008 10:10 AM
فرشته جان
اسمش رو اگر بخواهی بنویسی بهتره ظاهرا بنویسی Paneez. اما ظاهرا بهتره یه اسم دیگه براش بذارین. من اینجا از دوستهای آمریکاییم پرسیدم و هنوز جمله من تموم نشده شروع کردند لبخند زدن به خاطر اینکه ظاهرا اسم پانیز به کلمه penis زیادی نزدیکه و همشون معتقد بودند اگر بعدها هم مردم مودب باشند و چیزی نگند اما حتما این تشابه به ذهن متبادر میشه.
اگه باز هم اسم دیگه بود که خواستین چک کنم تعارف نکنین.
anar | April 9, 2008 10:14 AM
جای نگرانی نیست آدمها جمع میشند و باز میشند، امیدوارم بیشتر باز باشی.
آگالیلیان | April 9, 2008 3:57 PM
ممنون انار جان به خاطر لغتهاي روز.فوق العاده موثره.پليز ادامه بده.بوس
بهار | April 11, 2008 4:25 AM
انار! یک سوال وقتی مثلا ما دپارتمان پروژه ایم و مثلا دپارتمان مالی از ما یک چیزی خواسته که بهشون زود تحویل بدهیم. من باید به بچه های خودمون مثلا بگم: "بچه ها بیاید یک کاری کنیم که جلو مالی ها شرمنده نشویم" چه باید بگم؟
من گفتم ashamed! درسته؟
آخه با توجه به این چیزی که نوشتی "کم آوردن" باید shyness باشه. ولی من احساسم از shy این است که خجالتی بودن معنی بده.
چی باید بگم این طور موقع ها!
یا مثلا وقتی که مثلا از صحبت با یک فردی خجالت می کشم و راحت نیستم (نه خیلی شدید ها!) مشکلم همینه نمی خواهم طوری بگم که فکر کنن خ ی ل ی خجالتی ام. آخه اینجا را نبین کامنت پراکنی می کنم یک کم خجالتی ام کلا. خصوصا وقتی با یک نفر تازه آشنا بشوم. (البته تازگی ها یک راه پیدا کردم کسی نفهمه خجالت کشیدم! برعکس همچین شلوغ پلوغ می کنم که همه فکر می کنن عجب طوفانی ام من!)
آرام | April 11, 2008 12:22 PM
من ویدئو ات را نتونستم بیینم :(
نه یوتیوب نه بی بی سی.
آرام | April 11, 2008 12:28 PM
آرام جان
فکر میکنم برای ترجمه لغت به لغت خوب استفاده کردی. اما یه موقع هایی بهتره ترجمه فارسی به انگلیسی نکنیم. من اگر بودم میگفتم:
Let's try to meet the deadline so we will keep our image or protect our reputation or impress them.
این یه مقداری برمیگرده به روح زبان. که خوب البته باز ممکنه بین آمریکایی و اروپایی ها که تو احتمالا باهاشون کار میکنی فرق کنه. اما ما در ایران از موضع پائین تر و متواضعانه تر برخورد میکنیم. سعی میکنیم که بهتر کار کنیم که "شرمنده نشیم"...آمریکایی روح رقابتش بیشتره. بهتر کار میکنه که "وجه خودش رو حفظ کنه" یا " حسن شهرتش رو حفظ کنه" یا " طرف رو تحت تاثیر قرار بده".
در مورد اینکه در صحبت کردن با کسی راحت نیستی. اگر به دلیل یک سری ملاحظات راحت نیستی(مثلا دوستته ولی نمیخواهی توی کار اداری بهش یه چیزی رو بگی) میتونی بگی
I am not comfortable talking to her
در مورد اینکه طول میکشه با کسی عادت کنی و سر حرف رو باز کنی میتونی بگی:
I rather take some time and know the person first.
راستش خوب اگر خجالت میکشی دلیلش همون shy بودنه اما اگر نمیخواهی اینو بگی باید بگی چی میخواهی جاش بگی که من برات ترجمه کنم(اگر بتونم).
anar | April 11, 2008 12:38 PM
راستش من خودم به comfortable فکر کردم ولی گفتم شاید برداشت بشه که دارم از طرف بد می گم!
مرسی عزیزم. من اصلا انگلیسی را فارسی حرف می زنم. خیلی ضایع است.
آرام | April 11, 2008 12:41 PM
حرفت درسته:
I am not comfortable talking to her
یه مقداری بار منفی داره. اگر دقیقا بگی منظورت چیه من شاید بتونم جمله بهتری برات پیدا کنم.
anar | April 11, 2008 1:21 PM
مثلا فرض کن حرف آدم پیش طرف برو نیست و آدم نمی خواد بره الکی ضایع بشه. مثلا وقتی طرف سنش و موقعیت شغلی اش بالا باشه ولی حرف حساب حالیش نباشه و من هم خجالت بکشم باهاش یکی بدو کنم. یا خجالت نکشم ولی می دونم 100% که از من حرف شنوی نداره.
یا یک موقعیت کاملا متفاوت این که یکی باشد که من از برخورد شخصی اش با من خوشم نیاد ولی نخواهم به کسی توضیح بدهم و اصلا بگم که مثلا من از نگاههای هیز طرف خوشم نمی آد دلم نمی خواد برم باهاش حرف بزنم.
یعنی اصولا این طور مواقع مواقعی است که فی الواقع آن جمله comfortable کلا حق مطلب را ادا می کند ولی من نمی خواهم ادا بکند! و بار منفی نمی خواهم داشته باشد. حالا به دلایلی که خودت می تونی حدس بزنی.
آرام | April 11, 2008 3:56 PM
خوب به جای اینکه جمله بندی رو منفی کنی میتونی مثبتش کنی. به جای اینکه بخواهی بگی من نمیخوام برم با طرف صحبت کنم شاید بتونی تمرکز کنی روی اینکه چرا اگر فلانی بره صحبت کنه بهتره. مثلا
he is more experienced than me, They have already worked on some projects together before. They already have a good working relationship established. Therefore he will be more receptive about a feedback from him compared to me.
اگر از برخورد شخصی طرف خوشت نمیاد نمیدونم میتونی بگی یا نه. احتمالا نه با توجه به جو ایران. شاید بهتر باشه به روت نیاری و باز سعی کنی از موضع قدرت کناره بگیری. یکی از چیزهایی که تو رو میاره توی موضع قدرت میتونه همین کناره گیری سازنده باشه. یعنی به جای صرف تمرکز روی انجام ندادن بشینی فکر کنی خوب این حرف اگر باید زده بشه چه جوری و توسط کی زده بشه بهتره و اگر نباید زده بشه چرا.
البته اینا خیلی کلی گویی چون من ریز ماجرا رو که نمیدونم. نظر شخصیم اینه که برو تو روی یارو آقا هیزه حرفت رو با سر بالا بزن و تو چشمش هم نگاه کن بره بمیره! نذار شخصیت قراضه اون مانع کار تو بشه. که البته باز هم فقط به چشم نظر شخصی نگاش کن. خودت اونجایی بهتر میدونی:)
انار | April 12, 2008 12:33 AM
این قسمت لغت روز به نظر من فوق العاده هست .ممنون لطفا ادامه دار باشد
farzaneh | April 12, 2008 3:35 AM
مثلا در مورد رفتار یا گفته شخصی اگه بخواهیم اظهار نظر بدیم بنظرم می تونیم بگیم : it is embaressing
فرشید | April 12, 2008 5:16 AM
مثلا در مورد رفتار یا گفته شخصی اگه بخواهیم اظهار نظر بدیم بنظرم می تونیم بگیم : it is embaressing ...بدین مفهوم که مثلا رفتار طرف خجالت آور است و اینجاست که من میگم دیگه معنی خجالت از جمع یا اینجور معنی رو نمی ده.
فرشید | April 12, 2008 5:18 AM
انار جان.من هر چه کردم نتونستم در آرشیو شما پستی را که مربوط به آقای رندی پاش در مورد مدیریت زمان بود پیدا کنم.می تونید کمکی به من بکنید.مرسی
مانا | April 12, 2008 9:02 AM
:))
آرام | April 12, 2008 9:08 AM
آره تا حالا که اولی را از همون جلو فرستادن رئیسم یا رئیس یکی دیگر استفاده کردم (تازه حرف اونها را هم گوش نگرفته (بچه پر رو!!). دومی را هم خدا خودش نجات دهنده است! هوووف!
آرام | April 12, 2008 9:12 AM
فرشید فکر کنم هردو داریم یه چیز رو میگیم. قبول دارم. در این جمله ترجمه تو بهتره. ممنون از مثالت.
مانا:http://thoughts.blogfa.com/post-245.aspx
آرشیو وبلاگ رو منتقل نکرده ام. بلاگفا مشکل داره. باید متاسفانه بری توی همون قبلی بگردی. من معمولا کلمات کلیدی رو میزنم "انار" بعلاوه همون چیزی که دنبالشم راحت پیدا میشه. مثلا الان زدم "انار مدیریت زمان" گوگل راحت پیدا کرد.
انار | April 12, 2008 9:36 AM
خیلی ممنون
مانا | April 12, 2008 11:02 PM
خیلی ممنون
مانا | April 12, 2008 11:02 PM
سلام لطفا معني اسم پانيز رو برام بفرست ممنون
وحيد | July 22, 2008 3:16 AM
سلام،
سوالي داشتم كه تا بحال نتونستم جواب درستي براش پيدا كنم. اميدوارم شما بتونيد به من در پاسخ به اون كمك كنيد.
"كم آوردن جلوي كسي" به انگليسي چي ميشه؟
مثلا" علي جلوي دوستش كم آورد!
يا مثلا"من جلوي تو كم آوردم!
ممنون
شهرام
شهرام تهراني | December 16, 2008 3:41 PM
فرق بین pill و tablet ؟
toktam | March 7, 2009 6:08 AM
تفاوت pill و tablet چیاست؟
toktam | March 7, 2009 6:10 AM