« Abercrombie & Fitch | صفحه اول | فعلا! »
من این رو لازم میدونم بگم. ببینید این حرف که مساله جنصی مثل هر مساله دیگری از ابعاد مختلف بابد بررسی بشه درسته. اما تا جایی که من میدونم به جز دائره المعارف بقیه کتابهای دنیا حتی اگر آموزشی هم باشند بالاخره روی یک سری ابعاد خاص موضوع متمرکز میشن و وظیفه خواننده است که بره اون کتابی رو بخونه که راجع به موضوع مورد نظرش نوشته. بعد هم مشکل اینه که شما از بالا و یخورده کلی تر نگاه کنید میبیند که همین وبلاگستان زنانه روزانه نویس فارسی خیلی هم تلاش کرده که سهم خودش رو از "مفید و آموزشی نویسی" هم ادا کنه. فقط ما تمایل داریم که یادمون بره یا قبول نکنیم که همه بخشهای رابطه جنصی اونقدر ها هم آموزشی نیست. خیلیش احساسیه و کاملا اشل فردی داره و فردی بودنش دلیل نیست که به موضوع بی ربطه و نباید گفته بشه. من خودم گفتم بیام لیست کنم از اول این عمر وبلاگیم چه چیز آموزشی در این باره نوشتم:
همجنسگرایی:
همجنسگرایی و گرایش جنصی,(+),(+)
آیا همجنسگرایی بیماری روانیست؟
روابط عاطفی:
رابطه های مخدر(+),(+)
سو استفاده احساسی
هدف از ازدواج
سو استفاده جنصی در کودکی:
درباره سو استفاده جنصی در کودکی(+),(+)
ازتجربه هامون بگیم
کشش جنصی(+)
پیشگیری از حاملگی: قرص روز بعد
سقط جنین : سقط جنین و جامعه
تجاوزز: کمک به دوستی که مورد تجاوز قرار گرفته
تازه اینا شامل فرمایشات و افاضات خودم نیست. همه اش یا نظرخواهی جمعیه یا اکثر مطالب ترجمه شده با ذکر منبع. و تازه این فقط وبلاگ منه. من الان باید برگردم سر درسم. اما فکر کردم یه همچین جمع بندی کمک میکنه که یه مقداری حافظه مون در مورد سایر مطالبی هم که در روزمره نویسی های زنان درمورد مطالب جنصی خوندیم گردگیری بشه.
و البته باز هم به نظر من اصولا توقع پیام مفید در هر پست داشتن از وبلاگ نویس توقع بیجاییه. رضا به نظر من توی این متنش خوب گفته:
این هم از آن دردهای جامعه ماست. در هر چیزی اعم از فیلم و کتاب و هنر و ... دنبال پیام اخلاقی یا آموزشی یا علمی هستیم. من حتی منکر این قضیه نمیشم که ممکنه برای کسی این کمک بزرگی هم باشد اما اساسا خیلی از مطالب نوشته نمیشوند تا به کسی کمک بزرگی شود. نوشته میشود تا آدمها خود را به جامعه و به خوانندگان معرفی کنند. اینکه انسان خود را کامل در معرض دید دیگران قرار دهد بدتر است یا اینکه از پشت مانیتور درباره چیزهایی که پشیزی اعتقاد ندارد مطلب بنویسد؟!
آپدیت: خدا بگم این اهالی وبلاگستان را چکار نکنه که من الان دوتا آدامس به اندازه لنگه کفش انداخته ام گوشه لپم مگر به زور شلپ شلوپ جویدن اینها بتونم روی درسم تمرکز کنم و چهارتا نقشه تهیه کنم که بگذارم در این تزم. این بحثها را انقدر جالب میکنید آدم از کار و زندگی میفته به مولا.نمیشد کماکان به همان بازیهای وبلاگی ادامه بدید؟



Comments
کاش همه مثل تو اینقدر عمیق و با درک درست به مسایل نگاه می کردن.البته خوب تفاوت آدمها همینهاست دیگه.
rokhy | April 17, 2008 4:33 PM
وای من چقدر خوشحال میشم وقتی میبینم شماها اینقدر راحت با این مسائل برخورد میکنید کاش همه اینطوری بزرگ میشدن
(در تمام طول عمرم فکر میکردم من زیادی پر رو هستم)
گلی | April 17, 2008 5:30 PM
انار دنبال چه نقشه اى هستى من ميتونم برات MAP درست كنم .
shirin | April 17, 2008 9:18 PM
مرسی. کار سختی نیست. خودم یه ساعته میتونم درستش کنم اگر حواسم سرجاش باشه. مرسی از کمک به هر حال.
انار | April 17, 2008 9:33 PM
من هنوزم میگم نوشتن اینجوری میتونه کمک خیلی ها باشه. همین مساله خودارضایی من فکر می کردم خیلی کار بدیه یا وقتی لوا از مشکلات حساسیت به کاندوم و غیره نوشت خیلی برای من آرامش بخش بود که من غیر عادی نیستم خیلی ها تجربه مشابه دارن. این شاید نشه اسمشو گذاشت آموزش ولی یه جورایی کمک. اینکه یه مقاله علمی در این باره بخونی خیلی فرق داره که حس کنی یه آدم دیگه ولو مجازی تجربه مشابه تو داشته.
40tike | April 18, 2008 4:06 AM
و صد البته منو هم از کار و زندگی انداختن این ملت.
40tike | April 18, 2008 4:07 AM
سلام. دیشب خیلی تو وبلاگت گشتم و خیلی خوشم اومد. زنده باد که اینقدر خوب می نویسی. در مورد لینک ها هم خوب بود. خیلی هاشو خودم می دونستم... در مورد خود ارضایی هم تحربه مشابه دارم باهات.
morgh e sahar | April 18, 2008 4:41 AM
من هم چیزی در این باره نوشتم.خوشحال می شم بخونی.
بهاره | April 18, 2008 7:25 AM
می گم یه سوال داشتم از شما خانوم ها که این جا جمع تون جمعه. وقتی که دخترها تو عادت ماهیانه هستن واقعا ضعیف و بی حوصله و گاهی بداخلاق می شن. البته خوب مسلمه که ممکنه خیلی سخت و ناراحت کننده باشه. ولی تو این مواقع یه مرد چی کار می تونه بکنه که همدلی و حمایت اش رو نشون بده؟ احساس می کنم دخترها تو این جور مواقع از ناز و نوازش شدن خوش شون نمی یاد (؟) ولی فکر می کنم که این هم درست نیست که تنهاشون گذاشت. مشکل اینه که دختری که تا دیروز خندان بود یهو می بینی کسل می شه. این تو روحیه ی مردی هم که دوستش داره تأثیر می زاره. پس این مرد تو این موقعیت چه کاری از دستش بر می یاد؟ یک زن تو این جور مواقع از مردش چه انتظاری داره؟ تو اینترنت گشتم ولی هیچ چیزی در این مورد پیدا نکردم.
آتش | April 18, 2008 4:47 PM
با آگاهی دادن هم موافقم. اما لحن نوشته خیلی مهمه. بعضی نوشته ها برای من تهوع آورند. البته کهصاحب وبلاگ اختیار وبلاگش را دارد. من هم حق دارم بگویم تهوع آور. یه نکته ی دیگه هم اینه که اگه واسه خونده شدن می نویسیم نمیتونیم بگیم برامون مهم نیست خواننده جی برداشت می کنه. حس اگه هدف آگاهی دادنه و چنین ادعایی داریم با این لحن بنویسیم. اگر روزمره نویسی یا شخصی نویسیه ادعای آموزش نکنیم.
سانی | April 19, 2008 1:47 PM
kheili khube
parse | April 19, 2008 4:11 PM
خوشحالم که فهمیدم تنها نیستم.ولی هنوز میترسم از انگ هایی که به خاطر نگاهی که به سک.س و به زن بودن دارم ممکنه بهم بچسبه.
تفکر عوام بی پروا اجازه قضاوت به خودش می ده اما اجازه دفاع هرگز...
غزل | April 19, 2008 4:47 PM
سلام
این بار دومیه که مطالب صریح و آموزشی ترا میخوانم امیدوارم به هدفی که میخواهی برسی و حداقل راهگشا و راهنمای چند جوان درمانده و خودآزار قرار بگیری , اینطرف دنیا اینگونه مطالب توسط مدارس و معلمین با تجربه و خیلی راحت و معمولی تدریس میشه , مدارس هم تماما مختلط هستند و معمولا کمتر خطا یا اشتباهی از طرفین سرمیزنه , البته همیشه در همه موارد استثنا وجود داره , در اینجا هم شاید بیشتر از جاهای دیگه , ولی این مربوط به شخصیت خود آدمهاست نه نحوه آموزش .
یادش بخیر سالهای پیش منهم در ایران در دبیرستان مختلط درس میخواندم و خیلی چیزها را میدیدم و از همه بدتر بعضی معلمین بی جنبه و بیتجربه که توان برخورد با واقعیات زندگی را نداشتند و سعی در پاک کردن صورت مسئله داشتند بجای حل آن .
فعلا که شما مسئله را طرح کرده اید , برایتان آرزوی موفقیت میکنم .
ارادتمند
Mohammad | April 19, 2008 5:58 PM
http://www.zahra-hb.com/2006/12/26/5-notes-you-dont-know/
saba | April 23, 2008 6:30 AM
http://www.zahra-hb.com/2006/12/26/5-notes-you-dont-know/
saba | April 23, 2008 6:31 AM
Salam
chera dige matlabe jadid memizarin.
Tashakor
Peyam | December 9, 2008 9:29 AM