« "پذیرش" آماده پذیرش است | صفحه اول | روزمره »
To patronize (someone): to behave towards (someone) in a way which is kind and friendly but which nevertheless shows that one thinks oneself to be more important, clever etc than that person.(پترونایز با کسر پ)
من لغت فارسی برای این رفتار بلد نیستم. نوعی از حرف زدن, کلام, گفتار حتی عمل که در ظاهر حالت دوستانه و محترم داره اما رفتار طرف یه جاییش بد روی اعصاب میره و تحقیر کننده است و نمیشه هم دست روی هیچ کلمه خاصیش گذاشت. توی این حالت مشکل احتمالا کلمات نیستند بلکه دیدگاه پشت کلمات هستند...اینکه علی رغم کلمات یکسان این برداشت برای گوینده هست که بالاتر از شنونده است و باید سواد شنونده رو بالا ببره یا فهمش رو بیشتر کنه یا اصولا خودش رو بالاتر از طرف میدونه. ظاهر رفتار ممکنه یک مکالمه برابر باشه اما در واقعیت رفتار و تعامل از حالت هم شان که شایسته دو انسانه خارج میشه.
مثالش توی زندگی زیاده.
مترادفش هم میشه: condescending(کاندسند با کسر د و س)
پ.ن. آزی حرف منو اصلاح کرد که من اینجا هم بنویسم. خود کلمه condescend مترادف To patronize نیست. یه جورایی تلویحا معنیش رو داره. یعنی اینکه "سطح خود را تا سطح فلانی پائین آوردن". یعنی مثلا بخواهی بگی "من سطحم رو انقدر پائین نمیارم که بخوام با تو حرف بزنم". البته معنی تحقیر کردن خود و پست کردن خود رو هم میده. condescending behavior معنی رفتار تحقیر آمیز رو میده. اما تحقیری که در patronize هست خیلی پوشیده تر و در لفافه تره.
باز هم اگر جایش به نظرتون غلطه بگین لطفا.



Comments
هوووم! مدتهاست دارم فکر میکنم چرا حرف زدن یک نفر دایم رو اعصاب منه. هر بار که باهاش حرف میزنم کلی از حرفهاش لجم میگیره و رویهم رفته که نگاه میکنم هیچ حرفیش اهانت آمیز نبوده. الان که اینو دیدم تازه فهمیدم کجای برخوردشه که این طور من رو عصبانی میکنه.
لوبیا | May 1, 2008 1:11 AM
توي ديكشنري فارسي اينو زده:رئيس وار رفتار كردن،تشويق كردن،نگهداري كردن،مشتري شدن
در مورده كلمه مترادف توي ديكشنري اينو زده: تمكين كردن،فروتني كردن،خودرا پست كردن،تواضع كردن
چه جوري ميشه مترادف باشن؟ اولي كاملا قابل فهمه...
ممنون
آزي | May 1, 2008 1:15 AM
اگر بخواهیم برای کمک در به یاد نگه داشتن این لغت ایده ای داده باشیم می توان به لغت pat نظري انداخت كه در زبان لاتين به معني پدر مي باشد. به عبارت ديگر patronize به معني "در حق كسي پدر گونه رفتار كردن " مي باشد. همان طور كه براي مثال پدران در مورد بچه ها نگاهي از بالا به آنان مي اندازند...
كاميار | May 1, 2008 1:38 AM
متاسفانه من تا حدودی یکی از این افراد هستم، یه نظر میاد patronize ربطی به patriarch یا پدر دارد و تا حدودی پدرسالار مناسب است.
شوایک | May 1, 2008 1:43 AM
دقیقن! از این آدمها بدجور زیادن و من الان با یکیشون همخونهام!! حالا خودت حسابشو بکن :(
راستی بازم منون بابت این لغتها :)
رها | May 1, 2008 7:25 AM
راستي روزت هم مبارك خانم معلم مهربون :)
آزي | May 1, 2008 10:26 AM
به نظر من به فارسی میشه گفت رئیس بازی درآوردن مثلا Don't patronize me! میشه گفت رئیس بازی در نیار!
نوید | May 1, 2008 11:11 AM
اوه راستی پترونایز به کسر پ نیست به فتح پ است.
نوید | May 1, 2008 11:15 AM
واقعیتش نه کسره است نه فتحه...صدای "ای" میده برای اینکه حرف a با صدای بلندش خونده میشه. مثل پی ترونایز. حداقل دیکشنری اینجوری نوشته.
انار | May 1, 2008 11:20 AM
نمی دونم از چه دیکشنری استفاده می کنید من اینجا عکس از دیکشنری خودم گذاشتم:http://i28.tinypic.com/vwv586.jpg
ولی بستگی به لهجم داره من پیترونایز هم شنیدم ولی کانادایی ها بیشتر پترونایز می گند فکر کنم.
نوید | May 1, 2008 11:52 AM
http://dictionary.reference.com/
بله ممکنه تلفظهای مختلف داشته باشه. حرف شما درسته.
انار | May 1, 2008 11:56 AM
اینجا پیدا کردم با هردو تافظش خودش می کلمه می خونه:
http://www.merriam-webster.com/dictionary/patronize
نوید | May 1, 2008 11:57 AM
این رییس بازی کمی جور درمیاد. ولی پدری یا پدرسالاری نه.حتا ادای قیم ها رو درآوردن خیلی نزدیکه. راستی بیشتر دانمارکی ها این رفتارو با خارجی ها دارن. به خصوص وقتی خارجیه هنوز زبانش خوب نیست!
neda | May 1, 2008 6:31 PM
«منت گذاشتن» معادل دقیقی نیست ولی نزدیکترین چیزیه که به ذهنم میرسه...
محمد | May 1, 2008 11:04 PM
سلام مدتی هست که با شما وبلاگتون اشنا شده ام دنبال بروبچه های خارج از کشور می گشتم تا بتوانم از ان طرف مرز ها اطلاع کسب کنم مطالبتون رو از rssتون دریافت میکنم اون هم از طریقریدر گوگل خدا سایه این گوگل را مستدام بداراد . به ما سر بزنید اگر مایل به تبادل لینک بودید یک خبر به من بدهید چون من سعی کرده ام ارشیوی از دوستان خارج نشین جمع اوری کنم
متشکر
جهانگرد | May 2, 2008 2:21 AM
از زیرکی ات در انتخاب این کلمه در چنین زمانی(!) لذت بردم! (; فکر نکنم تو فارسی معادل دقیقی برای این فعل داشته باشیم، ولی چیزی که به ذهن من می رسه اینه که معمولا ما تو این شرایط می گیم : وکیل وصی نمی خوام یا واسه من قیم بازی در نیار...
sahar | May 2, 2008 2:54 AM
از بالا برخورد کردن
Maryam | May 2, 2008 2:33 PM
انار جون الان دیکشنری آنلاین رو دیدم٬ برای معنی فارسی To patronize با تداعی منفی اش کلمات بنده نوازی کردن (به طور مغرورانه)، آقامنش رفتار کردن، اربابوار رفتار کردن رو پیشنهاد داده بود. مثل:
he tried to patronize me by acting too familiarly
او سعی کرد که با خودمانی رفتار کردن مراکوچک کند.
برای condescending هم معانی برتری آمیز، افاده آمیز، خود پسندانه، گنددماغدار رو پیشنهاد داده بود با این مثال:
the boss spoke to them in a condescending tone
رئیس بالحنی غرور آمیز با آنها صحبت کرد.
برای تلفظ هم اون بینابینی که خودت گفتی ظاهرا بهتره چون هر دو جنبه رو در برمی گیره. بخصوص که اینجا هم با فتحه و هم با کسره هر دو رو مطرح کرده.
http://www.farsi123.com/?type=1&word=patronize#
ممنون که می نویسی و ما رو هم به فعالیت در می آری. الساعه دو تا فلش کارت درست کردم.
دیانا | May 2, 2008 7:30 PM
کتایون
Anonymous | February 22, 2009 6:58 AM
با تبختر نمیشه مترادفش؟
TR | March 22, 2009 12:58 PM
پانته آ جان عصبانیت شما از کمی تسلط تان به بحث بود
یک بار گوش کنید از این زاویه !بی تسلطی و از این شاخ به آن شاخ شدن شما و آن دو ی دیگر آشکاره ،اما آن استنفوردیه کاملا محاط بر حرفش!نه؟
میترا | September 2, 2009 9:30 PM