« روزمره | صفحه اول | نمره دار »
1.این همخونه من عشق داستانهای علمی تخیلی داره. الان یک دو هفته ای میشه که رفته مسافرت و من خونه تنهام و از اون طرف هم نشسته ام مقاله مینویسم که اگر نوشته باشید میدونید خیلی کار خسته کننده ایه.
اینه که کارم این شده که یک کمی می نویسم و یک قسمت سریال Star Trek: The Next Generation میبینم. داستانش کلا داستان بشر قرن 26 است که حالا چه پیشرفتهای علمی کرده و فضا را مینوردد و داستان اصلی روی عرشه یک فضا پیماست به نام Enterprise که اینها هر دفعه یک داستانی دارند و با یک موجود عجیب و غریب و یک گونه جدید دنیاهای دور برنامه دارند.
حالا همه چاخان و پاخانهای فیلم برای من قابل قبول (حداقل میگم اینا فضاییند لابد یه جور دیگه اند!) بوده الا یه چیز! ببینید ظاهرا در قرن 26 آشپزی تعطیل میشه. مخصوصا در عرشه سفینه های فضایی. شما میری جلوی کامپیوتر اتاقت وایمیسی میگی "کامپیوتر! یک بشقاب خورشت قورمه سبزی, پروگرم شماره 3" ...بعد ویزدی یه بشقاب قرمه سبزی ظاهر میشه جلوتون...حالا اینم خوبه, اما سه روزه که من دارم فکر میکنم اینها با این ظرفهایی که این کامپیوتر خلق میکنه از هیچی بعد از اینکه غذاشون تموم شد چکار میکنند؟
خودم البته یک کوه ظرف نشسته تلنبار کرده ام که حسرت تکنولوژی اینها رو میخورم. البته کلا هم سریال خیلی جالبیست. یعنی کم کم آلوده که شدی دیگه راه باز گشت نیست!
2. سه روزه از در خونه پام رو بیرون نگذاشته ام. که این محدود نیروی اراده ای هم که مانده بود خرج این مقاله آخر بکنم و خلاص. خلاص که البته یعنی پیش نویس دومش تمام شود بدهم استادم دوباره بخونه. بخش Literature Review هنوز مونده.
3. Literature Review رو به فارسی چی ترجمه کرده اند؟
4. من در تمام طول دوران زندگی تحصیلیم سه سال خوب درس نخوندم. سال کنکور و دو سال اول لیسانس. بعدش این همه درس خونده ام اما هنوز سایه اون سه سال روی شجاعت آکادمیکم به شدت تاریکه. سخت گذشت آخه.
داستان باغ
زیر انداز انداختیم و نشستیم وسط همه آن خاک و آتش درست کردیم و چای خوردیم و محو تماشای پدر شدیم که توضیح می داد این جا خانه است، این جا باغچه، این جا درخت کاری و این جا استخر و ما واقعاً همه این ها را وسط آن همه خاک و زباله می دیدیم. من و پدر و برادر کوچک و مادر که آخرین روزهایی بود که خواهر کوچک را در دلش جابجا می کرد.
کیوسک در زیر زمین خانه ما (روایت آیدا از کیوسک)
متن مال شیش ماه پیشه اما برای من که تازه پیداش کردم خیلی خواندنی بود و راستش الان یخورده موسیقی کیوسک رو جالبتر یافتم. شما هم اگر این متن آیدا رو در ایرانین دات کام تا حالا نخوندید از دست ندید. مخصوصا اگر استرالیا هستید که کیوسک به زودی اونجا کنسرت داره.
تاملی در نوشته ای فمنیستی: کس: با فتحه یا ضمه؟ مسئله این است
نقدی به نوشته اخیر سیبیل طلا. اسمی هم از من برده شده. من نظرم رو همونجا گفتم.
کُس پنهان همه ما
اگر پست منو درباره فمینیسم و اینا خوندید بی زحمت حتما یه نگاه نه چندان اجمالی به این پست نازلی هم بندازید و اگر خیلی خواستید خدا و من ازتون راضی باشیم کامنتهای غیر فحشش رو هم با توضیحات نازلی از دست ندید.
گاهی کلیدِ دیفراستمان خراب میشود
"ما آلبوم عکسهای یادگاریمان، خاطرههایی که باید بعدها برای نوهها تعریف کنیم و عاشقیتهایمان را همینجا نگه میداریم و به تخممان هم نیست که از کجا معلوم، از کجا معلوم که نترکد یک روز،"
گزارش تصویری از زنان دوچرخه سوار در سطح شهر
وقتی اینا با این همه زحمت اینجوری متعهد هستند من شرمنده میشم که همت نکنم برای نیم ساعت دویدن.
وقتی از سک.س میشنویم چه کسی دارد حرف میزند
متاسفانه به نظر من میاد که به جای اینکه این بار " تصویر بی نقص" از دوش زنان برداشته بشه بدتر داره عین همون رفتار با مردها هم رایج میشه. فکر کنم به نفع خود اقایان عزیزه که به جای متهوع شدن ببینند حرف پشت چنین پستهایی چیه...وگرنه امروز که برای نشون دادن خط وسط سینه و جذاب بودن مجبورند تمام موی سینه را بتراشند به خودشان میایند و میبنند که اپیلاسیون موی سینه شان شده نرمال و عرف و نشانه تمیزی.
ارتباط چهره با نگرش افراد به عشق
برای زنان و مردان کمپین یک میلیون امضا
ویدیوی خانگی ما از گربه ای که بادکنک به کونش چسبیده
ایشالا فیلمهای بعدی در کانال انار خانوم بهتر در بیاد.
Comments
هووووووووورا اول
rokhy | May 5, 2008 1:21 AM
واای اگه اینجوری بشه و بشه که آشپزی نکرد ولی غذای توپ خورد,من حاضرم منجمد بشم برم قرن26 بیام.وای که چه حالی می ده ها.بعدشم زن یک رباطی چیزی می شم که حتما اون موقع کلی هم خوشتیپ شدن :دی
rokhy | May 5, 2008 1:32 AM
مطالعه متون
یا
بررسی متون
Anonymous | May 5, 2008 2:17 AM
ما که تو دانشگاهمون (امیرکبیر) میگن مرور ادبیات به نظر من درست نمیاد ولی این مصطلح شده
ساتین | May 5, 2008 2:46 AM
بررسی ادبیات موضوع
shepesh | May 5, 2008 3:12 AM
من تو این جور سریال ها هرچقدر هم که قدیمی شده باشه هم چنان فرندز را عاشقانه می پرستم! یک سریال کلی تا قدیمی تر هم پیدا کردم "mind ur language" که اون هم بی نظیر, تا نبینید متوجه نمیشید چی میگم!! یک کلاس زبان با شاگردایی با ملیت های مختلف.
بعدش یک نکته ای: قبول که خیلی خیلی و باز هم خیلی رادیو زمانه دوست دارید اما آیا انقدر که در این بلاگ رول گوگلی تان بعد از هر یه اسم 5 تا رادیو زمانه بوده باشد است؟! :D
چنگال | May 5, 2008 4:32 AM
ادبیات نظری، پیشینه نظری
سارا | May 5, 2008 5:05 AM
چیزی که من شنیدهام: ادبیات تحقیق.
daal | May 5, 2008 7:12 AM
ویرایش ادبی نمی شه؟ من سه سال لیسانس رو بد خوندم ولی سعی کردم یه جوری خودمو از شر سایه اش نجات بدم.
40tike | May 5, 2008 7:31 AM
یعنی من الان هلاک اون ویزدی گفتنت شدم.:)) دوساعته دارم میخندم! بووس!
ستاره | May 5, 2008 8:34 AM
سلام انار جان . اینجا میگن ادبیات تحقیق یا ادبیات موضوع .
آسمان آبی | May 5, 2008 8:59 AM
میگما با هم خونت سکس هم داشتی؟
hamid | May 5, 2008 2:02 PM
آره به ما هم می گن مرور ادبیات موضوع و مصطلح شده ولی باید بپرسم ببینم اسم بهتری هست یا نه. یک چند جا هم در پایان نامه های علوم اجتماعی دیدم می نویسند پیشینه تحقیق. حالا نمی دانم دقیقا یکی هستند یا نه.
آرام | May 5, 2008 2:58 PM
این همکارهای ما هم آلوده این سریال lost شده اند.
آرام | May 5, 2008 3:01 PM
پیشینه تحقیق فکر میکنم از نظر مفهوم جایگزین بهتری باشد.
anar | May 5, 2008 3:19 PM
مرور منابع؟
Mo | May 5, 2008 6:10 PM
بررسی متون!
اروس | May 6, 2008 6:23 AM
عزيز literature review ميشه "مروري بر منابع".
سارا | May 6, 2008 11:30 PM
جواب ندادی چرا؟گفتم با همخونت سکس هم داشتی؟
hamid | May 7, 2008 12:01 PM
حمید همخونه من دوست نداره ما مسائل خصوصیمون رو با غریبه ها مطرح کنیم:))
anar | May 7, 2008 2:28 PM