« متمم پست | صفحه اول | اگر جوابی به ذهنتون میرسه لطفا دریغ نکنید »
امشب داشتم ساندويچ مرغ درست ميكردم براي ناهار فردا ببرم يهو يادم افتاد كه دوران دبستان چقدر ساندويچ مرغ به نظر من خوراكي بچه مايه دارها بود. خوراكي مدرسه را ميگم كه مادرمان ميكرد توي كيسه ميداد دستمان ببريم. مال من معمولا لقمه نون و كره وپنير بود يا نون و پنیر و خيار. گاهي هم مامان حواسش صبحی پرت میشد (خوابش میامده لابد طفلک) میشد نون و کره و پنیر و خیار.
یادمه تا مدتها از موز بدم میامد. برای اینکه اولین باری که موز خوردم چهارم پنجم دبستان بودم و خانوم فلانی فامیلهاشون نمیدونم از کجا موز آورده بودند و خلاصه به خونه ما که رسید شده بود یک چیز لیز و نرمی که بماند. منم از غذای لیز بدم میاد. اولین باری که کیوی خوردم که فکر میکنم دوم سوم راهنمایی بود...یک میوه جدیدی بود اون موقع که یادمه همه مونده بودند با این پوستش باید چکار کرد.
نصفه شبی چه چیزهایی یاد آدم میاد.


I Had an Abortion
از لوا
فيلم مستند از اردوگاه آوارگان فلسطيني در لبنان
كتايون وزيري دانشجوي هنر دانشگاه يل (آمريكا) به مدت سه هفته فيلم مستندي از اردوگاه آورگان فلسطيني در لبنان گرفته. ديدگاهي كه به تصوير كشيده با تصاوير معمول رسانه هاي ايران يا آمريكا متفاوته از اين جهت كه شخصي تره و بيشتر ميشه باهاش ارتباط برقرار كرد. من قرار بود همراهش برم كه نتونستم. گفتم لينكش رو بگذارم شما هم ببنيد و اگر نظري داريد براش بگذاريد كه كارش بهتر بشه.
ليست آرزوهاي فرجام
خدا بود. خنديديم. حيف كه نيستيم خدمت برسيم.
عكسهاي پشت صحنه از باراك اوباما و نزديكانش در شب انتخابات
عكسها توسط عكاس كمپين انتخابات روي فليكر قرار داده شده و عكسهاي رسمي مطبوعات نيست. عكسهاي معمولي از اوباما و نزديكانشه در شب انتخابات و شمارش آرا
تبانی نمیکنم قربان، ولی از حقم نمیگذرم
تبدیل شدن به اهرم فشار مردمی یکی از کارهایی است که در جوامع دموکراتیک معنا دارد. طبیعی است برای نتیجه بیشتر جمعیت بیشتری هم لازم است. اما در ایران ماجرا کمی فرق میکند. ما اینجا تابع قانون تبانی هستیم
از کردان شکایت می کنم
روز دوشنبه در مقام یک شهروند به دادسرای ویژه کارکنان دولت خواهم رفت و از علی کردان براساس ماده 527 قانون مجازات اسلامی به دلیل جعل مدرک دانشگاهی شکایت خواهم کرد.شما چه میکنید
درباره مایکل فلپس، پرافتخارترین ورزشکار تاریخ المپیک
مايكل از زمان نگارش اين پست تا زمان لينك من هفتمين مدالش رو هم برد و اصولا نصف جامعه نسوان آمريكا الان دارن براش غش و ضعف ميكنند. در يوتيوب براش ويدويو گذاشته اند و آمار طرفدارانش در سايتهايي مثل فيس بوك سر به فلك گذاشته.
ویدیوهای المپیک
MSNBC امتیاز پخش کلیه ویدیوها و مسابقات المپیک رو در امریکا گرفته. میتونید ویدیوی مراسم افتتاحیه یا مسابقاتی رو که ندیدید کم و بیش اینجا توی وب سایتشون ببینید.
مريم رحماني: ماجراي اس ام اس هايي كه به نمايندگان مجلس زدم
تصمیم می گیرم برای اعتراض به لایحه ضد خانواده تنها به نوشتن مقاله، تهیه گزارش و گرفتن امضا اکتفا نکنم. شماره تلفن نمايندگان كميسيون حقوقي مجلس را از بروشور اعتراضي كه فعالان جنبش زنان براي اگاهي مردم از لايحه ضد خانوده اماده كرده اند؛ پيدا مي كنم. و به تک تک آنها اس ام اس (پیامک!) می زنم كه: لایحه"حمایت از خانواده"را از دستور کار مجلس خارج کنید. این لایحه موجب وهن به اسلام است.
چند ساعتي نمي گذرد كه پیامکی از آقای موسی قربانی رييس كميسيون حقوقي و قضايي مجلس برایم ارسال می شود: «از کی تا به حال شما مسلمان و دلسوز اسلام شده اید؟!!!»
تماشاي مراسم افتتاحيه المبيك چين آنلاين به صورت زنده
حداقل وب سايتشون ادعا ميكنه. اميدوارم كه درست باشه چون توي آمريكا هيچ كدوم كانالهاي معمولي زنده بخش نميكنند كه به نظر من خيلي مسخره است.
Comments
اما من همیشه ساندویچ های کالباس بابای مدرسه را به تغذیه بردن از خونه ترجیح می دادم ! یادمه همیشه سر این موضوع تو خونه بحث داشتم . نهایتش تغذیه خونه می رفت تو سطل زباله مدرسه و یک فروند ساندویچ کالباس ابتیاع می گردید :دی از کیوی هم با همه خواص اش متنفرم . انگار داری موکت پرز دار را به زور می جوی .
لیلا | July 17, 2008 12:54 AM
كيوي روزهاي اولي كه اومده بود دونهاي صد يا صد و پنجاه تومن بود. خيلي گرون بود! يادش بخير...
پيوست | July 17, 2008 12:58 AM
من راستش لقمه های مامان رو خیلی دوست داشتم. ساندویچ هم خوب اگر میذاشتن هر از گاهی بخرم خوب بود اما لقمه ها هم خوشمزه بود انصافا.
انار | July 17, 2008 1:07 AM
نصف شب وقت این یادآوری هاست اصولا. وگرنه صبح و روز و اینا که آدم عاقل.
چندگانه | July 17, 2008 1:45 AM
ساندویچ کتلت هم بو گندش در می رفت
narges | July 17, 2008 2:32 AM
چقدر دلم براي نوشت هايت تنگ شده بود. خيلي ذوق كردم ديدم مطلب جديد نوشتي. مرسي
عطيه | July 17, 2008 3:41 AM
من از دوره ی ِ دبستان گرفته تا دانش گاه موظف شدم خودم واسه خودم خوراکی آماده کنم.،فقط تو فوق ِ لیسانس مامانم گاهی خوراکی آماده می کرد برام!!..بعدش اینه که حالا که کلی نوستالژِی شد با این پست ِ انار، آیا آرد ِ نخودچی تو ولایت ِ ما بود جزو ِ خوراکی های ِ مدرسه یا بقیه ی ِ جاها هم چنین چیزی وجود داشته؟؟
سمیرا | July 17, 2008 4:49 AM
واااااااااااااااااای
من اول راهنمایی بودم که کیوی خوردم
موز رو هم توی حیاط خونه بوشهر داشتیم!!
دیوارهامون کوتاه بود ملت می اومدن می بردن (بدون اجازه)
بعد مامان موزها رو سبز می چید می ذاشت توی کارتن و جای تاریک (توی کمد مثلا) و کنارشون چند تا سیب می گذاشت تا برسن (میدونستی کنار موز کال سیب میذارن؟؟؟؟)
الان اینجا موز از همه ی میوه ها ارزون تره!
شما هم توی مدرسه جوهر لیمو می خوردین؟؟
هنوزم یادمه که از زیونم خون می اومد و می خوردم!!!
کلا توی فامیل روی دست من نداریم تو خوردن انواع ترشی وحشتناک!!!!!
زن زمانه | July 17, 2008 9:33 AM
جالبه ! به جز موزش كه خيلي دوستش دارم و اولين و آخرين خوراكي ليزي ست كه ميخورم، بقيه خاطراتت كاملا مشترك بود!
فروغ | July 17, 2008 2:16 PM
http://www.4shared.com/file/55568510/4ecb1ce0/Oshin__better_quality_.html?dirPwdVerified=703afea
حالا که یاد گذشته افتادی اینم آهنگ اوشین تقدیمت :-×
rokhy | July 17, 2008 2:45 PM
واقعا که چه چیزایی نصفه شبی یادت اومده ها!!
zahra | July 17, 2008 7:22 PM
تو که سن و سالی نداری. این چیزا نشون می ده خیلی تازه به دوران رسیده هستین که با موز و کیوی این قدر دیر آشنا شدی. واه واه واه، پیف پیف پیف!
قلی | July 21, 2008 10:33 PM