« المپیک | صفحه اول | اگه به روتون نياريد كه ايميل داريد مفهومش اين نيست كه ايميل نداريد! »
خوب این هفته وحدت رو راستش من یادم نیست جریانش چی بود اما یادمه که یه هفته جشن بود در مدارس. منم گفتم این هفته رو بیام هر روز چیزی بنویسم. حالا جریان این هفته چیه؟ از تولد سی سالگی من در 24 مرداد شروع میشه و به دفاع دکترا ختم میشه. گفتم حال و روزم رو مستند کنم یکی برای اینکه اون عزیزی که در لبنان حوصله اش سر رفته هر روز بیاد بخونه و منم بعدها نگاه کنم و یادم بیاد چه فکرهایی میکردم این روزها.
شنبه:
بليطم به تهران رو خريدم.
جمعه:
مانيكور، پديكور، كتاب راجع به دويدن، تي شرت دويدن، دوتا فيلم، شلوار رو دادم خياط كوتاه كرد، نوشيدن قريب به دوسطل آب و چايي بر اثر كم آبي بدن...تنهايي براي خودم تولد گرفتم...كادو هم با خودم قرار گذاشتم فعلا تمام تلاشم رو بكنم به آمادگي بدنيي برسم كه بتونم روزي 3 مايل (5 كيلومتر) 6 روز در هفته بدوم... مايكل فلپس هفتمين مدال طلاش رو با اختلاف يك صدم ثانيه برد
پنجشنبه:
اول: به آيدا ميگفتم من در تمام اين 24 سال دوران تحصيل هيچ وقت نشده شب امتحان دقيقه نود وقت كم نياورده باشم. يعني هميشه در بهترين حالت دو ساعت وقت كم داشته ام كه اون دوره آخر رو بكنم. حالا اون شبهايي كه تازه 7 ساعت مونده به امتحان جزوه باز ميكرديم بماند...گفتم اينجور كه قبل از اين دفاع بدون استرسم حتم دارم يه چيزي يه جايي از چشمم افتاده كه قبل از امتحان ميفهمم.
دوم: شما رو به اعتقاداتتون چه جوري با اين نسخه هاي كپي شده ويندوز كار ميكنيد؟ خانواده يك لپ تاپ براي من فرستادند كه بيا فعلا با اين به جاي اون لپ تاپ خدا بيامرزت كار كن تا درست تموم بشه...هفته اي يه دفعه ارور ميده كه ويندوز قلابيه! فغان كه قرباني يك خلاف شده اي...بيا و درستش كن..هردفعه ما رو خلاصه ميبره كلي زير آب و عرق از خجالت.
سوم: نگفته بودم بهتان اما بعد از دفاع كار گرفتم. كاليفرنيا چهل دقيقه به سانفرانسيسكو(نخند جانم!) البته اين با مقياس اينجا نزديك سانفرانسيسكو حساب ميشه. اصولا هر دو نقطه اي كه مجبور نشي براي مسافرت در يك روز هواپيما سوار بشي در اين مملكت گل و گشاد نزديك محسوب ميشه. از من اگر پرسيدند ميگم سانفرانسيسكو كار گرفتم. شما هم همينو بگيد.
چهارم: امروز توي دانشگاه يك درخت زغال اخته پيدا كردم بيداد! دوتا مشت زغال اخته رسيده همونجا پاي درخت خوردم جاي همه تان خالي. يك آقاي آمريكايي هم كف كرد كه اين چه جور توتيه تو داري ميخوري؟! اينجا زغال اخته و توت سفيد رو من نديده ام كسي بخوره...ميمونه سر درخت تا بريزه و تموم بشه.
پنجم: مسابقات رو نگاه ميكنيد؟ مايكل فلپس 6امين مدال طلاش رو برد. 12 امين طلا از اول حرفه ورزشكاريش. 23 سالشه. درست همسن من وقتي 7 سال پيش امروز آمدم آمريكا.
چهارشنبه: امروز والا دلیل اینکه تصمیم گرفتم متولد شدنم رو به رسمیت بشناسم به جای اینکه طبق تصمیم قبلی بندازم بعد از دفاع این کار بچه های اون وبلاگ بود که به شدت به بنده احساس لوس شدگی داد و پیغامهاشون واقعا مفتخرم کرد. یک موقعی آدم به قول این خارجی ها یک مواردی براش پیش میاد که میگن It's a humbling experience یه چیزی تو مایه های اینکه در مقابلش سر تعظیم فرود میاری..تواضعت زیاد میشه...محبت خالصانه افراد هم از همین دسته است.
امروز تزم رو هم بستم و تحویل کمیته دادم. باورتون میشه؟ از وقتی من اون وبلاگ اول رو زدم و امتحان پروپوزال رو دادم شماها غرولند منو و این تحقیقات عالیه رو شنیده اید تا به الان...کمتر از هفت روز دیگه مونده که دیگه تموم بشه
.



Comments
آغاز هفتهی وحدت و میلاد پرسعادت شما مبارک باد!
تبریک بقیهی روزها هم بماند برای بقیهی روزها! (;
سولوژن | August 13, 2008 11:03 PM
به به از این بهتر نمیشد. آدم خوش هیکل باشه دفاع دکتراش هم باشه متولد هم شده باشه.
تولدت مبارک. امیدوارم مرحله ی جدید زندگیت همراه با شادی و سلامتی باشه برات.
بی تا | August 13, 2008 11:05 PM
مبارکه. هفت روز دیگه راحت میشی. دست راستت زیر سر ما بدبخت بیچاره ها.
Mo | August 13, 2008 11:08 PM
مبارک باشه.. دکتر انار :)
مهتا | August 14, 2008 12:08 AM
مبارک باشه خانم خانما. در همه زندگی شاد و موفق باشی . :*
فروغ | August 14, 2008 12:15 AM
پس دیگه خودمونو واسه شیرینی خوردن آماده کنیم دیگه ....
roxana | August 14, 2008 12:38 AM
چه هيجان انگيز، مبارك باش خانوم دكتر
Solaleh | August 14, 2008 1:15 AM
خانم دکتر تولدت مبارک.
بيدقرمز | August 14, 2008 2:02 AM
تولدت مبارک انارجون جونی من. 130 ساله بشی.
بسی باعث افتخار بنده است که با شما توی یه ماه متولد شدیم.
سولماز | August 14, 2008 2:52 AM
انار جون هفته ی وحدت بر اساس اختلاف نظر علمای شیعه و سنی به خاطر سالروز تولد حضرت محمد بود که بنا به پیشنهاد منتظری به جای روز تولد هفته ی وحدت رو پیشنهاد دادن.(خانوم اجازه نمره ی گزینش ما چند میشه!!).
به هر حال هفته ی وحدت پیش روی تو هم حسابی مبارک باشه ای بانوی سایبرستان.
Anonymous | August 14, 2008 3:10 AM
تولدت مبارک خیلی
دنیا | August 14, 2008 4:22 AM
:) خیلی برات خوشحالم.
Anonymous | August 14, 2008 6:21 AM
این من بودم که برات خوشحالم!
آریس | August 14, 2008 6:23 AM
مبارک باشه انار خانوم!
هم تولد هم دکتذ شدن!
حالا آمپون هامون رو کی بیایم بزنیم خانوم دکتر (به سبک خاله خانوم هایی که فقط یه جور دکتر می شناسن و عمو خان هایی که همون رو در حد آمپول زنی می بینن!)
از شوخی گذشته موفق و شاد باشی رفیق...
روژ | August 14, 2008 9:40 AM
با سولوژن موافقم ! همراه با بهترین تبریکات خالصانه :)
از زندگی | August 14, 2008 9:59 AM
تولدت به شدت مبارك! خيلي خيلي خيلي زياد مبارك! اميدوارم جشن تولد سيصد سالگي ات را همينجا جشن بگيري!
مبارك باشه خيلي زياد!
anonymouse | August 14, 2008 12:30 PM
اولین روز هفته وحدت و تولدت مبارک انار جان! اینجا، اونجا، همه جا :)
شانه بسر | August 14, 2008 1:01 PM
انار جان تولدت مبارک . دکتر شدنت خیلی خیلی مبارک
آسمان آبی | August 14, 2008 1:52 PM
انار جان تولدت مبارک . دکتر شدنت خیلی خیلی مبارک
آسمان آبی | August 14, 2008 1:53 PM
منم دقیقا ده روز دیگه دفاع دارم اما بیشتر از همه این روزا یاد دفاع تو و تولد تو بودم !
هر دو تاش خیلی خیلی مبارک انار جونم :*
پرگلک | August 14, 2008 5:22 PM
فک کنم من و تو که مدرکامون رو بگیریم یک دنیا خوشحال و شاد بشن :)) از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب همه از دستمون راحت میشن D: حالا تو فقط اومدی غر زدی! من که رسما دهن همه رو صاف کردم بسکه ازشون خواستم برام مقاله پیدا کنم با کارت دانشجویی هاشون D:
پرگلک | August 14, 2008 5:24 PM
اوه مای گاد!
من اومدم که نمره ی گزینش ام رو ببینم دیدم که ای دل غافل ناشناس موندم! آقا به جان خودمون ما شناس شناسیم و از بچه های انارستان سفلا٬ پایین رود٬ محله ی بلاگفا هستیم به مولا!.
دیانا | August 14, 2008 7:17 PM
پرگلک جون نمینویسی دلم برات تنگ شده ها. باز خوبه هر از گاهی اینجا یه سری میزنی.
انار | August 15, 2008 2:18 AM
khosh be halet anar,
kash man jaye to budam!
mitra | August 15, 2008 4:21 AM
اینجور که پیداست ما دایم باید تو این هفته ی وحدت تبریک بگیم
مبارک کار گرفتنت باشه انار جان
سانی | August 15, 2008 9:58 AM
تولدت مبارک خانمی... و امیدوارم بعد دفاع افسردگی پس از زایمان نگیرید!
یوتا | August 15, 2008 11:41 AM
مبارک باشه. دفاع و تولد و شغل. عجب جای خوبی هم کار گرفتی انار جان. سانفرانسیسکو و حومه شهر رویایی لوبیاست.
لوبيا | August 15, 2008 12:53 PM
به! من هم تولدت رو تبریک میگم. امیدوارم که دفاعت هم خوب پیش بره. منتظر شیرینی دفاع و کار توامان (!) هستیم.
من و بابک | August 15, 2008 9:22 PM
الساعه این عجوبه ی قرن با اختلاف یکصدم ثانیه هفتمین مدال طلاش رو هم گرفت!. هوراااااااااا
دیانا | August 15, 2008 10:18 PM
سلام
آدرس ايمليت رو برام بفرست . يه دوايي براي درمان اين مشكل ويندوزت دارم.
قربانت
moosa.rafiee | August 16, 2008 2:54 PM
آدرس من هست blog_identity@yahoo.com
انار | August 16, 2008 3:31 PM
انار جون نمی دونم دقیقا بعد ار تحویل پایان نامه ات به کمیته داری چکار می کنی. منتها ژاپنی های یه روش خیلی جالب دارن که ما توی ایران نداریم و نمی دونم که شما توی امریکا دارین یا نه. اینها همیشه چند هفته قبل از دفاع طبق برنامه ی زمانبندی شده و درست مثل جلسه ی امتحان همه ی استادهای بخش و دانشجوها گرداگرد می شینن و جلسه ی دفاع رو بازسازی می کنن و دفاع کننده٬ کل حرفهایی رو که می خواد توی جلسه ی دفاع بزنه رو اونجا تمرین می کنه و می گه و اشکالات احتمالی و یا نقاط قوت توی اون جلسه بهش گوشزد می شه و سوالاتی هم که احتمال داره که داورها ازش برسن رو هم مطرح می کنن. موضوع به اینجا هم ختم نمی شه و باز تا قبل از دفاع دانشجوها هر گوش شنوایی رو که پیدا کنن شروع می کنن به دفاع کردن!.
خلاصه این جلسه ی پرکتیس و تمرینی خیلی کمک می کنه که آماده گی شون بره بالا و با تسلط بیشتری توی جلسه ی دفاع حاضر بشن.
حالا اگه تا حالا این روش رو انجام دادی که هیچی ولی اگه هنوز این کار رو نکردی توصیه می کنم که حتما این کار رو بکن حتی شده برای هم اتاقی ات جلسه ی دفاع راه بندازی!.
موفق که هستی پس شاد و شنگول بمونی این روزها.
دیانا دعاگرثنایی!
دیانا | August 16, 2008 9:56 PM
برای خلاص شدن از دست اون ارور اول برو به رجیستری
software/microsoft/windowsnt/current version/ wpa event/oob timer
روی او بی تایمر کلیک کن دو تا اف هست که باید پاکش کنی جاش دو تا صفر تایپ کنی
بعد میری توی ران اینو تایپ می کنی
%systemroot%\system32\oobe\msoob.exe /a
بعد که ریستار کردی یه صفحه خودکار میاد که ازت پسورد را میخواد اینو میزنی
B7R7P-J63JP-2J7VH-W3TDJ-PDP7T
خب دیگه همه چیز رو به راه فقط توی عبارتی که در ران باید تایپ می کردی اخر عبارت سیستم روت هم یه درصد باید بگذاری که توی تاپ من اشتباها رفته اخر عبارت...بازم اگر گاگول بازی در اوردی نتونستی ایمیلم هست که هر صد سال چکش می کنم
بهزاد | August 17, 2008 4:54 AM
خوب تولدت مبارك خدا رو شر كه تقريبا همه چي بر وفق مراده...
yasaman | August 17, 2008 5:30 AM
آخ جون يعني مياي ايران؟هووووراااااااااااااااا.......يعني به ما هم وقت ميدي دكتر؟يعني مهمون از خارج داريم؟
حالا ميشه بگي كي مياي ما وقت آرايشگاه بگيريم؟
آزي | August 17, 2008 7:46 AM
تبريكات ما را پذيرا باشيد :) حالا هنوز مونده اون احساس خوشي اساسي رو مزه كني :) بزار چند روز ديگه يكدفعه احساس مي كني چه باري از دوشت برداشته شده و تا قبلش انقدر فكر نمي كردي كه سنگين بوده چون در طول چند سال هي ذره ذره به وزنش اضافه شده بوده و تو متوجه نبودي :)
موفق باشي :)
راستي كي مياي تهران؟
پرهام | August 18, 2008 3:41 AM
فقط يه چيزي رو نگفتي كه واس بعضي ها ممكنه سوال شه... كيا (كسره زير ك) ميري دستشويي ؟
DESERTER | August 18, 2008 4:46 AM
مباركه خانومي
هم دكترا هم تولد هم سفرت به اينجا
فقط اميدوارم وقتي ميايي اينجا خيلي تو ذوقت نخوره
بوووووووووووووووس
ملودي | August 18, 2008 7:23 AM
DESERTER:
معمولا صبحها نیم ساعت بعد از اینکه از خواب بیدار میشم. سئوال دیگه ای نداری عزیزم؟
anar | August 18, 2008 8:58 AM
هاهاها ا انار يعني همون موقع كه بيدار ميشي نميري؟اول آب مي خوري بعد ميري دستشويي؟
آزي | August 18, 2008 11:44 AM
Hi Anar jaan
Mobarake, Are you done with the whole thesis? Come and write the story of the day in full detail, I am waiting for your minute by minute updates :)
Bon Courage!
solmaz sh | August 18, 2008 4:36 PM
ریدم به کلت
Anonymous | March 6, 2009 1:28 AM
سلام من فهیمه 14 ساله از مشهد هستم این سایت اصلا به درد نمی خوره
فهیمه | March 8, 2009 9:48 AM
انار جان از اینکه با تو آشنا شدم خوشحالم.میدونی میوه معروف شهر من انار است. خیلی خوشبختم از آشنایی با تو .موفق و سربلند باشی.
اکرم از تفت -یزد
akram | March 12, 2009 1:56 AM