« ايران هستم | صفحه اول | محيط زيست »
ديروز رفتم يكي از اين پاركهاي مخصوص بانوان به نام بهشت مادران ببينم چيه. راستش جالب بود. خانومها از هر طبقه فكري و تيپ لباس پوشيدن توش پيدا ميشدند. برام جالب بود كه پيست دوچرخه سواري هم داشت و زنهاي جواني كه خيلي راحت با بلوز و شلوار مشغول اسكيت سواري بودند. يه عده هم خوب آش رشته و سفره و بساط بزن و برقصشون روي قابلمه نصف پارك رو برداشته بود. جالب بود. دم در پارك هم تاكسي هاي مخصوص بانوان با راننده هاي زن ايستاده بودند. براي من خيلي تداعي محيط خوابگاه دانشگاه رو داشت. گوناگوني آدمها و دل خوش و صداي خنده هايي كه هيچ كدوم از بيرون معلوم نبود اما دنياييه براي خودش.
امروز صبح پنج صبح با مامان رفتيم پارك لاله براي پياده روي...جالا اين واقعا واقعا خارج از انتظار من بود. ما ساعت پنج و نيم اونجا بوديم. از همون ساعت پنج و نيم پارك شلوغ بود و گروه گروه خانومها و آقايون رو ميديدي كه تكي يا چند نفري مشغول دويدن و پياده روي هستند. اما چيزي كه براي من خيلي جالب بود اين بود كه ساعت 6 دور تا دور ميدان اصلي پارك گروههاي بزرگ افراد ايستاده بودند و زن و مرد كنار هم و نه حتي در جاهاي جدا با صداي موزيك تكنوي بلند داشتند با دستور مربي ورزش ميكردند. ورزش جدي ائروبيك هم ميكردند نه نرمش سردستي. هر گروه حدود پنجاه نفر بود و مربيشون خيلي جدي هد ست داشت و روي بلندگو ورزش ميداد. نكته جالب ديگه اين بود كه خانومها ميتونستند با پرداخت دو سه هزار تومن يونيفرم ورزشي بخرند كه يك حالت لباس تا زير باسن بلند از جنس لباس ورزشي داشت با آرم گروه ورزشي و ميتونستي شلوارش رو هم بخري و بعد با اون ورزش كني. يعني يك سيستم منظم و سازماندهي شده بود براي فرهنگسازي ورزشي كه من واقعا انتظار نداشتم و به شدت خوشحالم كرد. خود پارك هم خيلي تميز بود و واقعا آشغال كف خيابونها نميديديد. به نظر من شما هم پارك دم خونه تون رو يك چكي بكنيد. اگر يكي از اين گروهها اونجا فعال باشه بهترين گزينه براي ورزشه. نيروي انتظامي هم مرتب گشت ميزد و من نديدم هيچ كس هيچ مزاحمتي براي كسي ايجاد كنه.



دختر هاشمی رفسنجانی بازداشت شد
گزارش ها حاکی از آن است که فائزه هاشمی دختر اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران در ایران بازداشت شده است.
حسن لاهوتی فرزند فائزه هاشمی در گفت و گو با بخش فارسی بی بی سی این خبر را تائید کرده است.
برای همه ایرانیانی که به احمدی نژاد رای داده اند
من حس می کنم امروز دیگر مهم نیست من و تو به که رای داده ایم. ما به این اتفاق رای نداده ایم. ما به کشتار رای ندادیم. اگر یک انتخابات دیگر می تواند کشوری را آرام کند. میانگین چهل انسان را که ما هر روز داریم از دست می دهیم زنده نگاه دارد. حق تو و حق من را احیا کند. چرا که نه؟ من باور نمی کنم که بیست و چهار میلیون از هموطنانم با کشته شدن باقی هموطنانشان مشکلی ندارند. من می دانم که تو هم گریه ات گرفته است. تو هم مثل من چشمانت باز نمی شود. تو هم به مرگ رای ندادی. چه کسی به مرگ رای می دهد. لطفن بیا. من می ترسم.
چرا تقلب نکنند؟
"از ما دلیل می خواهند که شما مستندات ارائه کنید که در کدام صندوق آراء آقای موسوی نادرست محسوب شده است. سؤال این است که وقتی برگزار کنندگان انتخابات همگی از یک طایفه ی سیاسی اند و ناظران هم از طایفه خویشاوند آنها، ما چنین مستنداتی را از کجا می توانیم بیاوریم"...." کمیته صیانت از آراء کاندیداهای اصلاح طلب برنامه ریزی کرده بود که ناظرانش بر سر صندوقها از طریق پیام کوتاه تلفنی و به کمک یک سامانه ی رایانه ای اطلاعات خود را به مرکز بفرستند. شب انتخابات سیستم پیام کوتاه از کار انداخته شد و در عمل این امکان ارتباطی کارامد از آنها گرفته شد. به این ترتیب هر ناظر خودش بوده و خودش و هر اتفاقی که می افتاد تنها با صوابدید خودش باید با آن مواجه می شد. به این ترتیب کمیته صیانت در عمل هفتاد درصد امکان نظارتی خود را از دست داد. بالاخره دوستان تصمیم گرفتند همان شب یک محل در تهران را با تعدادی تلفن ثابت تجهیز کنند و با به کار گیری تعدادی نیروی جوان با ناظران سراسر کشور ارتباط بگیرند. این کار با وجود دشواری های زیاد انجام شد. اما حوالی ده شب جمعه 22 خرداد، یعنی شامگاه رأی گیری که حساس ترین زمان کار بود کلیه خطوط تلفنی آن مرکز از کار افتاد و عملاً کمیته صیانت از آراء فلج شد. این در حالی بود که از یکی دو ساعت قبل از آن با تماس های تلفنی مجعول به اسم ناظران کمیته صیانت اطلاعات غلطی به این مرکز داده شده بود که بعداً کشف شد عامل آن ها کسان دیگری بودند. سرانجام در ساعات پایانی شامگاه 22خرداد که آثار حرکت کودتایی کاملاً بر ملا شده بود نیروهای کمیته صیانت مرکز را رها کرده و به ستادها رفتند."
ستاد انتخابات مهدی کروبی در اطلاعیه ای اعلام کرد:برنامه تجمع اعتراض آمیز روز جمعه به شنبه ساعت ١٦ در میدان انقلاب موکول شد.
متن اطلاعیه به شرح زیر می باشد
به دنبال در خواست مجوز تجمع در میدان انقلاب به منظور اعتراض به نتایج مخدوش اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری ضمن تقدیر از حساسیت مهم مردم شریف ایران به اطلاع می رساند برنامه قبلی اعلام شده در خصوص حضور در نماز جمعه با لباس مشکی لغو گردید.
لذا از هموطنان عزیز می خواهیم روز شنبه با حضور پر شور خود در راهپیمایی بزرگ میدان انقلاب تا آزادی اعتراض خود را به نحوه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری اعلام نمایند
I Had an Abortion
از لوا
فيلم مستند از اردوگاه آوارگان فلسطيني در لبنان
كتايون وزيري دانشجوي هنر دانشگاه يل (آمريكا) به مدت سه هفته فيلم مستندي از اردوگاه آورگان فلسطيني در لبنان گرفته. ديدگاهي كه به تصوير كشيده با تصاوير معمول رسانه هاي ايران يا آمريكا متفاوته از اين جهت كه شخصي تره و بيشتر ميشه باهاش ارتباط برقرار كرد. من قرار بود همراهش برم كه نتونستم. گفتم لينكش رو بگذارم شما هم ببنيد و اگر نظري داريد براش بگذاريد كه كارش بهتر بشه.
ليست آرزوهاي فرجام
خدا بود. خنديديم. حيف كه نيستيم خدمت برسيم.
عكسهاي پشت صحنه از باراك اوباما و نزديكانش در شب انتخابات
عكسها توسط عكاس كمپين انتخابات روي فليكر قرار داده شده و عكسهاي رسمي مطبوعات نيست. عكسهاي معمولي از اوباما و نزديكانشه در شب انتخابات و شمارش آرا
تبانی نمیکنم قربان، ولی از حقم نمیگذرم
تبدیل شدن به اهرم فشار مردمی یکی از کارهایی است که در جوامع دموکراتیک معنا دارد. طبیعی است برای نتیجه بیشتر جمعیت بیشتری هم لازم است. اما در ایران ماجرا کمی فرق میکند. ما اینجا تابع قانون تبانی هستیم
از کردان شکایت می کنم
روز دوشنبه در مقام یک شهروند به دادسرای ویژه کارکنان دولت خواهم رفت و از علی کردان براساس ماده 527 قانون مجازات اسلامی به دلیل جعل مدرک دانشگاهی شکایت خواهم کرد.شما چه میکنید
Comments
خانممممممممم شما تازه اومدید ایران . توی تمام پارکهای تهران گروههای ورزشی هست . اصلا این گروهها یک تقسیم بندی پارکی هم هستند . پس دیگه دلیلی نداره گشت ارشاد ارشادشون کنه. امیدوارم چیزهای بهتر و بهتر ببینید این چند صبای که هستید
farzaneh | August 31, 2008 1:04 AM
منظورت از تقسيم بندي پاركي چيه؟
من منظورم از مزاحمت بيشتر مزاحمت آقايون بود براي خانومهايي كه ورزش ميكنند. نشنيدم حتي يك مورد كسي متلك بگه مگر اينكه بگي اونم اين چند سال اصولا ور افتاده.
انار | August 31, 2008 1:24 AM
بــــــه بــــــــه :) تشريف آوردين؟؟؟؟:)
به سلامتي
چه شروع خوبي هم داشتيييييي :)
پرهام | August 31, 2008 1:45 AM
پس خیلی شرایط خوبی مهیاست.
تو این شرایط همه می تونند ورزش کنند و بهونه آوردن اصلا جایز نیست.
خوش بگذره بهت انار جون.
آلبالو | August 31, 2008 3:17 AM
تهران گردی خوش بگذره
violet | August 31, 2008 4:14 AM
چه خوب...این دفعه رفتم ایران حتمن برم اینجا ها رو ببینم......خوش بگذره
زیبای زندگی | August 31, 2008 4:27 AM
انار جان اون تهرانه .تو ایران شهرستانها خیلی فرق دارن و خانومها به شدت محدودن .
Anonymous | August 31, 2008 4:50 AM
بله ما اينيم
حالا من هي گفتم بريم پارك بانوان كسي گوش نكرد
آزي | August 31, 2008 5:04 AM
كامنت من كو؟
آزي | August 31, 2008 5:07 AM
anar jan, kolli aghabam az akhbar... kheili tabrik,rahat shodi pas digeh:) iranam kheili khosh begzareh, yae oun roozi oftadam ke raftim mehmooni va barf mamlekat ro tatil kard, az doosta harki ro didi salam beresoon
lalaee | August 31, 2008 5:41 AM
من هم همان روزی که سخنرانی خانم میلانی را این جا دیدم به همین موضوع فکر کردم که شما دراین پست نوشتی. اگر موقعیت فراهم باشد تا همه در کنار هم ورزش کنند، چه ایرادی دارد آن خانم هایی که می خواهند در مکان جدا باشند هم پارک جدا داشته باشند.
سفرت خوش، در ضمن از بابت تولد و پایان نامه هم تبریک. همیشه موفق باشی.
بانو ه دو چشم | August 31, 2008 7:39 AM
خدا رو شکر تا حالا ابروداری کردیم :دی
لیلا | August 31, 2008 9:07 AM
البته منظورم "آبرو داری" هستش !
لیلا | August 31, 2008 9:09 AM
جالب بود. یک بخش جالب قضیه به نظر من این تجربه لمس از نزدیک دو دنیای متفاوت در یک فاصله زمانی کوتاه هستش. مثلا محیط کرنل در ایتاکا و یا نیویورک و دو روز بعد پارک لاله تهران. نمیدونم اونجا تو پارک که بودی یک لحظه از ذهنت این سنخ چیزها مثل مقایسه و تفاوت گذشته یا نه. ولی برای من دفعه پیش اینطور بود.
لطفا بیشتر از چیزهایی که میبینی بنویس. من هی میام ببینم چیزی گذاشتی یا نه.
من و بابک | August 31, 2008 12:15 PM
چه خوب که بااین نگاه مثبت داری می گردی.. مث بعضی یا که میان ایران آه و ناله راه نمی ندازی:)
mahta | August 31, 2008 12:56 PM
واقعا حرف نداری انار بانو .خیلی گلی دکتر انار
آسمان آبی | August 31, 2008 10:53 PM
مرنو رو چه کار کردی؟
گربه خواه | September 1, 2008 12:36 AM
ايميلت اگه همون قبليه باشه يه چك بكن :)
پرهام | September 1, 2008 1:45 AM
خوش بگذره. چه دید مثبت خوبی داری. خوشحالم مثل بعضیا که میان فقط بدی ها رو نمی بینی. اگه قراری برای دیدارهای وبلاگی بود میشه من هم باشم؟
golmaryam | September 1, 2008 2:47 AM
انار تو چنان از ایران داری تعریف می کنی که انگار ناره نه از آمریکا که تازه از اتیوپی یا زیمبابوه جائی اومدی. من خودم الان یک ماهه که از آمریکا برگشتم انگار که اومدم یک دهات . تنها چیز خوبی که ایران داره همانا این شلوغی و بی نظمی و هرج و مرج هر روزه اش هستش.
hello | September 1, 2008 10:48 AM
مسلمن تغییرات اینچنین زیادی در این چند سال شده، این مثبت نگری شما خیلی خوبه؛ بهرحال همیشه در همه جا نکات مثبتی وجود داره
محمد جواد شکری | September 1, 2008 12:44 PM
من که شونصد تا مقاله درباره این پارکهای ویژه بانوان! خوندم ولی هنوز اسم یا آدرس یکیشونو پیدا نکردم.
جام طلا | September 2, 2008 10:54 AM
پارک گفتگو هم برید ... قشنگه !! نزدیکه به لاله !!!
Anonymous | September 8, 2008 5:46 PM
سلام
خوشحالم که با دید مثبت داری شهر خودت رو میگردی و مثل خیلیها که تا پاشون میرسه ایران غر غر نمیکنی .
اینها رو باید بگی تا بقیه هم بدونن که اصلا اینجوری نیست که مردهای ایرانی تا به یه دختر میرسن متلک میگن .
خوش بگذره .
حجت | September 10, 2008 11:59 AM
سلام
خوشحالم که با دید مثبت داری شهر خودت رو میگردی و مثل خیلیها که تا پاشون میرسه ایران غر غر نمیکنی .
اینها رو باید بگی تا بقیه هم بدونن که اصلا اینجوری نیست که مردهای ایرانی تا به یه دختر میرسن متلک میگن .
خوش بگذره .
حجت | September 10, 2008 11:59 AM
خللیمبتیبنمنمتبمی
Anonymous | September 16, 2008 4:16 AM