گفته بودم كه كار گرفتم ديگه؟ از تهران مستقيم آمدم سانفرانسيسكو و هتل و اين هفته بدو بدوي خونه زندگي جور كردن. يك ماشين خريدم عرضم به حضور انورتان يك نيسان آلتيماي نود و نه. زحمت بكشيد گوگلش كنيد شكلش معلوم است. تميز و مرتب است و با اينكه نقره اي است دوستش دارم چون ماشين اولم است و چون برخلاف نرم آمريكايي جو زده نشدم درآمدهاي درنياورده را بروم خرج كنم و قسطي ماشين خوشگل بخرم. ارزون و قديمي است اما همه اش مال خودم است.
كفش آهنين پا كرديم و بالاخره يه خونه با اجاره معقول در شهر san mateo گير آورديم. بيست دقيقه اي تا سر كار رانندگي است و بيست دقيقه اي هم تا شهر سانفرانسيسكو. اول اكتبر اسباب كشي ميكنم. كلا هم دعا كنيد اين محل كار ما پولدار شود و آفيسمان برود شهر سانفرانسيسكو به جاي اينكه جنوب شرقي bay area باشد كه ظاهرا جاي نسبتا قراضه اي براي زندگي است و كلا هم هيچ جا شهر سانفرانسيسكو نميشود.
تمام لباسهام گل گلي و رنگ و وارنگه. رفته ام چند دست بلوز و شلوار سفيد و خاكستري و سياه خريده ام كه سركار جدي بگيرندم.
يك چيزي هم حاشيه بگم از متن مهمتره:
آدمهاي دور شما هم دائم ازخودشون نظر ساطع ميكنند؟ در بهترين حالت در فرم نصيحت و در بدترين حالت به فرم نق و غرغر و پرخاش؟ از مانيكور ناخن تا قد مو تا وزن تا شوهر تا مقدار پولي كه بايد در بيارين تا مدرك تحصيلي تا تعداد بچه تا سن زائيدن تا لابد سر كدوم قبر بايد بميرين؟ مقبره باشه يا قبر معمولي؟ يا تلويزيون كه نگاه ميكنند دائم راجع به شكل و شمايل گوينده نظر ميدن؟ يا راجع به سرو وضع و ظاهر مردم توي خيابون و مهموني؟
اين هفته من متوجه شدم كه من به شدت به شدت به شدت استانداردهاي چندتا آدم به خصوص و ايران به طور كل به روحم ميخ شده حتي اونايي كه در تئوري ردشون ميكنم. تمام مدتي كه دنبال خونه و ماشين و كوفت زندگي ميگشتم ديدم بي اختيار يه بار هم محل رو با اين استانداردهاي چك ميكنم. مقدار حقوقم رو با اين استانداردها چك ميكنم. دوست پسر سه سال و نيمه ام رو كه هرزني بايد از خوشحالي بره گردو بشكنه براي داشتنش با اين استانداردها اندازه ميگيرم. استانداردهايي كه خودم قبول ندارم خبرم. گفتم كه ظاهرا به روحم ميخ شده. خودم رو از ديد بقيه ميبينم دائم. اكثر اوقات.
خيلي عادت بديه كه دائم آدم از خودش نظرات ساطع كنه. باور كنيد. عين برنامه سيستم عامل مستقيم دانلود ميشه روي روان خانواده درجه يك. و بعد اين خانواده درجه يك بدبخت بايد يك عمري از اين تراپي به اون تراپي و از اين افسردگي به اون افسردگي زندگي كنه كه اين برنامه ريزي رو فرمت كنه و يه جديدش رو بريزه كه شايد اگر شد زندگي يك نسل ديگه رو فاك فنا نده. رحم كنيد. اگر بلد نيستيد زندگي خودتون رو زندگي كنيد دائم از بقيه نخواهيد كه زندگي كه شما عرضه نداشتيد براتون زندگي كنند. رحمتون بياد.
تراپي لازم شده ام دوباره.
دوشنبه اولين روز كارمه.



Comments
هی چقدر تند تند و ساده تعریف کردن کارهایی که می دونم به سختی و دردسر گاهی انجام شون دادی هیجان انگیزه. به آدم انرژی تکون خوردن می ده. سال خوبه خوبی داشته باشی، خب ساله تو از دوشنبه شروع می شه دیگه.
سارا ن | September 21, 2008 1:33 AM
جالبه دقیقا همونایی رو گفتی که من دلم می خواد بگم اما نمیشه. یعنی این آدم ها انقدر دائما در حال وراجی و نظر دادن راجع به همه چیز هستند که حتی اگر نباشند هم فکر میکنی مثلا اگه الان فلانی بود چی می گفت و چی می شد . دقیقا هم بعدش فکر میکنی یارو همه جای زندگی خودش مشکل داره ها چرا گیر داده به تو.
سولماز | September 21, 2008 3:05 AM
من که یه بار گفتم: پیدا کردن آدم ها (و شرایط زندگی) با معیارهایی که شاید معیارهای خودت نباشد اما معیارهای دیکته شده دیگران باشد و ...
anonymouse | September 21, 2008 3:10 AM
سلام.
یک سالی میشه که وبلاگتو می خونم انار جان. مطمئنم انقدر قوی هستی که حرفای بقیه روت تاثیر نذاره. این دل آزردگی هم ماله اینه تازه از ایران اومدی. حتما یه روزی می رسه که ما ایرانی ها هم یاد بگیریم واسه خودمون زندگی کنیم و این خط کش لعنتی قضاوت رو اگه هم می خوایم استفاده کنیم اول خودمونو متر کنیم. مطمئتم که تو کار جدید می ترکونی.
پی. اس: یه باراگه خواستی و حوصله داشتی خیلی ممنون می شم اگه بگی چه جوری می شه 2 هفته ای می شه اومد ایران و برگشت؟ مشکل کلیرنس ویزا چی می شه؟ و اگه گرین کارت دارید می دونید که واسه کسایی که با ویزای سینگل اومدن راهی واسه سر زدن به اقوام تو مدت تحصیل هست؟ (گویا بعد تحصیل با داشتن ویزای مالتیپل کار این مشکا حل می شه)
موفق باشی (د)
abs | September 21, 2008 5:09 AM
آخیش بالاخره پیدات شد مردیم هی اومدیم هی پست نو نبود. : 19 شهریور
دراک | September 21, 2008 5:51 AM
انار گل کار جدید مبارک ایشالا آینده خیلی خوبی داشته باشه کارت و آفیستون هم پولدار شه :دی
یادته اونروز درباره اینکه اینجا همه توی کوک هم هستند و از ظاهر و محل خونه ات و اینجور چیزا قضاوتت می کنن.ببین این عادات رفتاری توی ایران به آدم می چسبه و هر چقدر هم خودت آگاه باشی که خیلی بده ناخودآگاه باهاش عجین می شی و یه روز می بینی خودت هم داری همون رفتارها رو می کنی.یه چند روز که بگذره و از حال و هوای اینجا دور باشی درست می شی
Anonymous | September 21, 2008 7:05 AM
ای انار بالایی من بودم فعل جمله اولم رو هم میس کردم!!"یادته اونروز درباره این مسئله باهات حرف زدم!" منظورم این بود
سالومه | September 21, 2008 7:07 AM
age khasti harf bezanim zang bezan dokhtar joon, vali man kollan bahat movafegham kheili. yeki az sakht tarin kara ine ke bein e in hameh estandardi ke adamo hadaf gharar midan yek estandardi peida koni ke mal e khodet bashe va khoshhalet kone.
koozeh | September 21, 2008 8:53 AM
age khasti harf bezanim zang bezan dokhtar joon, vali man kollan bahat movafegham kheili. yeki az sakht tarin kara ine ke bein e in hameh estandardi ke adamo hadaf gharar midan yek estandardi peida koni ke mal e khodet bashe va khoshhalet kone.
koozeh | September 21, 2008 8:53 AM
age khasti harf bezanim zang bezan dokhtar joon, vali man kollan bahat movafegham kheili. yeki az sakht tarin kara ine ke bein e in hameh estandardi ke adamo hadaf gharar midan yek estandardi peida koni ke mal e khodet bashe va khoshhalet kone. p emrooz miad gorbe ha ro mibare. jashoon khali mishe ha! :)
koozeh | September 21, 2008 8:53 AM
من کاملن اون مشکلی رو که می گی درک می کنم. در مورد آدم هایی که در فرم نصیحت و غر غر و ...نظر ساطع می کنند و تو با این که در تئوری قبولشون نداری می ری زیر سوال و هر چی ساختی و بابتش اعتماد به نفس داشتی برای یه مدت خراب می شه تا زمان بگذره و دوباره رو پای خودت وایسی. خوبیش اینه که مدتش کوتاهه و تو دوباره خودت می شی. تراپی هم لازم نداری. مطمئن باش.
سایه | September 21, 2008 11:36 AM
نه آدمهای اطراف من اینجوری که تو میگی نیستن. حداقل به این شدت نیستن. دائم نظر نمیدن. بعضی وقتا نظر میدن میگن بهت میاد بهت نمیاد قشنگه عالیه خوشبوئه معمولا اگه بد باشه هم نمیگن مگر اینکه به نظرشون خیلی ضایع باشه بخوان به نفعت کار کنن بعضی وقتا میگن اگه جات بودم اینجوری والا آدم خوش خوشانش هم میشه اغلب اوقات بهتر از بی تفاوتیه.
من ایران زندگی می کنم.
مهدى | September 21, 2008 12:03 PM
man kamelan mifahmam dari chi migi,,,, ye b darake gonde bgu o kare khodto bkon, ...albate hamishe barmigarde in k yho mibini dari b harfe baghye gush midi ta khodet,,,,kheyli tarsnake, kheyliam baresh sangine lamasab,,,,,akhe lamasab hame raje b hamechiam nazar midan hamsihe
t | September 21, 2008 2:05 PM
man kamelan mifahmam dari chi migi,,,, ye b darake gonde bgu o kare khodto bkon, ...albate hamishe barmigarde in k yho mibini dari b harfe baghye gush midi ta khodet,,,,kheyli tarsnake, kheyliam baresh sangine lamasab,,,,,akhe lamasab hame raje b hamechiam nazar midan hamsihe
t | September 21, 2008 2:05 PM
welcome to SF anar jan. maybe i'll see you around some time. if you'd like to hang out with the iranian crowd around here there are a few meetup/facebook groups that announce the events in the area...
محمد | September 21, 2008 2:23 PM
چند وقت پيش يه گربه مشكی اومده بود خونهمون، ياد مرنو خان افتادم [البته خودمون گربه مشكی داشتيم قبلا]
ابوالفضل | September 21, 2008 4:39 PM
congratulations and good luck
Mo | September 21, 2008 5:34 PM
خیلی مبارک باشه انار جونم. به نظرم میاد من تازگی ها هر وقت این جا برات پیام می ذارم فقط تبریکه! گفتن نداره که با بقیه حرفات هم موافقم. و ابن نشون می ده که تو چقد همه اش اتفاقات خوب داره برات می افته!
dena | September 21, 2008 5:45 PM
خیلی مبارک باشه انار جونم. به نظرم میاد من تازگی ها هر وقت این جا برات پیام می ذارم فقط تبریکه! ابن نشون می ده که تو چقد همه اش اتفاقات خوب داره برات می افته!گفتن نداره که با بقیه حرفات هم موافقم.
dena | September 21, 2008 5:46 PM
تبریک بابت کار پیدا کردن! شاید یک مقدار از این اظهار نظرهای دیگران بخاطر این باشه که رفتی کالیفرنیا؟ اون جا اینجا چیزا ظاهرا خیلی بیگ دیله!!!!
راستی نکنه دیگه شاغل شدی اینجا رو تخته کنی ها؟ خواهر بزرگه از وقتی که رفت سرکار دیگه در وبلاگش رو تخته کرد و رفت!
--سوسکی
سوسکی | September 21, 2008 7:16 PM
نه اينجا كه من هنوز كسي رو نديده ام از ايراني ها. اينايي كه گفتم سوغات سفر ايرانه.
انار | September 21, 2008 7:25 PM
انار جان، تبریک میگم بخاطر کار پیدا کردن. امیدوارم همیشه اینقدر تند تند کارهات روبراه بشه و همیشه کارهات روی غلطک باشه. راستش یک جورهایی هم احساس حسادت میکنم بهت، من هم میتونستم الان وضعیت تو رو داشته باشم.
امیدوارم همیشه موفق باشی. اگه دوست داشتی از کارت و از محیط کارت بنویس.
راستی توی این بلاگ رول گوگلی بعضی وبلاگها دو سه بار تکرار شده اند. البته من سرم نمیشه دلیلش رو بدونم.
جام طلا | September 22, 2008 1:47 AM
اگه فامیل درجه اول نیست غرغروی استاندارد بالای زندگی به فاک فنا رفته مربوطه رو بنداز دور از لیست آشناهات من اینکار رو کردم و یک ثانیه هم پشیمون نیستم که خیلی هم بهتر.
اگه فامیل درجه یک از تراپیستت بپرس به منم بگو چون هیچ راه حلی نداره به نظرم.
40تیکه | September 22, 2008 2:58 AM
سلام
خانم انار، شما در این متن(post) مشکلی رو مطرح کردید ولی راه حل چیه؟
حسین | September 22, 2008 7:38 AM
کار پیدا کردنت مبارک باشه عزیزم
شادي | September 22, 2008 12:24 PM
فكر ميكنم عده بسياري توي ايران به مرحله زيادي از حد نظر گفتن افتادهاند!
فكر كنم بسته بودنشون هم بي تاثير نيستش.
من هم روزي 200 بار از اين نظرها ميشنوم. در خصوص اينكه چجوري زندگي كنم، حالا در مرحله بعدي چه كاري بكنم، كي ازدواج كنم و ...!
پرهام | September 22, 2008 3:27 PM
چطوری پانی؟
لیلی | September 22, 2008 5:03 PM
Hi,
Congrad for your new job. Very very good, Job almost in San Fransisco area. great .
About the standards, ya, I do hav e the same problem. and I usually realize them when I'm in relation with other ppl. I can see how strange i behave even when i really don't want to beleive in thsoe ideas.......
atash | September 22, 2008 5:57 PM
khoshbehalet anar, be khatere kar peyda kardanet!
va inke belafasele ba'ad e tamum shodane darset peydash kardi!
movaffagh bashi!
mitra | September 27, 2008 4:47 AM
eee, in scrape leili khanum ro bayad pak koni!
mage un gushe naneveshti esme mano nanevisin!
faghat ma bayad shoma ro daem mive khatab konim ;)
mitra | September 27, 2008 4:48 AM