« دعوت به همكاري جيره كتاب | صفحه اول | »
1. بابا اين لينك بخش برنامه هاي لوا توي راديو زمانه كجاست؟ من هرچي ميگردم نميدونم كجا بايد پيداش كنم.
2. بنده بزرگترين فعاليت فمينيستي اين چند وقتم اين بوده كه طاهره خانوم رو نشوندم براش توضيح دادم كه دخترش بايد حق طلاق بگيره و حقوق ضمن عقد. حالا چقدر انجام بده نميدونم اما اون حالتي كه يهو خيره شد به من وقتي بهش گفتم همچين چيزي هست و اگر خودش داشت مجبور نبود اينهمه سال توي دادگاه بدوه و بعد هم بسازه واقعا دلم رو به درد آورد. حالت اينكه انگار برگردي و به زندگيت نگاه كني و از خودت بپرسي "چرا كسي به من نگفت؟". اينو يه دفعه ديگه هم توي صورت عزيزي ديدم وقتي داستان جدا شدن دوستي رو براش تعريف كردم و دليلش رو....دردناكه.
3. من دلم ميخواد وبلاگ بنويسم اما به چند دليل كم شده. يكي اينكه سر كار تازه رفته ام و من شب كار بايد هر روز صبح بيدار بشم برم سر كار و بعد محل زندگي جديده و اسباب كشي هست و مني كه يه عمري از گواهينامه ام فقط به عنوان كارت شناسايي استفاده كرده ام الان بايد واقعا توي اين اتوبانهاي 5 لاينه كاليفرنيا رانندگي كنم و گم هم نشم و كسي رو هم نكشم و خودم هم ترجيحا زنده بمونم و بعد هم سر كار تند تند مطالب جديد ياد بگيرم و بعد اصولا منحني يادگيري من تا مدتها افقيه تا بعد در آخرين لحظه دوزاريم بيفته و بعد اين وسطها بايد ورزش هم بچپونم كه هنوز موفق نشده ام و بعد بايد روي مقالاتم هم كار كنم كه بدم چاپ بشه و در نتيجه وقت نميكنم بنويسم. اما زنده ام. سالمم و كاليفرنيا رو هم تا به اينجا دوست داشته ام. جاش خوبه و مردمونش هم خيلي خوبند. ريلكس و راحت و باهوشند.
4. تازه رفته ام سر كار. اگر ميخواستيد به كسي كه تازه رفته سر كار بهترين و مهمترين تجربه تون رو بگيد چي ميگفتيد؟ كوزه به من گفت
" تنها وقتي ميتوني تكاور(1) بشي كه هيچ وقت هيچ دد لايني* رو جابجا نكني. نه توي زندگي شخصيت و نه توي زندگي حرفه ايت. تنها در اين صورته كه مردم ميتونند روت حساب كنند.". خيلي حرفش حسابيه. شماها نصيحتي، تجربه اي نداريد بهم ياد بديد؟ ممنون ميشم.
1. اين اصطلاح تكاور از اين سري پستهاي حامد قدوسي بود كه صد البته من همه اش رو همون موقع پرينت كردم و دوباره هم خوندمشون و اصولا هم گذاشته ام توي پوشه انگيزه ها.
*deadline



Comments
حقدر من به این حمله احتیاح داشتم این روزها. کیف کردم.
goli | September 30, 2008 2:27 AM
يعني اولين باره كه كار ميكني؟؟
خب واسه يه تازه وارد چي ميتونم كه بهتر از همه باشه.
سعي كن تعادل ميان كار و زندگيت رو حفظ كني. از همون اول حواست بهش باشه وگرنه كار قورتت ميده.
پرهام | September 30, 2008 3:00 AM
سلام و درود ....
مطمئنا دقت همیشگی را در این کار هم خواهید داشت
یا حق
قلندر | September 30, 2008 4:00 AM
آدم چرا هروقت اینجا رو می خونه انقدر انگیزه و امید بهش دست می ده؟
منگول | September 30, 2008 7:05 AM
اين هم آدرس برنامه لوا در راديو زمانه. هر جمعه به وقت تهران ميرود روي سايت. ديگه نميدانم به وقت آمريكا كي ميشه؟
http://www.radiozamaaneh.com/friday/cat-557/
البته صفحه رو كه باز ميكني، همه آرشيوش از اول نيست.فكر كنم ده برنامه اخيرش باشد. برنامه ها از 17 خرداد هست.
اون كنار سمت چپ يك لينك آرشيو ماهانه هست كه روي ماه ها كه كليك كني صفحه هاي جمعه باز ميشود و ميتواني به آرشيو بقيه برنامه هم دست پيدا كني از اولين برنامه فكر كنم آرشيوش باشد. باز هم ميگردم اگر ديدم در آن ارشيو نيست برايت باز هم لينك هاشو ميگذارم.
anonymouse | September 30, 2008 8:06 AM
hamkaar hamishe ye hamkaare va nemitoone best friend shoma beshe.be hich kas too mohite kaaret hade aghal ta yeksaal etemaad nakon.be hich kas ejaaze nadeh vaarede joz eeyaate kaarit beshe hatta re eeset
Roham from San Antonio,Texas | September 30, 2008 10:12 AM
Buy a GPS. It's an investment well worth it.
jeerjeerak | September 30, 2008 2:29 PM
دو قرانی من (my 2 cents) اینه: برای ترقی کاری لازمه که به بالادستت "نه" نگی، ولی نتیجه’ این "نه" نگفتن گاهی این میشه که دیگه جایی برای "زندگی شخصی" باقی نمیمونه در حالیکه تو شدی CEO یک شرکت معظم. الویت های کاری و زندگیت رو همزمان جلوی چشمت داشته باش و تعادل بینشون رو از یاد نبر. طرف کاری ات رو خوب بشناس و قلقش رو زود بدست بیار و با هرکسی مطابق با قلقش کار کن تا بتونی کاری رو که ازشون می خوای برات انجام بدن. اطمینان مدیر و زیردستانت رو به خودت جلب کن... کار کردن با افرادی که به آدم اطمینان دارند به مراتب ساده تر و روان تره تا وقتی که نیات آدم مورد تردیدشون واقع بشه. مراقب باش مشغله کاری اون قدر مانع "فکر کردنت" نشه که یه موقع درخت ها باعث نشن که جنگل رو نبینی. سعی کن همیشه جزئی از "راه حل" باشی تا بخشی از "مشکل"... اگر مشکلی رو به مافوقت میبری حتما چند تا راه حل پیشنهادی هم پس دستت برای اون مشکل ارائه بده.
اوکی خیلی زیادی پای منبر رفتم... تو که خودت خدای این چیزایی و به نصیحت ما ها احتیاجی نداری البته.
بوس و گود لاک
--سوسکی
sooski | September 30, 2008 3:17 PM
یک وقت اگر وقت کردی از این پوشه ی انگیزه هات برای ما هم بگو. اینو من یکی خیلی به ش نیاز دارم. پوشه راستش ندارم ولی حدودی می گردم و به جاش انگیزه رو باید یا پیدا کنم یا اگر پیشتر کارایی داشته احیاش کنم. یکی ش اتفاقا همین پست های حامد قدوسی بود .فرقش اینه که تو پوشه نگذاشتمش ولی ایده ی خوبیه.
دیگه بالانسی که یکی دو تا از بچه ها گفتند خیلی رکنه! اینو تو فرهنگ اروپایی بچه ها تو مدارس می خونند و تمرین می کنند. و از آموزه های یونان باستانه. در همه ی زندگی این بالانس لازمه. عجب این که جایی که کمبود یا غمی پیش میاد خودش بیانگر این هست که این بالانس در نظر گرفته نشده!
neda | September 30, 2008 4:14 PM
چند تا نظر کاملا شخصی:
1) تا حد امکان غر نزن و اعتراض نکن! ولی اگر هم خواستی اعتراضی بکنی یک روز تو خونه فکر کن که دقیقا مشکلت چیه بعد فرداش درباره اش صحبت کن.
2) اگر کسی حرف بی خود زد و اعتراض نابجا کرد یک گوشت در باشه یه گوشت دروازه. اصرار به دفاع از خودت نداشته باش. دفاع کردن مشکل رو بزرگ تر جلوه می ده و باعث می شه تو یاد ها بیشتر بمونه! اصولا ادم خودش هست که یک سری مشکلات رو بزرگ می کنه.
3) همیشه جواب زیبا و حساب شده بده حتی اگر دقیقا جواب اون سوال نباشه!!!! هرگز ادم به دلیل خنگی!! استیضاح نمی شه ولی به دلیل بی دقتی و بی ادبی چرا!! خنگی یه ژست امنه!!!
ترمه | September 30, 2008 5:37 PM
بابا حالا انقد که توی هر پستت میگی میری سر کار کارت دقیقا چی هست؟ اگه فوضولی نیستا ...
چون من که مطالبتو میخونم برای تجسم شرایطط باید بدونم وقتی میگی کار یعنی چقد انرژی ازت میره؟
دکتر قضاوت | October 1, 2008 2:30 AM
چه فرقي ميكنه كارم چيه؟! به اندازه كافي انرژي ميبره شما مطمئن باش. يكي عمران خونده يه كار مرتبط با رشته اش قراره بكنه. جزئياتش چه فرقي در اصل مطلب ميكنه؟
انار | October 1, 2008 4:05 AM
دکتر قضاوت جان
مهم نیست کارش چیه... کار توی محیط کورپورت توی این قاره آدم رو از همه چی می اندازه معمولا... با اروپا که حقوق کارگری مفصلی دارند خیلی توفیر داره... با ایران هم که فرقش دیگه گفتن نداره.
سوسکی به دکتر قضاوت | October 1, 2008 3:24 PM
شما بسیار کار خوبی کردی که طاهره خانوم رو روشن کردی .
نیلوفر | October 2, 2008 9:00 AM
از آنجا که دانشجویان تحصیللت تکمیلی همیشه حمال پروژههای بزرگ اساتیدند. منم شانس این را داشتم که چندین پروژه مختلف را با استادم انجام بدم. تجربه اش برایم بینظیر بود و درسهای زیادی یاد گرفتم که بعد در کارم خیلی کمکم کرد اما مهمترینش این بود که شعار معروف همیشگیش بود : ویو view کار هميشه از خود کار خيلي مهمتره... باور نميکني بارها از اعماق وجودم اين جمله را در کار درک کردم. سعي ميکنم يک پست توي اين مورد بنويسم ايده جالبي دادي.
دراک | October 4, 2008 1:27 AM
سلام
از نوشته هات لذت میبرم
اونجا رونمیدونم ولی تجربه ی کار در ایران بهم یاد داده که به هیچ وجه از طرز فکر همکارام نسبت به خودم غافل نشم :(
محمد | October 4, 2008 4:27 AM
always go above and beyond what is required. for the first few months forget about he work-life balance, work shoould be your life. become an expert on whatever small project you are doing. remember that at the beginning you are closely watched even if they don't tell you. don't expect your bosses to be gods. try to arrive earlier than most and leave later than most so that you give a good picture and at the same time get to know people. talk to people but don't get close (at the beginning i mean). avoid office gossip and politics at all costs.
Negz | October 5, 2008 10:39 AM
I am sure you are working in a diverse enviroenment like all other people in US. Work place is difefrent from grad school. Competition is more. Behave friendly to people even if you don't like them. Try your best to tolerate everybody and find a way to like those that you don't like. I am working in a big and diverse company and I found the success comes if I am nice to people. That way you can beat any culture difference and grow in your career.
Unknown | October 5, 2008 3:09 PM
يه عالمه حرف دارم اما حيف كه اشكان داره بغل گو.شم با بلندترين صدايي كه ممكنه جيغ ميزنه چون ميخواسته با باباش بره حموم و من الان تو اين شرايط هيچي نميتونم بگم جز اين كه صبور باش
yasaman | October 6, 2008 11:33 AM
سلام. با سه سال سابقه کار بهترین تجربه ام این هست که سرت تو کار خودت باشه و به کار دیگری کار نداشته باشی و دنبال حرف نباشی
farzaneh | October 7, 2008 6:14 AM