« October 2008 |
Main
| December 2008 »
روزمره، بي محتوا، زندگي ديگه!
گفتم اسم ماشين رو گذاشته ام شبديز؟ اسم اسب خسرو پرويز بوده. شبديز خانوم 9 سال شيرين داره و 133 هزار مايل كاركرده . حالا ايناش مهم نيست...مهم اينه كه ضبطش هنوز نوار كاست ميخوره. رفته ام اون جعبه كه پر از نوارهاي سلكشن مامان بود كشيده ام بيرون روزي...
+ ادامه
زنها بدون احساس نميخوابند
امروز داشتم به اين پست قبل و پست كيوان فكر ميكردم. يه چيزي به ذهنم رسيد...زنهايي كه اين پست رو ميخونيد، چند بار تا به حال براتون پيش آمده كه با طرف بخوابيد در صورتيكه همون لحظه كاملا از لحاظ احساسي نه تنها هيچ علاقه اي بينتون نمونده بلكه حتي...
+ ادامه
زنها سخت تر از مردها خيانت ميكنند؟
وبلاگ كيوان رو ميخوندم حيفم اومد به بخشي از حرفش جواب ندم. رفتار جنسی زن و مرد فرق می کند. تفاوت رفتار فیزیکی که بدیهی ست، اما رفتار احساسی این دو جنس هم فرق می کند. رفتار تعهدی شان هم تفاوت دارد. من نمی دانم منشاء خیلی از این تفاوت...
+ ادامه
ترس
1. روزولت در نطق مراسم تحليفش يه حرف خوبي زده: we have nothing to fear but fear itself داستان منه. 2. امروز اوباما و زنش مهمان آقاي بوش و خانومش بودند. اين خيلي مهم نيست. سنت هميشگيه. چيزي كه مهمه اينه اوباما به عنوان اولين رئيس جمهور سياه پوست وارد...
+ ادامه
باراك حسين اوباما
در اينكه مسلمانها شخصيت تازه بد كتابهاي تاريخ هستند هيچ شك نكنيد. فعلا بار اين رسالت روي دوش ما افتاده مجبوريم دائم توضيح بدهيم و با اين انتخابات هم فكر نميكنم يك شبه معجزه بشود. اما ديشب كه اوباما انتخاب شد و نقطه عطفي بر تاريخ سياه تبعيض نژادي در...
+ ادامه
آقا یه لغت جدید یاد گرفته ام. این شغله گاز هست ها...بهش میگند burner. یعنی اگه بخواهید بگید قابلمه رو گذاشته ام سر گار میگید I put the pot on the stove. اما اگه بخواهید بگید گازمون چهار شعله است میگید: the stove has four burners. سرما خورده ام مثل...
+ ادامه