« ترس | صفحه اول | زنها بدون احساس نميخوابند »
وبلاگ كيوان رو ميخوندم حيفم اومد به بخشي از حرفش جواب ندم.
رفتار جنسی زن و مرد فرق می کند. تفاوت رفتار فیزیکی که بدیهی ست، اما رفتار احساسی این دو جنس هم فرق می کند. رفتار تعهدی شان هم تفاوت دارد. من نمی دانم منشاء خیلی از این تفاوت ها کجاست، مراجع پزشکی به کنار، منابع آماری معتبر هم به خاطر شخصی بودن و رازداری اکثر انسان ها خیلی کم پیدا می شوند، اما من بر مبنای مشاهدات خودم و انسان هایی که با آن ها نزدیکم معتقدم که رفتار زن و مرد حداقل به لحاظ آماری تفاوت های محسوس دارد. این تفاوت ها فقط محدود به موضوعات مرتبط به تن نیست و آنجایی که آمار دقیق در دسترس هست نیز تفاوت های زن و مرد وجود دارد. برای من غم انگیز است که هرنوع اظهار نظری درمورد رفتار جنس زن، ناخودآگاه با پیش داوری ضد یا همراه مردسالاری ارزیابی می شود. برای مثال "گرایش جنس زن به برقراری ارتباط جنسی توام با احساس" یک نرم رفتاری ست (سندی برای اثبات آن ندارم) که من در این پست به آن استناد کرده بودم. ممکن است این فرض من درست بوده باشد، ممکن هم هست که نه. اما در چند اظهار نظر مختلف صحبت از مردسالاری می شود در حالی که صرف باب میل نبودن این نوشته اصلن دلیل کافی برای لیبل چسباندن نیست. مثال را برای این آوردم که خواهش کنم قبل از تصور کردن یک شخصیت مردسالار در پشت هر مردنوشته ای، کمی فکر کنید که آیا یک تفکر غیرمردسالار هم می تواند این را گفته باشد یا نه.
مساله اين نيست كه توي خاص مرد سالار هستي يا نيستي. مساله اينه كه اين تفكر و نتيجه گيري اساسا سطحيه. اولا كه تو دوتا جامعه برابر رو مقايسه نميكني. زن و مرد در طي تمدن بشري يكسان تربيت نشده اند. بعد از گسترش شهر نشيني وزماني كه كارهاي اصلي مثل سربازي و كشاورزي به قدرت بدني بستگي داشت طبيعتا اين نقشها به مرد كه قويتر بود واگذار شد و در عوض زنها وظيفه توليد نيروي كار رو برعهده گرفتند تا با توجه به محدوديت علم پزشكي حداقل چند بچه به سلامت بزرگ بشن. براي زنها در طول تاريخ هم بستر شدن با مرد غريبه و "ممنوع" پيامدهايي داشته كه براي مرد مطرح نبوده كه بديهي ترينش حاملگي ناخواسته است. اضافه كن بر اين واقعيت اين رو كه زنها به خاطر همين تقسيم نقش اوليه به سايه كشيده شده بودند و به خاطر نداشتن مسئوليت برابر و اختيارات مساوي احتمالا جسارت لازمه رو هم پيدا نميكرده اند يا اصولا جوري تربيت نميشدند كه همچين حقي براي خودشون قائل باشند كه بخواهند رضايت شخصي و جنسيشون رو انقدر در اولويت قرار بدند.
از زماني كه "قدرت" از بازو به انديشه انتقال پيدا كرده، قرص ضد حاملگي اختراع شده،و به زنها حق انتخاب شدن و انتخاب كردن داده شده در متمدن ترين جوامع بشري بيشتر از صد سال نميگذره. هنوز در اكثر جاهاي دنيا زنها حق ندارند كه در مورد سرنوشت بارداري ناخواسته اشون خودشون تصميم بگيرند. حق تحصيل و تكامل شخصيتيي كه همراه با كسب آگاهي حاصل ميشه در مقاطع مختلف و به عناوين گوناگون از زنها سلب ميشه...زنها متفاوت از مردها رفتار ميكنند...شايد بخشي از اون مربوط به ژن باشه اما در تكامل ژن و محيط هردو بسيار موثر هستند و محيط زنها و مردها بسيار متفاوت بوده و هنوز هم هست. من بسيار بعيد ميدونم كه خيلي از مرداني كه به قول تو راحت به تختخواب ممنوع ميرند اگر قرار بود با خطر بي آبرويي در جامعه روبرو بشند يا جنده خطاب بشند يا مجبور بشند توي زير زمين غير قانوني سقط جنين كنند يا بعد برند بكارتشون رو بدوزند به اين راحتي تصميم بگيرند.
نكته بعدي اينكه اصولا مشاهده تو محدوده. حدس ميزنم عمدتا محدود به ايرانه و جامعه ايران واقعا نمونه خوبي براي رفتار شناسي زن و مرد نيست. تعميم دادنش منطقي نيست. توي جامعه اي كه تو داري ازش مشاهده مياري خيانت مرد تا دو بار قانونيه. رسميه و هيچ زني نميتونه بهش اعتراض كنه.
زنها اگر هم با احساس بيشتري همبستر ميشند شايد خيلي ساده براي اين باشه كه در شرايط عادي خيلي وقتها لذت يك خوابيدن ساده ارزش ريسكش رو نداره.
اين نظر منه. اگر خواننده هاي اين وبلاگ نظر ديگه اي دارند من خوشحال ميشم بشنوم. لينكي هم داديم كه البته تشريف ببريد در متن اصلي حرفهاي ديگه هم زده شده.
تكميل. ببينيد من يه چيزي رو بگم. حرف كيوان ظاهرا مقدمه ايه كه ميخواد ازش نتيجه اي گرفته بشه. انذار من براي گرفتن اون نتيجه است.كه صد البته نميدونم چيه اما نميخوام بر فرض غلط يا ناكامل گرفته بشه...اگر فرض بر اين باشه كه چشم آبي ها سخت تر خيانت ميكنند خيلي خيلي فرقه بين اين دوتا وضعيت كه
1. زنها چشم آبي دارند بنابراين مثل چشم آبي ها رفتار ميكنند.
2. زنها الزاما چشم آبي ندارند اما به دلايلي همه عين چشم آبي ها رفتار ميكنند.
حرف من اينه خيلي اوقات وضعيت دومه كه صادقه. كما اينكه مثلا خيلي ساده ميبينيم كه چقدر خانواده هاي ايراني ميان اينجا و طلاق ميگيرند. بحث من اينه كه اگر نكته دوم صادقه نميشه ازش به عنوان بنيان براي برنامه ريزي استفاده كرد. بايد در عوض سعي كرد به زنها كمك كرد اول رنگ چشمشون رو پيدا كنند.
اين تعبير غلط از " ديگري چطور حس ميكند " هم چيزي نيست كه در طول تاريخ وجود نداشته. سالهاي سال خانواده هاي بردگان سياه رو به زور از هم جدا ميكردند چون فكر ميكردند كه عمق احساساتشون مثل يك آدم سفيد نيست. اگر من و شما فكر ميكنيم كه بخشي از انسانها به دليل اينكه تا الان از رفتاري به صورت سيستماتيك منع شده اند توانايي انجامش رو ندارند دليل نميشه كه واقعا نداشته باشند. و رفتاري كه الزاما انتخابي نبوده رو نميشه مبنا براي برنامه ريزي براي روابط گذاشت. اگر تا الان وجود داشته دليل نميشه كه تغيير نخواهد كرد. اگر ميخواستيم اينجوري استدلال كنيم زنها يا ساير اقليتها هميشه بايد همونجايي كه هستند بمونند چه در رفتار خوب چه در رفتار بد چون "فعلا كه واقعيت موجود همينه". بد بودن و اشتباه كردن هم از مزايايي است كه خوشبختانه با نفس انسان بودن همراه است. اينو در جواب اون بخشي ميگم كه ميگين " حالا خيانت كه حسن نيست كه بخواهي سرش بحث كني".



Comments
انار جان این هایی را که کیوان گفته به همان دلایل تاریخی است که توضیح داده ای. یعنی با وجود همه ی آن دلایل هیچ از واقعیت تغییر نمی دهد.
اینکه بگویی زنها این طوری اند چون این گذشته و این تاریخ را دارند, هیچ از واقعیت تغییر نمی دهد. مثل اینکه توی مسابقه(قبول کنیم که مسابقه نیست و هی دلایل ضعف زنانه را به تاریخ نسبت ندهیم)یکی از دو تیم باخته و تیم باخته مدام دارند از پروسه ی تاریخی و اتفاقاتی می گوید که باعث شده ببازد.
می دانی دلیل اول ات مثل این است که پذیرفته ای حرف کیوان را و حالا داری برایش دلیل می آوری.
اما توی دلایل بعدی می گویی که اصلا این حرف از اساس غلط است چون مثلا در جامعه ی غیر ایرانی اینطور نیست. و خب این هم به همان دلیلی که حرف کیوان را می شود نفی کرد حرف تو را هم می شود. کدامِ ما تجربهاش جهانی است و همهی جوامع انسانی را در بر میگیرد؟ هیچ کدام. پس یعنی اصلاً در این موارد حرف نزنیم؟
آخرش هم کیوان که بارها تأکید کرده این ها از نظرش ضعف نیس. خودت هم ته اش گفته ای "زن ها اگر با احساس بیشتر ی هم بستر میشوند..."
کجای دنیا خیانت چیز خوبی است که به خاطر این حرف که زنها کمتر از مردها خیانت میکنند که مجبوریم برای زنها توجیه تاریخی و فیزیولوژیکی و .. پیدا کنیم؟
من با حرفهای کیوان موافقام. خودم یک زنام. تجربهای فضای غیر ایرانیاش را هم زیاد داشتهام، به آن تاریخ هم آگاهم0 اما همهی اینها که گفتم چیزی را عوض میکند؟ نه، فمنیستها یا اصلاً کسانی که این واقعیت را دوست ندارند به من هم همان جوابهایی را خواهند داد که به کیوان.
سارا ن | November 20, 2008 5:28 AM
من هم به نظرم با حرفهای وبلاگ 35 بیشتر موافقم ، اینکه تو میگی دلیلش ساختار جامعه است که از صدها سال پیش اینطور بودن را به زنها آموزش داده یک گزینه غیر قابل رد یا اثباته ، قضیه فرمول ریاضی نیست که ما بتونیم ثابت کنیم اگر داده هامون اینی که الان هست نبود و مثلا پرده ب ک ارت ی در کار نبود اصلا چجوری رفتار می کردیم مهم اینه که الان نظرات ایشون درباره رفتار زنها به نظر من صادقه
افسانه | November 20, 2008 5:40 AM
من فکر میکنم دو تا نکته رو در نظر نگرفتی. یکی اینکه اساسا تاریخ همین مدتی نیست که ما به صورت مکتوب در اختیار داریم و اساسا بهش خیلی استناد میشه. دنیا قبل از این دوره مردسالاری یک دوره زن سالاری رو هم پشت سر گذاشته. اساسا در مورد ایجاد و پیدایش الهه میگن که در عصر غارنشینی این زن بوده که قدرت انتخاب داشته به خاطر همان باروری و این مرد بوده که خودش رو به هر آب و آتشی میزده تا مورد انتخاب واقع بشه و اینکه این پروسه در قرون بعد عوض میشه که تعدیل شده اش رو امروز می بینیم و چه بسا در سالیان بعد دوباره برگردیم به همان حالت اول. میخوام بگم که درسته که پیشینه قطعا تاثیرگذاره ولی تنها یکی از فاکتورهای موثره. اما در مورد این قضیه خیانت شاید اگر بخواهیم فیزیولوژیک صحبت کنیم رفتار حیوانات رو باید مطالعه کرد چون در اونها معمولا این رفتارهای جنسیتی عوض نشده در طول زمان . به عبارتی مرد انسان تقریبا رفتار مشابهی با مرد حیوان از لحاظ جنسی داره و زن هم همین طور و این تفاوت اثبات شده میتونه تعمیم باشه برای پارتنر متعدد داشتن مردان و عدم پایبندی صرف به یک زوج ولی در قبالش حیوان ماده بعد از جفتگیری خواه ناخواه یک زمانی رو صرف نگهداری بچه ها و بزرگ کردنش میکنه. آن هم به تنهایی.
به هر حال این ریسک بچه دار شدن یا از دست دادن بکارت یا خیلی موارد مشابه در وضع کنونی فکر کنم خیلی موثر نباشه.
رضا | November 20, 2008 5:54 AM
در هر حال کیوان بی ربط نمی گه.. آنچه که جاری هست اینه..
مهتا | November 20, 2008 6:09 AM
خدارو شکر حالتون خوبه انارخانم ما که اونر نگرانتون شدیییییییم.
ملانی | November 20, 2008 7:39 AM
قبل از شروع بازي در حاليکه خانمهاي ورزشکار مشغول گرم کردن خودشون بودن؛ داور مرد اومد جلو و از هلن خواست روسريش رو برداره و وقتي او اينکار رو نکرد مانع ورودش به مسابقه شد؛ مسايقه اي که ماهها بلکه سالها براش زحمت کشيده بود.
اگه شنيدي ميگن: خارجي ها مدافع حقوق بشر هستن..
اگه شنيدي ميگن: مدرن شدن باعث احقاق حقوق زنان ميشه...
اگه شنيدي: تو کشورهاي خارجي زنان آزادن..
و از اين جور چاخانها بشنو و باور نکن.
اگه راست ميگن چرا امروز مانع شرکت کاراته کار زن ايراني تو مسابقات قهرماني ژاپن شدن؟!
فقط به دليل اينکه يک روسري سرش بوده؟!
اين همون آزاديه؟!
کدوم آدم عاقلي به اين ظلم ميگه آزادي؟!
فی امان الله
طلبه ای از قم | November 20, 2008 7:57 AM
شايد اساسا ما خيلي لذت يك هم خوابگي ساده را نمي شناسيم . اگر از احساس حسادت به معشوق جلوگيري مي كند حاضرم با كمال ميل تجربه اش كنم . به شرطي كه آقايان تضمين بدهند لذت حسابي دارد .
سايه | November 20, 2008 8:05 AM
شايد اساسا ما خيلي لذت يك هم خوابگي ساده را نمي شناسيم . اگر از احساس حسادت به معشوق جلوگيري مي كند حاضرم با كمال ميل تجربه اش كنم . به شرطي كه آقايان تضمين بدهند لذت حسابي دارد .
سايه | November 20, 2008 8:06 AM
مدت زیادیه خواننده خاموش نوشته هاتون هستم اما امروز انگار حتی کلماتی که انتخاب کردید هم از ذهن من تراوش کرده بودند
مرسی که می نویسید
مرسی که فکر می کنید
موفق باشید
Nazli | November 20, 2008 8:32 AM
یک چیز دیگر که به نظر من باید اضافه کرد به همه دلایل تو موضوع وابستگی اقتصادی است که شاید بی ربط بیاید اما وقتی تامین اقتصادی از طرف مرد همیشه مشروط به مطیع بودن جنسی زن قلمداد شود زن کمتر به فکر ریسک کردن می افتد حداقل کمتر از مرد. مرد نه تنها این دغدغه را ندارد بلکه با دارایی مالی بیشتر می تواند لذت جنسی خودش را با تامین مالی زنان دیگر گسترده تر هم بکند و از این لحاظ از قدرتش استفاده کرده. یعنی همان که می گویند: خلاف شرع که نکرده.
sara | November 20, 2008 9:10 AM
حرفت منطقیه.. بحث بیشتر را میگذارم در فرصتی بیشتر
دراک | November 20, 2008 9:36 AM
با اجازهی انار
رضا جان این مواردی که میگی بیشتر به ژنتیک برمیگرده درحالیکه انار از دیدگاه اجتماعی نوشته. تصور من اینه که قید و بندهای اجتماعی خیلی بیشتر در این مورد تاثیرگذار باشه. به ویژه در جامعهای مثل ایران با همهی آموزههای سنتی و مذهبیش.
ناتالي | November 20, 2008 10:52 AM
man harfe kyvan ro dar kheyli mavared ghabul daram, fekkonam bishtar adama vaghti raje b feminism fek mikonam ya hoghoghe zan ye kam az khode pishraftaye in maktab aghaban,alan doreyiye dar feminism k zan,zan budan e khodesho embrace mikone na ink hamash say kne mesle mard raftar va fekkone,behesh migan post feminism or third wave feminism
http://en.wikipedia.org/wiki/Third-wave_feminism
t | November 20, 2008 12:03 PM
man harfe kyvan ro dar kheyli mavared ghabul daram, fekkonam bishtar adama vaghti raje b feminism fek mikonam ya hoghoghe zan ye kam az khode pishraftaye in maktab aghaban,alan doreyiye dar feminism k zan,zan budan e khodesho embrace mikone na ink hamash say kne mesle mard raftar va fekkone,behesh migan post feminism or third wave feminism
http://en.wikipedia.org/wiki/Third-wave_feminism
t | November 20, 2008 12:03 PM
استدلالت در مورد تحمیل یک سری پیشینه های تاریخی و همچنین محدودیت های فرهنگی اجتماعی تربیتی و ... را در مورد زن ها قبول دارم اما به هر جهت واقعیت موجود ( ونه الزاما واقعیت دلپذیر) همان هستش که "سی و پنج درجه" نوشته .
لیلا | November 20, 2008 12:30 PM
read "why we love" by "helen fisher
Negar
negar | November 20, 2008 1:06 PM
یک وجه قضیه همین است که توگفتی و وجه دیگرقضیه دید زنها نسبت به تنشان است.در جامعه ای مثل ایران زن ها و دختر ها از تن و بدن شان به مثابه ی سلاح یا گاهن امتیاز بهره میگیرند و گاه حرفهایی را که نمی زنند به طرفشان در عمل(بادادن سکس) به او می گویند.رابطه ی جنسی غیرقانونی هدیه ی خاصی است از طرف زن به کسی که دوستشدارد.
با غریزی بودن برقراری ارتباط جنسی همراه با احساس مخالفم ومعتقدم داشتن احساس صرفن یک واکنش حمایت طلبانه یا گاهن مظلوم نمایانه است از طرف زن درجهت مجبور کردن مرد برای ادامه ی رابطه تا مرحله ی ازدواج.ازدواج هم که قطعن با تامین مالی و امنیت وحمایت همراه است.و این برای زنی که جامعه به او قبولانده نمی تواند تنها زندگی کنداگر غنیمت نیست،چیست؟!
گلاره | November 20, 2008 2:12 PM
استدلالت به نظرم بی ربطه. وقتی در مورد تفاوت های بین مرد و زن صحبت میکنیم، صحبت از مقایسه ی دو گونه است که مسلما هر کدوم در اثر پروسه ی تکامل در طی مدت زمان طولانی و تحت تاثیر انواع و اقسام نیروهای محیطی از جمله مواردی که ذکر کردی شکل یافته اند. یعنی این که این مواردی که ذکر کردی در شکل دادن «طبیعت» زن ها و مردهای امروز اثر داشته اند بدیهه، و ناقض حرف کیوان نیست.
محمد | November 20, 2008 2:19 PM
محمد: ربطش اينه كه الان كه محيط تغيير كرده و "قدرت از بازو به انديشه انتقال پيدا كرده" اگر منشا اين تغيير رفتار بيشتر محيط باشه به تبع تغيير عمده شرايط محيطي اون هم تغيير خواهد كرد و چيزي نيست كه ثابت بمونه و بخواهيم فرض مساله بگذاريمش.
انار | November 20, 2008 2:29 PM
قبل از خواندن دیگر کامنت ها:
خانم - راستش به نظر من تو هم در تمام استدلالت داشتی همون چیزی رو تکرار می کردی که من گفتم: من از منشا و دلیل و روند این اتفاق اطلاع دقیق یا علمی ندارم - اما دقیقن برمبنای جامعه ی محدود اطرافم این تفاوت رفتار در زن ها رو یک نرم میدونم و یک واقعیت پرکتیکال. این هم که باید متفاوت به قضیه نگاه کنیم تا این نرم با تلاش ما تغییر کنه کاملن صحیحه - ولی به بحث من ارتباط مستقیمی نداره. حرف آخر هم این که من همون اول موکد گفتم که هدف بحثم همین برداشت سطحیه - چون اتفاقات واقعی داره توی همین سطح میفته و بعد از پذیرفتن و درک این سطحه که ریشه یابی و یا ایجاد تغییرات ممکن میشه.
-----------------------------
پی نوشت: یکی از دوستانم برام نوشته که در آلمان آمار خیانت زنان بیشتر از مردانه - این هم جنبه ی جدیدی از ماجرا که من هم بی خبر بودم
k1-35 | November 20, 2008 5:03 PM
به ناتالی: جنبه ژنتیک یک وره بحثه اما صحبت من جنبه اجتماعی هم داشت. من دارم میگم در یک برهه هایی از تاریخ مرد حرفش برو نداشته و این زن بوده که تعیین کننده در رابطه بوده. یعدش حالا یا در اثر ظهور ادیان و یا تغییرات قدرت در هرم قضیه برعکس شده. منظورم اینه که قید و بندهای اجتماعی در یک زمانی برعکس بوده ولی عملا به جنبش منتهی شده.
به کیوان: این آمار آلمان هم بر فرض صحت مطالعه انجام شده قابل قضاوت نیست. اصولا در این حوزه ها که تابو محسوب میشه حتی در کشورهای پیشرفته حتی در مطالعات غیرحضوری و پرسشنامه ای هم واقعیت بعضا عنوان نمیشه لذا استناد به این مطالعات چندان قابل قبول نیست.
رضا | November 20, 2008 6:02 PM
انار جان! من هم يك چيزي در وبلاگم نوشته ام. نميدانم كه چقدر قابل خواندن است اما در همين زمينه و پست آقاي سي و پنج درجه است.
بهار | November 20, 2008 6:10 PM
تا ان جایی که دانش زیست شناسی ناچیز من قد می ده در بحث تیوری تکامل و انتخاب طبیعی غریزه توی تمام موجودات حکم می کنه که برای بقا ژن هاشون را توی دنیا پراکنده کنند و هرموجودی براساس تلاشی که باید برای تولید مثل بکنه نیاز رابطه جنسی اش متفاوت خواهد بود. جنس نر توی اکثر موجودات نیرویی که باید برای تولید مثل بگذاره کم تره و بنابراین بیش تر تمایل به رابطه جنسی دارد . بعد از یک رابطه تا جنس ماده از همان رابطه قبلی هنوز مشغول تولید مثل هستش و سرش به بارداری و این ها گرمه و برای رابطه جنسی آماده نیست نرها سراغ ماده های دیگر می روند. این موضوع توی موجوداتی که نرهاشون هم اندازه ماده هاشون توی تولید مثل شرکت می کنند صدق نمی کنه که همین درست بودن این نظربه را ثابت می کند. این نظریه تا حد زیادی رفتارهای جنسی متفاوت زن و مرد را توجیه می کند. ا ما (و این اما خیلی مهمه) ما به عنوان انسان های متمدن خیلی از کارهایی که می کنیم براساس غریزه مان نیست و هدف مون فقط انتشار ژن هامون تو دنیا نیست اگر این طور بود باید فقط می خوردیم و مثلا یه جای این که انزژی مون را هدر بدهیم و ورزش کنیم می پردیم روی هم تا تولید مثل کنیم. ما رفتارهای غریزیمون را براساس اخلاقیات اعتقادات و هزاران چیز دیگر تعدیل کردیم تا بتونیم توی جامعه در کنار هم با صلح و صفا زندگی کنیم. به نظر من توی این بحث خیانت و تعهد کیوان یه چیز مهمی در نظر گرفته نمی شه و آن صداقت و راستگویی هستش. خیانت از نظر من حتما همراه با دروغ هستش. من دروغ نمی گم این یه اصله برام که ازش کوتاه نمی ام و همین طور از شوهرم هم توقع صداقت دارم . سر خودم را شیره نمی مالم من هم مثل هر زن دیگری ممکن است وقتی با همکارهام می رویم بیرون وقتی کله ام گرمه به نظرم بعضی هاشون جذاب تر از شوهر خودم باشن. اما من وقتی بعد از ۱۳-۱۴ سال با هم بودن هنوز زندگی مشترک مون را دوست دارم یعنی متعهد هستم به اصولمون که پایه و اساس زندگیمون هستش وفادار باشم. بنابراین برام آن جدابیت هم مثل یک تکه شکلات که نمی خورمش چون می دونم برام خوب نیست و اگر بخورمش و حتا کسی هم نفهمه من به خودم که نمی تونم دروغ بگم. رابطه ای که فقط برای لذت تن باشه هم لذتش حتا گذراتر از آن شکلاته و ضررهاش خیلی بیش تر. فکر می کنم اگر این طوری به قضیه نگاه کنیم فرقی بین زن و مرد از نظر خیانت کردن نباشه.
dena | November 21, 2008 12:49 AM
آمدم به کیوان بگویم که در مورد آلمان و این که زنها کمتر خیانت می کنند یا بیشتر, این حوزه ها اصلاً آمار بردار نیست.
که دیدم رضا گفته.
اما برایم جالب است بدانم آن دوست چطوری در این حوزه حرف از آمار زده و منظورش از چه جور آماری است. کجا بپرسم کیوان؟ اینجا که گفته ای یا وبلاگ خودت؟
سارا ن | November 21, 2008 7:07 AM
آمدم به کیوان بگویم که در مورد آلمان و این که زنها کمتر خیانت می کنند یا بیشتر, این حوزه ها اصلاً آمار بردار نیست.
که دیدم رضا گفته.
اما برایم جالب است بدانم آن دوست چطوری در این حوزه حرف از آمار زده و منظورش از چه جور آماری است. کجا بپرسم کیوان؟ اینجا که گفته ای یا وبلاگ خودت؟
سارا ن | November 21, 2008 7:07 AM
انار جان من از بحثهای بیهوده که نتیجه ای ندارد یا اگر هم دارد فایده ندارد زیاد خوشم نمیاید. اثبات اینکه فرهنگ و تربیت در خیانت نکردن زنان موثرتر بوده یا طبیعت و ژنتیک چه فایده ای میتواند داشته باشد؟
آیا خیانت چیز فی النفسه خوبی است که اگر من ثابت کردم تربیت جلوی مرا گرفته وگرنه خودم ذاتا اینجوری نبوده ام، حالا دیگر برای انجامش منعی نداشته باشم؟
انار جان من فکر کنم بیش از خیانت باید به مسئله رفتار جنسی پرداخت. این که زن بیشتر مونوگام قلمداد شده میتواند ناشی از تربیت مردسالار در جامعه باشد اما مهم این است افراد صلاح خود را بدانند. من در حال حاضر مونوگام بودن را برای خودم ارضا کننده تر میبینم و دلیلی نمیبینم برای اثبات برابری خودم با مردان هر شب را با کسی یا جایی سر کنم. دیگری ممکن است پلی گامی را لذت بخش تر بداند و سراغ چنین رابطه ای برود.
اما متاسفانه دختران بسیاری برای اثبات برابری یا مردان یا فمینست بودن به غلط راهی را بر میگزینند که شاید خودشان هم دلشان نخواهد یا راضی کننده برایشان نباشد. اینجور افراد اغلب ما دسته اول مونوگام را توسری خورده و ذلیل مرد میدانند که بسیار باعث تاسف است. چیزی که متاسفانه در وبلاگستان زیاد دیده ام.
Kimia | November 21, 2008 7:20 AM
من با نظر کیوان مخالفم که زنان کمتر به رختخواب ممنوعه می رن-در مورد زنان عصر حاضر حرف می زنم-به نظرم زنان این کار رو به خاطر مخاطرات فیزیکی و پیشینه تاریخی خیلی هوشمندانه و در خفا انجام می دن
amir | November 21, 2008 11:58 PM
به نظر من حرف دنا حرف خوبيه. من فكر ميكنم خيلي از ماها اگر خيانت نميكنيم خيلي وقتها بيشتر به خاطر تعهد به شخص خودمونه تا تعهد به شخص مقابل.
انار | November 22, 2008 2:10 AM
انار عزیز با حرفهاتون موافقم
امان از به قول خودتون اين تعبير غلط از " ديگري چطور حس ميكند "!
همینه که همه روزه دارن تو ایران تو گوشمون می خونن که زن فطرتا چنینه و اصلا رضایتش در اینه که زندگیشو به سبکی که براش تعریف کردند بگذرونه.
ساتین | November 23, 2008 2:00 AM
من با حرفهای بهار 100% و حتی بیشتر موافقم
shadi | April 5, 2009 7:19 AM
sitemeter unlawful harrison pharmacology herb aftabmba locks kopran newtonian hourly fourier
Buy Tramadol | March 12, 2010 3:42 PM