« زنها بدون احساس نميخوابند | صفحه اول | همه احتياج دارند گاهي سهامشون رو در بازار محك بزنند... »
گفتم اسم ماشين رو گذاشته ام شبديز؟ اسم اسب خسرو پرويز بوده. شبديز خانوم 9 سال شيرين داره و 133 هزار مايل كاركرده . حالا ايناش مهم نيست...مهم اينه كه ضبطش هنوز نوار كاست ميخوره. رفته ام اون جعبه كه پر از نوارهاي سلكشن مامان بود كشيده ام بيرون روزي يكي رو ميبرم توي ماشين ببينم كدوماش كار ميكنه. همه شون حداقل هفت هشت سالي هست كه خاك خورده اند. جاي شما خالي. رانندگيم خيلي بهتر شده. ديگه توي اتوبان اونقدر ضربان قلبم هي بالا نميره. البته هنوز هم ترمزهاي ناگهاني و اشتباهات عجيب و غريب دارم مخصوصا وقتي مسافر توي ماشين باشه و نتونم شيش دنگ حواسم رو بدم به رانندگي اما به نظر خودم بد نميرونم. مسافرها هم در مجموع تا به حال زنده به مقصد رسيده اند كه خوب مهمه. شما دوست عزيز هم كه باور نداريد تشريف بياريد من خودم ميام فرودگاه برتون ميدارم قضاوت بفرمائيد.
هرچي تلاش ميكنم باز رئيسم زودتر از من آمده سر كار.
فكر كرديم كار بگيريم ديگه پولدار ميشيم...به همون نسبت كه درآمدم رفته بالا خرجم هم رفته بالا.
ديروز سي كيلومتر رانندگي كردم كه پنير ايراني بخريم و ليمو اماني.
همين ديگه. روزمره زندگي. ذهنم خيلي مشغوله. نميرسم هيچ كاري رو با كيفيتي كه ميخوام انجام بدم. هزار تا كار توي كله ام چرخ ميخوره. هنوز هم چم و خم لايف استايل اينجا درست دستم نيامده. راستي گفته بودم دزد زد شيشه ماشين رو شكست اون جي پي اس رو كه اينهمه سفارش كرده بوديد يك ماه نشده برد؟ پليس هم گفت خانوم وضع مردم خراب شده...زمان بديه..شما بايد مواظب باشيد... شيشه نو كه انداخته ام بعضي وقتها موقع رانندگي صدا ميكنه.



Comments
رانندگی برای من خیلی لذت بخشه مخصوصا تنهایی ، خستگی ناپذیره واقعا...
روزمرگی های زندگی هم که متوالیا در جریانند .
هونیا | November 25, 2008 2:50 AM
سلام
خوشحالم که مبینم حالتون خوب هستش! راستش با پرس و جو این ادرس رو پیدا کردم!
کاشکی وقت کنید یک دستی به سر و گوش انارستان بکشید!
موفق باشید
مراقب شبدیز هم باشید
aidin | November 25, 2008 7:33 AM
رانندگی هم برای خود عالمی دارد. از اتفاق دیروز یک ویدیوی آموزش رانندگی دانلود کردم. و خیلی جالب همه ی مسائل ممکن را بررسی کرده بود.
دزده فقط جی پی ار اسه را ورداشته ؟ عجب دزد باهالی واقعا. شاید دزد جی پی ار اس بوده باشه.
روزمرگی همه میگزرد به نوعی . یکی سخت یکی دشوار.
رضا.ب | November 25, 2008 11:55 AM
انار خانوم چه خبره واسه پنیر ایرانی اینهمه راه رفتید. خود سن ماتئو تو خیابون "الکامینو" نبش "خیابون بیست و دوم" یک سوپر عربی هست چیزهای جالبی داره. تازه هم باز کرده و تخفیف میده بلکه مشتری جمع کنه. سراغ پنیر بلغاری رو بگیرید. ماست های خوبی هم داره ارزون تر از "سیف وی" و اینجور جاها درمیاد. خلاصه می ارزه یه دوری توش بزنید.
یک مغازه دیگه هم هست به اسم "فامیلی مارکت" باز تو الکامینو بین خیابون شونزده و هفده تقریبا روبروی سیف وی. از اینجا تا حالا خرید نکرده ام ولی به نظر ایرانی میان.
شرمنده باید این کامنت رو خصوصی میفرستادم ولی این امکان رو وبلاگ شما نداره! اگه لازم نمی بینید برای نمایش تایید نکنید چون خصوصی هست.
سعید | November 25, 2008 6:47 PM
اي دل غافل
اونجا هم ازين دزها پيدا ميشه...؟
حالا بردن بخوره تو سرشون.اين اعصاب خوردي دويدن دنبال تعويض شيشه و ... پدر آدمو در مياره.همين چند وقت پيش بود كه خواهرم اينقدر خسته بود كه يه ساعت اومد خونه بخوابه.ديگه ماشينشو نياورد تو پاركينگ كه زنگ خونه رو زدن و گفتن شيشه ماشينشو شكوندن و ضبطشو دزديدن.جالبه كه ماشينشو جلوي چشماي نگهبون تو محوطه پارك كرده بود.حالا هميشه حواست باشه كه جاهاي خلوت نذاريش و نري.چون هزار بارم كه جي پي اس جديد بخري بازم امكان سرقتش هست.بايد مواظب باشي.
چه جالب
فكر ميكردم تنها منم كه واسه ماشينهااسم انتخاب ميكنم.
اسبت اسم قشنگي داره.اميدوارم هميشه چرخهاش برات بچرخه.خيلي جالبه كه هرچي باهاش مهربونتر باشي بيشتر بهت سواري ميده و كمتر خراب ميشه.اينو از لحاظ تآثير امواج بر اشيا كه جايي خوندم ميگم و با تحقيق صد در صد جواب داده.شايد به نظر مسخره بياد اما واقعآدرسته.
من رانندگي رو زموني دوست دارم كه بهم لذت بده نه تو خيابونها تهرون كه داره از شدت ترافيك ميتركه كه عذاب ميبينم.حالم بد ميشه.
نتونستم عكس ماشينتو ببينم.ميشه يه لينك بذاري كه نياز به سرچ تخصصي نداشته باشه؟؟؟چون هرچي ديدم براي 2007 بود.
مواظب خودت و شبديزخانوم باش خانوم دكتر.اسب منم دختره.
هستي | November 26, 2008 7:29 PM
وای وای وای بشتابید !!! سناریو آوردیم قطاب !!!
فیلمنامه سریال دویصت قسمتی
مسجد – نمای داخلی - روز
حاج اقا توی مسجد نشسته و بعد از نماز به رتق و فتق امور محله می پردازد. شونصد نفر میان دست بوس حاج اقا و مشکلات کل محل سه سوت حل می شود. برای یک دختر ترشیده جهاز درست می کند. یک زن و شوهر را اشتی می دهد ....
منتظرتونم
شادنامه (سحر) | November 27, 2008 12:51 AM
سلام دوست عزیز
خوشحال میشم به بلاگ نوپای من سر بزنی و با نظرت منو یاری کنی
shabikoun | November 27, 2008 6:38 AM
http://ca.youtube.com/watch?v=Jj8ZBBVs7Ak
neda | November 29, 2008 11:40 AM
" در مجموع" سالم رسیدن مسافرها؟!! یعنی بعضی ها هم نرسیدن اما مجوعا سالم رسیدن در کل !! :D
چه جالب که نوار کاست می خوره.فکر نمی کردم همچین چیزی اون ور دنیا هم پیدا بشه.اسم بسیار با مسمایی هم دارد.انشالا که کلی سفر به سلامت برید با هم.نه در مجموع، که در جزء هم !
بهاره | November 29, 2008 11:52 AM
1-ببینید اگه به کامنتها هرچند کوتاه همینجا جواب بدید میشه ارتباط بهتری با وبلاگ داشت.
2-یعنی وضعیت مردم انقدر خرابه . نمیتونم هضمش کنم. آخه اونجا آمریکاس.
این پستت خیلی فکرمو مشغول کرد. بی محتوا نبود.
dr_ghezavat | November 30, 2008 4:55 PM
آدم اونجا باشه فقط دوج اونم از نوع چلنجر مدل 1974 سوار شه راستی یادم رفت 8 هم باشه
حامد | November 30, 2008 5:04 PM
dr_ghezavat :
کدوم کامنت رو مد نظرتون بوده؟
وضع مردم نسبت به خودشون خراب شده. اما این که پلیس ممکنه برای جرائم کوچکتر خیلی پیگیری نکنه اینه که اکثرا بیمه مردم هزینه این چیزا رو پوشش میده. در مورد بیمه من البته نمیداد.
Anonymous | November 30, 2008 8:56 PM
سلام
خوبی؟؟ من بعد یه سال اومدم سراغ bookmark هام و "افکار" رو دیدم
هنوزم همونطوری مینویسی،خوشحال شدم هنوز هستی و مثل خیلیا نزاشتی کنار!
علی دولت | December 1, 2008 5:18 PM
من جاي شم بودم دستور مي دادم همه وسايل را برايم از ايران بفرستند تا مجبور نباشم 30 كيلومتر براي يك ليمو اماني بروم .بايد قدر ليمو اماني را يدانم
farzaneh | December 2, 2008 2:56 AM