« باراك حسين اوباما؛ چهل و چهارمين رئيس جمهور | صفحه اول | »
1. يكي يه دفعه براي من تعريف ميكرد كه با يه دوست غير ايرانيش حرف دين و مذهب و اعتقادات بوده. طرف كه اين رفيق ما رو انقدر بد بين و بي اعتقاد به دين و اين مسائل ديده برگشته گفته "حكومت شما روح شما رو دزديده".
حالا من الزاما معتقد نيستم اين قسمت دين گريزيش چيز بدي باشه اما معتقد هستم كه يه جورايي به طرز بيمار گونه اي همه بدبينيم. راه دور هم نميرم خودم رو ميگم. الان اين اوباما اومده روز اول دستور داده گونتاناموبه بسته بشه، شكنجه تعطيل بشه، دولت پاسخگو و شفاف باشه..تنها چيزي كه از ذهن من ميگذره اينه كه به قول همينا been there, done that. خاتمي هم از اين حرفها ميزد. ببينم دو ماه ديگه وقتي واقعا پاش افتاد جلوي لابي ها بايستي و تغيير اساسي ايجاد كني چه ميكني. ميشل اوباما اگر بياد بگه اين لباس رو از فلان فروشگاه خريده ام من همه اش يه حالتيم كه بابا جمع كن ديده ايم رئيس جمهور كاپشن پوش. خوبي كه به ارزون پوشيدن نيست. خلاصه هركس هرچيز بگه من حتما در آرشيو حافظه تاريخي يه مثال نقضي ميتونم پيدا كنم. خوب همين ميشه كه وقتي توي راديو با افتخار و واقعا كيف از اوباما حرف ميزنند من پشت رل بغضم ميگيره. يه تركيبي از حسودي و حسرت و اينكه دلت ميخواد علي رغم زخمي كه خورده اي باورت رو به آدمها نگه داري.
2. حالا اين بحث به كنار اين كلمه بغض رو من ده جور نوشتم تا بالاخره ديكته درستش رو پيدا كردم. اينم شد زبان ما داريم؟ دو جور ق داريم سه جور ض!
3. مايكرو سافت امروز اعلام كرد 5000 نفر رو اخراج خواهد كرد. خنزر پنذر (ديكته اش رو نميدونم) 1500 تاشون رو همين امروز زدن زير بغلشون. حالا اين چرا در بين اينهمه اخبار اخراج ديگه مهمه؟ واسه اينكه مايكرو سافت نود درصد بازار محصولش رو در اختيار داره. نود درصد. يعني يه وضعي شده كه هركي كار داره بايد يه نون بخوره يكي هم جاي شكر صدقه بده.
4. اين رئيسم رو خيلي دوست دارم. بعضي آدمها اصلا بلدن مسائل رو يه جوري توضيح بدن كه همچين ساده ومستقيم بره به خورد فهم آدم. عوضش يه هم تيمي دارم انقدر بد توضيح ميده من حتي نميفهمم دقيقا چي ميخواد چه برسه به اينكه چه جوري انجام بايد داد. صد ساعت حرف بزنه من بدتر گيج ميشم. اصولا من هرچي كانادايي تا حالا ديده ام آدمهاي دلنشين و خوبي بوده اند.
5. كلا من در فيس بوك اخيرا كف كرده ام كه چقدر مردم همديگه رو ميشناسند. يعني يه آدمهاي بي ربطي با يه آدمهاي بي ربطي يهو توي عكس يه آدم بي ربط تر سومي لاوي داوي نشسته اند كه آدم ميمونه.
6. حالا همه اين مسائل سياسي به كنار آقا و خانوم اوباما منو به آينده ازدواج اميدوار ميكنند. اگه يه زوج باشه كه بعد از اينهمه سال و اينهمه دستاورد هنوز انقدر مثل مرغ عشق ميمونند نبايد خيلي چيز سختي باشه. جدا اين دفعه كه با هم در ملا عام بودند دقت كنيد چقدر دست هم رو ميگيرند، چقدر به هم نگاه محبت آميز دارند، چقدربي ربط و با ربط همديگه رو نوازش ميكنند. فقط بشمرين ببينين از اولي كه ما اوباما رو ديده ايم چندتا بوس از گونه زنش گرفته در اين كمپين انتخاباتي.



Comments
2. حالا اين بحث به كنار اين كلمه بغض رو من ده جور نوشتم تا بالاخره ديكته درستش رو پيدا كردم. اينم شد زبان ما داريم؟ دو جور ق داريم سه جور ض!
افکار جان بە خدا من موندم این فارس زبانها چرا یاد نمیگیرند کە بابا ق با غ فرق داره و هر دوتاشون ق نیستند ... مرق نیست مرغە. قر با غر قرگ میکنه ... ای خدا من بە کی پناه ببرم از دست این ملت
:)))
shirin | January 23, 2009 1:49 AM
من با بند شش حسابی موافقم هی به این همسرک میگم نگاه کن تو اگه رئیس جمهور بشی اصلا منو یادت نمیاد
paybarah | January 23, 2009 3:49 AM
جالبه اين تركيب بغض و حسودي رو فكر مي كردم من فقط تنها دارم.. خيلي ناراحت كننده است واقعا .. وقت ديدن مراسم با خودم فكر ميكردم اينا چقدر خوبخشتن كه مملكت و رييس جمهورشون رو اين همه دوست دارن و بهش اعتقاد دارن..
..
اينم كه نوشتي اوباما دست زنش رو مي گيره خيلي ، توي ذهن منم مثل يه رويا ثبت شده!! اصلن دلم نمي خواد بازوي مردي كه دوستش دارم رو بگيرم .. دلم مي خواد دوتايي دست هم رو بگيريم.. خنده داره؟ ولي اين نكات برداشت من از مراسم تحليف بود!!
فروغ | January 23, 2009 4:35 AM
ولی خب یه سوال اینه که چرا گونه ش رو بوسید، چرا فرنچ کیس نبود؟
این ها هم نکات ِ برداشت ِ من از مراسم ِ تحلیف بود.
سمیرا | January 23, 2009 6:40 AM
منم معتقدم این روند و روش برای اوباما موندنی نیست . بلایی که سر احمدی نژاد اومد (البته مسببش احمدی نژاد بود ) ممکنه سر اوباما هم بیاد .
در مورد ضعف زبان فارسی کاملاً موافقم . توی انگلیسی برای هر چیزی کلمه دارن. ولی توی فارسی باید کلمه هارو به هم گره بزنی شاید یه معنی جدید از توش در بیاد . اخیرا توی کتاب های آموزش کامپیوتر به کیس میگن کازه !
امروز خوندم مایکروسافت سه چهارم در آمد نفتی ایران رو داره .
من فکر میکنم حرکات اوباما و همسرش یه نوع نمایش معنی داره .
***************************
* یه خواهش: هرکی تو بالاترین عضو هست یه دعوت نامه برام بفرسته .موردم از بس همه جا این بیانیه رو صادر کردم.
dr_ghezavat | January 23, 2009 10:02 AM
یه چیز جالب رو هم متوجه شدم. اوباما هم چپ دسته.
بوش هم چپ دست بود .
ربطی نداشت ولی معمولاً نسبت بالایی از آدمهای موفق رو چپ دستها تشکیل میدن که گفتم بگم . منم چپ دست هستما !
dr_ghezavat | January 23, 2009 10:27 AM
مساله ای به نام حجاب
http://hejab-diary.blogfa.com/
maryam | January 23, 2009 10:31 AM
خنزر پنزر به خاطر هموزن بودن شون در ترکیب شبیه هم نوشته می شن.
من هم مثل خودت بدبین و بی اعتمادم. تعبیر دزدیده شدن روح رو هم خیلی می پسندم!!
neda | January 23, 2009 12:57 PM
برات میفرسم
بالاترین رو میگم
مرتی | January 23, 2009 3:39 PM
:-؟؟
سمیرا جان به چه میلی بفرسم D:
مرتی | January 23, 2009 3:43 PM
فکر کنم گند زدم به هر حال برا 15 نفر دعوتنامه فرستادم حتما یکیش به دسته اونی که باید برسه میرسه
فکر کنم وقت خابم گذشته 10 دقیقه دیگه بیدار بمونم سیستمم آتیش میگیره
مرتی | January 23, 2009 3:49 PM
1- با همه ی اینکه واقعا میخواستم اوباما بیاد، ولی نمیدونم وقتی که قول تعطیلی گوانتانومو رو داد تو دلم گفتم تو هم بعله؟ تو هم عوام فریبی؟ البته از صمیم قلب آرزو میکنم عوام فریبی نباشه.
مرضیه | January 24, 2009 12:34 AM
ممنون از ندا .......خیلی چاکریم.
منم به این برادر اوباما مشکوکم.
dr_ghezavat | January 24, 2009 1:20 AM
اون خانم و آقای اوباما خب باید همین کارها رو بکنند!:) نمیشه که به هم چپ چپ نگاه کنند اما معمولا تحلیلگرانی هستند که می تونند بگن آیا اینها با هم اوکی هستند یا نه. نظر اونها رو اگه تونستی گیر بیار و بخون.
پرهام | January 24, 2009 1:22 AM
فهمیدین چی شد اینجاااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دی::::::
من یعنی **دکتر قضاوت** درخواست دعوت نامه بالاترین کردم ولی اینجا چون اسم کامنت گذار پایین کامنتش نوشته میشه **مرتی** فکر کرده "سمیرا" خانم که بالا سر منه درخواست کرده.
باز من گیجو بگو بجای اینکه از **مرتی** تشکر کنم از ندا که بالا سر مرتی هست تشکر کردم.
dr_ghezavat | January 24, 2009 1:23 AM
اولی رو خیلی هستم.
حرف حساب | January 24, 2009 12:40 PM
انار جان! شما با توجه به منطق ریاضی نمی توانسته اید از 6 حالت بیشتر بغض را بنویسید. لذا 4 حالت تکراری بوده D:
آرام | January 24, 2009 2:51 PM
راستش من فکر می کنم نکته اصلی در لباسهای میشل نه ساده پوشی اون بلکه استفاده از طراح های غیرمشهور با نژادهای اقلیت هست. آسیایی و امریکای لاتین و ... اوباما شعارش ساده زیستی نبوده بلکه شعارش اهمیت به اقلیت های امریکایی بوده.
آرام | January 24, 2009 2:55 PM
چهار دفعه هم اضافه حساب كردم واسه اينكه هي بايد ميرفتم اينجا تايپ ميكردم ببينم كدومش لغت درسته:farsidic.com
ساده پوشی هم بوده. شده هر از گاهی اومده گفته این لباس رو 15 دلار خریدم یا این یکی که پوشیدم مال فلان فروشگاهه که انگار رئیس جمهور بگه چمیدونم از پاتن جامه (هنوز هم هستند؟) خرید میکنم. یا اومده گفته باراک فقط 10 تا پیرهن داره. حالا راست و دروعش مهم نیست. مهم اینه که اینا نباید معیار انتخاب رئیس جمهور باشه. امیدوارم که ادم لایقی باشه و با توجه به اینکه با رئیس جمهور ما از لحاظ اختیارات خیلی فرق داره و حداقل رسما حکم حکومتی بالای سرش نیست بتونه کارهایی رو که میخواد انجام بده و در ضمن کسی هم ترورش نکنه.
انار | January 24, 2009 3:04 PM
سميرا جان سئوال شما عين اينه كه بپرسي چرا با پيژامه اش نيامد مراسم.
انار | January 24, 2009 3:06 PM
مرسی انار جانم !
از زندگی | January 24, 2009 5:08 PM
مورد یک و دو شدیدا قابل درک.مورد شش یک خورده ادا اصول نیست؟ در راستای همون بدبینی های ذکر شده. من کلا اعتقادی به کسانی که خیلی شوآف می کنند ندارم. ولی این رئیس جمهور امریکا رو دوست دارم.
golmaryam | January 25, 2009 11:23 AM
No. 6 wasn't a showoff. I am marreid, I know those look/smile/being proud for eachother in not something that you can fake.
Anonymous | January 25, 2009 6:26 PM
خوب یه چیزهای کوچیکی هست که باعث میشه من فکر کنم تظاهر نیست. مثلا همین عکس این پست قبل رو نگاه کنید این دوتا آدم وقتی همدیگه رو میبوسند توی چشم هم نگاه میکنند. فقط هم اینجا نیست...عکسهای مناسبتهای مختلف رو نگاه کنید تقریبا همیشه اینجوریه. یا اینکه وقتی دست هم رو میگیرند توی رقص انگشتاشون به هم قفل میشه به جای نرم عادی دست در دست گذاشتن یا همین نگاههای توام با لبخند...به نظر منم واقعیه.
anar | January 25, 2009 7:50 PM
منم دوسش دارم ولی در ضمن زوم کردم ببینم کی خاتمی بازی در میاره که فوری بگم اینم که بابا بعععععله!!!
ترنم | January 26, 2009 5:22 AM
آقای جهانبیگلو میگن که ما به عنوان یک ملت نا امنی رو با خودمون از یک نسل به نسل دیگه ای میبریم . انگار که چون هیچ حکومت طولانی مدتی نداشتیم مدام منتظر فاجعه ایم.
habaa | January 26, 2009 8:45 PM
وقتی توی ِ آمریکا در یک مراسم ِ رسمی زن و شوهر هم دیگر رو به سبک ِ زن و شوهرها نمی بوسند؟ شاید هم این انتظار ِ من نتیجه ی ِ اروپایی شدن ِ ذهنم باشه!
سمیرا | January 27, 2009 5:13 AM
یعنی الان سارکوزی در مراسم رسمی دولتی زنش رو فرنچ کیس میبوسه؟
anar | January 27, 2009 2:00 PM
hrdooikprbzaxrnznrcnpaqrjgghkp
bzozfs | January 28, 2009 12:04 AM
پیشنهاد می کنم سریال 24 و حتما ببینی!
شاید مقدار زیادی از حسرت کشیدنها و غصه خوردنات تسکین پیدا کنهّ
ماجراهای زندگی دیوید پالمر ریس جمهور سیاه پوست سریال 24 به طرز عجیبی شبیه اتفاقات زندگی اوباماست! مخصوصا قسمت روابط عاشقانه با همسرش!!مخصوصا حرفهایی که تو لحظه های نوازش کردن همدیگر وسط یک بازدیدبه هم می زنن شنیدنیه!
ميس ري | January 28, 2009 1:03 PM
نمی دونم واقعاً. من فقط منظورم این بود که برای ِ زن و شوهر فرنچ کیس نرمال هست و معادل ِ با پیژامه اومدن نیست این کار.
سمیرا | January 28, 2009 3:34 PM
از سایتت خوشم امد واز نوشتهای صریح ومحافظه کارانه ات هم.
فکر کنم مهم اینه که اوباما همه ی تلاشش را برای تغییر بکنه بی شک تاثیر خودش را خواهد گذاشت
به ما هم سری بزنید خوشحال میشیم
خسته | March 1, 2009 7:10 AM
انار
وب سایتت درست سازمان داده نشده.یه ساعت گشتم تا اون مطالبت رو راجع به رژیم و کالری و ... پیدا کنم.پیشنهاد میکنم صفحه اصلی (صفحه کپی رایتت رو !) درستکنی.
فرخ | April 7, 2009 6:37 PM