این خط قرمز وبلاگ من بود:
خط قرمز این وبلاگ: ببینید من میخوام وقتی میرم ایران یارو پاسپورتم رو میزنه تو اون کامپیوتر جلوش توی فرودگاه تنم نلرزه. سیاسی, اجتماعی متمایل به سیاسی, اظهار عدم علاقه به آبدارچی بیت رهبری, علاقه به نظامهای حکومتی به غیر از هرچی که تو ایران هست...جاش تو این وبلاگ نیست. یعنی من اصلا جراتش رو ندارم...ادعاش رو هم همچنین.از امروز برش میدارم. هنوز هم دلم میاد توی دهنم از فکر اینکه طرف توی فرودگاه جلوم رو بگیره. اما برش میدارم برای اینکه فکر میکنم دیگه وقتش منقضی شده.
آقای خامنه ای با سخنرانی خود از ولایت جمهور مردم خارج شد.



Comments
به من شجاعت دادی با این حرفت. راستش من هم تا الان یه احتیاط هایی از ترس همین اتفاق کذایی در فرودگاه می کردم. اما حالا: می کشم آنکه برادرم کشت...
simin | June 19, 2009 12:50 PM
کاملا بهت حق می دم!
عرفان | June 19, 2009 1:04 PM
ممنون انار جان
ممنون مردم نجیبم
darya | June 19, 2009 1:05 PM
بهت افتخار می کنم. به هر کی کمتر از بقیه بترسه.
sayeh | June 19, 2009 1:15 PM
والا من نمیکشم. اهل کشتن نیستم حتی اگر برادرم را بکشند. اما میدونم که اگر ایران بودم به خیابان میرفتم. مخصوصا فردا.
Anonymous | June 19, 2009 1:17 PM
من اما همیشه شجاعتت رو تحسین می کردم بابت نوشتن خط قرمز بلاگت. که جرات و ادعای گفتنش رو داشتی. امیدوارم وقتش مقتضی شده باشه... امیدوارم...
سمیرا | June 19, 2009 1:19 PM
کاش اينجا هم لايک داشت! تحسينت ميکنم من هم.
پانته آ | June 19, 2009 1:31 PM
امشب اینجا صدای الله اکبر و یاحسین از شبهای دیگه بلندتره..
shane | June 19, 2009 1:41 PM
شجاعتت مثال زدنیه ...
پیام | June 19, 2009 1:47 PM
حرف تان را پس بگیرید و بگذارید همان خامنه ای معمولی باشید، آدمی که مردم او را یک آدم بی قدرت، پر کینه و بدون موضع مشخص می دانند، یک رهبر ضعیف که شاید بشود تحملش کرد. اما اگر هوس کنید که ادای بزگتر از خودتان را در بیاورید و دستور کشتن بدهید، ما باورتان نمی کنیم، شما این کاره نیستید برادر. مردم هم اینقدر ترسو نیستند، مردم ایستاده اند و اگر باد بکارید توفان مردم را درو خواهید کرد.
ابراهیم نبوی
29 خرداد 1388
darya | June 19, 2009 1:53 PM
انار خانوم امیدوارم که هیچ اتفاقی توی پاس کنترل واست پیش نمیاد و به سلامتی میری ایران... خوش به حالت...
گلامور | June 19, 2009 2:00 PM
كاملا باهات موافقم و من هم همین كار رو خواهم كرد...
شبنم | June 19, 2009 2:04 PM
ای داد چرا اینجوری شد...میبخشی برای زحمت پاك كردن اضافیها
شبنم | June 19, 2009 2:06 PM
ارزش اش رو نداره، باور کن!
این دوستانه ترین کامنت این روزهام بود :)
حسن | June 19, 2009 2:28 PM
خیلی دوستت دارم. چون صاحب منطقی ترین احساسات هستی. چون مرزهات عالی تعیین می شوند. حس می کنم تا هشتاد سالگی حرف دارم که باهات بزنم. هرچقدر هم که فاصله دور می شود انگار دیشب از هم جدا شده ایم.
aida | June 19, 2009 2:31 PM
آفرین به تو و آفرین به همه ما
خیلی نگران بودم که مردم پس بکشن اما الله اکبر امشبشون نشون داد جدی تر از این حرفان انار.
ما همه فردا می ریم به میدون تحت هر شرایطی و ایستادگی می کنیم تا حصول نتیجه.
اینام به صورت طبیعی و قابل پیش بینی دارن عکس العمل نشون می دن. اول ما رو نادیده گرفتن و مسخره کردن و حالا هم تو فاز مقابله ان. فاز بعدی شون پذیرشهشک نکن.
ستاره بارون | June 19, 2009 3:31 PM
آفرین به تو و آفرین به همه ما
خیلی نگران بودم که مردم پس بکشن اما الله اکبر امشبشون نشون داد جدی تر از این حرفان انار.
ما همه فردا می ریم به میدون تحت هر شرایطی و ایستادگی می کنیم تا حصول نتیجه.
اینام به صورت طبیعی و قابل پیش بینی دارن عکس العمل نشون می دن. اول ما رو نادیده گرفتن و مسخره کردن و حالا هم تو فاز مقابله ان. فاز بعدی شون پذیرشه شک نکن.
ستاره بارون | June 19, 2009 3:33 PM
besyar kar khoobi kardi in otr khate ghermeza dige taghriban mani nadaran
Anonymous | June 19, 2009 5:58 PM
جالبه واقعن از اون گوشه برداشتی خط قرمز رو وبلاگت رو.
کار خوبی کردی. همین خط قرمز کشیدنهامون هست که دستوپای خودمون رو میبنده. پردهی پندار میباید درید.
پیام | June 19, 2009 7:05 PM
آفرين
شجاعتت قابل تحسينه
بيش از تموم كساني كه در ايران بودنو بي غيرتانه جلوي دوربين صدا و سيما قرار ميگيرن و بدون در نظر گرفتن حقيقت و واسه خاطر دو قرون چرت گفتن رسالتت رو انجام دادي.
مرحبا به تو دختر ايروني غيرتمند.
آفرين به تو كه حتي نزديك شدن و درگير بودن بزرگترين حادثه زندگيتم باعث نشد چتر حمايتيت رو از سر وطنمون بخاطر اهداف شخصيت حتي براي لحظه ايي ببندي.تو روزگاري كه از آسمون سنگ ميباره حتي يك چترم يك چتره.يك نفرم يك نفره.به اميد فرداهاي بهتر...
پاينده باشي و خيلي خيلي مراقب خودت باش.
Anonymous | June 19, 2009 7:28 PM
تبریک انار برای رسیدن به حقیقت
chili | June 19, 2009 9:01 PM
من به زنان سرزمینم افتخار میکنم. کاشکی مردهامون هم به اندازه شما مرد بودند.
Mo | June 20, 2009 12:16 AM
نگين نا اميدم ها ...............
نه
ولي حس اين كه نمي تونيم كاري از پيش ببريم داره روحم رو مث خوره مي خوره . مگه ما چي ميگيم؟
ها ؟
خب راي داديم ... نتيجه ي درست رو مي خواهيم . اين دور از ذهنه ؟ مطلب ضد نظامه ؟ فحش به كسيه ؟ ...
خب من يه جوونم و از اينها كه ادعاي آزادي دارن جواب مي خوام ...........
البته جواب خواستنم واقعي نيست ها .
من سالهاست كه مي شناسمشون . همون وقت كه پدر من رو بخاطر روشنفكري تبعيد كردند .....
زي زي | June 20, 2009 12:58 AM
سناریو (روز جمعه)تکمیل شد
برای بخش پایانی ( روز جمعه) 2 سناریو در نظر گرفته شده بود
1- رهبر بیاد و اعلام کنه شورای نگهبان در حال بررسی است و شنبه اعلام کنند در تعدادی از صندوق ها بخاطر تخلف باطل و بعلت نزدیک شدن رای ها دور دوم برگزار می شود
2-رهبر بیاد و حمایت خود را از رئیس جمهور منتخب 24 میلیونی اش اعلام و شمشیر رو بدست زنگیان مست بسپاره و خودش را علیل و ناتوان نشان و باعث ترحم بشه(خدا می دونه چند نفر از مردم در همان لحظه ارزو کردند که راحت بشه و رررنننج نکشه)
متاسفانه ما هرچی این مدت سناریو پیش بینی کردیم اونی که بدتر بود رو رهبر انتخاب کرد!
رهبر بعلت کبر سن تحت تاثیر آقازاده شون مجتبی هستند و طراحی این کودتا از جانب ایشان برای کنار زدن مخالفان و اینده سازی برای رهبری خودشان است(الله اعلم)
حال نوشتن داستان کمی سخت و غم انگیز شده
1-یا رهبران جنبش ساکت می شوند و خفقانی شدید ایران رو در بر می گیره(دستگیری و مفقود شدن روشنفکران تغییرات بسیار در بدنه نظام)
2- یا مردم (با هدایت کننده یا بدون آن) با اعتراضات خود و پرداختن بهایی متاسفانه سنگین به انچه می خواهند دست می یابند
حال برای نوشتن قسمت های بعد باید بانتظار نشست
یک توصیه
البته باید توجه کرد در صورت اجرای 2 بعد از ان کسانی به صحنه بیایند که دوباره روز از نو و روزی از نو نشود
بينام | June 20, 2009 1:00 AM
ای انار جون...
اینجا واسه من شده محل درد ودل...
روزهاست...که همه با هم حرف می زنیم..
اما این بغض لعنتی تموم بشو...نیست...
اشکی که خفه ام کرده
4 شنبه رفتم راهپیمایی...سکوت بود و بدون شعار...
اما حالم خیلی بهتر شد...
اما امروز شنبه..است..و باز حالم بده.....دوستان میان میگن..امروز
روزی که مردم سرنوشت شون معلوم میشه
موسوی هم گفته صف اول را هپیمایی میام...قرعه به نام من افتاده...
اگه مردم میلیونی بیان دیگه چیکار می خوان بکنن؟
دیگه موضوع موسوی و احم د ی نزاد نیست
اوضاع دیکتاتوری..که شعور مردم و بردن زیر سوال...
وحتی میگن..اگه ادامه بدین شروع دیکاتوریه...!
من حتی جرات درد ودل پای تلفن ندارم..میگن همش شنود میشه...دیگه دیکتاتوری از این بالاتر...که نتونم
با صمیمی ترین کسانم درد ودل کنم...
میگن قدرت آدم کور می کنه...وتوی شهر پر آدمای کوره
دیشب تو میدون ونک کلی آدم...که لباس شخصی یه جور داشتن اما نه لباس نظامی باتوم به دست دور میدون بودن
و سرباز ها هم اسحله به دست آماده...
جو رعب و وحشت....
و حس آزادی که دلت می خواد هر دیواری و بشکونی
از اون ور مادرت ...همسرت...هی بهت میگن
تا دنیا بوده همین بوده...یه وقت نری عصر راهپیمایی
بعد گوله گوله اشکام می ریزه...دست خودم نیست
حالم بده..ببخشین اینقدر تلخم
مریم | June 20, 2009 2:50 AM
انار جان واقعاَ متاسفم!
متاسفم که اینقدر حق به جانب فکر می کنی. چطور اینقدر مطمئنی که توی انتخابات تقلب شده ؟
من خودم به موسوی رای دادم ولی بیرون اومدن اسم احمدی نژاد از توی صندوق خیلی هم برام غیر منتظره نبود... ایران که فقط تهران یا مراکز استانها نیست.هر ایرانی یک رای داره.چه اهل نیاوران و زعفرانیه باشه و چه متعلق به دورافتاده ترین روستای توابع علی آباد سفلی! ... شاید تهران نشین هایی مثل من به موسوی بیشتر رای داده باشیم ولی در تماسی که با حدود 20 نفر از دوستهای خوابگاهیم داشته ام اکثر شهرستانی ها به احمدی نژاد رای داده اند...
ولی سوالی که برای من مطرحه اینه :موسوی روشنفکر،موسوی داعیه دار قانون مداری درسته که هنوز جوهر انتخابات خشک نشده،هنوز شکایت نکرده و از راه قانون پیش نرفته مردم رو به خیابونها بکشونه و این مصیبتها رو به بار بیاره؟ می تونست صبر کنه و متانتش رو ( که من بیشتر از همه شیفته ی این خصلتش بودم ) یک بار دیگه نشون بده و راههای قانونی رو طی کنه و اگه به نتیجه نرسید بعد مردم رو به خیابونها بکشونه و به آشوبگرها فرصت بده که اینطور همه جا رو به اغتشاش بکشونن.
وقتی موسوی بیاد باز هم قانون همین قانونه.قانون رو که نمی تونه عوض کنه.وقتی که اون از همین اول نشون داده که اگه قانون به مرادش نگرده راه میونبر بی قانونی رو انتخاب می کنه دیگه چه امیدی می شه بهش داشت؟ واقعاً به نظرت همچين آدمي مي تونه ارزش اين رو داشته باشه كه اينقدر به پاش بايستيم؟
من سینه چاک رهبر نیستم.شاید دیروز برای اولین بار در طول این 26 سال عمرم حرفهاش رو گوش کردم.ولی توی حرفهای دیروز اون چیزی بجز توصیه به طی کردن مراحل قانونی و دعوت به آرامش تا اون موقع نشنیدم.مگه اون گفت همه چیز تموم شده و احمدی نژاد رئیس جمهوره؟ مگه گفت دیگه کسی حق پی گیری ماجرا رو نداره؟ نه! فقط گفت آرامش خودتون رو حفظ کنین.بذارین مردم زندگیشون رو بکنن و شکایتتون رو از راه قانون پی گیری کنین. مگه توی آمریکا یا دموکراسی دار ترین کشورهای عالم چیزی بجز این میگن؟
شقايق | June 20, 2009 3:37 AM
این تو سایت برنا بود
من به عنوان يک تهراني از طرف مردم مختاري و جواديه و شوش، از ساکنان محترم ولنجک و ونک و شمرون عذر مي خواهم! من به عنوان يک مشهدي از طرف بچه محل هاي گلشهر و سيّدي و طلاب، از اهالي محترم و متشخص سجادشهر و اماميه و آب و برق عذر مي خواهم! - من عذر مي خواهم.
- من از طرف آقاي احمدي نژاد، از آقاي موسوي عذر مي خواهم که راي لازم را براي رياست جمهوري نياورده اند.
- من از طرف همه کساني که به آقاي احمدي نژاد راي داده اند، از کساني که به آقاي موسوي راي داده اند عذر مي خواهم که چرا دو سوم از يک سوم بيشتر است.
- من از طرف همه روستاييان و شهرستاني هاي مناطق محروم، از بالاشهري ها به ويژه بالاشهرنشين هاي تهراني عذر مي خواهم که به آقاي موسوي راي نداده اند.
- من به عنوان يک تهراني از طرف مردم مختاري و جواديه و شوش، از ساکنان محترم ولنجک و ونک و شمرون عذر مي خواهم.
- من به عنوان يک مشهدي از طرف بچه محل هاي گلشهر و سيّدي و طلاب، از اهالي محترم و متشخص سجادشهر و اماميه و آب و برق عذر مي خواهم.
- من به عنوان يک ايراني از طرف مردم کهنوج و عنبرآباد کرمان، از آقاي ميرحسين موسوي عذر مي خواهم که به موج سبز نپيوستند.
- من از طرف مردم لرستان و آذربايجان، از دکتر زهرا رهنورد عذر مي خواهم که بر خلاف توقع ايشان، قبيله گرايي و نژادپرستي نکرده اند و بر اساس مصلحت شان تصميم گرفته اند.
- من از طرف شوراي نگهبان از اوباما و نتانياهو عذر مي خواهم که به محض مشخص شدن نتيجه انتخابات به نفع احمدي نژاد، اعتبار انتخابات ايران را لغو نکرده است.
- من به طور کلي عذر مي خواهم و اميدوارم اغتشاش گران محترم به من و ساير مردم فرصت دهند تا بار ديگر پيش از راي دادن، نظر آنان را جويا شويم.
- من اساساً عذر مي خواهم و تعجب مي کنم چرا به خاطر اين که به احمدي نژاد راي داده ام، خدا مرا به سنگ و چوب تبديل نکرده است!
- من همچنان عذر مي خواهم.
http://www.bornanews.com/
تبسم | June 20, 2009 4:16 AM
آفرین به تو دختر شجاع!
Anonymous | June 20, 2009 4:22 AM
هر کسی با طرز فکر خودش رفتار ادم ها رو میسنجه و نتیجه میگیره
واقعا شنیدن حرفهای مستقیم رهبری (نه خوندن اطلاعیه ی پایگاههای خبری)حرفی برای گفتن باقی نمیگذاشت
ایا کسی غیر از این اقایون موسوی و خاتمی باعث مرگ این جوونها شد ؟کی شورش رو به پال کرد؟چطور ایشون نتیجه میگیرن که کسی که لباس شخصی تنشه+سلاح سرد اونم شلنگ(عین نامه ای که دو نفره نوشتن)متعلق به نیروی انتظامیه اگر متعلق به بسیج و نیروی انتظامیه چرا به بسیج حمله کردن؟؟؟چرا دو نفر از این خواهران چادری که در بسیج فعلیت میکنن کشته شدن؟چرا به بسیج دانشگاهها حمله شد؟ امروز رهنورد گفته ما به دلسوزی دشمنان کریه!انقلاب و اطلاع رسانی اونها نیاز نداریم (در جمع دانشجویان دانشگاه تهران)اونوقت میشه بگید کی بابا بی بی سی مصاحبه کرد؟؟؟
ایا واقهعا نامه ی وزارت کشور به موسوی رو خوندین؟
مملکت و به خاک و خون کشیدن چقد ارای تفکیکی اعلام کنن گفتن تهران 300 هزار تا جلو تر بوده همچنین در 4 استان دیگه ولی تو بقیش احمدی جلو بوده
اخه چرا یه دسته جوون نه اصلا این خیل طرفدارن موسوی میشن کل ملت پس اینایی که مرگ بر ضد ولایت فقیه گفتن کی بودن ادم نیستن؟؟؟؟؟معلومه که اکثر قشر طرفدار وقتی جوون باشه میریزه تو خیابون و بیشتر به چیم میاد
این اقایی که اینهمه دم از قانون زد قانون جنگل راه انداخته تروخدا حرفای رهبری رو گوش کنید
چرا انقدر راحت ادم با ذهنش بازی بشه ؟اخه چرا؟
الان اوباما واسه ما شده الهه ی خرد هی میگیم دشمن انقلاب کدومه چرا بدبینی چرا....؟ بابا یکم چشم ها رو باز کردن سخت نیست همیشه ادمهایی شکست خوردن که بیشتر از دو مترشون رو ندیدن کی به این صهیونیست ابرو بخشید؟؟؟؟کی بزرگش کرد؟کی بهش دست دوستی داد افغانساتان چه خبره ؟عراق چه خبره؟یه روز میگه ایران باید هسته ای داشته باشه یه روز مستقیم تو حرفاش میگه ما از اشوب گران حمایت میکنیم
میگین رای ما رو ندیدن خودتونو بذارین جای این 24 ملیونی که رای دادن
عزیزان معلومه که تو قشر ارتباطی شما بیشتر طرفداران اون شخص دیده شده اصلا من که دارم از این خیلی طرفدار موسوی قبل انتخابات حرف زدم ولی میدونین چقد از همین جوونای شورشی زیر سن رای بودن؟؟؟؟
چه طور میتونید فقط ظاهر قضیه رو ببینید ؟
مریم جان شما که حتی حاضر نیستی با یه جوون مثل خودت که اندیشه ای متفاوت با تو داره صحبت کنی و بقیه رو هم فراخوان عمومی میدی که کامنتای این جوون رو نخونن چطور میتونی حرف از ازادی بزنی؟جای تو بودم از کامنتی که گذاشتم خجالت میکشیدم
(همین کامنتی که بعد از اخریت باری که اینجا بودم گذاشته شده)
تبسم | June 20, 2009 4:35 AM
شقایق خانم
من نه طرفدار موسوی ام نه احمدی نژاد انتخاب من رضایی بود که برای احترام به اکثریت اطرافیان و همرنگ شدن و منحد شدن به جناب موسوی رای دادم
من نمیگم تقلب شده چون اصل تقلب چیز دیگری هستش و باید قانون بررسی بشه (البته اگر قانون با نظر یک فرد عوض نشه و بنا به مصلحت نظام دخل و تصرف پنهان در ان نشه و مجریانش بی طرف باشند)
اما چرا خود رهبری و دولت مردان این قانون ها را اشکارا زیر پا می گذارند(بدون انکه شورای نگهبان تایید کنه رهبر احمدی نژاد را رئیس جمهور منتخب می نامد)
رهبر عزیز انقلاب دم از دخالت امریکا انگلیس و عوامل بیگانه می زند
اما حقیقت چیز دیگه ای هستش
پشت پرده ها را باید دید
رهبری رو میخوان در ایران موروثیش کنند + ریاست جمهوری مثل یکی دو کشور دیگه
این پشت پرده هستش
http://i40.tinypic.com/971pg6.jpg
الان مردم براشون رای مهم نیست
از این جریان دارند برای بازی با مردم استفاده می کنند
روز شب شنبه (جمعه شب روز انتخابات )خامنه ای به موسوی تبریک گفت و تاکید کرد برای اینکه اعتراض نباشه صبر کند
اما برای مورثی شدن قدرت در خاندان خامنه ای پسرش مجتبی با اقدامی هماهنگ با رئیس جهمور و ارگانهای مربوطه رای پدر یعنی رهبر را بر می گرداند و اغاز به حمله اعضای فعال و ستاد موسوی کند
و با امار سازی (که توسط معیار تشخیص فرمول بن فورد - تقلب 99/99 درصدی ارا را نشان می دهد با استناد به امار وزارت کشور) رئیس جمهور باقی ماندند تا قدرت !!! در نزد ایشان بماند
خودمان را گول نزنیم
ما که در شهرستانها نبودیم
این که گفته میشه اکثریت رای از شهرستانها بوده حرفی هستش که صدا و سیما (که این رسانه ملی!!! هم تحت کنترل اقا مجتبی است) به باور شما رساندند برای توجیه کارشان
و گرنه دیروز در نماز جمعه دیدم بیعت با رهبری رو و صف های اتوبوس رو که از شهرستان ها و اطراف تهران اماده بودند و بنا به امار و اندازه محیط محل برگزاری نماز جمعه که دانشگاه تهران و محیط اطرافش بوده کمتر از حضور مردم در راهپیمایی های تهران رشت ارومیه اهواز شیراز و اصفهان هستش
یعنی شما می گویید جمعیت روستا نشین ایران از جمعیت شهرنشین بیشتر هستش؟
ضمنا موسوی مردم را به خیابان نیاورده
مردم خسته اند از تحقیر و دورغ
خسته اند از اینکه 2 جا کار کنند و باز اخر ماه از خجالت نداری شب مخصوصا دیر بیان خون که چشمشون تو چشم بچه هاشون نیافته
راستی این سهام عدالت که میگن واگذار کردند و خیلی ها با این دلخوشی به احمدی نژاد رای دادند
عوضش پول اب و برق گاز با اجازه تا در تهران به 2 برابر رسیده و عنوان شده دولت تا به حال سوبسید می داده
هنوز فیلم و نوار خمینی رو داریم که در بهشت زهرا وعده دادند
اب مجانی
برق مجانی
هنوز صحبت هایشان در پاریس هستش که گفته اند
وقتی انقلاب به ثمر نشست خودشان بعلت کهولت سن و ناتوانی پس از انتخاب رئیس جمهور مردمی و جدا نگه داشتن روحانیت از زمام امور به حوضه علمیه بر می گردند و ناظر بر اوضاع خواهند بود
یک مقدار شما منطقی باشید
Anonymous | June 20, 2009 4:43 AM
لطفا قبل از گذاشتن هر کامنتی بشینید و حرفای نماز جمعه ی دیور ز رو گوش بدین خیلی طول نیمکشه بعد بیاین از دموکراسی و دست دوستی با کشورهای دیگه بگین خواهش کردم خیلی طول نیمیکشه
مشکل اینه که خیلی ها منبع اطلاعاتیشون میشه وبلاگها و وبسایت هایی که دیدگاه خاصی دارن و اینها به هم پیوند میخورنو یه شبکه رو درست میکنن و میشن نماینده ی کل مملکت در صورتی که ابدا اینطوری نیست و با یه دامنه دید وسیع تر میشه به خیلی چیرا پی برد
من عضو فروم ایران پراود بودم خیلی جااااااااااااااااااااااااااااالبه چند نفر میومدن یه خیری که ابداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا درست نبود و مثلا به نفع احمدی بود هزاران تا تی اچ میکردن مثلا چطور ممکنه در تهارن رای احمدی بیستر از موسوی باشه؟بهد هزارن تا تی اچ دیگه اعتراضی میردن که ((((باز هم دروغ )))) اخه دلبندم اصلا برو ببین کی گفت ؟؟؟لااقل 90 تا رای گیری زدن و تو هر نود تا طبیعیه که یه جمع تقریبا ثابت شرکت میکردن بعد حالا اون رای گیری ها شده استناد!
این یه مثا خیلی کوچیک بود شما ببینید چندین نفر از این رای گیری های اینترنتی استناد کردن اصلا باشه ای پی ذخیره میشه نمیشه دو بار رای داد ولی ایا این ها واقعا یه قشر خاص نیستن؟
تبسم | June 20, 2009 4:46 AM
اقا هم رفتنی شد
Anonymous | June 20, 2009 5:37 AM
Anonymous عزیز
من موسوی را به خاطر ادبش دوست دارم و به خاطر ادبیات محترمانه ش که موقع صحبت با مخاطب احترام به مخاطب ازش می باره. من هیچوقت به خودم جرات نمیدم با لحنی که شما جواب من رو دادی جوابت رو بدم.فقط با اجازه انار عزیز و معذرت از این که از فضای سایت شخصیش استفاده می کنم چند تا نکته رو تذکر می دم:
1. شما از مطالبی که درباره تبریک آقای خامنه ای به موسوی و تلاش پسرش مجتبی برای موروثی کردن قدرت مطمئنی که با این قطعیت حرف می زنی؟ یعنی خودت اونجا بودی که آقای خامنه ای به موسوی تبریک گفت؟یا این رو از سایتها و وبلاگهایی نقل قول می کنی که الان هرچیزی می گن. به قول خودت "خودمان را گول نزنیم - ما که در شهرستانها نبودیم " یعنی این روزها آدم تا چیزی رو با چشم خودش نبینه نباید باور کنه.پس چرا شما خودت مطلبی رو که ازش مطمئن نیستی با این قطعیت بیان می کنی؟
2. شما گفته ای "یعنی شما می گویید جمعیت روستا نشین ایران از جمعیت شهرنشین بیشتر هستش؟" ... بله عزیزم. بهتره یه نگاهی به ایران عزیزمون بکنی و ببینی که چقدر روستاهای کوچیک و بزرگ و شهرستانهای محروم وجود دارن که حتی اسمشون هم به گوش من و تو نخورده. البته خود من هم بعد از انتخابات یه سری به نقشه پراکندگی جمعیت ایران زدم تا ببینم اوضاع از چه قراره . جالبه که بدونی تقریباَ 33 درصد جمعیت ایران جمعیت روستاییه .خوب مردم اونجاها هم آدمن و حق رای دارن... علاوه بر اون مردم جنوب شهر نشین تهران و مراکز استانها و حاشیه نشینها هم هستن که به خاطر محروم بودنشون طرفدار احمدی نژادن تا بلکه عدالت اجتماعی رو درباره شون اجرا کنه.تعدادشون هم شكر خدا كم نيست!
3. هزینه آب و برق توی تهران دو برابر نشده.فقط روی قبضی که میاد می نویسن هزینه ی واقعی چقدر بوده و چقدرش به طورت سوبسیدی پرداخت شده.مقداری که ما می پردازیم هنوز هم همون مقدار قبله.
4.درسته که مردم از گرونی و ... به تنگ اومدن ولی این دلیل این نمی شه که صحت انتخابات رو زیر سوال ببرن.درسته که خود من به موسوی رای داده ام ولی وقتی خودم رو جای اون روستایی می ذارم که به جرم روستایی بودن و بی سواد بودن داره به رایش و انتخابش بی احترامی می شه خیلی بهم برمی خوره. هر کس از گرونی و این چیزها شکایت داره (که حق هم داره) می تونه خیلی واضح و روشن بیاد و اعتراضش رو بگه.نه اینکه به اسم اعتراض به تقلب در انتخابات بیاد وسط .
5. درباره سهام عدالت و ... که می گی خیلی ها به این خاطر به احمدی نژاد رای داده اند هم باید بگم هرکس به هر دلیلی که به احمدی نژاد رای داده باشه(حتی اگه برای رای دادن شیر یا خط هم کرده باشه) بالاخره یک رای از یک ایرانی به نام احمدی نژاد به صندوق انداخته شده. به این تقلب در انتخابات نمی گن. بالاخرا به اون رای داده شده.حالا به هر دلیلی.اصلاَ فلسفه تبلیغات در انتخابات هم همینه که هرکس تلاش کنه آرا رو به سمت خودش بکشونه.
6. آخرین حرف من اینه که چرا باید اینقدر مطمئن باشیم که رای ما دزدیده شده؟ ما 13 میلیون رای توی شهرها داشته ایم و اون رای ها اعلام هم شده.توی آذربایجان غربی و شهر تهران و يه استان ديگه رای ما بیشتر از احمدی نژادیها بوده.چطوري به اين اطمينان رسيده ايم كه تقلب شده ؟ اون قدر كه ارزش داشته باشه در حاشيه اعتراضات ما 7 نفر انسان كشته بشن؟
شقايق | June 20, 2009 5:38 AM
تبسم لطفاً فقط ساکت شو. هر وقت اینجا بودی، از نزدیک باتوم خوردن زن و بچه رو در کنار مرد و جوون دیدی، بدن های داغون و کبود و آش و لاش جوونهای نخبه کشور رو دیدی، چاقو کش های لباس شخصی رو دیدی، پیرمرد و پیرزن و جانباز رو توی صف راهپیمایی سکوت دیدی،و و و.... اونوقت بیا اظهار نظر کن. بیخودی هم تظاهر نکن که بخوای موضعت رو وارونه جلوه بدی. خط فکریت کاملاً داد میزنه.
Anonymous | June 20, 2009 5:41 AM
تبسم جان
فکر کنم شما صحبت های حداد عادل که پدر زن پسر خامنه ای هستش رو دیدی !
کاشکی صحنه جون دادن اون جوون رو هم می دیدی
اون بسیجی که امام خمینی تشکیلش داد این نبود که بدون اخطار و تیر هوایی تیراندازی به نیمتنه بالا کنه و سر و صورت رو هدف بگیره
Anonymous | June 20, 2009 5:45 AM
تبسم جان تو از کجا متوجه شدی بقیه حرفای رهبر رو گوش نکردن یا فکر میکنی غیر ممکنه کسی گوش کرده باشه و تحت تاثیر قرار نگرفته باشه! !
راستی راستی انگار شما باورتون شده نماینده خدا حرف زده انقدر تکرارش کردین که خودتون یادتون رفته بابا این نمایندگی رو واسه ابله کردن مردم احساساتی ساخته بودن.
چرا انقدر راحت ادم با ذهنش بازی بشه ؟اخه چرا؟
چرا طرفت رو به ظاهر بینی متهم میکنی و دائم می گی شما خبر ندارین احمدی هم هی می گفت شما خبر ندارین من سندش رو دارم که حون همه رو به جوش می آورد چیزی که همه دارن به چشم می بینن تو می گی نه خبرش بد بهتون رسیده
این جنگ کثیف طبقه بندی بین خواسته های ایرانی های فقیر و پولدار یا شهری و روستائی رو کسی جز ا.ح راه نیانداخته و دیر یا زود دودش مردم رو کور میکنه هیچ کس اندازه اون سود از تفرقه بین مردم نمی بره ای کاش اگه ما هم جزو دارو دسته ذینفع های اون نیستیم و هنوز گاهی فکر می کنیم ایرونی هستیم به این جنگ دامن نزنیم ایرانی در برابر ایرانی رذیلانه ترین حقه احمدی و دوستان بود.
این دانشجوهای بدبخت که هی خودشون رو انداختن جلوی این شورشی ها هم لابد طرفدارای موسوی زدن و پرت کردن .فقط این فرضیه با هیچ لاجیکی جور در نمی آد مگر دوباره اون دست جادوئی مثه 10 سال پیش که همه چی ختم به یه ریش تراش شد همه چی رو ماست مالی کنه فقط فکر نمی کنی این سناریو تکراری و خنده دار شده
بعد ار این انتخابات کذائی من طرفدار نه احمدی هستم و نه موسوی و نه بقیه چون مطمئنم تا شورای نگهبان وحود داره یعنی همه خودیها میتونن بیان بالا و اون اصل اعتقاد به ولایت فقیه همه رو قبلا آلوده کرده ولی اینو مطمئنم که محال ممکنه کسی حقایق احمدی و دوستان رو بدونه و سودی هم ازش نبرده باشه و ازش حمایت کنه تاکبد می کنم حقایق رو بدونه !!
گل بهار | June 20, 2009 6:02 AM
تبسم جان شورش رو متقلبین و حامیانش به پا کردند البته سنگ و چوب هم می شوید همانطور که دیکتاتورهای قبلی شدند. عزر خواهی شما پذیرفته نیست. رای مارا پس بدهید و از غلط اضافه ای که فرمودید اظهار پشیمانی کنید. لازم است آدرس بدهم خدمتتون از محل زندگی اینجانب اطمینان حاصل کنید؟
الناز | June 20, 2009 6:07 AM
شقایق عزیز
متاسفانه ای از ازادی بیان در کشور ما هستش که نمی شه نام افراد را برد وگرنه اسامی خود شفاف و گویا هستند منبع خبری در مورد اول از نزدیکان خود جناب خامنه ای هستند و در ارادت ایشان به شخص رهبر هیچ شکی نیست
من در مورد تقلب توضیح دادم
بله تقلب رو باید پیگیری کرد
اما امارسازی مورد دیگه ای هستش
یک سوال بنظر شما محبوبیت احمدی نژاد اینقدر هستش که این رقم رئیس جمهور بشه
در صورتی که از این اماری 33% روستاها وجاهای دور افتاده که گفتی اطلاع داری بخاطر صحبت های 2 روز قبل از انتخابات احمدی نژاد علمای اهل سنت رای دادن بهش را حرام اعلام کردند
و مردم رای به دیگری داند یعنی حدود 3 میلیون رای ریزش کرد؟
اسم شهرستان و دهستان نمی برم چون از دموکراسی و ازادی بیان ایرانی می ترسم و می ترسم وضع این بنده خدا ها از این هم بدتر بشه
ولی چند تا از همین شهرستان و دهستان ها در امار وزارت کشور ارای رئیس جمهور بیشتر هستش
این ماجرا داره ابعاد وسیع و ناخوشایندی پیدا می کنه
که دود و ضررش فقط و فقط به چشم مردم می ره
خواهش میکنم نگید جمعیت سنی نشین اینقدر نیست!!
----------
ضمنا بدون نام عنوان کردم که من رو با اون شخصی که به تبسم تشر زده اشتباه نگیرید
چون این جور موضع گرفتن ها خارج از اون دموکراسی که عنوان می کنند هستش
bedone name | June 20, 2009 6:10 AM
مي دوني تبسم من كه نمي شناسمت و گل گرفته شدن دهنت رو هم نميبينم هيچ وقت. ولي اون روزي كه از اين استبدادي كه ازش دفاع مي كني تو دهني خوردي به ياد مزخرفاتي كه امروز گفتي بيفت. جوان انديشمند كه همه شعورت در مغز البته ببخشيد در دهان ناثواب گوي پيرمرد نمي دونم چند ساله كه نگران سلطان بعد از خودش در اين سرزمين هست نشات مي گيره.
الناز | June 20, 2009 6:12 AM
الناز خانوم لطفاً به احترام انار عزيز كه داريم از سايتش استفاده مي كنيم هم كه شده توي حرف زدن ادب رو مراعات كنين.
هر كس آزاده كه هرطور درست مي دونه فكر كنه.ما حق نداريم به خاطر داشتن يه طرز فكر خاص به كسي توهين كنيم. فقط مي تونيم با كمال آرامش افكارمون رو با هم درميون بذاريم تا هركس خودش نتيجه بگيره.همين!
بدون نام عزيز
اتفاقاً نكته جالب همينه كه اون يه استان ديگه اي كه موسوي توش راي اول رو آورده سيستان و بلوچستانه كه بيبشترشون سني هستن... اين موضوع توي آمارخود وزارت كشور هم اعلام شده... خود اين نشون مي ده كه هرجا مردم به موسوي راي داده ن اون راي اعلام شده.
شقايق | June 20, 2009 6:26 AM
تبسم و شقایق عزیز
عدم برگزاری انتخاب مجدد یعنی چه! برای چی می ترسند
------- این هم وضعیت امروز
خیابان های منتهی به انقلاب و آزادی به طور کامل بسته شده اند = پر از ماشین های سپاه و نیروی انتظامی هست==== بسیجیان رو ساماندهی کردند == خیابانهای وصال - فاطمی-کارگر جنوبی و جمهوری و امیرآباد که فاصله زیادی تا انقلاب دارند پر از بسیجیان چماق به دست همراه با کلاه خود هست=== قدم به قدم چماق به دستا واستان ======== در برابر مردم بی دفاع که راهپیمایی سکوت برگزار می کنند== این هست انصاف حکومت الهی
Anonymous | June 20, 2009 6:29 AM
تو آزادی که از ا.ن در انتخابات ( اگر که می بود ) دفاع کنی ولی آزاد نیستی که از تقلب حمایت کنی. دیکتاتور- ناثواب گو- سلطان هیچ کدام خارج از حوزه ادب نیستند. در مورد گل گرفته شدن دهنت هم باید بگم متاسفم ولی همین الان که اینجا نشستم تمام اطراف خانه ام با نیروهای تا دندان مسلح محاصره است. عکس جوانان کشته شده ایکه هنگام جان دادنشان برای پایدار ماندن بت پرستی شما حضور داشتم جلوی چشمم است و خشمم در این کلمه بیرون ریخت. بابتش متاسفم ولی نه بابت اینکه از این استبدادی که می سازی تو دهنی می خوری. باید دید تو وقتی که زور بالی سرت هست برای ساکت کردنت چه می گویی. توی وبلاگ که تشریف میارین یادتون میاد که چیزی به اسم ادب و احترام هم هست ولی توی خیابون که چماق دستتون می دن خیلی پایبند اخلاق نیستید. لابد مثل دروغ مسلحتی تقلب مسلحتی یک مقدار بی ادبی مسلحتی هم در دینتان موجود است.
الناز | June 20, 2009 6:40 AM
البته مصلحت با ص است . خودم مي دانم.
الناز | June 20, 2009 6:41 AM
تبسم فکر می کنم خبرگزاری های بیطرف و خوبی در دنیا وجود داشته باشن ، در عجبم ازاین کوته نگری که فقط به خبرگزاری برنا اکتفا می کنه .
تبسم چشمات رو باز کن و ببین مردم ایران چی میگن . مردم ایران اون نهادی که تو خارج می فرسته نیست .
خانم تبسم ، ان را که حساب پاک است از محاکمه چه باک است ؟!
ا ن و آقا به عنوان ملعونین ابدی در تاریخ این کشور یاد میشن ، تو هم آخرت خودت رو با همقطاری اونا از بین نبر .
. | June 20, 2009 6:46 AM
اگر واقعا هم مي خواهي در مرود تقلب بداني بو و ودلايلي را كه براي تقلب شدن ارايه مي دهند بخوان. و قبلش ذهنت رو از پيش داوري آزاد كن. چون تفكر سياسي من با تو فرق داره دليل نمي شه هر چه كه مي گم راست نباشه. فقط احتمال درست بودن كمي از اين دلايل را بده.در يك راهپيمايي هم شركت كن و تيپ مردم شركت كننده را ببين. البته همه را درصورتي بكن كه آنچه برايش ناراحتي فقط و فقط حقيقت باشد نه ساير امور مصلحتي
انار عزيزم ببخشيد اگر وبلاگ زدن بلد بودم توي اين روزها يكي مي زدم. من حتما يك وبلاگ درست مي كنم كه بياي توش حرف بزني.
الناز | June 20, 2009 6:47 AM
تبسم جان اگه واقعا احمدی نژاد 24 ملیون طرفدار داره خب چرا یه انتخابات دیگه برگزار نمیکنن؟ البته انتخاباتی که انتخابات باشه نه این مدل جدیدی که تازه اینجا مد شده!
خب اگه تقلب نشده باشه که دوباره مردم میان به احمدی نژاد رای میدن دو تا مشت محکم هم تو دهن ما ارازل و اوباش میزنن که دیگه نیایم به آقایون تهمت تقلب بزنیم
تازه برای احمدی نژاد و عقده های نارسیستیکش هم خوبه میتونه هی اینطرف و اونطرف بشینه با اون لحن لمپنانه خاص خودش و اون دهن کجی هاش که معرف حضور همه هست از پیروزی دوبلش حرف بزنه
فندق | June 20, 2009 6:54 AM
شقايق عزیز
من هیچ وقت کلی نمی گم چون احتمال اشتباه هستش
در اون مورد هم گفتم تعدادی که انتظار میره بیشتر باشه کم هستش و لازم به پرس و جو هستش
بله جایی که شما نام بردید و در استان هرمزگان مواردی هستند که حتی اختلاف به 11-12 هزار هستش که این در مقایسه کل جمعیت اون منطقه در صد بالایی برای اقای موسوی هستش
اما مثلا از 10 مورد انتظار 4-5 مورد اینطور هستش که نیاز به بررسی داره
ولی توصیه می کنم اطلاعات اماری وزارت کشور را با فرمول بن فورد محاسبه کنید
اگر دوست داشتید توضیح بیشتر ارائه می دهم تا بتونیم همدیگر رو متقاعد کنیم امارسازی وجود داشته یا نه ؟
bedone name | June 20, 2009 7:01 AM
Anonymous عزيز
خودت رو بذار جاي حكومت.اصلاً به چه دليلي بايد انتخابات تكرار بشه؟ به خاطر اعتراضات يه عده از مردم كه رهبرانشون حتي نتونستن حرفشون رو اثبات كنن؟ ... آيا موسوي عزيز ما تونست بجز اون نامه 7 ماده اي سندي مستدلي دال بر تخلف به شوراي نگهبان ارائه كنه؟در بند اول اون نامه (كه قاعدتاً بايد حاوي مهمترين دليل اون باشه ) فقط به اتهاماتي كه احمدي نژاد توي مناظره به هاشمي و ناطق وارد كرده اشاره شده و گفته چون اون اتهامات بعنوان خوراك تبليغاتي احمدي نژاد قرار گرفته پس راي اون باطله. آخه اين شد دليل؟ مردم ساده لوح ايران به هر دليل از حرفهاي احمدي نژاد به هيجان اومده اند و بهش راي داده اند.ولي بالاخره بهش راي داده اند.اين دليلي براي اثبات تخلف و ابطال انتخابات نيست.بقيه دلايل هم به همين اندازه بي اساسه.
تازه جالبتر اينكه چند روز پيش توي سايت " آينده" كه توسط مهدي هاشمي اداره مي شه و از طرفداران پر و پر قرص موسوي هست يه فراخوان اومده بود كه مي گفت : چون ما مدرك مستدلي نداريم كه به شوراي نگهبان ارائه كنيم هركس توي حوزه اي كه رفته راي بده مشكلي ديده به ما گزارش بده تا ما بتونيم به شوراي نگهبان بديم!!!
آخه خودت انصاف بده به چه دليلي بايد انتخابات رو باطل كنن؟ اينطوري كه سنگ بنايي توي جامعه گذاشته ميشه و ديگه بعد از هر انتخابات اوني كه راي نياورده با هوادارش مي ريزن توي خيابون و انتخابات رو باطل اعلام مي كنن.اونوقت به نظرت چيزي از دمكراسي و مدنيت باقي مي مونه؟ مي شه همون قانون جنگل كه هركي زورش و سرو صداش بيشتر باشه برنده مي شه
اصلاً يه چيز ديگه.فرض كن الان دولت موسوي سر كار بود و احمدي نژاد توي انتخابات راي نياورده بود و موافقاش مي خواستن بريزن توي خيابون واعتراض كنن. خيال مي كني موسوي و دولتش چه عكس العملي نشون مي دادن؟ مي نشستن نگاه مي كردن و مي گفتن آفرين كه مي خواين بدون مجوز تظاهرات كنين و به اغتشاش گرا بهانه بدين تا دوباره شهر رو به هم بريزن؟ واقعاً فكر مي كني اين كار رو مي كردن؟ اين طبيعت هر حكومته كه از خودش و موجوديتش دفاع كنه.حتي دمكرات ترين حكومتها مثل آمريكا و انگليس و فرانسه و ... هم اجازه نميدن جو جامعه توسط مخالف ها به هم ريخته بشه.
آدم عاقل از يه سوراخ دوبار گزيده نميشه.حتي اگه ما بخوايم راهپيمايي سكوت برگزار كنيم هم دوباره آخرش مثل اون دفعه توسط آشوبگرها به اغتشاش كشيده ميشه و دودش توي چشم خود ماها ميره ... دولت داره كار خودش رو مي كنه و طبيعي هم هست.ما نبايد بهانه به دست اغتشاش گرها بديم كه وجهه ما رو خراب كنن. تازه تا اونجايي كه من شنيده ام (البته از رويترز ) خود مهندس راهپيمايي امروز رو لغو كرده ... مردم براي چي مي خوان برن توي خيابون؟
با تمام وجودم اميدوارم مهندس اين لشگر كشيها رو تموم كنه و در عين اينكه اين انتخابات رو پي گيري قانوني مي كنه ، نيروش رو روي كسب وجهه براي دور بعدي متمركز كنه.كاري كه تمام اصلاح طلبها توي جوامع متمدن انجام مي دن.صبر مي كنن و منتظر فرصت مي شن.
شقايق | June 20, 2009 7:05 AM
میشه شقایق شما به طور مثال یه سند مستدل واسه تقلب تو انتخابات بزنی که بشه فهمید مثلا اگه این اتقافی می افتاد میشد گفت تقلب شده .
گل بهار | June 20, 2009 7:15 AM
شقایق جان شما حتی اگه به میرحسین رای داده باشی الان طبق حرف های خودتون طرفدار احمدی نژادین( همونطور که خیلی از طرفدارای ا.ن. که توی این 1 هفته اخیر و با دیدن این اوضاع و احوال نظرشون عوض شده و طرفدار حقیقت شدن)
اونوقت وقتی شما میاین میگین "حتي اگه ما بخوايم راهپيمايي سكوت برگزار كنيم" آدم یه جوریش میشه. یاد شال سبز انداختن احمدی نژاد و ادعای سید بودنش میفته!
بعدش هم شما به احمدی نژادتون میگین دکتر! ما به میرحسین موسویمون نمیگیم مهندس!
فندق | June 20, 2009 7:31 AM
شقایق جان
جواب ساده هستش
مردم می دانند که امار سازی شده برای همین اصرار به انتخابات مجدد دارند
همین الان در شوران نگهبان با اعلام بازبینی تعدادی از صندوقها موافقت شده اما کدوم صندوق ها ! معلوم نیست حتما رندم هستش!
یک سوال دولت وقت که (فکر کنم نمی دونست) احساس کرده بود مردم به انتخابات حساسند و بقل رضایی رایشان ناموسشان هستش
چرا اومد از یک سیستمی استفاده کرد که تا بحال غیر معمول بوده و برای اولین بار اجرا شده ! برای چی خودشان حساسیت ایجاد می کنند
و چرا قبلش اعلا نمی کنند و شفاف سازی نمی کنند
چرا باید یک جا کد نامزد نوشته بشه یکجا نه
یک جا کارت ملی بخوان یک جا نه
چرا باید بجای شفاف سازی این مسائل سر گرم مانور قدرت باشند؟؟؟
راستی یک سوال
رئیس جمهور منتخب به مدرک خانم رهنورد ایراد گرفتند
سوالم این هستش خود اقای احمدی نژاد که مفتخر به اخذ مدرک دکتری شدند؟
مگر ایشون چند سال دارند و در ان زمانها جبه و جنگ و انقلاب نبوده و بعد ایشان شهردار و استاندار نبود ؟
چطور ایشون موفق شدن این دوره که به گفته خودشون 5-6 سال از زمان اخذ مدرک کارشناسی وقت لازم داره ان هم با شرایط اون موقع طی کنند ؟
خدایا کاش برای همه طی کردن پلکان ترقی اینقدر سریع بود
bedone name | June 20, 2009 7:38 AM
البته گل بهار جان.
طبق قانون انتخابات هر نامزدي تا 3 روز بعد از انتخابات فرصت داره اعتراض كنه و بگه طبق گزارش نمايده هاي من مثلاً فلان صندوق يا فلان شهرستان يا اصلاً فلان استان توش تخلف صورت گرفته و تقاضا كنه اونها جلوي نماينده خودش بازشماري بشن. تازه ازاين بالاتر . ميتونه بگه نمي دونم كدوم صندوق توش تخلف شده ولي ميخوام مثلاً 10 تا صندوق توي فلان استان به صورت رندوم (تصادفي) جلوي ناظراي من بازشماري بشه. شوراي نگهبان هم قانوناً وظيفه داره ظرف 10 روز به اين شكايتها رسيدگي كنه.اگه نتيجه اين شمارشها با اونچه كه اعلام شده تفاوت معني داري داشته باشه بايد انتخابات باطل اعلام بشه.
ولي به گفته خود سايت كلمه (كه سايت رسمي مهندس هست) توي اون مهلت تعيين شده فقط همون نامه ي 7 ماده اي توسط مهندس به شوراي نگهبان داده شده كه بالا درباره ش گفتم.مثلاً توي ماده ي آخر ميگه چرا احمدي نژاد براي رفتن به شهرستانها براي امور انتخاباتيش از هواپيماي دولت استفاده كرده. خوب اين كه نشد دليل تخلف.حتي اگه اون اين كار رو كرده باشه هم اشكالي به صحت انتخابات وارد نمي كنه.خاتمي و هاشمي هم همين كار رو مي كردن.اصلاً هاشمي دفتر مجمع تشخيص مصلحت نظام رو كرده بود ستاد انتخاباتي .آيا كسي گفت به اين علت انتخابات باطل بوده؟ آيا اين سفر احمدي نژاد با هواپيما باعث شده كه تعدادي از راي هاي موسوي توي صندوق به راي احمدي نژاد تبديل بشن؟
تخلف انتخاباتي يعني تخلفي كه توي شمارش آرا تاثير بذاره.يعني راي به نام كسي باشه ولي به اسم ديگري خونده و اعلام بشه... اگه يه همچين تخلفي ثابت بشه انتخابات باطل هست و بايد دوباره انجام بشه.ولي مهندس تا الان حتي يك دليل اينطوري به شوراي نگهبان اعلام نكرده.حتي توي سايتش هم نگفته.
من خودم هم متاسفم.ولي تا دليل محكم ارائه نكنيم نمي تونيم انتظار پي گيري و ترتيب اثر از مقامات كشور رو داشته باشيم. سر و صداي بيخود هم فقط وجهه مون رو از بين مي بره.
شقايق | June 20, 2009 7:40 AM
شقایق وقتی می گین " قانونی" لطفا فکر کنید. خودتون رو بزارید جای ما که فکر می کنیم تقلب شده قانون " شورای نگهبان" است که مامور نگهبانی از ا.ن. است یا "وزارت کشور" که صاحب 140 میلیاردی آن خود یک از اسپانسرهای ان. بوده است. منظور شخص اول است که به ا.ن. نزدیک است و فکر می کند هر آنچه او صلاح می داند برای مردمی که او گله می پنداردشان باید بشود.
من سراغ نیروی انتظامی ( بیشتر گارد ویژه) ییدیگر نمی روم. تو یک نهاد قانونی نام ببر که من کوچکترین امدی به رسیدگیش داشته باشم. قوه قضاییه هم که من چوب بی قانونیش را خورده ام. باور نمیکنی قسمت شما بشود.
الناز | June 20, 2009 7:41 AM
فندق جان
من طرفدارموسوي بودم و هستم.ولي يه طرفدار منطقي. يكي از اعضاي فعال يكي از ستادهاي مهندس توي شمال تهران بودم.براي همين اولين كاري كه كردم كتابچه قانون انتخابات ايران رو تهيه كردم تا بزرگترين چيزي كه مهندس پرچمش رو بلند كرده بود يعني قانون مداري رو رعايت كنم.براي همين هم مي دونم چه كاري قانوني هست و چه كاري نيست.چه كاري در شان مهندس و طرفداراش هست و چه كاري نه.
بعد هم مگه شما بايد تعيين كنيد كه هر كسي آقاي موسوي رو با چه اسمي خطاب كنه.ما بين خودمون به ايشون مهندس مي گفتيم و الان هم مي گيم.شايد شما با اسم ديگه اي راحت تر باشين.
من و دوستهام توي راهپيمايي سكوت حاضر بوديم.ولي بعدش با اون تبعاتي كه پيش اومد خود من شخصاً از اين كارم پشيمون شدم.از اينكه اجتماعي كه ما توش حضور داشتيم بهانه به دست يه عده داد كه چندين نفر از هموطنهاي من رو به كشتن بدن.
نمي دونم چرا اين روزها متاسفانه يه عده از طرفدارهاي مهندس خيال ميكنن هركس منطقي به قضايا نگاه كنه احمدي نژاديه... مطمئن باش اگر احمدي نژاد تا اين حد منطقي بود موسوي همين 13 ميليون راي رو هم به دست نمي آورد.نقطه قوت ما متانت و منطق ماست.پس بهتره آرامش خودمون رو حفظ كنيم.
شقايق | June 20, 2009 7:57 AM
این هم حضور میلیونی و بیعت با رهبری
نقل قول"آنچه که امروز ما دیدیم، در فیلمبرداری که شده بود، جمعیتی که برای نماز جمعه آمده بود، جمعیت بیسابقهای بود. یعنی، حضور تدارک شده یا هرچیز دیگری، حضور غیرقابل انتظاری بود. این جمعیت از کجا آمد؟ اساساً، همین شعبدهبازی است که ما میگوییم. پنج میلیون به دعوت موسوی، بدون امکانات آمدند در خیابان و شما پنج هزار یا چهار هزار نفر با آن همه جنجال آوردید به خیابان. من در این منطقه بودم. من خودم در این جمعیت، در ترافیکاش بودم و در همین فضا بودم. تمام اتوبوسهایی که اطراف دفتر من و اطراف فاطمی و اینها بود، اتوبوسهایی بودند که روی آنها، رسما نوشته شده بود: رجاییشهر، اتوبوسرانی کرج، از قم، کرج و … آمدهاند. این همه اتوبوس خیابانهای اطراف را گرفته بود، اینها را هم فیلم بگیرند. "
البته بنده خدا در امار غلو کرده طبق امار و ابعاد مسیر راهپیمایی 3-5/3 میلیون گنجایش خیابون هستش و گیریم 1 میلیون که بار اقای شهردار این رقم را در حدود 3 میلیون جمعیت اعلام کردند
ولی به هر حال باز از جمعیت داخل دانشگا بیشتر هستش
گفتم جمعیت داخل دانشگاه چون بیرون دانشگاه که جمعیت عادی و سایر قسمتها و شهرستانها امده بودند (نمونه اش یزد) بنده خدا ها داشتند خودشون را باد می زنند در همون لحظه اقا فرمایش می کردند و داخل تکبیر می گفتند!
و خدایش باید به فیلمبردار این هفته نماز جمعه با این فیلمبرداری اکشنش تبریک گفت. جدی میگم
Anonymous | June 20, 2009 8:07 AM
الناز جان
شما گفته اي : "وقتی می گین " قانونی" لطفا فکر کنید. خودتون رو بزارید جای ما که فکر می کنیم تقلب شده " ... من هم در جواب مي گم شما چرافكر مي كنين تقلب شده؟ به كدوم دليل مستدل؟ چون توي تهران و چند شهر بزرگ طرفدارهاي مهندس بيشتر بوده و ما اونها رو ديده ايم؟ يا يك سري طرفدارهاي ايشون توي شهرستانها؟ چه دليل مستدلي از تخلف تا الان ارائه شده؟
درباره شوراي نگهبان هم بايد بگم كه شوراي نگهبان از 12 نفر تشكيل شده كه 6 نفر اونها حقوقدانهايي هستند كه مجلس اونها رو انتخاب مي كنه.يعني نماينده هايي كه با راي من و شما به مجلس رفته اند اونها رو تعيين كرده اند. اگه اعتراضي هست به خود ماست كه چرا نماينده هايي رو به مجلس فرستاده ايم كه كساني رو تاييد كنن كه توي يه همچين روزهايي نتونن به داد ما برسن.
بعدش هم همونطور كه در بالا گفتم مگه ما دلايل مستدل و محكمه پسندي براي تخلف به شوراي نگهبان ارائه كرده ايم و اونها بعد از 10 روز ترتيب اثر نداده اند كه نياز به اقدامات بعدي مثل تظاهرات و رفتن به سراغ نهادهاي ديگه باشه؟
الناز عزيزم.مي دونم كه روحت با ديدن فجايع اين چند روز جريحه دارشده.ولي بايد انصاف بديم كه ناسنجيده عمل كرديم و با ريختن توي خيابونها بهانه به دست يه عده آشوبگر داديم تا اين فجايع رو به بار بيارن.
شقايق | June 20, 2009 8:12 AM
عزیزم شما چرا طرفداری از کسی(موسوی) می کنی که بی منطقیش واست محرز شده کار شما با اینکه می گی منطقی هستی غیر منطقی هست.
این دلائلی که شما ذکر کردین که نقض شدن یعنی شما ئی که اول میری کتاب قانون می خری و می خونی هنوز متوجه نشدی.لیست صندوقها رو تازه اعلام کردن تکلیف اون تعداد برگه اضافه چاپ شده رو با وجودی که بعضی حاها کم هم اومده بوده وزارت کشور
اعلام کردچه کرده
همه اون مراجعی که اعلام کردین که بازم جزو تیم احمدی و دوستان بودن شورای نگهبانی که الهام سخن
گوی احمدی توشه و جنتی آخه مرجع دادخواهیه!! یه هوئی بگین شکایت رو ببرن پیش خود احمدی
گل بهار | June 20, 2009 8:18 AM
بدون نام عزيز
حرفهاي شما ممكنه درست باشه ولي دليلي براي باطل بودن انتخابات نيست.جاي اين حرفها قبل از انتخاباته تا مردم روشن بشن و بدونن اين كسي كه مي خوان بهش راي بدن چطور آدميه و مدارج علمي رو چطور طي كرده... ولي وقتي رايي به اسم كسي نوشته شد و توي صندوق انداخته شد ديگه دليلي كه پشت اين نوشتن هست مهم نيست. تنها چيزي كه مهمه اينه كه راي به نام اون نوشته شده و همچين رايي رو هيچ چيزي نمي تونه باطل كنه.
همونطور كه الان هر چيز منفي درباره ي مهندس موسوي گفته بشه نمي تونه چيزي از 13 ميليون رايي كه ما بهش داده ايم كم كنه.
علت اعتراضات الان اعتراض به عدم سلامت انتخاباته.اگه دليلي براي رد سلامت انتخابات داريم بايد اون رو مطرح كنيم.دليلي كه بتونه ثابت كنه بيشتر مردم به مهندس موسوي راي داده اند،ولي اين راي خونده نشده.
شقايق | June 20, 2009 8:21 AM
http://www.youtube.com/watch?v=eNvDxJ1egtM&feature=related
به چه گناهی ؟
Anonymous | June 20, 2009 8:22 AM
فندق عزیزم اخه دوست گلم همه جای دنیا همینه مگه انتخابات 2007 فرانسه نبود؟
عزیز دلم هر نظامی همینه دوست گلم هر نظامی یه خط قرمز داره فندق گلم اگر قرار بود جلوی اغتشاشات گرفته بشه مگه این منافق ها کشور برای ما میزاشتن؟
فندق عزیزم میدونی تکرار انتخابات یعنی چی؟یعنی زیر سوال بردن کل نظام کشور میدونی با همین اغتشاشات ما الان چه وجهه ای در خارج از کشور پیدا کردیم؟اغتشاشات انتخابات ما رو مثل افغانستان میدونن
فندق عزیزم صندوق ها باز شمتری شده اگر باز هم انتخابات بشه که ایندفعه قطعا رای احمدی بیشتر میشه چون خیلی ها از موسوی برگشتن باز هم میگن تقلب شده فندق ببین چطور راه تاخت و تاز رو برای دشمانای ما باز کردن؟اینجا میان تظاهرات میکنن از هر 10 تاشون 9نفر کسایی هستن که تو راهپیمایی منافقین شرکت کردن به دین و ایمانم قسم اگه دروغ بگم!فندق اینایی که اومدن جلو دانشگاه ما بخدا تو راهپیمایی که به خاطر قوانین منع همجنس بازی بود شرکت کرده بودن
فندق قسم میخورم اینجا بهخ ادما پول میدن بیان تظاهرات حالا فکر کن این قضیه بر عکس بود همین یه مورد کوچیک رو میکردنم تو بوق که این دولت ادم میخره
فندق یه نگاه به تاریخچه ی کارای این رجوی ملعون بنداز ببین چطور اینا با این اغتشاش عرصه رو برای تاخت و تاز اینا باز کردن
تبسم | June 20, 2009 8:25 AM
************** به خداوندی خدا قسم میان یه عده ی کثافت اتوبوس رو به اتیش میکشن و به خونه ی مردم تجاو.ز میکنن بعد که انتظامی گرفتش میگن ای ازادی بیان**********
پس اگر نگیرن هم اونایی که بهشون تجاوز شده میگن کو انتظامی ای که از ما دفاع کنه
تبسم | June 20, 2009 8:29 AM
برگشتیم سر خونه اول
انتخابات تا اخرین دقایقش صحیح و سالم و پرشور بوده در بیشتر مناطق
اما مشکل و ابهام دقیقا بعد از پایان وقت اخذ رای هستش و اراسال نتیجه و امار به سازمان وزارت کشور
که بایگانی شده و امارسازی تعیین شده به مردم ارائه شده
دلیلش هم گفتم فرمول بن فورد هستش که بسیار معروف و کاربردش در تعیین صحت انتخابات نیز هستش
شقایق عزیز همه چیز تا پایان روز جمعه به ظاهر خوب پیشرفته اما بعد از ان .....
Anonymous | June 20, 2009 8:35 AM
مگه رهبری نگفت نماز جمعه بیان با همن مثل ادم حرف بزنیم
اقا گفت بیاین هر چی لازم باشه من میام میگم بیاین که اگر شورش ادامه پیدا کنه باید اسم خیلی ها رو بشه
این*******************888 موسوی و کروبی امروز نرفتن *************************
حالا بازم میگین مقصر این شو.رش ها کیه؟؟؟؟؟؟؟مقصر کشته شدن این جوونا کیه؟؟؟؟؟
فیس بوک که تا دیروز اسم ایران رو بر میداشت گوگل که تا دیورز اسم ایران ر و از لیست بیرون کرد یاد اطلاع رسانی و نسخه ی فارسی فیس بوک افتادن
خانومی که به من گفتی کوته نظر واسه استفاده از برنا عزیز دلم تو که چشمتو باز کمردی دیدی یه نگاه به لینک مینداختی که لینک خبری نبود نامه ی یه بنده خدا که مهم نیست توئ برنا باشه یا اصلا دستنوشته چون حرف دل یه ادمه و نه یه هشدار یا خبر سیاسی این دوتا با هم خیلی فرق داره
تبسم | June 20, 2009 8:36 AM
بالایی من بودم
bedone name | June 20, 2009 8:37 AM
شقایق جان آدم میمونه دم خروس رو باور کنه یا قسم حضرت ابوالفضل رو!!
فقط محض اطلاع شما که عضو ستاد هم بودین! اصلاح طلبا هم تو انتخابات ریاست جمهوری قبلی و هم تو انتخابات مجلس معتقد بودن تقلب شده که خب البته شکایت به شورای نگهبان هم نتیجه اش مشخصه
نماینده هایی که من بهشون رای دادم که تو این مجلس نیستن اگه نماینده های شما هستن که خب بحثی نداریم
فندق | June 20, 2009 8:39 AM
http://www.youtube.com/watch?v=lpTtmLGMujI&feature=related
تبسم یک نگاهی به این کن
بسیجی هستش یا مردم؟
اراذل اوباش هستش؟
نیروی کثافتی که اسم بسیج رو به لجن کشید بهش شلیک کرده
Anonymous | June 20, 2009 8:40 AM
تبسم جان
اینو نگو من خواهر و برادرم و پسرداییم همه توی تهران تا الان توی تظاهرات سکوت اقای موسوی شرکت کردن و از فعالان بودن کی گفته بهشون پول داده شده که بیان توی تجمعات اینا رو از کی شنیدی؟
عزیزم اون ان بوده که به دانشجوها که دختر خالم هم یکیشون بوده تراول پنجاه تومانی داده که بهش رای بدن
دکتر سارا | June 20, 2009 8:43 AM
تو کدوم قانون دنیا هر کی بخواهد ببینه حقش چی شده ! گلوله داغ تحویلش می دن !!!!
Anonymous | June 20, 2009 8:45 AM
گلبهار جان
برگه هاي اضافي چاپ شده با شماره ي سريالشون توي چاپخونه بانك ملي پلمپ شده اند و نمايندگان نامزدها مي تونن برن ملاحظه كنن. حالا گيريم برگه اضافي توي صندوق انداخته اند 10 مليون اثر انگشت متفاوت از كجا آورده اند كه پاي ته برگها بزنند؟
درمورد كم اومدن تعرفه(برگه راي) هم جوابش خيلي ساده ست.به هر حوزه انتخاباتي مطابق برآوردي كه از انتخابات هاي قبلي وجود داره برگه داده مي شه.مثلاً اگه توي يه حوزه انتخاباتي تا الان به طور متوسط 10000 نفر راي مي داده اند اين بار به اونها يه مقداري بيشتر برگه داده شده.ولي روز انتخابات با توجه به حضور وسيع مردم در اول صبح محاسباتشون درست از كار در نيومده و نزديكيهاي ظهر برگه كم اومده و مجبور شدن يه مدت انتخابات رو متوقف كنن تا برگه برسه.
اين رو هم بگم كه هر بسته برگ راي 100 تايي هست و بهشون اعلام شده بوده كه به محض اين كه آخرين بسته رو شروع كردين اعلام كنين برگه تموم شده تا توي فاصله اي كه دارين از اون 100 برگ استفاده مي كنين ما بهتون برگه برسونيم.براي همين ممكنه خيلي از حوزه ها اعلام كرده باشن كه برگه هاشون تموم شده،ولي در عمل برگه هاشون تموم نشده باشه و در حال استفاده از اون 100 برگ آخر بوده باشن.
گلبهار جان اگه اشتباه نكنم شما توي ايران نيستي و شايد خوب در جريان نباشي،ولي من روز انتخابات 3 جا رفتم.هر سه جا هم به شدت شلوغ بود ولي هيچ كجا اعلام نكرده بودند كه برگه تموم شده.آخرش هم ساعت 5 دقيقه به 10 شب موفق شدم برم توي حوزه و راي بدم.
البته بعيد نيست كه توي شهرستانها به علت دوري مسافت برگه دير رسيده باشه،ولي خوب اين به ضرر احمدي نژاد بوده كه رايش توي شهرستانها بيشتر بوده..چون توي شهرهاي بزرگ (لااقل تهران) كه خود من مشكلي نديدم.
يه مطلب خيلي مهم ديگه :
درباره ي تيم سطوح بالاي نظام هم كه گفته بودي بايد بگم موسوي حتي اگه راي هم مي آورد بايد با همين آدمها كار مي كرد. يك شبه كه نمي تونست كل نظام رو عوض كنه ( همون طور كه خاتمي طي 8 سال هم نتونست) . پس همين الان بايد نشون بده كه چند مرده حلاجه و قدرت مقابله قانوني با اونها رو داره يا نه.اگه بتونه با همين شرايط و افراد موجود نظام حق خودش رو بگيره معلومه كه با خاتمي فرق داره و مي شه بهش اميدوار بود كه بتونه يه تغييري توي اين مملكت بوجود بياره... وگرنه كه اگه فرضاً انتخابات دوباره برگزار بشه و راي بياره هم اوضاع هيچ تفاوتي نمي كنه.
شقايق | June 20, 2009 8:45 AM
من واقعا نمیدونم تقلب شده یا نه؟ (من خودم به موسوی رای دادم)
ولی روزی که رای گیری بود من کشیک بودم و یه صندوق سیار اورده بودن درمانگاه که مردم اون شهرک بیان رای بدن باورتون نمیشه فکر کنم هفتاد درصدشون به ان رای دادن خودم با چشای خودم میدیدم طرفداراش کم نبودن
تبسم جان
تو توی کشور نیستی که ببینی این دولت چه بلایی سر ما اورد پارسال خرداد ماه 1200 پزشک رو گزینش همین دولت رد کرد میدونی چرا؟ خانوماشو بدلیل اینکه فقط کمی از موهاشون پیدا بود و اقایونو بخاطر اینکه پیرهن استین کوتاه و یا شلوار جین پوشیده بودن
میدونی گزینش کی بودن به قول خودشون زیر هسته اصلی ریاست جمهوری
از این موارد و ظلمهایی که میشه کم نیست
دلم واقعا پره از ان
روزی که قبول شد به اندازه دوساعت گریه کردم
دکتر سارا | June 20, 2009 8:49 AM
آخه این چه منطقیه که تو داری چون بعضیها از قوانین منع همجنسبازی دفاع کردن پس آدم حسابی نیستن و حرفاشون معتبر نیست همینجوری آدمها رو بر اساس عقاید حودتون طبقه بندی کردین که یه عده شدن شهروند درجه 1 و 2 و...
خط فرمز چیه که هی تو ازش حرف می زنی یه بار میگی خط قرمز نظام یه بار میگی حط قرمز نیروی انتظامی این چیه که مردم باید دائم مواظبش باشن والا کشته میشن .
رهبری گفت بیان نماز جمعه من باهاتون حرف بزنم یا با هم حرف بزنیم این دو تا خیلی فرق دارن و چون اون دو تا نرفتن مسئول شورش و کشته شدن جوونها هستن بنازم منطق رو.
گل بهار | June 20, 2009 8:55 AM
بهت افتخار مي كنم.
آريس | June 20, 2009 8:55 AM
تبسم جان اینکه منافقا و گروه های دیگه میخوان برای منافع خودشون از این ماجرا سو استفاده کنن یا کشورای خارجی چی میگن که دلیل نیست
موسوی و بقیه معترضین مدام دارن میگن که با نظام هیچ مشکلی ندارن و به کشور های دیگه هم کاری ندارن. ما نه قصد براندازی داریم نه مخالفت با نظام نه آشوب نه هیچ چیز دیگه. ما فقط رایمون رو میخوایم همین
خب تو که میگی ا.ن. بیشتر رای میاره چرا مخالفی؟ مگه بده دوباره مهر تایید بگیره؟
بعدش هم کی گفته نظام با انتخابات زیر سوال میره؟ نظام با گوش نکردن به حرف مردم و سرکوب و قتل و خون ریزی و .. زیر سوال میره
ببین تبسم جان من اعتقادات مذهبی دارم. من واقعا ناراحت میشم وقتی اینهمه ظلم و دروغ و تقلب و خیانت در امانت و ... رو میبینم و از همه بدتر اینکه این کار ها رو به اسم اسلام میکنن. به نظر من باید گناه زده کردن مردم از دین رو هم به گناهان آقایون اضافه کرد واین کم چیزی نیست
فندق | June 20, 2009 8:59 AM
Anonymous جان
آخه تو از كجا و مطابق كدوم دليل مي گي كسي كه شليك كرده از عوامل دولت بوده؟ هزار احتمال وجود داره. ماها كه تحصيل كرده هاي اجتماع هستيم بايد حساب خودمون رو از مردم عوام زودباور جدا كنيم.به صرف لباسي كه تن يك فرد هست كه نمي شه درباره ي هويتش قضاوت كرد.چه لباس نظامي به تن داشته باشه و چه لباس شخصي.لباس عوض كردن همه ش چند دقيقه طول مي كشه.
اگه منطقي به قضايا نگاه كنيم درباره ي شليك كننده و به وجود آورنده ي اين فاجعه اسفبار سه احتمال وجود داره:
1.از نيروهاي انتظامي طرفدار دولت بوده باشه كه مي خواد مردم رو سركوب كنه.
2.از طرفدارهاي خود ميرحسين موسوي بوده باشه كه مي خواد با اين كار احساسات مردم رو جريحه دار كنه و دولت رو به خشونت متهم كنه.
3. از عوامل نفوذي خارجيها بوده كه مي خوان از اين آب گل آلود ماهي بگيرن و ما رو بيشتر به جون هم بندازن.
هر سه تاي اين عوامل به يك اندازه مطرح هستن و فعلاً هيچ دليل موجهي وجود نداره كه بگيم يكي احتمالش بيشتره.
تنها چيزي كه مسلمه اينه كه اون انسان به خاك و خون كشيده شده . چرا؟ چون آقاي موسوي نخواسته اول راه قانون رو بره و هم خودش و هم همسرش مرتب توي بيانيه هاشون مردم رو به خيابونها كشوندن و شرايط رو فراهم كردن كه يكي از اون سه عامل بالا بتونه اين فاجعه رو بوجود بياره.
شقايق | June 20, 2009 9:07 AM
شقایق امروز فیلمش رو برات پیدا می کنم
ستاد بسیج گردان 117 عاشوار واقع در خیابان ازادی
ماشا.. هیچ چیز رو که قبول نداری و رد می کنی!
اگر در مورد قانون من بهتر از شما در مورد بسیج و نحوه لباسشان می دانم
--
چندی پیش علی خامنه ای ازعلمای قم خواسته بود که اعلمیت و جامع الشرایطی مجتبی ، پسر 32 ساله اش را به رسمیت بشناسند. این درخواست همچنین به طریقی از حوزه نجف هم شده بود. آیه الله العظمی سیستانی با این تقاضا بشدت به مخالفت برخواسته بود و حتی وقتی بواسطه روابط، این درخواست از طریق غلامعلی حداد عادل ، پدر زن مجتبی، به گوش آیه الله رسیده بود وی بشدت ازین گستاخی برآشفته شده بود. بهرحال نجف زیر بار درخواست خامنه ای نرفت.
در قم امــــــــا وضع به گونه ای دیگر است. بسیاری از مراجع جیره خوار و مزدور حکومتند و عده ای هم تنها گوشه عافیت اختیار نموده اند و دخالتی در اوضاع نمی کنند. مراحل پذیرش اعلمیت آقا مجتبی به مانند آیه الله شدن پدرش بسرعت برق طی شده و طبق شنیده ها، مجتبی خامنه ای در حال حاضر اجازه فتوی از آیات اعظام مکارم شیرازی، فاضل لنکرانی ، صافی گلپایگانی و مرحوم بهجت را دارد.
مجتبی عاشق و دیوانه قدرت است. او در جوانی هم نشان داده که برای مطرح کردن خود از چیزی هراس ندارد (خاطرات حضور مجتبی خامنه ای و مهدی هاشمی در جبهه را در تابناک بخوانید). اما مجتبی از سال 1384 دیگر مجتبی محجوب دهه 70 نیست. او از طرف شیخ مهدی کروبی و اکبر هاشمی رفسنجانی به دخالت مستقیم در انتخابات محکوم شد. او پاسخ نامه مهدی کروبی را قبل از اینکه بدست پدر برسد عتاب آلود داد. پدر هم از پسر حمایت کرد و باعث شد تا هاشمی شکایت به خدا ببرد.
در انتخابات اخیر مجتبی چون دور قبلی انتظار داشت که با بسیج 5 میلیون رای خاموش نتیجه را به نفع کاندیدای مورد حمایت رهبر به پایان برساند، اما آن 5 میلیون با سایر آراء داده شده به احمدی نژاد به هشت میلیون هم نرسید. اینجا بود که مجتبی دست بکار شد: دستور مقام رهبری (بخوانید مجتبی) به فرمانده کل سپاه برای دخالت مستقیم در انتخابات و اعلام نتیجه مورد نظر رهبر. سپس رهبر در سناریوی کودتا در صبح روز بعد از رأی گیری و بر خلاف رویه، اقدام به تنفیذ ریاست جمهوری احمدی نژاد و سپس تایید مجدد صحت انتخابات در سه روز بعد کرد.
تنها کسی که بین کاندیداها می تواند منویات رهبر را به پیش ببرد احمدی نژاد است و در آن شکی نیست. خامنه ای بیمار است و اجل مرگ را هر روز نزدیکتر از پیش می بیند. سرطان ریه و پرستات امان رهبر را گرفته است. اکنون رهبر از کیم جونگ ایل الگو برداری خواهد کرد: اعلام جانشین پیش از مرگ، تا انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان نیافتد و در این بین به تغییراتی در قانون اساسی به پیشنهاد رئیس جمهور لازم است
وای بحال ما
Anonymous | June 20, 2009 9:20 AM
دکتر سارا جون نخوندی کامنت منو درست من کی گفتم ایران اینجوریه؟گفتم تو همین یه کشور و همین شهر دارم میگم و اصلا استنادم به اون نبود به این بود که نشون بدم دارن سو استفاده میکنن یعنی میبینن که مثلا برادر شما داره راهپیمایی میکنه اونام خودشون را جای همونا جا میزنن و از این جرگه استفاده میکنن
تبسم | June 20, 2009 9:21 AM
دکتر سارا جون نخوندی کامنت منو درست من کی گفتم ایران اینجوریه؟گفتم تو همین یه کشور و همین شهر دارم میگم و اصلا استنادم به اون نبود به این بود که نشون بدم دارن سو استفاده میکنن یعنی میبینن که مثلا برادر شما داره راهپیمایی میکنه اونام خودشون را جای همونا جا میزنن و از این جرگه استفاده میکنن
تبسم | June 20, 2009 9:21 AM
فندق جان
" ما رايمون رو مي خوايم" يعني چي؟ دليلت براي اينكه انتخابات باطل بوده و بايد دوباره برگزار بشه چيه؟ ... آخه چرا بايد اين كار انجام بشه؟
خودت مي بيني كه دكتر ساراي عزيز با اينكه خودش به موسوي راي داده ولي شاهد بوده كه توي اون صندوق در اهواز تقريباً هفتاد درصد به احمدي نژاد راي داده اند.خود من هم ازهر كدام از دوستهاي هم خوابگاهي شهرستانيم كه پرسيده ام ميگفتند بيشتر اطرافيانشون به احمدي نژاد راي داده اند.همينطور بگير و برو در سطح كشور. خود موسوي هم كه تا به حال دليلي محكمه پسندي ارائه نكرده كه بتونه انتخابات رو باطل كنه... پس چرا بايد انتخابات باطل بشه؟ چون راي اكثريت مردم به مذاق من و شما خوش نيومده؟ ... انصاف هم خوب چيزيه.درسته كه ما بخوايم به يك دليل واهي بريزيم توي خيابونها ،و زمينه رو براي به وجود اومدن يه همچين فاجعه اي كه Anonymous عزيز لينكش رو گذاشته فراهم كنيم؟ ... همه مون به نوعي از دولت احمدي نژاد شاكي هستيم،ولي اين دليل نمي شه كه انتخابات رو باطل بدونيم.
خيلي دوست دارم اگه دليل مستدلي براي اثبات تقلب در انتخابات داري يا از موسوي و اطرافيانش شنيده اي بشنوم.
شقايق | June 20, 2009 9:22 AM
تبسم
حرفهات خيلي برام آشناست
همين حرفهاييه كه 30 ساله داريم ميشنويم
راستي چطورميتوني اين همه كشته و زخمي رو نديد بگيري و بگي دو تا خواهر بسيجي كشته شده؟؟
منبع موثقي دارم كه خودش تو راهپيماييه اون روز بوده و ديده كه مردم سنگ پرتاب كردن و يه بسيجي ديوونه مردم رو به رگبار بسته.
راستي خيلي از ا. ن و گشت ارشاد خوشت مياد؟؟؟
خوب چرا خارج از ايران هستي؟؟بيا همدوش خواهران بسيجي همفكرت بامردم مبارزه كن و حالشو ببر.مطمئني خودت بسيجي نيستي عزيزم؟؟
مواضعت و گفته هات نشون ميده كه يا يه خواهر بسيجي هستي و يا فك و فاميل اون يارو كه سنگشو به سينه ميزني.والا فكر نكنم سنت به راي برسه كه اين همه داري بي مورد جانبداري ميكني؟؟
نكنه جزو همون خارج نشيناني هستي كه مشگل دارن و الان دارن ارادت نشون ميدن كه مشگلي براشون پيش نياد؟؟
به هر حال بايد بدوني خارج از ايراني و حرفات مستند نيست.پس چرت نگو و حرفهاي تلوزيون ايران رو كه اين روزها همه واو به واوش رو حفظن به خورد مردم نده.
اين ماييم كه هر روز داريم دورو برمون رو ميبينيم.هرشب داريم صداها رو ميشنويم.اينم نه تهرانه بلكه كل ايرانه.بيا ايران نه تهران هرجايي كه دلت خواست .برو ببين اين ملت با سكوتشون چي ميگن و چرا كشته ميشن؟؟بروتا ببيني دنيا دست كيه بسيجيه كوچولوي سرباز گمان امام زمان.
متاسفم براي طرز فكرت
و متاسفم كه فكر كردم دوستي
بچه ها ديگه براي اين آدم انرژي نذارين.
Anonymous | June 20, 2009 9:27 AM
Anonymous جالن یکم منطقی باش من تمام خانوادم ایران هستن چی میگی شما؟؟؟؟؟عزیز دل من مگه من میگم نمیکنن ؟؟؟؟؟مگه من میگم جوونای مردم رو نمیزنن؟؟؟؟؟؟ولی این ساده ترین راه که بیان خودشون را جای نیروی انتظامی و بسیج جا بزنن و از این طریق کسور رو به اشوب بکشن
من کی کشته شده هار و نادیده گرفتمگ؟؟؟؟؟؟فقط گفتم عرصه رو برای این کارها کی باز کرد؟؟؟؟؟ و کی اینجوری مردم رو به جون هم انداخت
موسوی تو نامش نوشته لباس شخصی با سلاح سرد مثل شلنگ!
خیله خب کجای این یعنی که اون طرف بسیچیه یا از نیروی انتظامیه؟؟؟؟پس اون سه تا جوون بسیجی چرا کشته شدن؟؟؟؟چرا به بسیج شهید بهشتی حمله شد؟؟؟؟؟چرا اون خانوم چادری با دخترش رو کشتن؟؟؟؟
لطفا جوابیه ی شقایق رو بخونین خیلیا فقط حرف میزنن و وقتی جواب گرفتن دیگه ساکت مکیشن
Anonymous | June 20, 2009 9:29 AM
http://www.ghthirdeye.com/index.php?option=com_content&view=article&id=85:iranian-protest-in-london
مخصوص اونایی که نمی خوان باور کنند
حتما می گوید اون ادم بالای ساختمان معلوم نیست چه کسی هستش!
تبسم خانوم ببین کی به کی شلیک می کنه
2تا خانم چادری بسیجی زمین می افتند یا جونای ملت
Anonymous | June 20, 2009 9:32 AM
Anonymous عزيز
منكه قبلاً گفتم سينه چاك رهبري نيستم... اين خبرها رو هم نه رد مي كنم و نه تاييد.اگه درسته كه اول از همه واي به حال خودشون.
بچه ها با اجازه تون من ديگه بايد برم.از همه تون ممنونم و از انار عزيز بابت زياد شدن كامنتهاش و احتمالاً سنگين شدن صفحه ش عذرخواهي مي كنم.
شقايق | June 20, 2009 9:32 AM
ناشناس جان شما که انقدر راحت بدون هیچ دلیلی اینطور راحت منو به رگبار تهمت میگیری و خیلی راحت نتیجه میگیری که پس تبسم اینه ..اینه ...اینه...
معلومه باید انتخابات رو هم با دیدن چپند تا صحنه ی ساختگی نادیده بگیری
راستی من مثل شما زود قضاوت نمیکنم که مشا کامنت نخونده سخنرانی میکنی پس احتملا جواب
شقایق رو تو این کامنت خوندی ولی یادت رفته
شقايق | June 20, 2009 9:07 AM
تبسم | June 20, 2009 9:34 AM
1_ضعیف کردن پایه های نظام جمهوری اسلامی در مناظره ها توسط احمدی
2-قطع سیستم پیامک از یک روز قبل از انتخابات و ادامه آن تا امروز
3-اعلام عجولانه نتایج انتخابات در نیمه شب
4- مانور اقتدار نیروی انتظامی بعد از ظهر روز انتخابات
5-حمله و خشونت بی شرمانه و غیر قانونی نیروهای انتظامی و گاردی و لباس شخصی به معترضین و حتی عابرین و ایجاد جو رعب و وحشت بعد از انتخابات
6-دستگیری اعضای احزاب مشارکت و نهضت آزادی و کارگزاران و اعتماد ملی و اعضای اصلی ستادها
7-حمله وحشیانه به دانشگاه ها و خوابگاه ها در سراسر کشور
8-تیر اندازی بی دلیل به معترضین از پادگان بسیج
9-عدم پذیرش بازشماری کل آرا
و...و...و.............................................
و حالا وارونگی مسخره این روزها که مثلن اون یارو رو پشت بوم بسیج مبدل بوده!!!
به بچه بسیجی های کوی دانشگاه حمله شده!
مردم زدن در و پنجره خونه همدیگه رو شکوندن!
بابا قربونتون شما که طراحی اصلی کودتا رو به روسیه سپردین کارش هم درست بود حالا خرابش نکنید دیگه...
ava | June 20, 2009 9:38 AM
من میرم چون دعوا نمیکنیم و بحث رو باید منطقی نتیجه گیری کرد نه اینجوری ادو تا مصداق میگم
ناشناس جان نه عزیزم من واسه چاپلوسی اینکارو نمیکنم باید خوب فکر کنی که اگر اینچنین قرار بود اسم و فامیل مینوشتم نه یه تبسم شما همه ی نتیجه گیری هات همینطوریه؟ راستی شما چرا ناشناسی؟من فقط سوال کردم بدون هیچ قضاوتی
اینم دومی تصور کن من الان وایسادم یه لباس یقه بسته ارتشی تنمه یه بیسیم دارم حتی تفنگ دشتمه پس بسیجیم چه بامره نتیجه گیری میکنی
خدافظ عزیزم
تبسم | June 20, 2009 9:39 AM
جواب بدید !!!
2تا خانوم بسیجی که حداد عادل گفت رفته بودن تو مهم کودک
یا سرباز ؟
کجا این فیلم مردم داخل پایگاه برای تصرف اسلحه شدند ؟؟؟
چقدر دروغ!!
Anonymous | June 20, 2009 9:42 AM
البته اینکه بسیجی که از داخل پادگان تیراندازی کرده ممکنه بسیجی نباشه احتمالیه که یکی از کامنترا مطرح کرده بود. ایجاد این شبهه یا به ذهن اطلاعات و صدا و سیما نرسیده! یا روشون نشده!
ava | June 20, 2009 9:49 AM
آوا جان شقایق اصلا دنبال دلیل نبود اگه دقیق کنی شیوه بحثش دقیقا مثل روش احمدی نژاد تو مناظره ها بود. انگار به همه این ها یه دستور رو دیکته کردن
خواهر من میگفت چند روز پیش یه سری از لباس شخصیایی که زخمی شده بودن وقتی میخواستن وارد بیمارستان بشن از ترس مردم نوار سبز به دستشون میبستن و حتی جلیقه و شلوارشون رو هم درمیاوردن!
فندق | June 20, 2009 9:57 AM
مـهـنـدس مـيـرحـسـيـن مـوسـوي در سـاعـات پـايـاني شب گذشته در جـلـسـهاي خـبـري اظـهـار كـرد: پـيـروز قـطـعـي انتخابات است و هر نوع نـتـيـجـهاي بـه غـير از آن را نشانه تقلب وسيع در آرا ميداند
اینو روزنامه ی کلمه ی سبز نوشته این کلا مال کروبی و موسویه اینو شب قبل انتخابات نوشته
واقعا ایشون چه جوری میتونسته همچین اظهار نظری بکنه خنده داره
تبسم | June 20, 2009 10:41 AM
تبسم
بي نام نوشتن بعضيهاهم بدليل همون آزادي مطلقه تو دولتي كه تو طرفدارشي والا بدم نميومد كه حداقل تو بدوني من كي بودم كه كامنتم رو خطاب به تو نوشتم ولي تموم بي نامها يك نفر نيستند.
شقايق عزيز
شما كه ادعا ميكني طرفدار موسوي هستي
اين موضع گيري هاي شما ا.نوني ها خيلي كهنه شده كه خودتونو جاي موسوي ها جا ميزنين با شال سبز هموني كه رايهامونو دزديدديگه بايد توي ا.نوني هم بگي ستادموسوي بودي كه اگه بودي بقول فندق مهندس نميگفتي كه من حتي از يك نفراز موسويها تاكنون چه در ستادشون چه خارج نشنيدم و تا اونجايي كه اطلاع دارم تموم فعالان ستاد موسوي در شمال شهر يا دستگيرشدن يا تحت نظارت شديدن والا نميتونستي اينقدر راحت دسترسي به نت داشته باشي
يك دنيا دارن ميگن تقلب شده
خودم ديدم
ديگرون ديدن
جلوي چش همه تقلب شده حالا تو ميگي ليلي مرد بود يا زن؟؟
به من بگو اون همه كارت ملي و تند تند نوشتن يكي از صندوق دارها روز انتخابات با يه عالمه برگه راي زير چادرش يعني چي؟؟ مگه كارت ملي لازم بود براي راي؟؟پس چرا شماره ملي رو جداميزدن و همون شناسنامه رو جدا؟؟اينهاهمه ديده شده كه خشم ملت رو برانگيخته.
بقيه رو هم بگم يا بازم حرفي دارين؟؟
اينا كه ريختن خيابون به حرف موسوي نيست دوتا بودن مثل من كه البته مثل من ترسو نبودن و از جونشون براي رايشون مايه گذاشتن.
ما عكس و فيلم ساختگي نميبينيم ما مردم عادي از هر قشري رو ميبينيم كه در سكوت مثل گل پر پر ميشن.ما خيابونهاي واقعي رو ميبينيم.بهتر شما هم چشمهاتونو باز كنين و ببينين وقتي صداي ملت بجايي نميرسه و سه روز مهلت اعتراض تموم ميشه جايي جز خيابون ميمونه كه اين همه ميگين قانون؟؟كدوم قانون؟؟ميشه بگيد كدوم قانون؟؟قانوي كه تموم درهاشو براي اعتراض به روي ملت بسته؟
Anonymous | June 20, 2009 10:48 AM
نرود میخ اهنین در سنگ. تاریخ قضاوت خواهد کرد. طرفداران ا.ن. و بویژه طرفداران تقلب من با شما صحبتی ندارم. این فقط گزارشی برای آنهایی است که با تقلب در این انتصابات موافق هستند.
امروز گارد و بویژه بسیج به شدت به مردم حمله کردند. تمام پیاده روهای انقلاب و خیابانهای عمودی منتهی به آن توسط بسیجیها و گارد بسته شده بود. نیروی انتظامی واقعا متفاوت از دو نیروی یاد شده بود. برای متفرق کردن جمعیت از گاز اشک آور و باتوم استفاده شد. من شلیک ندیدم ولی در متن جمعیت که دستهایشان بالا بود هم نبودم. نیروی بسیج دختری را که در تاکسی در حال فیلم گرفتن بود دستگیر کرد در چهار راه ولیعصر. هر که را هم که از قیافه اش خوششون نمیومد می زدند. من کسی را ندیدم که بتواند فیلم بگیرد. امکان دسترسی به خیابان انقلاب صفر بود. زنجیره سبز گارد تشکیل شده بود. تعدادشون از روزهای قبل خیلی خیلی بیشتر بود و در متفرق کردن جمعیت موفق بودند.
الناز | June 20, 2009 10:57 AM
شقايق خانم من ديگه واقعا وارد اين كه چرا مي گم تقلب شده نمي شم. اگر مي خواهي بداني خيلي يجاها گفته اند. اما اين رو مطمئن باش حتي اگر 1 % احتمال مي دادم تقلب نشده اقدامي نمي كردم. اما اين را بدانم روز اولي كه به نتايج اعتراض كردم هنوز كسي را نكشته بودند كه اسير احساسم شوم. به هيچ چيز متهمت نمي كنم اما به نظرم اونهايي كه نان امروزشان از كشتن اين مردم در مي آيد نانشان را در كاسه خون مي زنند.
من خونه نبودم و جوابت دير شد.
الناز | June 20, 2009 11:04 AM
بچه ها به نظرتون چرا امروز موسوی و کروبی توی جلسه شورای نگهبان شرکت نکردند و فقط رضایی آنجا حاضر شد؟
مگه این بهترین موقع برای دفاع قانونی از ارا مردم نبود؟
واقعاَ چرا؟
Anonymous | June 20, 2009 11:24 AM
بنظر شما اینجور تکمیل کردن ارا برای ا.ن درسته؟
http://www.facebook.com/video/video.php?v=93446532231&ref=nf#
Anonymous | June 20, 2009 11:39 AM
فهمیدیم شهرستانیها چه جوری به احمدی نژاد رای دادند
aa | June 20, 2009 11:44 AM
به گزارش قلمنیوز، متن کامل نامه میرحسین موسوی به شورای نگهبان به این شرح است:
"شورای محترم نگهبان
مشارکت پرشور مردم ایران در انتخابات دوره دهم انتخابات ریاستجمهوری که حداقل 20 درصد بیشتر از انتخابات دوره قبل بود و میلیونها نفر از کسانی را که در گذشته میلی به شرکت در انتخابات نداشتند، به پای صندوقهای رای کشانده حماسهای آفرید که در تاریخ سه دهه انقلاب اسلامی ایران و مردمسالاری بیسابقه بود. هرچند نتیجه آن را طوری دیگر جلوه دادند و با وارونه نشان دادن نتیجه آن خود را بناحق و همانند سایر موارد فاتح این عرصه هم معرفی کردند؛ ولی شور و شعور اجتماعی ملت ایران در حافظه تاریخ خود این بیعدالتی و قانونشکنی را باور نخواهد کرد. اینجانب به اقدامات خود جهت روشن شدن حقایق و احقاق مردم شریف ایران در چارچوب قانون اساسی و قوانین جاری ادامه خواهم داد و اینک بخشی از تخلفاتی که در جریان برگزاری انتخابات دهم ریاستجمهوری صورت گرفت به شرح ذیل توضیح خواهم داد. بدیهی است این بخشی از حقایق و خلافکاریهاست و در آینده نه تنها من بلکه ملت و تاربخ ابران آن را برای آیندگان با شرح و بسط بیشتر و انتشار حقایقی دیگر ثبت و گزارش خواهد کرد. هرچند تخلفات و برنامه ریزی این اقدام مشمئزکننده از ماههای پیش تدارک دیده شده بود.
1- پلمب صندوقها قبل از رایگیری
از آنجایی که سلامت و صحت آرای ریخته شده در یک صندوق موکول به این است که این آرا دقیقا همان آرایی باشد که توسط رای دهندگان به صندوق واریز شده است، لازم است پیش از رایگیری صندوقها بررسی کامل شده و از خالی بودن صندوق و نبودن آرای مشبوه اطمینان حاصل شود به همین جهت تایید خالی بودن صندوقها قبل از لاک و مهر آن در شعبه اخذ رای مستلزم حضور و اطلاع نمایندگان ناظر کاندیداها میباشد که این مهم در اغلب شعبات اخذ رای واقع نشده است.
2- حضور ناظران کاندیداها
طبق تبصره 2 ماده واحده قانون حضور نمایندگان نامزدها در شعب اخذ رای وزارت کشور موظف بود تا 48 ساعت قبل از روز رایگیری کارتهای نمایندگان ناظر کاندیداها را برای حضور به موقع آنان در محل شعبات اخذ رای به آنان تحویل داده و ناظران را از محل مورد نظر مطلع نماید در حالی که فرمانداریها و وزارت کشور به طور اساسی به این تکلیف قانونی عمل نکردهاند. زیرا:
اولا- برای تعداد زیادی اساسا کارت معرفی ناظر کاندیداها صادر نشده است.
ثانیا- کارتهای صادره در مورارد زیادی به صورتی صادر شده که امکان استفاده از آن وجود نداشته و ناظر نمیتوانسته با ارائه آن عملا بر سر صندوقها حاضر شود. به عنوان نمونه در موارد متعددی نام افراد اشتباه قید شده و یا حتی در موارد متعدد عکس مردان به کارت زنان و یا بالعکس الصاق شده و عملا مسوولان صندوقها با این گونه کارتها اجازه حضور ناظر معرفی شده را ندادهاند.
ثالثا- کارتهای ناظرین معرفی شده از طرف کاندیداها با سلیقه مسوولان فرمانداریها و برای صندوقهایی غیر از صندوق معرفی شده از طرف کاندیداها صادر شده بود که عملا امکان حضور ناظرین به دلایل مختلف از جمله : بعد فاصله، عدم شناسایی قبلی محل صندوق، عدم اطلاع ناظر از وضعیت محل و حتی عدم شناسایی مسوولان صندوقها ممکن نبوده است.
رابعا- در موارد زیادی شماره صندوقهایی که ناظر برای آن معرفی شده بوده با شماره صندوقی که در محل بوده مطابقت نداشته و ناظر معرفی شده توسط مسوولان صندوق پذیرفته نشده و امکان حضور و نظارت ممکن نبوده است.
خامسا- در موارد متعدد کارتهای ناظرین معرفیشده از طرف یک کاندیدا برای کاندیداهای دیگر ارسال گردیده است و به علت ضیق وقت امکان رفع این اشتباه و جابهجایی وجود نداشته است.
سادسا- مطابق قسمت دوم ماده واحده حضور نمایندگان نامزدهای ریاستجمهوری - نمایندگان نامزدها میتوانند در شعب ثابت و سیار و نیز اماکن استقرار دستگاه شمارشگر حضور داشته و در صورت مشاهده تخلف مراتب را کتبا به ناظرین شورای نگهبان و هیاتهای نظارت شهرستان و استان و ستاد انتخابات وزارت کشور اعلام نمایند ... در ادامه این ماده آمده است: حضور نمایندگان هر یک از نامزدها تا پایان اخذ رای، اماکن استقرار دستگاه شمارشگر ممنوع و جرم محسوب میشود و متخلف به شش ماه تا یکسال انفصال از خدمات دولتی و یا شش ماه تا یکسال حبس محکوم میشود. در حالی که قوانین مصوب کشور ما چنین مجازاتهای سنگینی را برای متخلفین پیشبینی کرده است در سراسر کشور هزاران نفر از نمایندگان اینجانب و سایر کاندیداها از شعب رایگیری اخراج و به سایرین هم اجازه ندادهاند وظایف نظارتی خود را طبق آنچه در قوانین و آییننامههای مربوطه آمده است عمل کنند. به طوری که فقط در بخشی از تهران صدها نفر از ناظرین اینجانب و دیگر کاندیداها اخراج شده و به گزارشهای آنها به مراجع مسوول ترتیب اثر داده نشده است. تعداد بسیار زیاد دیگری هم که اخراج نشده بودند از اطلاع از هرگونه جریان رایگیری محروم شدهاند.
3 - داستان صندوقهای سیار
طبق ماده قانون انتخابات ریاست جمهوری تخصیص شعب سیار صرف برای مناطق صعب العبور کوهستانی و مسافتهای دور و نقاطی که تشکیل شعب ثابت مقدور نیست تشکیل می شود و به رغم آب و هوای مناسب تمام کشور در نیمه خرداد ماه تعداد صندوقهای سیار به طور غیر مترقبهای به نحو چشمگیری افزایش یافت. در نقاطی این صندوقها به کار گرفته شده که صندوقهای ثابت در چند ده متری آن مستقر بوده و هیچ نیازی به استفاده از این صندوقهای سیار نبوده است. این اقدام غیر قانونی علیرغم اعتراض کمیته صیانت از آرا در شرایطی صورت پذیرفته که به کاندیداها بر خلاف نص صریح متن ماده واحده قانون حضور نمایندگان کاندیداها در شعب ثابت و سیار، اغلب نماینده نامزد در صندوقهای سیار همراه نبوده و ناظرین معرفی شده با عدم پذیرش آنها از طرف فرمانداریها و یا عدم امکان همراهی آنها با صندوقهای سیار در زمان جابهجایی مواجه شده اند که با توجه به تعداد 14 هزار صندوق سیار عملا امکان هرگونه تخلف در این صندوقها وجود داشته و شاید اصرار بر افزایش تعداد صندوقهای سیار در همین راستا بوده است.
4 - تعرفهها
به رغم این که تعداد تعرفههایی که در هر دوره چاپ و منتشر میشود و براساس تعداد افراد واجد شرایط رای دادن است که مرکز آمار ایران و سازمان ثبت احوال تعیین میکند و معمولا برای جلوگیری از کمبود تعرفه در زمان رای گیری درصدی معقول تعرفه اضافه می شود در این دوره علی رغم این که مرکز آمار ایران و سازمان ثبت احوال جمعیت افراد واجد شرایط رای دادن را حدود 000/200/45 نفر اعلام کرده بودند، تعداد 000/600/59 برگه تعرفه رای با شماره سریال چاپ شد. در روز 21 خرداد ماه نیز علاوه بر آن، میلیونها برگه تعرفه دیگر بدون شماره سریال چاپ شده است. چاپ این تعداد تعرفه به خودی خود مورد سوال و قابل تامل میباشد با وجود چاپ این همه تعرفه معلوم نیست چرا بسیاری از شعب اخذ رای به ویژه در مناطقی چون تبریز و شیراز و مناطق شمالی و شرقی و غربی تهران که اقبال مردم به کاندیداهای منتقد رییس جمهوری کنونی بسیار بالا بود در همان ساعات اولیه روز با کمبود تعرفه رای مواجه شده و مردم زمان زیادی در صفهای طولانی زیر باران و طوفان منتظر ماندند.
5 - محدود کردن زمان رای گیری
با وجود اقبال عمومی مردم به رای دادن در این دوره که مورد تایید خاص و عام است و آمار تعداد شرکت کنندگان هم موید آن سات،معلوم نیست به چه دلیل برخلاف رویه معمول و علیرغم کمبود تعرفه در بعضی از مناطق که خود موجب عدم امکان رای دادن مردم در زمان مناسب بود، مسوولان برگزاری انتخابات در متوقف کردن زمان رای گیری چنان تعجیلی داشتند؟!! بنابر گزارشهای متعدد در بسیاری از موارد مسوولان شعب نه تنها با بستن درب شعب اخذ رای مانع ورود مردم در صف میشدند بلکه حتی افرادی را که وارد شعبات اخذ رای شده بودند به بهانه اتمام وقت از محل اخراج میکردند و این در حالی بود که صدا و سیما در تبلیغات رسمی خود خلاف آن را بیان میکرد. وانگهی رویه گذشته و روح قانون اینست که تا آخرین فرد حاضر در محل رای گیری باید زمان اخذ رای تمدید شود. (بند 5-1) آیین نامه اجرایی قانون انتخابات)
مضافا طبق اصل 6 قانون اساسی اداره امور کشور با آرای عمومی است و رای دادن حق طبیعی همه شهروندان است و تشخیص وزیر کشور برای تمدید ساعات اخذ رای یک تشخیص گزینشی و سلیقهای نیست و باید با نحوی از مجموعه شرایط و اوضاع و احوال تبعیت کند که هیچ شهروند حاضر در محل صندوقها از این حق طبیعی خود محروم نشود. در حالی که به شرح فوق در این دوره هم میزان مشارکت مردم بسیار بالا بود و هم کمبود تعرفهها در مناطق مختلف به صورتی بود که می بایست زمان رای گیری تا حداکثر زمان ممکن ادامه یابد. باوجود این شرایط وزیر محترم کشور برخلاف رویه گذشته تمدید ساعت رای گیری در سراسر کشور را محدود کرد. به طوری که برخلاف رویه و در بسیاری و در بسیاری از مناطق کشور در ساعت 9 شب زمان رای گیری پایان یافته اعلام شد و بسیاری از شهروندان علیرغم حضور در محل شعب اخذ رای موفق به رای دادن نشدند و آنان را از محل شعب اخذ رای اخراج کردند. جای تاسف است در حالی که شعار شرکت حداکثری آقایان در گفتار همه جا را در برگرفته بود در کردار عکس آن عمل کرده و علی رغم اینکه چهار نفر از نمایندگان ستاد اینجانب به وزارت کشور مراجعه کرده و درخواست ملاقات با وزیر جهت تمدید وقت رای گیری طبق روال گذشته کرده بودند، وزیر محترم کشور از پذیرفتن آن امتناع کرده و به این ترتیب اقدامات وزارت کشور و تعجیلی که در اعلام نتایج آرا به صورت مورد نظر خود داشت منجر به تضییع حقوق بسیاری از شهروندان و محرومیت آنان از حق رای دادن هم گردید.
6- انتقال صندوقها به فرمانداری
قانون انتخابات و آیین نامه مربوطه و نیز قانون نظارت نمایندگان کاندیدا تا حدود زیادی وظایف همه مسوول و هیات های اجرایی و نظارت را تعیین کرده و حداقل انتظار کاندیداها این است که اگر روح قانون اجرا نمی شود لااقل به ظواهر قانون و حداقل آن پابند باشند. متاسفانه این امر در انتخابات به هیچ وجه رعایت نشد و اگر در مرحله صدور کارت نمایندگان کاندیداها کارشکنی شده و با ترفندهای خاص از صدور به موقع کارتها و رساندن آن به نماینگان کاندیداها جلوگیری به عمل آمد در مرحله پایان رای گیری و صیانت از امانت مردم، قاون و اخلاق هم پایمال شد.
چنانکه در مرحله شمارش آرا و تنظیم صورت جلسات و فرمهای مربوط و انتقال صندوقها از شعب اخذ رای به فرمانداریها هیچ نظارتی از سوی نمایندگان ناظر کاندیداها جهت اطمینان از تطبیق محتوای صندوق ها با صورتجلسات تنظیمی مربوطه وجود نداشته است. در حالیکه هنوز رای گیری در بعضی از مناطق و شعب به علت تاخیر در ارسال تعرفه ادامه داشت مسوولان ذیربط برخلاف قانون از صداوسیما قرائت پنج میلیون رای و نتیجه آن را آن هم نه براساس شمارش دستی آراء و صورتجلسات و فرمهای قانونی اعلام فرمانداری ها بلکه صرفا براساس اعلام صندوق ها و از طریق کامپیوتر اعلام کردند. در حالی که طبق نص صریح قانون ستاد انتخابات کشور میبایست آرای هر منطقه را جداگانه و براساس اعلام فرمانداری ها منتشر میکردند.
صرفنظر از تخلفات صورت گرفته در مراحل رای گیری اساسا میزان آرای اعلامی در ستاد تجمیع آرا هیچ گونه سنخیت با آرای پیش بینی شده توسط آن بخش از ناظرین که در صندوقها حضور داشته اند و خیل عظیم مردمی که این بار در شهرها و روستاها به دلیل حضور کاندیدهای جدید حاضر شده بودند و نیز سابقه رای گیری قبلی و میزان رای کاندیدای پیروز در گذشته مطابقت نداشته و اساسا آنچه در ستاد انتخابات و اتاق تجمیع آرا صورت می گرفت و از صداوسیما پخش می شد واقعی نبوده است. در این مورد گزارش نمایندگان هر سه کاندیدای معرفی شده به ستاد مرکزی انتخابات کشور به شرح ذیل که در ساعت 2:15 دقیقه صبح شنبه گزارش شده است قابل توجه می باشد.
«جناب آقای محصولی وزیر محترم کشور 88/3/23 ساعت 2:15 بامداد
با سلام
دقایقی قبل آماری توسط ستاد انتخابات کشور و آقای دانشجو در مقابل رسانه های داخلی و خارجی منتشر گردید که اینجانبان نمایندگان نامزدها در سایت شمارش آرا وزارت کشور هیچگونه اطلاعی از چگونگی دریافت و تجمیع و انتشار آن نداریم.
از آنجاییکه طبق مواد 18 و 23 قانون انتخابات ریاست جمهوری، وزارت کشور پس دریافت صورتجلسات (و م 28) و روال قبل بایستی آمار را اعلام نماید به نظر میرسد اعلام نتایج فعلی مطابقتی با قانون ندارد.
ضمنا فضایی که برای استقرار نمایندگان کاندیداها درنظر گرفته شده دور از سایت شمارش آرا بوده و هیچگونه ارتباطی با این سایت ندارد. لذا در صورت استمرار این وضعیت حضور اینجانبان با عدم آن تفاوتی ندارد.
سید عباس احمدی (نماینده مهندس میرحسین موسوی)
عطاءاله سهرابی (نماینده محسن رضایی)
مسعود سلطانی فر(نماینده آقای کروبی)
رونوشت: دفتر مقام معظم رهبری ، هیات مرکزی نظارت بر انتخابات، ریاست محترم ستاد انتخابات
این نامه در حالی منتشر شده است که قانون حضور نمایندگان نامزدها به صراحت حق حضور نمایندگان کاندیداها را در مراحل مختلف تایید و ماده 18 و 32 قانون انتخابات ریاست جمهوری به صراحت خلاف اقدام ستاد انتخابات و تصمیماتی است که در اتاقی با حضور آقایان دانشجو ، محصولی و فردی دیگر اتخاذ می شود.
7- شیوه آرایش سبد آراء
مسالهای که در این انتخابات قابل تامل بوده و صحت انتخابات را در کنار بسیاری عوامل دیگر مورد تایید قرار داده است مساله نسبت تقریبا ثابت آراء میان کاندیداها در تمام مناطق کشور بوده است. به این معنا که نمودار آراء کاندیداها از ابتدای شمارش آراء و اعلام نتایج سراسر کشور به صورت خطی و تقریبا بدون نوسان در جهتی صورت پذیرفته که نهایتا به نتیجهای که اعلام شد منتهی شود. به طور مثال حتی در محل تولد کاندیداها نیز میزان آراء کاندیدای برنده اعلامی از سوی وزارت کشور و به همان نسبت بوده است که در سایر مناطق بوده و این نیز قابل توجه است که اعلام نتایج برخلاف رویه گذشته بدون تعیین و تفکیک مناطق صورت پذیرفته است.
بخشی از تخلفات پیش از رای گیری
بر این تخلفات جدی که فقط بخشی از آن منعکس شد و تنها یک مورد آن برای ابطال انتخابات کافی است این را نیز باید افزود که انتخابات از آغاز با شرایط نابرابر و با سوءاستفاده از امکانات دولتی و عمومی به صورت گسترده و اساسی صورت گرفته که از آن میتوان به موارد زیر به اختصار اشاره کرد.
1- استفاده از رسانه ملی چه پیش از شروع تبلیغات رسمی و چه بعد از آن به نفع یک کاندیدای خاص که ما در این مورد حضور و اقدام جمعی از کارشناسان برجسته و مستقل در یک هیات حقیقت یاب این تبلیغات را بررسی کرده و مشخص می نماید تال چه اندازه به طور غیرعادلانه برای پیروزی یک نفر از این رسانه دولتی اسنفاده شده است؟!
2- در همین بخش و استفاده از این امکانات دولتی به کارگیری رسانه های دولتی از جمله روزنامه ایران، کیهان، جوان و غیره و نیز سایر رسانهها که از کمکها و امکانات دولتی استفاده می کنند اشاره کرد.
3- استفاده از هواپیما و وسایل نقلیه دیگر دولتی در سفرهای تبلیغاتی در دوره تبلیغات رسمی انتخابات و قبل از آن بریا همین منظور.
4- بسیج نیروهای ادارات و آموزش و پرورش گاهی با حکم ماموریت و برخورداری از فوقالعاده ماموریت برای شرکت در مراسم استقبال از کاندیدای خاص.
5- افتتاح پروژههای عمرانی در دوره مشخص شده برای فعالیت انتخابات و استفاده از این اقدام جهت تبلیغ خود.
6- افتتاح پروژههای ناتمام به عنوان پروژههای تمام شده مثل پروژه راه آهن شیراز- اصفهان یا کرمان - زاهدان.
7- پرداخت حقوق معوقه کارکنان دولت و فرهنگیان و افزایش حقوق بازنشستگان و توزیع سهام عدالت در ماههای آخر منتهی به انتخابات.
8- سخنرانیهای تبیلغاتی وزرا در دوره تبلیغات انتخاباتی به نفع کاندیدای خاص از جمله سخنرانی وزیر راه، معاون اول رییس جمهور و وزیر دادگستری با تکیه بر سمت آنها.
9- قطع خدمات مخابراتی از جمله قطع سرویس پیامکها در روزهای رای گیری که مهم ترین وسیله ارتباط ناظرین معرفی شده با ستادها بوده است.
شایان ذکر است که پیش از برگزاری انتخابات، رییس ستاد انتخابات تاکید کرده بود که به دلیل عضویت ایران در اتحادیه بین المللی مخابراتی به هیچ وجه سرویسهای مخابراتی قابل قطع شدن نیست و از این بابت نگرانی وجود نخواهد داشت.
همه این موارد به علاوه موارد فراوان دیگری که در نامههای قبلی اعلام شده در صورتی که با اندک توجه به قوانین مورد بررسی قرار گیرد از موجبات ابطال انتخابات در سراسر کشور می باشد.
میرحسین موسوی"
Anonymous | June 20, 2009 11:52 AM
سلام
از کجا اینقدر مطمئن میگین شهرستانیها به احمدی رای دادن .من گرمساریم متاسفانه زادگاه احمدی ولی با جرات همه بدون اغراق میگفتن مهندس موسوی 70 % رای رو داره
sib | June 20, 2009 12:10 PM
ممنون سیب عزیز
bedon name | June 20, 2009 12:19 PM
امشب شب خون است
http://www.facebook.com/video/video.php?v=1149602027692&ref=nf
Anonymous | June 20, 2009 1:13 PM
انار جان
من بهت تبریک میگم بخاطر شجاعتت و سعه ی صدرت.
sunny | June 20, 2009 1:42 PM
چرا
این هم یک جوون این مملکت بود که تو دست پدرش پپر شد
http://www.youtube.com/watch?v=bbdEf0QRsLM
بخاطر زیاده خواهی یکسری نامرد که با بیشرمی حکم قتل عام مردم رو صادر کردند
اونوقت صدا وسیمای بیشرم ما میاد 4تا جوونه بعنوان عوامل اشوب معرفی می کنه
ننگ بر رئیس جمهور و رهبر
Anonymous | June 20, 2009 1:59 PM
ان الله يامركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل
مردم شريف و هوشمند ايران
این روزها و شبها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال میکنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن میبینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد كه رسالت تاریخیمان را از یاد نبریم و شانه از بار مسئولیتی که سرنوشت نسلها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم.
سی سال پیش از این در کشورما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی براي آزادی، انقلابی براي احياي کرامت انسانها، انقلابی براي راستی و درستي. در اين مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمير ما سرمایههای عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دستآوردهای ارزشمندي حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسيدند که بهرغم سختترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طليعههايي از حیات طیبه بود. اطمينان دارم کسانی که آن روزها را ديدهاند به چيزي كمتر از آن راضي نميشوند.
آیا ما مردم شایستگیهایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمیكردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم میتوان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد میانجامد؛ تا به ياد آورم كه اعتنا به کرامت انسانها پايههاي نظام را تضعيف نميكند، بلكه استحكام ميبخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستي میخواهند و بسیاری از گرفتاريهاي ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقبماندگي، فقر، فساد و بيعدالتي سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار ديگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت كنم.
من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله میکرد، به هیجان آورد و صحنههایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزيد. اینجانب اعتراف میکنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم میشد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قريب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار مینشيند میوههایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بیانصافند کسانی که منافع كوچكشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ساخته و پرداخته بيگانگان و «انقلاب مخملين» بنامند.
اما آن چنان که میدانید همگی ما در راه این تجديد حيات ملي و تحقق آرمانهایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چيزي كه از عواقب قانونگريزي پيشبيني كرده بوديم به صريحترين شكل ممكن و در نزديكترين زمان تحقق يافت.
استقبال عظيم از انتخابات اخير در درجه نخست مرهون تلاشهايي بود كه براي ايجاد اميد و اعتماد در مردم صورت گرفت تا براي بحرانهاي مديريتي موجود و نارضايتيهاي گستردهاجتماعي، كه انباشتشان ميتواند كيان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخي شايسته فراهم شود. اگر اين حسنظن و اعتماد مردم از طريق صيانت از آراي آنها پاسخ داده نشود و يا آنها نتوانند براي دفاع از حقوقشان به نحوي مدني و آرام واكنش نشان دهند مسيرهاي خطرناكي در پيش خواهد بود كه مسئوليت قرار گرفتن در آنها بر عهده كساني است كه رفتارهاي مسالمتآميز را تحمل نميكنند.
اگر حجم عظيم تقلب و جابهجايي آرا، كه آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دليل و شاهد فقدان تقلب معرفي شود، جمهوريت نظام به مسلخ كشيده خواهد شد و عملا ايده ناسازگاري اسلام و جمهوريت به اثبات ميرسد. اين سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد كرد؛ يك دسته آنان كه از ابتداي انقلاب در مقابل امام صفآرايي كردند و حكومت اسلامي را همان استبداد صالحان دانستند و به گمان باطل خود ميخواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته ديگر كه با ادعاي دفاع از حقوق مردم اساسا ديانت و اسلام را مانع تحقق جمهوريت ميدانند. هنر شگرف امام باطل كردن سحر اين دوگانهانگاريها بود. من آمده بودم تا با تكيه بر راه امام تلاش ساحراني را كه دوباره جان گرفتهاند خنثي كنم.
اكنون مقامات كشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسئوليت آن را پذيرفتهاند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کردهاند، به صورتی که اين رسيدگيها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بيش از 170 حوزه انتخاباتي تعداد آراي به صندوق ريخته شده بيشتر از تعداد واجدين شرايط باشد.
از ما خواسته ميشود كه در اين شرايط شكايت خود را از طريق شوراي نگهبان پيگيري كنيم، حال آن كه اين شورا در عملكرد خود چه قبل، چه حين و چه بعد از انتخابات عدم بيطرفي خود را به اثبات رسانده است و نخستين اصل در هر داوري رعايت بيطرفي است.
اينجانب همچنان قويا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجديد آن حقي مسلم است كه بايد به صورتي بيطرفانه از طريق يك هيئت مورد اعتماد ملي مورد بررسي قرار گيرد، نه آن كه پيشاپيش امكان ثمربخش بودن آن منتفي اعلام شود، يا با طرح احتمال خونريزي، مردم از هرگونه راهپيمايي و تظاهرات بازداشته شوند، يا شوراي امنيت كشور به جاي پاسخگويي به سوالات مشروع در خصوص نقش لباسشخصيها در حمله به افراد و اموال عمومي و ايجاد التهاب در حركتهاي مردمي به فرافكني بپردازد و مسئوليت فجايع به وجود آمده را بر عهده ديگران بگذارد.
اينجانب چون به صحنه مینگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور میبینم. من به عنوان يك همراه که زیباییهای موج سبز حضور شما را ديده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گيرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خويش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استيفاي حقوق مردم پای می فشارم و عليرغم تواناييهاي اندكي كه در اختيار دارم براين باورم كه انگيزه و خلاقيت شما مردم همچنان ميتواند حقوق مشروع تان را در چهرههاي مدني جديد مورد پيگيري قرار دهد و محقق كند. مطمئن باشيد كه اينجانب همواره در كنار شما خواهم ماند. آنچه اين برادر شما در در يافتن اين راهحلهاي جديد، خصوصا به جوانان عزیز توصيه مي كند اين است که نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توكل به خداوند و اميد به آينده و تكيه بر توانمنديهايتان حركات اجتماعي خود را پس از اين نيز براساس آزاديهاي مصرح در قانون اساسي و اصل امتناع از خشونت پيگيري كنيد. ما در اين راه با بسيجي روبرو نيستيم؛ بسيجي برادر ماست. ما در اين راه با سپاهي روبرو نيستيم؛ سپاهي حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نيستيم؛ ارتش حافظ مرزهاي ماست. ما با نظام مقدس خود و ساختارهاي قانوني آن روبرو نيستيم. اين ساختار حافظ استقلال ، آزادي و جمهوري اسلامي ماست. ما با كجروي ها و دروغ گويي ها روبرو هستيم و در پي اصلاح آنيم؛ ا صلاحي با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامي .
ما به دست اندركاران توصيه مي كنيم براي برقراري آرامش در خيابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسي امكان تجمع هاي مسالمت آميز را نه تنها فراهم كنند، بلكه چنين گردهم آيي هايي را تشويق كنند وصدا و سيما را از قيد بدگويي ها و يك طرفه عمل كردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن كه به فرياد تبديل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در اين رسانه جاري، تصحيح و تعديل گردد. بگذارند جرايد نقد كنند، خبرها را آنچنان كه هست بنويسند و در يك كلام فضايي آزاد براي مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت هاي خود آماده سازند. بگذاريم آنهايي كه علاقه دارند تكبير بگويند و آن را مخالفت با خود تلقي نكينم. كاملا مشخص است كه در اين صورت احتياجي به حضور نيروهاي نظامي و انتظامي در خيابان ها نخواهد بود و با صحنه هايي كه ديدن آنها و شنيدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و كشور را به درد مي آورد، روبرو نخواهيم بود.
برادر و همراه شما - میرحسین موسوی
Anonymous | June 20, 2009 2:09 PM
I bet I can find 1,000,000 people who dislike Mahmoud Ahmadinejad!
http://www.facebook.com/home.php?ref=home#/group.php?gid=11977465345&ref=nf
Anonymous | June 20, 2009 2:10 PM
محمد جواد اکبرین: به نظر میرسد بمب گذاری در حرم آیت الله خمینی کار وزارت اطلاعات باشد تا ضمن انحراف افکار عمومی از اصل ماجرای این روزها، ناامنی موجود را نتیجه ی رفتار معترضان به انتخابات بخوانند. از سوی دیگر مهندس موسوی و کروبی هر دو از دوستان آیت الله خمینی بوده اند و حکومت، در حالی هواداران آنها را اغتشاشگران و اوباش نامیده که نمیتواند منکر نزدیکی آنها به امام خمینی شود این بمب گذاری و نسبت دادن آن به اغتشاشگران میتواند القا کند که هواداران این دو نامزد انتخابات با امام خمینی نیز مخالفند و به مزار او نیز رحم نمی کنند بمب گذاری در حرم امام رضا در سال 72 و ترور سید احمد خمینی س.71 و نیز ترور آیت الله ربانی املشی نمونه هایی از کارنامه ی وزارت اطلاعات در دوره معاونت سعید امامی است که اینک با وزارت محسنی اژه ای تاریخ درخشانش را تکرار می کند برای اطلاع بیشتر از کارنامه وزارت اطلاعات رجوع کنید به کتاب "تراژدی دموکراسی در ایران" نوشته عماد الدین باقی
Anonymous | June 20, 2009 2:18 PM
یکی دیگه
شما بگید اینا بسیجی هستند
یا اونجور که اون نامرد گفت دانشجوی حزب الهی
بی ناموس
http://freedomvatan.blogspot.com/2009/06/blog-post_702.html
Anonymous | June 20, 2009 3:27 PM
دوستان خوبم شقایق و تبسم عزیز
خوشحالم که هستید, پنهان کاری نمی کنید و از بیان ایده و عقیده تان در جمع مخالف نمی ترسید. باور کنید ما به وجود دوستانی مثل شما احتیاج داریم و افتخار می کنیم. باور کنید اگر همه هم رای هایتان مثل شما بودند ما با هم هیچ مشکلی نداشتیم. از هم بیزار نمی شدیم و کینه به دل نمی گرفتیم. کاش رسانه ملی و رئیس جمهور منتخب شما کمی متاثر از شیوه بیان و تفکر شما بود و به اندازه شما به مخالفینش اجازه صحبت می داد. ما همه قول می دادیم که بنشینیم و گوش کنیم و وقتی به ما نوبت سخن رسید پاسخ بگوییم. دوستان عزیزم ما سی سال است که گوش می دهیم حرف هایتان را, باور هایتان را, سخنرانی هایتان را, گردهمایی هایتان را, شعار هایتان را. شاید حالا نوبت شما باشد. با زبان خودتان هم داریم حرف می زنیم شاید که بشنوید. باورمان کنید. سختمان است اما گشته ایم و زبان مشترک پیدا کرده ایم. الله اکبر و یا حسین می گوییم. مرگ بر دیکتاتور می گوییم. شما هم سی سال است مرگ بر دیکتاتور می گویید. سی سال پیش هم پایه تمام حرف ها و عقیده هایتان همین بود. نبود؟ ما هم به دعوت سی ساله تان پاسخ داده ایم و با شما همراه شده ایم. شاید حقیقت از میان حرف های مشترک مان نمایان شود؟ گوش کنید. نمی شنوید؟
ستاره بارون | June 20, 2009 3:39 PM
نظرها را که می خواندم دلم بیشتر از این گرفت که چه طور می آیند و نظرهای قطعی می گذارند و همه چیز دان و همه کس شناسند. این داستان تهرانی ها و بدتر از آن بچه سوسول های بالای شهری دیگر از آن حرفهاست. این که آدم های تحصیلکرده و متفکر غالبا متمایل به چه تفکر و اندیشه ای می شوند و اقشار ضعیف تر از نظر مالی و فرهنگی با فشار سنگین بار زندگی روی دوششان به چه سمت و سویی کشف جدیدی نیست. این قصه نه بی احترامی به عوام محسوب می شود و نه بی حرمتی به خواص. اما یادمان باشد میزان قشر تحصیلکرده و دانشگاهی در ایران بسیار بالاست. اتفاقا پراکندگی اش بین روستایی ها و شهرستانهای کوچک بیشتر هم هست. کسانی که به شدت در میان اقوامشان تاثیرگذارند و یک رای آن ها گاهی صدها رای تغییر می دهد. آنهایی که با یک کیلو سیب زمینی و یک کارت بانک پنجاه هزار تومانی تغییر عقیده نمی دهند. اتفاقا هر دو را هم می گیرند اما تغییر عقیده نمی دهند. من به اقتضای شغلم در میان این قشرم. همیشه در سفرم و سعیم بر این است که با آنها هم صحبت باشم و کشفشان کنم. نمی شود رای قطعی صادر کرد ولی آنهایی که من در کویر و بیابان و روستا و بین کارگران کارخانجات دیدم عاشق سینه چاک رئیس جمهور محبوب نبودند. موقع آمدنش می رفتند نامه هم می دادند. از روی ناچاری. اما به قدر سوادشان خوبتر از من و تو تحلیل می کردند شرایط و اوضاع نا بسامان کشور را. همینطور دوستان و همکاران زیادی دارم از جنوب شهر. از میدان قزوین و راه آهن و نازی آباد می آیند. دیدگاه آن ها هم برخلاف تصور شماست. از ما هم برای آمدن موسوی بی قرارتر و تندتر بودند. نمی دانم آمارتان را از کجا می آورید که رای موسوی فقط مال بالای شهری های تهرانی است. بهتر است بگویید موسوی حتی بالای شهرنشین های بی تفاوت را هم توانست بیدار کند. که می شوند همان بخش خاموش جامعه کسانی که معمولا به شناسنامه های سفیدشان فخر می فروختند. همان ده دوازده میلیون خاموش همیشگی. بله به اعتراف خود شما آن ها هم بیدار شدند, خارج نشین ها هم. و این ها طبیعتا به کل جامعه اضافه می شود و با بقیه آرا جمع می شود قاعدتا.
ستاره بارون | June 20, 2009 4:39 PM
تبسم جان یه نگاهی به این عکسها بنداز .... ما فقط یه خواسته داشتیم .... اونهم ابطال انتخابات بود..... می بینی چطور جواب دادند؟؟؟؟؟
چرا؟
چرا؟؟؟؟؟؟؟
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
http://whiterainbow.persianblog.ir/
مامان آرام | June 20, 2009 4:46 PM
این را هم برای دوستی که می گفت تعرفه در تهران کم نیامد:
من و همسرم دیر رفتیم برای رای دادن. به تمام smsهای دیروز خندیده بودیم. که بچه ها دیگر دارند زیاده روی می کنند. از روز قبل می گفتند صبح زود بروید می خواهند تعرفه را زودتر از موعد تمام کنند. خودکار ببرید. مساجد بروید. ما خندیده بودیم به این همه افراط و تفریط. ساعت 5:30 با خیال راحت رفتیم مسجد سر کوچه مان. گفتند تعرفه نیست. گفتیم اینجا نزدیک تجریش است طبیعی است. رفتیم ولنجک یک صف طولانی تا سر خیابان بعدی بود. گفتند تعرفه تمام شده. از چمران پایین آمدیم تا جاهای دیگری پیدا کنیم. رفتیم گیشا همان طور بود. رفتیم شهر آرا رای گیری داشت انجام می شد. ساعت 7 شده بود. ده دقیقه بعد گفتند تعرفه تمام شده. نیم ساعت ماندیم. آمدند گفتند بروید خانه معلوم نیست تعرفه کی بیاید. مردم لج کردند گفتند انقدر می مانیم تا بیاید. باران شدید بارید. همه مصمم بودند بمانند. همه جا اکثریت 90 درصدی با موسوی بود. همه علنا از هم می پرسیدند. مردم شاد و مصمم بودند. باران شدید شد. ساعت از 8 گذشته بود. شماره نفر جلویی را گرفتیم و شماره دادیم تا هر کس هر جا رفت و تعرفه بود بقیه را خبر کند. مردم کلافه شده بودند و با کارمندان مرتب دعوا می کردند که شما نمی خواهید ما رای بدهیم. آنها هم می گفتند تقصیر ما نیست. هر چه زنگ می زنیم جوابمان را نمی دهند. گفتند به ما می گویند به شما هیچ ربطی ندارد.
ما در نهایت رفتیم ستارخان مسجد شلوغی بود کنار پارک. آن جا هم تعرفه تمام شده بود. ناامید منتظر ماندیم. جلویی های ما خیلی ها رفتند. پشت سرمان خیلی اضافه شدند. جمعیت از 600 700 نفر پشت سرمان گذشت. ساعت از 10 شب گذشته بود. نزدیک 11 200 تا تعرفه رسید! مردم ریختند سر هم. به ما رسید اما به خیلی ها نه. همه بد و بیراه می گفتند. در چشم به هم زدنی تمام شد. ما رای دادیم به زحمت. از 5:30 تا نزدیک 12 شب طول کشید. با سردرد شدید برگشتیم منزل و با یک چرای بزرگ؟ که به زودی جواب داده شد.
ستاره بارون | June 20, 2009 5:01 PM
anar jan, please remove these AN
's fans comments, since they have enough media in their hand, and now they are trying to poison here as well. AAAAAAHH I never thought I could hate someone as much as I hate AN
an iranian | June 20, 2009 5:45 PM
گر شعله های خشم وطن / زين بيشتر بلند شود
ترسم به روی سنگ لحد / نامت عجين به گند شود
پر گوی و ياوه ساز شدی، / بی حد زبان دراز شدی
ابرام ژاژخايی* تو / اسباب ريشخند شود
هرجا دروغ يافته ای / درهم چو رشته بافته ای
ترسم که آنچه تافته ای / بر گردنت کمند شود
باد غرور در سر تو، / کور است چشم باور تو
پيلی که اوفتد به زمين / حاشا دگر بلند شود
بر سر کله گشاد منه، / خاک مرا به باد مده
ابر عبوس اوج طلب / پابوس آبکند** شود
بس کن خروش و همهمه را / در خاک و خون مکش همه را
کاری مکن که خلق خدا / گريان و سوگمند شود
نفرين من مباد تو را / زان رو که در مقام رضا
دشمن چو دردمند شود، / خاطر مرا نژند شود
خواهی گر آتشم بزنی / يا قصد سنگسار کنی
کبريت و سنگ در کف تو / خاموش و بی گزند شود
سيمين بهبهانی
neda | June 20, 2009 5:57 PM
گر شعله های خشم وطن / زين بيشتر بلند شود
ترسم به روی سنگ لحد / نامت عجين به گند شود
پر گوی و ياوه ساز شدی، / بی حد زبان دراز شدی
ابرام ژاژخايی* تو / اسباب ريشخند شود
هرجا دروغ يافته ای / درهم چو رشته بافته ای
ترسم که آنچه تافته ای / بر گردنت کمند شود
باد غرور در سر تو، / کور است چشم باور تو
پيلی که اوفتد به زمين / حاشا دگر بلند شود
بر سر کله گشاد منه، / خاک مرا به باد مده
ابر عبوس اوج طلب / پابوس آبکند** شود
بس کن خروش و همهمه را / در خاک و خون مکش همه را
کاری مکن که خلق خدا / گريان و سوگمند شود
نفرين من مباد تو را / زان رو که در مقام رضا
دشمن چو دردمند شود، / خاطر مرا نژند شود
خواهی گر آتشم بزنی / يا قصد سنگسار کنی
کبريت و سنگ در کف تو / خاموش و بی گزند شود
سيمين بهبهانی
neda | June 20, 2009 5:57 PM
من اینجا نبودم ولی الان اومدم میبینم این دو تا عزیز دوست دارن چشم و گوششون بسته باشه هر جور به صلاحتونه نمیشه به زور کسی رو بینا کرد. هر کی دلیل آورد شما یه چیزی رو هوا تو ردش گفتین نکنه این آمار و اطلاعتو صهیونیستها ساختن. هیچ کدوم از ادعاای شماها رو نماینده کاندیدها قبول ندارن
شقایق و تبسم تکرار حرفای صدا و سیما واسه بقیه خسته کننده است به قول ستاره بارون 30 سال شنیدیم .
اینکه در حال حاظر من ایران نیستم دلیل این نمیشه که پشت کوه باشم و نفهمم داره چه اتفاقی می افته.اگه به خدائی که ازش همیشه صحبت می کنین اعتقاد دارین یه لحظه فقط یه لحظه به نتیجه افکارتون تعمق کنین دفاع و جانبداری از خشونت با مردم معمولی و دانشجوها به جرم واهیه رد شدن از خط قرمز کذائی شما با هیج قانون خدائی جور در نمی آد
گلبهار | June 20, 2009 6:01 PM
مرسی ستاره بارون عزیز
خوب حرف دل ما رو زدی امیدوارم دوستان بشنون.
آلو | June 20, 2009 6:32 PM
مامان ارام عزیز دلم دیدم تصاویرو بخدا منم هیمنا رو میبینم که دلم خونه
فقط کی اینکارار رو میکنه کی؟؟؟
کی مرقد امام بمب میذاره؟؟؟کی مسجدو به اتیش میکشه
مامان ارام حجونم بخدا من اینجام میبینم این منافقین چی کار میکنن هر روز تو دانشگاه ما رو میکشن کنار پول میدن به بچه ها بیاین تظاهرات انقدر رهبری میکنن هر کسی و تو ایران بهشون معرفی کنیم که به اوب بکشونه و اتیش بزنه در اضای هر نفر بهمون 50 یورو میدن
میبینی چه وضعیتیه؟؟؟؟؟این وضع و کی تو کشور راه انداخت؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تبسم | June 21, 2009 10:06 AM
یکی از این گروههای ضاله با نام «ت ـ ت» که در سایتهای وابسته به خود، علاوه بر تشویش و آموزش درگیری با نیروی انتظامی، به آموزشهای تروریستی همچون استراقسمع، شناسایی هوایی و ساخت بمب پرداخته، پس از انفجار در حرم مطهر امام راحل، با انتشار نوشتهای، مسئولیت این انفجار انتحاری را پذیرفت
تبسم | June 21, 2009 10:10 AM
این در حالی است که پیش از این نیز این گروه تروریستی، مسئولیت به آتش کشیدن ستاد میرحسین موسوی در قم ـ روبهروی پارکینگ حرم حضرت معصومه ـ و چندین ترور را پذیرفته و دو بمبگذاری سد سیوند و حسینیه شیراز را با ارایه نقشههای بمبهای مورد استفاده قرار گرفته شده، منتسب به عوامل خود کرده است.
این گزارش میافزاید: از نکات جالب اینکه، این سایت علاوه بر حمله شدید به طیفی گسترده از مسئولان و دلسوزان نظام و همچنین هر چهار کاندیدای ریاست جمهوری با الفاظ زشت حتی به تحقیر برخی گروهها به دلیل کم رنگ شدن حملات تروریستی در قالب بمبگذاری و ترور، پرداخته است.
گفتنی است، ساز و کار این گروه، سوار شدن بر موج احساسات مردمی و چسباندن خود به توده مردم برای تحریک بخشی از آنان، به ویژه جوانان است تا بدین شکل با اغفال عدهای، طعمههایی برای به کارگیری در حملات تروریستیشان در اختیار داشته باشند.
تبسم | June 21, 2009 10:11 AM
بخش عمدهای از مردم تصورشان در باره نتیجه انتخابات با نتیجه رسمی متفاوت است. باید به این تصور احترام گذاشت و حساب این جمعیت زیاد را با گروهی اغتشاشگر مخلوط نکرد.
تبسم | June 21, 2009 10:25 AM
كساني كه بجاي پيگيري و حل مسايل از مجاري قانوني با كشاندن مردم به خيابانها براي مثلا زور بازو نشان دادن . زمينه را براي ايجاد هرج و مرج توسط عدهاي مزدور فراهم كرده و مسيولين نظامي و امنيتي را درگير ان مي كنند حالا بايد پاسخگوي اينگونه اعمال تروريستي هم باشند.
تبسم | June 21, 2009 10:28 AM
روسيه: نيروگاه بوشهر را نميسازيم چون ...
زیرا بر این باورند که باید حجم تسلیحات هستهای در منطقه كاهش یابد.
در سال 1991 دو كشور ×آمریكا و روسیه،× قراردادی را امضا كردند كه طی آن باید دو كشور در بیست سال، معادل یكسوم ادوات جنگی هستهای خود را نابود كنند كه با بروز برخی حوادث جهانی، این معاهده اجرایی نشد و اكنون بار دیگر دو كشور تصمیم گرفتهاند از حجم تأسیسات جنگافزاری هستهای بكاهند و ظاهرا روسیه نیروگاه بوشهر را قربانی این ضمانت كرده است.
تبسم | June 21, 2009 10:39 AM
خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
دیشب، بازداشت عوامل مسلح منافقين
برپايه اين گزارش مادر و دختري از خانواده يكي از معدومان منافقين نيز حضور دارند.
گروهي از عوامل مسلح گروهك تروريستي منافقين در اغتشاشات ديشب بازداشت شدهاند.
به گزارش فارس ، در جريان اغتشاشات ديشب تهران تعدادي از عوامل مرتبط با گروهك تروريستي منافقين همراه با مقادير معتنابهي به سلاح گرم بازداشت شدهاند.
اين گروه در نقاط مختلف به صورت كور به تجمعها خياباني و نيروهاي انتظامي تيراندازي ميكردند.
برپايه اين گزارش مادر و دختري از خانواده يكي از معدومان منافقين نيز حضور دارند.
اين گروه تروريستي سلاحهاي ام پي فايو، كلت كمري ، نارنجك و كوكتل مولوتوف در اختيار دارند.
تبسم | June 21, 2009 11:14 AM
http://www.youtube.com/watch?v=0N1vsm1GCro
آیه 11 سوره رعد است که می فرماید «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم»، (خدا وضع و حال هیچ قومی را عوض نخواهد کرد مگر آنکه انسانها به خودشان وضع و حال خودشان را تغییر دهند.)
حضرت امام خميني ميفرمايد: «ولايت فقيه امتدادي است از حاكميت معصومان و عبارت است از حاكميت فقيه عادل كه صفات علم و فقاهت و تقوا و زهد و كارداني و مهارت در وجود او محقق گرديده است كه همه اين ويژگيها او را از استبداد و ديكتاتوري بازميدارد.» ايشان اين معنا را با سخن خود چنين مورد تأكيد قرار ميدهد: «اسلام ديكتاتوري را محكوم و رد ميكند و ولايت را از حاكمي كه ميخواهد با ديكتاتوري حكومت كند، ساقط ميسازد حتي اگر آن حاكم فقيه باشد. اگر فقيه و حاكم از چهارچوب صفات علم و عدالت و گرفتن حق مظلوم از ظالم خارج شود، ولايت او خود به خود ساقط ميگردد.» حضرت امام (ره) فرمود : «جانم فدای تک تک این ملت».
ندای انقلاب | August 22, 2009 3:14 AM
http://www.youtube.com/watch?v=0N1vsm1GCro
آیه 11 سوره رعد است که می فرماید «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم»، (خدا وضع و حال هیچ قومی را عوض نخواهد کرد مگر آنکه انسانها به خودشان وضع و حال خودشان را تغییر دهند.)
حضرت امام خميني ميفرمايد: «ولايت فقيه امتدادي است از حاكميت معصومان و عبارت است از حاكميت فقيه عادل كه صفات علم و فقاهت و تقوا و زهد و كارداني و مهارت در وجود او محقق گرديده است كه همه اين ويژگيها او را از استبداد و ديكتاتوري بازميدارد.» ايشان اين معنا را با سخن خود چنين مورد تأكيد قرار ميدهد: «اسلام ديكتاتوري را محكوم و رد ميكند و ولايت را از حاكمي كه ميخواهد با ديكتاتوري حكومت كند، ساقط ميسازد حتي اگر آن حاكم فقيه باشد. اگر فقيه و حاكم از چهارچوب صفات علم و عدالت و گرفتن حق مظلوم از ظالم خارج شود، ولايت او خود به خود ساقط ميگردد.» حضرت امام (ره) فرمود : «جانم فدای تک تک این ملت».
ندای انقلاب | August 22, 2009 3:28 AM
nestler fresh poses jhaver sponsorship retardant heller hurber reconcile apostfach naomi
Buy Tramadol | March 12, 2010 11:13 AM
records indfrag parte wishing welfare synergizing renovated britsoc formatting rigid complain
Buy levitra | March 13, 2010 2:29 AM