من یه دوکلمه بنویسم که خط فکریم دقیقا چیه در این مورد. من شخصا اعتقادی به تغییر نظام جمهوری اسلامی ندارم به دلیل اینکه فکر میکنم اکثریت مردم ایران این نظام رو میخواند و خواستشون برای من حجته. اما مساله اینجاست که به نظر من در چهارچوب نظام و قوانین خود جمهوری اسلامی مشکلی پیش اومده که اتفاقا به هیچ رویه ای اصل نظام رو زیر سئوال نمیبره. بلکه برعکس تضعیف یکی از دوپایه اصلی ایدئولوژیک نظام یعنی جمهوریت رو زیر سئوال میبره. اول انقلاب گفتند "میزان رای ملت است". هنوز هم باید همین باشه. وقتی برای اکثریت قابل توچهی از مردم شک در صحت آرای ایجاد شده وجود داره باید به این شک احترام گذاشته بشه. شاید خوبه که از خودمون سئوال کنیم چرا در تمام نه دوره گذشته هیچ وقت این شک وجود نداشت؟ این مردمی که امروز به خیابون میاند نه دوره گذشته صد در صد از نتیجه انتخابات راضی بودند؟ همیشه کاندید مورد نظرشون رئیس جمهور بود؟ هیچ وقت هیچ مشکلی با نتیجه انتخابات نداشتند؟ واقعیت اینه که داشتند. همه میدونیم و بدیهیه که چون هیچ کاندیدایی صد در صد آرا رو نیاورده پس یه عده طرفدار اون یکی نامزدها بوده اند. اما علت اینکه هیچ وقت کسی به خیابان نمیامد دقیقا همین بوده که همیشه بازنده و برنده اعتقاد و اعتماد داشتند که در شمارش آرا و حراست از رای مردم هیچ تخطی رخ نمیده. این بود که خواست اکثریت حتی اگر با خواست شخصی افراد مغایر بود مردم گردن میگذاشتند. به دلیل اینکه از خواست شخصی ما مهمتری حفظ اعتقاد "جمهوریت" نظامه.
اما در این دوره شکی وجود داره که انقدر برای مردم مسلمه که حاضرند جونشون رو به خطر بندازند اما اعتراضشون رو اعلام کنند. اونهم به آرام ترین و مدنی ترین شکل ممکن. نفس وجود این شک نه تمامیت ملی ما رو به خطر میندازه و نه نظام حمهوری اسلامی رو زیر سئوال میبره. برعکس این شک حافظ نظامیه که همین مردم 30 سال پیش بهش رای دادند و خواستند که هم جمهوری باشه و هم اسلامی. این شک, این اهمیتی که مردم به حکومتشون میدند بزرگترین اعتباره که یک حکومت میتونه آرزوش رو بکنه.
اما سئوال اینه که چرا از مراجع قانونی اقدام نمیشه. اولا که اقدام شده. اینجوری نیست که کسی شکایتی به جایی نبرده. اما چند مساله هست. یکی اینکه اصل اینه که دولتی که فعلا پست حکومت رو در دست داره قابل اعتماد کامل برای برگذاری انتخابات بعدی نیست. راجع به دولت آقای احمدی نژاد صحبت نمیکنم. بحث هر دولتیه. به دلیل اینکه فرضه که میخوان در مسند قدرت بمونند. برای همین هم هست که نهادهای نظارتی ایجاد میشه. فلسفه ایجاد شورای نگهبان هم همینه. اما وقتی بعضی اعضای شورای نگهبان علنا از دولت فعلی طرفداری میکنند بر بی طرفی این نهاد شک هست و این شک جایزه. شما هر دادگاه معمولی برین و واضخ باشه که قاضی بی طرف نیست یا حتی شک باشه که قاضی بی طرف نبوده حکم دادگاه قابل قبول نیست. حالا چرا مردمی که شکایت دارند باید این بدیهی ترین اصل رو ندیده بگیرند؟ قانون وقتی منبع رجوعه که همه به قانون پایبند باشند. نه اینکه یک طرف به کارش شک باشه, بعد همون طرف مجری قانون و قاضی اجرای قانون هم باشه. شما کوچکترین دعوی عادی زندگیتون رو به همچین محکمه ای میبرید که انتظار دارید مردم به حکمش اعتماد کنند؟
یه چیزی هم که فراموش میکنیم اینه که حکومت هیچ کشوری صاحب خانه نیست. مردم هستند. حکومت در استخدام مردمه. مشروعیت و تمامیت ارضی سرزمینی رو مردمش حفظ میکنند. حکومت نماینده مردمه.
من شخصا ندیدم کسی چیزی بنویسه که خواستی به جز حفظ چهارچوب از پیش تعیین شده همین نظام داشته باشه. برای همین هم نمیفهمم چه توجیهی برای سرکوبش داریم.



Comments
آقا یا خانوم بی نشان (تو رو خدا یک و دو بگذارید حداقل آدم تشخیصتون بده). من لینک شما رو پاک کردم چون همه اش تهمت بود. اگر من بخوام اجازه بدم شما همچین لینکهایی بدین هیچ فرقی با آدمی که اجازه میده در صدا و سیمای مملکت با آبروی افراد بازی بشه ندارم. نظر شخصی خودتون رو میخواهید ابراز کنید در چهارچوب احترام به افراد و آبروشون آزادید.-انار
Anonymous | June 21, 2009 12:15 AM
انار جان...دقیقا حرف دلمو زدی
با اینکه اینجا نیستی..اما حست خیلی نزدیکه...
من نوعی..هیچ حال و حوصله انقلاب و زیر و رو شدن همه چی و نداشتم..واقعا دل ام می خواست..به حرفامون گوش می دادن
مردمی که دیروز رفتن انقلاب می خواستن یه راهپیمایی سکونت کنن اما وقتی گارد ویژه و لباس شخصی میارن..یعنی برو بمیر..حرفت اصلا مهم نیست.
...دیگه حرف از اح می نزاد و موسوی...گذشته..
مامشکلمون اینه ؟
چرا با رای های ما( مردم) اینطور عمل کردند..رای های ما کجاست ؟..چرا بهمون خس وخاشاک گفتن..
چرا بهمون باتوم می زنن ؟..چرا 8 نفرمون کشتن ؟ وخیلی های دیگه....
چرا میان یه حرفی می زنن بعد میگن اینو نگفتیم..
چرا به شعور مون توهین می کنن؟
چرا این تلویزویون ایران...حتی دیروز عصر حاضر نشد بگه مردم ایران ریختن تو خیابون
باز گفت اغتشاشگر...یعنی من نمی فهمم یعنی اگه معترض باشم...اگه سوالی داشته باشم...اغتشاشگرم...
ترس اینو دارم که این 2 قطره اینترنت ام قطع بشه...
من شعور این وندارم که خبر بی بی سی بشنوم و خودم بفهمم کدوم اش غلطه کدومش درست..؟
یکی دیگه باید بفهمه و قطع کنه...
من از این که شعورمو مردم و لگد می کنن آتیش می گیریم...
من حتی شنیده ام..به خدا نمی دونم..درسته یا نه
دیروز آمبولانس های توی انقلاب مجروحا رو بیمارستان نبرده
......
وخیلی چیزای دیگه که خودت بهتر می دونی..
..............................................
2. در مورد تقلب هم دوستان بد نیست یه نگاه بندازن
http://www.entekhabnews.com/portal/index.php?news=6435
http://www.jgc.org/blog/2009/06/benfords-law-and-iranian-election.html
http://www.umich.edu/~wmebane/note17jun2009.pdf
..................................................
مریم | June 21, 2009 12:16 AM
سلام
من کلی مطلب نوشتم، ارسال نشد. الان امتحان کنم ببینم ارسال می شه.
حسین | June 21, 2009 12:20 AM
سلام
شاید الان حرف های این اق معلم کمی متفاوت از اق معلم قدیم باشه
در هفته گذشته اتفاقات بسیاری افتاده همه هم اگاه هستید
حرف های انار عزیز تا حدی درست هستش و طبیعتا از نظر من قسمت هایی از نیاز به گفتگو داره
پست قبلی کامنتهای زیادی رد و بدل شده بوده که صحبت از خط قرمز پیش امده (در صحبت های تبسم)
حرف تبسم صحیح هستش و این خط قرمز در همه چیز و برای همه افراد هستش اما
وابسته به همه چیز نیز می باشد
یک فرد وقتی که شخص دیگری بخواهد از محدود مجازش نزدیک تر بشه واکنش نشان می ده
این بین دولت و مردم هم هست اما در ابعاد وسیع تر و نه تنها مردم که دولت باید بیشتر از این ها مراقب باشد
خط قرمز یک خط ثابت نیست و مخصوصا برای دولت قابل تغییر در برهه زمانی خاصی هستش.
تبسم جان متاسفانه به عللی که باید نقد بشن دولت (غیر عمد یا عمدی) باعث ایجاد شبه شده
و اگر واقعا قبول داشته باشیم که میزان رای ملت و ملت حاکم سرزمین خودش هستش دولت باید پاسخگو باشد
نه اینکه با ایجاد شبهات بیشتر باعث بشه مردم از خط قرمزی که تعیین شده رد بشن
حال که چنین شده رهبر در نماز جمعه باید کمی این خط قرمز را تغییر می داد تا حساسیت ها کمرنگ تر شود و خود بخود خط قرمز به جای خود باز می گشت کما اینکه اگر رهبر انقلاب ای .. خمینی هم بودند همچین کاری انجام می دادند
اما عوامل مختلفی که نیاز به بررسی فراوان داره مانع از این امر شد
(دیروز مطلبی خوندم که هم خنده ام گرفت و هم ناراحت شدم فردی نوشته بود اقای خمینی گفته بود من به پشتوانه مردم تو دهن دولت می زنم ولی اقای خامنه ای اعلام کردند من به پشتوانه دولت تو دهن مردم می زنم)
خوب چرا باید مردم همچین برداشتی از سخنرانی جناب خامنه ای کنند؟
چرا باید مسائلی که برای مردم جای شک داره و در باور انها اشتباه تلقی می شود روشن نمی شود و با شبه و اشتباه دیگری در باور ملت تشدید می شود؟
نیروی انتظامی دولت بعلت توجیه نبودن(مثبت به قضیه نگاه می کنیم) از اولین روز یعنی شنبه هقته گذشته به مردم تعرض کرد و خود خط قرمز را کمرنگ کرد
اما جمعه بجز جمعی عامه مردم اعتقاد داشتند جناب اقای خامنه ای مرتکب اشتباه شدند(یادمان باشه امامان و پیامبران هم دچار اشتباه می شدند و اشتباه با گناه که معصوم می شود فرق دارد) و خط قرمز را برای مردم پر رنگ تر و برای نیروی نظامی کشور پاک نموده است و نتیجه را دیروز مشاهده کردیم
حال متاسفانه مردم رو در روی دولت و از دیروز گرایش به مقابله با رهبر و نظام دارند که این اینده جالبی را منعکس نمی کنه
---------------
از خودم بگم این چند وقته از هر دو طرفداران کاندیدها مطالب زیادی شنیدم
کما اینکه خیلی از افراد طرفدار احمدی نژاد هم اعلام می کنند که در هیچ جا اجازه حرف زدن ندارند و گرنه یا مردم حمله می کنند یا اسید می پاشند
(فردی که این حرف را زده از اقوام درجه یک من هستند البته بعضی وقت ها مثل خیلی از مردم 1 را 2 می گویند ولی حتما 1 وجود داره)
ولی دیشب صحنه هایی دیدم که واقعا دلم به درد امد
مثل خیل های دیگه برای کشورم مردمش جوانانش گریه کردم
آق معلم | June 21, 2009 1:44 AM
به نام خدا
سلام
بابا من کلی مطلب نوشتم اما ارسال نشد شاید از فیلترشکن بوده به هر صورت الان فرصت دوباره نویسی ندارم فقط بیانیه میرحسین رو میذارم.
فوري/بيانيه شماره 5ميرحسين موسوي خطاب به مردم شريف ايران:نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند
۳۰ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۲۰
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله يامركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل
مردم شريف و هوشمند ايران
این روزها و شبها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال میکنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن میبینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد كه رسالت تاریخیمان را از یاد نبریم و شانه از بار مسئولیتی که سرنوشت نسلها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم.
سی سال پیش از این در کشورما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی براي آزادی، انقلابی براي احياي کرامت انسانها، انقلابی براي راستی و درستي. در اين مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمير ما سرمایههای عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دستآوردهای ارزشمندي حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسيدند که بهرغم سختترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طليعههايي از حیات طیبه بود. اطمينان دارم کسانی که آن روزها را ديدهاند به چيزي كمتر از آن راضي نميشوند.
آیا ما مردم شایستگیهایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمیكردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم میتوان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد میانجامد؛ تا به ياد آورم كه اعتنا به کرامت انسانها پايههاي نظام را تضعيف نميكند، بلكه استحكام ميبخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستي میخواهند و بسیاری از گرفتاريهاي ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقبماندگي، فقر، فساد و بيعدالتي سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار ديگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت كنم.
من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله میکرد، به هیجان آورد و صحنههایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزيد. اینجانب اعتراف میکنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم میشد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قريب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار مینشيند میوههایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بیانصافند کسانی که منافع كوچكشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ساخته و پرداخته بيگانگان و «انقلاب مخملين» بنامند.
اما آن چنان که میدانید همگی ما در راه این تجديد حيات ملي و تحقق آرمانهایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چيزي كه از عواقب قانونگريزي پيشبيني كرده بوديم به صريحترين شكل ممكن و در نزديكترين زمان تحقق يافت.
استقبال عظيم از انتخابات اخير در درجه نخست مرهون تلاشهايي بود كه براي ايجاد اميد و اعتماد در مردم صورت گرفت تا براي بحرانهاي مديريتي موجود و نارضايتيهاي گستردهاجتماعي، كه انباشتشان ميتواند كيان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخي شايسته فراهم شود. اگر اين حسنظن و اعتماد مردم از طريق صيانت از آراي آنها پاسخ داده نشود و يا آنها نتوانند براي دفاع از حقوقشان به نحوي مدني و آرام واكنش نشان دهند مسيرهاي خطرناكي در پيش خواهد بود كه مسئوليت قرار گرفتن در آنها بر عهده كساني است كه رفتارهاي مسالمتآميز را تحمل نميكنند.
اگر حجم عظيم تقلب و جابهجايي آرا، كه آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دليل و شاهد فقدان تقلب معرفي شود، جمهوريت نظام به مسلخ كشيده خواهد شد و عملا ايده ناسازگاري اسلام و جمهوريت به اثبات ميرسد. اين سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد كرد؛ يك دسته آنان كه از ابتداي انقلاب در مقابل امام صفآرايي كردند و حكومت اسلامي را همان استبداد صالحان دانستند و به گمان باطل خود ميخواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته ديگر كه با ادعاي دفاع از حقوق مردم اساسا ديانت و اسلام را مانع تحقق جمهوريت ميدانند. هنر شگرف امام باطل كردن سحر اين دوگانهانگاريها بود. من آمده بودم تا با تكيه بر راه امام تلاش ساحراني را كه دوباره جان گرفتهاند خنثي كنم.
اكنون مقامات كشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسئوليت آن را پذيرفتهاند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کردهاند، به صورتی که اين رسيدگيها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بيش از 170 حوزه انتخاباتي تعداد آراي به صندوق ريخته شده بيشتر از تعداد واجدين شرايط باشد.
از ما خواسته ميشود كه در اين شرايط شكايت خود را از طريق شوراي نگهبان پيگيري كنيم، حال آن كه اين شورا در عملكرد خود چه قبل، چه حين و چه بعد از انتخابات عدم بيطرفي خود را به اثبات رسانده است و نخستين اصل در هر داوري رعايت بيطرفي است.
اينجانب همچنان قويا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجديد آن حقي مسلم است كه بايد به صورتي بيطرفانه از طريق يك هيئت مورد اعتماد ملي مورد بررسي قرار گيرد، نه آن كه پيشاپيش امكان ثمربخش بودن آن منتفي اعلام شود، يا با طرح احتمال خونريزي، مردم از هرگونه راهپيمايي و تظاهرات بازداشته شوند، يا شوراي امنيت كشور به جاي پاسخگويي به سوالات مشروع در خصوص نقش لباسشخصيها در حمله به افراد و اموال عمومي و ايجاد التهاب در حركتهاي مردمي به فرافكني بپردازد و مسئوليت فجايع به وجود آمده را بر عهده ديگران بگذارد.
اينجانب چون به صحنه مینگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور میبینم. من به عنوان يك همراه که زیباییهای موج سبز حضور شما را ديده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گيرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خويش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استيفاي حقوق مردم پای می فشارم و عليرغم تواناييهاي اندكي كه در اختيار دارم براين باورم كه انگيزه و خلاقيت شما مردم همچنان ميتواند حقوق مشروع تان را در چهرههاي مدني جديد مورد پيگيري قرار دهد و محقق كند. مطمئن باشيد كه اينجانب همواره در كنار شما خواهم ماند. آنچه اين برادر شما در در يافتن اين راهحلهاي جديد، خصوصا به جوانان عزیز توصيه مي كند اين است که نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توكل به خداوند و اميد به آينده و تكيه بر توانمنديهايتان حركات اجتماعي خود را پس از اين نيز براساس آزاديهاي مصرح در قانون اساسي و اصل امتناع از خشونت پيگيري كنيد. ما در اين راه با بسيجي روبرو نيستيم؛ بسيجي برادر ماست. ما در اين راه با سپاهي روبرو نيستيم؛ سپاهي حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نيستيم؛ ارتش حافظ مرزهاي ماست،ما با نیروی انتظامی روبرو نیستیم نیروی انتظامی حافظ امنیت شهروندان ماست، ما با نظام مقدس خود و ساختارهاي قانوني آن روبرو نيستيم. اين ساختار حافظ استقلال ، آزادي و جمهوري اسلامي ماست. ما با كجروي ها و دروغ گويي ها روبرو هستيم و در پي اصلاح آنيم؛ ا صلاحي با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامي .
ما به دست اندركاران توصيه مي كنيم براي برقراري آرامش در خيابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسي امكان تجمع هاي مسالمت آميز را نه تنها فراهم كنند، بلكه چنين گردهم آيي هايي را تشويق كنند وصدا و سيما را از قيد بدگويي ها و يك طرفه عمل كردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن كه به فرياد تبديل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در اين رسانه جاري، تصحيح و تعديل گردد. بگذارند جرايد نقد كنند، خبرها را آنچنان كه هست بنويسند و در يك كلام فضايي آزاد براي مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت هاي خود آماده سازند. بگذاريم آنهايي كه علاقه دارند تكبير بگويند و آن را مخالفت با خود تلقي نكينم. كاملا مشخص است كه در اين صورت احتياجي به حضور نيروهاي نظامي و انتظامي در خيابان ها نخواهد بود و با صحنه هايي كه ديدن آنها و شنيدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و كشور را به درد مي آورد، روبرو نخواهيم بود.
برادر و همراه شما - میرحسین موسوی
حسین | June 21, 2009 2:04 AM
منبع بیانیه میرحسیندر یادداشت قبل سایت "کلمه"می باشد.
حسین | June 21, 2009 2:16 AM
یعنی کشته شدن این همه آدم این ناآرامی بهتر از برگزاری دوباره ی انتخابات هست؟؟؟!!!!!!!!
ببین چقدر براشون مهمه این ا.ن ملعون
دارم دیونه میشم
هموطنای عزیزمون اینطور کشته میشن و هنوز عده ای کودن حقایق رو نمی بینن
گریه کورم کرده
خدایا به کی پناااااه ببریم
sib | June 21, 2009 2:40 AM
منبع آمار تعداد کشته هارو دارید؟ آیا متوسط 40 نفر روزانه کشته شده اند؟
حسین | June 21, 2009 2:59 AM
سی ان ان اعلام کرد کشته های مطمئن شده روز شنبه 19 نفر و آمار غیر رسمی کشته ها در این چند روز بعد از انتخابات 150 نفر.
anar | June 21, 2009 3:16 AM
حسین, این وبلاگ فیل تره؟
anar | June 21, 2009 3:17 AM
به لاله ی در خون خفته. شهید دست از جان شسته / قسم به فریاد آخر. به اشک قلتان مادر / که راه ما. باشد آن. راه تو . ای شهید / که را ه ما باشد آن راه تو ای شهید. / همه به پیش. همه به پیش. به یک صدا. “جاویدان ایرانه عزیز ما”
قسم به اسم آزادی. به لحظه ای که جان دادی / به قلب از هم پاشیده. شهیده در خون قلتیده / که راه ما. باشد آن. راه تو. ای شهید / که را ه ما باشد آن راه تو ای شهید / همه به پیش. همه به پیش. به یک صدا. “جاویدان ایرانه عزیزه ما”
قسم به عزم هم رزمان. ستم کشان با ایمان / دل خستگان جان بر گف. دلاوران هم پیمان / که را ه ما باشد آن راه تو ای شهید / همه به پیش. همه به پیش. به یک صدا. “جاویدان ایرانه عزیزه ما”
این اهنگی هستش که اوابل انقلاب و برای دموکراسی و حفظ خون شهدا سروده شده
تقدیدم به
http://www.youtube.com/watch?v=jHq1iolS0QU
و ندای عزیز که دیروز در خیابان امیر اباد بر روی زانونان پدرش فانوس زندگیش با اینکه پر از نفت بود خاموش شد
بقدر کافی فیلمش پخش شده و قابل مشاهده هستش
دوم دوستانی که میگن شهرستان ها زیاد رای دادند اگر اینجوری رای دادن رو شما قبول دارید که بهتره بحثی نداشته باشیم
http://www.facebook.com/video/video.php?v=1070074713913&ref=nf
بينام | June 21, 2009 3:24 AM
مریم عزیز
در بحث دیروز با شقایق
و صحبت در مورد امارسازی به این موارد اشاره شد
ولی ایشان بحث را تغییر دادند و جواب اینکه مایل هستند این مطالب ارائه شوند یا نه را ندادند
خوشحالم که شما تکمیل کردید جهت اطلاع رسانی
* معمولا به پلیس های ضد شورش اموزش داده می شه که در صورت دستور شلیک بصورت نشسته و نیمتنه پایین را هدف بگیرند(جهت مجروح کردن و بازداشت فرد) و در موارد بسیار حاد و نادر دستور تیر مستقیم(به قصد از پای دراوردن) داده می شود متاسفانه متاسفانه متاسفانه در اکثر موارد (مجروحان و شهیدان) مشاهده شده که اصابت گلوله به بالاتنه و ناحیه سینه و گردن هستش که از خدا می خواهم این بعلت توجیه نبودن نیروها باشه و گرنه معنی جز قتل عام مردم نداره
بینام | June 21, 2009 3:55 AM
تشکر از انار
بابت تصویر ندا (که دیروز به ضرب گلوله در ناحیه سینه به شهادت رسید )در گوشه بالا صفحه هستش
(در صورت اشتباه بودن کامنت را پاک کنید لطفا)
بینام | June 21, 2009 4:03 AM
نه درسته. تصویر ندا است.
anar | June 21, 2009 4:04 AM
سلام
این وبلاگ فیلتر نیست. من چون می خواستم سایت های مختلف برم از طریق فیلترشکن وارد شدم که با مشکل مواجه شدم.
حسین | June 21, 2009 4:07 AM
با تک تک جملات این پست موافقم.
samiya | June 21, 2009 4:21 AM
با تک تک جملات این پست موافقم.
samiya | June 21, 2009 4:22 AM
anar jan, cheqadr in post e to be ja st. man ham dishab ba dousti ke dar USA zendegi mikone hamin harf ha ro mabadele kardam. in ham nazare mane. ke alan mardom be xosous ouna yi ke biroun az iran hastan bayad motemarkez shan rou yek mozou va oun entexabate mojadad hast ke haq e qanouni oun hast. na sarbe nist kardan nezam! man be marateb tou in ejtemaat mibinam irani ha 60 joor parcham e iran ba xodeshoun avordan!! alan bayad ma parchame 3 rang dashte bashim na shir o xorshid na ba allah na hich chiz e dige. shoarhamoun biroun az iran bayad hamrah o hamzaban bashe ba mardome iran. ma alanbe hich jayi nemiresim ke aks e rahbar e iran ro xat bezanim o ziresh benvisim terrorist. alan in kar faqat chandsedayi ijad mikone o chand seday az potentiel e jam mikahe. zemne inke dar gorouhe hamrah e nezam tardid o doshmani nesbe be gorouh e opposition ijad mikone. badbaxte ma mellat, be xosous in ha ke biroun az iran an ine ke opposition o protest balad nistim,, baz ham hamoun ravesh haye badavi 30 sal pish tekrar mishe. man shomal e europe hastam vali yekbar delam naxaste tou in tajamo'at sherkat konam bas ke inaa partan az asle majara. yeki nist bege aqa xanoom, age rejime iran avaz she to ke injour gij mizani inja, hazeri ba joon o del bargardi o iran zendegi koni!! man ba tamam e vojoud shak daram ke ina rouzi bargardan be iran age iram rejim ham avaz she! ey kash teyf e etelaarasani e vaqebin hay e roshanfekr qavitar miboud o be in jamaat mifahmoundan alan bahs bar entexabate mojadad hast na taqyir e nezaam e Iran!!!
neda | June 21, 2009 5:58 AM
مسئوليت اين كشته ها به عهده مستقيم كسي كه دستورش رو داده. رسمه براي استقبال از افراد فرش قرمز مي اندازند. ما براي ا.ن. فرش خون پهن كرديم. ورودت به حكومت ديكتاتوري اسلامي مبارك. مجلس خبرگان از بيانات شخص اول حمايت كرده است. هاشمي كجايي؟ جان تو از اينها كه مردند عزيزتر است؟
اين دولت و طرفدارانش مدنيت نمي فهمند كه چيست وگرنه با كودتا به حكومت نمي رسيدند. اين روزها را فراموش نمي كنم . نمي دانم مي توانم ببخشم يا نه كه كاش بتوانم ولي فراموش نمي كنم.
الناز | June 21, 2009 6:06 AM
الان بهم خبر رسیده تو مترو طالقانی انفجار اتفاق افتاده
و کشته داده
نمی دونم درسته یا نه
حالمه بده بد....
مریم | June 21, 2009 8:10 AM
از http://mattati.blogspot.com
از قرار بوی جنازهٔ هموطنان ما زود شامه کفتارها را تیز کرده تا به طمع غنائم سر و گوش نشان دهند. دیروز گروه تروریستی مجاهدین در پاریس شویی تبلیغی راه انداخته بودند و سرکرده شان که دستش به خون بسیاری از ایرانیان آلوده است با نیشی باز در جمع آنها حضار شده بود.
این جنبش با انقلاب 57 تفاوت دارد و گروههای تروریستی و منفعت طلب باید بدانند که در این قطار جایی برای تروریستها نیست. گمان نمی کنم ما تمایلی داشته باشیم تجربه وحشیانه سه دهه پیش را تکرار کنیم و یا خیانت گروههایی از این دست در جنگ را فراموش کنیم.
شبکه «صدای آمریکا» که چند هفته اخیر ادای بی طرفی را در می آورد با پوششی که از گردهمایی با آن اداهای عجیب و لباسهای مسخره ارائه داد، دانسته یا نادانسته آب به آسیاب قاتلین این روزهای فرزندان ملت می ریزد.
اگر قرار باشد از دامان قاتلین روز شنبه به دامان قاتلین فرزندان ملت بیافتیم همان بهتر که هیچ کاری انجام ندهیم.
خواهش من از همه دوستان چه در داخل و چه در خارج از کشور این است که اجازه سوءاستفاده گروههای منفعت طلب و تروریست از جنبش مردم را ندهند. چرا که طبعاً در شرایط فعلی حکومت به شدت مشتاق است تروریستها را به عنوان عامل جنبش نشان دهد.
ستاره بارون | June 21, 2009 9:44 AM
دموکراسی یعنی اگر ما پیروز شدیم مهم است و اگر نشدیم غوغا و وا مصیبتا سردهیم.دموکراسی یعنی تا شب انتخابات به جریان حاکم فحش دهیم .اگر پیروز شدیم باز هم فحش دهیم و اگر شکست خوردیم داد برآوریم تقلب شده است.
دموکراسی یعنی مخالفین ما عوام و بی خرد و سطحی نگر هستند و ما قوم روشنفکر و برتریم و اگر این قوم برتر محاسباتش اشتباه از کار درآمد قوم زیردست باید تاوان اشتباهش را بدهد.
دموکراسی یعنی سرخود توی خیابانها بریزیم و هرج و مرج راه بیاندازیم و توقع داشته باشیم خون هم از بینی کسی نیاید.و این وسط تمام خرابکاریها کار دولت است و تمام خوبیها و فضایل از آن ما. همه بجز ما جنایتکارند و تبهکار و فقط و فقط حرف ما که می گوییم انتخابات باید تجدید شود درست است و حرف دیگران چرت!
دموکراسی یعنی تا ساعت 11 شب روز انتخابات حتی یک گزارش مبنی بر تخلف هم از 45 هزار نماینده مان سر صندوقها دریافت نکرده باشیم و در حال تدارکات جشن پیروزی اعلام نماییم برنده انتخاباتیم و اگر نشدیم فردای آنروز اعلام نماییم تقلب شده است.
عجب دموکراسی زیبایی!خوشا به حالمان!
يك مخالف دموكراسي سبز ! | June 21, 2009 9:54 AM
دوستان سایت قلم هک شده و اکنون می خواهد که مجروحان نام و شماره خود را برای پیگیری حقوقی اعلام کنند ،لطفا به همه اطلاع دهید که این کار را نکنند و مراقب باشند.
خبر فرستادن لیست زخمی ها به ستاد موسوی 100% از طریق جاسوسان اینترنتی منتشر شده، هيچ اطلاعاتي از قبيل اي ميل آدرس و تلفن تحت هيچ شرايطي به هيچ سايتي ندهيد،حتي به چت هاي خود در مسنجر و گوگل تالک و ام اس ان مسنجر هم اعتماد نکنيد، ارتش سايبري سپاه مي تواند پيگيري کند (دوستی در فیسبوک)
.. | June 21, 2009 12:23 PM
دوستان سایت قلم هک شده و اکنون می خواهد که مجروحان نام و شماره خود را برای پیگیری حقوقی اعلام کنند ،لطفا به همه اطلاع دهید که این کار را نکنند و مراقب باشند.
خبر فرستادن لیست زخمی ها به ستاد موسوی 100% از طریق جاسوسان اینترنتی منتشر شده، هيچ اطلاعاتي از قبيل اي ميل آدرس و تلفن تحت هيچ شرايطي به هيچ سايتي ندهيد،حتي به چت هاي خود در مسنجر و گوگل تالک و ام اس ان مسنجر هم اعتماد نکنيد، ارتش سايبري سپاه مي تواند پيگيري کند (دوستی در فیسبوک)
kamyar | June 21, 2009 12:29 PM
تیسم کامنتت راجع به منافقین رو پاک کردم چون تکراری بود. متن بالا یکی از مخاطبانش تویی. خواهش میکنم بخونش.
Anonymous | June 21, 2009 1:36 PM
انار عزیز فکر میکنی من متنت رو نخوندم؟این بی احترامی به صاحب یک سایت که از فضای مربوط به اون شخص استفاده کنی برای بیان اعتقادات خودت ولی اعتقادات و حرفای اونو نادیده بگیری و اگر میبینی که کامنتی در اون رابطه نذاشتم برای این بود که فرض بر اینه که کامنتهای قبلیم خونده شده و برای جلو گیری از همون تکراریه که میگی
اون منافقین رو هم اگر دوباره گذاشتم برای این بود که به نظرم مسئله ی خیلی مهمی بود و بهر طریقی ارزشش رو داشت که بچه ها بخونن چرا هر کس یقه بسته ی تفنگ به دست بشه ادم سپاه و نظام همیشه فراری بودم از این ظاهر بینی بگذریم
احترام گذاشتی خواستی متنت رو بخونم پس الانم جوابم رو به تو میدم که برام محترمی و مسلما جواب تو رو برای این کامنت فقط خواهم خوند
اناز نازنینم حرفات رو خوندم و متوجهم که چی میگی برای این هم میخوام که تو حرفام رو بخونی چون فکر میکنم تو میدونی که لااقل با تو دلیلی برای پنهان کردن خودم ندارم و دلیلی برای طفره رفتن وجود نداره و مثل بعضی از عزیزان قضاوت نمیکنی که طرف فیلمشو ...این داستانا
انار گل همه ی حرفات قبول فقط کنارشون یه بعلاوه و اون اینکه:
انار خودت بهتر از هر کسی میدونی که برای درمان یک سیستم مریض بر عکس پیشگیری نیاز به تحلیل و شناسایی همون سیستم هست و نه سیستم ایده ال و پیش نیاز همه ی اینها شناخت ریز مسائل سازنده و ریز مسائل تاثیر گذار
میگی این ملت تا الان شک کردن و به صحنه نیمدن ولی الان خیلی شک کردن که حاضر شدن جونشونو بدن انار یک ملت همیشه رهبری شدن که کاری رو کردن وگرنه اگر همون امام نبود ما همچنان مردم رنجدیده ی خواهان انقلاب اسلامی باقی میموندیم کمااینکه شیخ فضل الله ها اومدن و اعدام شدند و همچنان در تقلا بودیم و مشروطه ی مشروعه داشتان شد و انگلیس و روسیه فرمانروا و چرچیل بند باز این مردم همون مردم بودن ولی امام کاری کرد که این انقلاب درست شد پس میخوام بگم عامل مهم اشوب درست شده و شک ایجاد شده در مردم همین رهبران اشوب گر هستند که از قبل انتخابات اینجور این فکر مریض رو به ذهن جامعه ی ما خوروندن و جو رو نا اروم کردن دو هفته قبل امتخحابات بچه های شریف یک پرونده ای رو درست کرده بودن و توش دقیقا پیش بینی چنین وضعی و سازماندهیش توسط این نیروها رو پیش بینی کرده بودن حالا خواستی فایلشو بهت میدم بگذریم
از شک و تردید ایجاد شده و بی طرف نبودن شورای نگهبان گفتی اولا که به نظر من هم کار اشتباهی بود طرفداریشون از نامزدی خاص ولی با همه ی اینها اقای موسویی که سردم دار قانون و قانون گرایی بود اولین اقدامش تجمع خیابونی بود انار من جناب موسوی مثل من یک دانشجو نبود بلکه یک فرد سیایسی بود اون میدونست که حتی اگر حرفش بر حق باشه با اینگونه رفتار کردن و جوونا رو به چالش کشیدن تنها اتفاقی که پشتش هست باز کردن جاده برای منافقین اشوب گر هاست که بی وقفه بهخ نظام حمله کنند انار به ادین و ایینم قسم میخورم به چشم خودم میبینم که این زنیکه ی کثافت میخنده به جوونای دانشگاه این روزها گلوم پاره شده که نکنید احمق ها نکنید گول اینا رو نخورید به گوش خودم میشنوم وقتی صحبت میکنه میگه این جوونها با این تحریک میشن بهشون بگو فلان بهشون بگو بهمان اینجا میرن از گروه همچجنس بازها ادم جمع میکنن پول بهشون میدن برن جلو پارلمان اینجا تظاهرات میدونی چه ابرویی داره از کشور میره؟
شاید اسم برگذاری مجدد انتخابات راحت باشه ولی میدونی انجام اینکار یعنی چی؟یعنی زیر سوال رفتن همه چی اقای موسوی تو خودت تو همین نظام رشد کردی تویی که فریاد ترس برای نظام میزدی چی شد که اینجوری کشورت رو به دندون گرگها سپردی تو اگر احساس خطر میکردی چطور در اولین اقدام جون اینهمه جوون رو به خطر انداختی این راهش بود ؟این راهش بود که مثلا اول هر نامه به مردم بگی دعوت به ارامش بعد هر روز یه جا قرار بذاری چراغ ماشین روشن بذارین فلان کنین؟عین ادم محکم وایسا بگو طرفدارای من با اینکه به رای شبهه دارن جو عمومی رو بهم نمیریزن و فضای داخلی و برای حمله ی اشوب گر ها باز نمیکنن من اون کامنت منافقین مسلح رو الکی نزدم که بچه ها ببینین کیا تو کشورن مگه دوره ی قبل نبود کی فکر میکرد هاشمی که تو همه ی همین رای کیریهای اینترنتی که استناد همین اقایون هست جلو بود اینجور به احمدی ببازه کی فکر شو میکرد؟؟هاشمی ای که نیمه ی رهبری بود یعنی قشنگ نصف نظام بود نصف انقلاب بود در مقابل یه شهرداره بی سیاست بی سیاست بی سیاست یعنی احمقانه ترین انتخابات ما بود ولی چی شد؟کسی مردم رو رهبری نکرد کسی مردم رو به جون نظام ننداخت اون زمان حزب چپ دشمن خونی هاشمی بود و الان دست در دست هم ...رئیس مجلس خبرگان اقای هاشمی از موسوی طرفداری کرد احمدی در یک اقدام (به نظر شخصی احمقانه بی ادبانه بچگانه) اول و اخر هاشمی رو یکی کرد جامعه ی روحانیت ازش حمایت نکرد و بعد....
انار میدونی بشخصه فلسفه ی تقلب رو امکان پذیر نمیدونم چون بی نهایت غیر قابل تحلیل و اگر چنین بود در این وضعیت که هزار و یک دست داره پشت همدیگه باز میشه امکان نداشت که یک گاف بزرگ این وسط وجود داشته باشه و فاش نشه(نه این خبر های جعلی) و بگذریم احترام میذارم به شک هموطنانم که حتی اگر چنین بود و تقلب شده بود باز هم این راهش نبود
انار جون حرفام طولانی شد و خسته شدی و در همه ی اینها اعتقاد راسخی که دارم و از اول هم بهش پایبند بودم این که موسوی ادم خوبی بود ولی اینها زا سادگیش استفاده کردن و به بازیش گرفتن و شد الت دست کسانی که ذره ای نه به دولت بلکه به مردم رحم نمیکنن این اشوب این ججونا این کشته ها بابابزرگم تو اتیش سوزی مسجد زخمی شده ازش هیچ اطلاعی ندارم من نمیگم این کار فلان دسته بود این کار منافقین بود والسلام ولی کی جا پای اینا رو باز کرد دلم داره میاد تو دهنم انار
تبسم | June 21, 2009 7:25 PM
تبسم.
حرف از منطق میزنی اما حرفهات بوی احساس میده. اقدامات موسوی هیچ کدوم غیر قانونی نبوده. بر اساس قانون اساسی همین مملکت اجتماعات مسالمت آمیز حق قانونی مردمه و مجوز نمیخواد.
مشکل اصلی همین خط فکریه که بیگانه رو میکنه لولوی سر خرمن و کابوس انقلاب مخملی و ارغوانی و خدا میدونه چه رنگی باعث میشه واقعیت جلوی چشمش رو نبینه. بابا اصلا موضوع به این پیچیدگی نیست. ساده تر از این حرفهاست. مردم به امری اعتراض داشتند و به قانونی ترین و مدنی ترین و صلح آمیز ترین شیوه ممکن حرفشون رو زدند. حالا اینکه ما بیاییم تئوری توطئه بچینیم و بگیم چرا یه آدم رندمی توی یه مملکت خارجی تو خیابون به این جنبش خندیده توهین به شعور این چند میلیون نیست؟ یعنی این چند میلیون آدم خودشون نمیدونن کی اعتراض دارند و کی ندارند؟ یه مهره سوخته و آواره مثل منافقین میتونه بهشون جهت بده؟ فکر نمیکنی داری گرفتار دیکتاتوری توجیه میشی؟
اگر کسی قتل کنه, هرجور هم که ما بخواهیم مساله رو بپیچونیم اونی که ماشه اسلحه رومیکشه قاتله. حالا هی ما بیاییم توجیه کنیم. هیچ دفاع شخصیی نبوده, هیچ توجیح عقلانی نبوده, اگر هیچ چیزی برای قایم کردن ندارند میتونستند همون روز اول مدرک نشون بدن که همه چیز بر طبق قانون اجرا شده. چرا نکردند؟ آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟
من نمیدونم والا مشکل اینکه یکی بیاد از همجنسگراها حمایت کنه چیه. اما اگر هم اون تیکه عقیده اش مشکل داشته باشه باز فقط یک عقیده است. مردم رو نمیشه به جرم داشتن یک عقیده (اونم بی ربط به موضوع ) به خودی و غیر خودی تقسیم کرد. حرف اگر حقه از دهن همه حقه. چرا قتل عام مردم رو توجیه کنیم؟
برگذاری دوباره انتخابات نهایت شعور این نظام رو میرسوند و به همه ثابت میکرد که برخلاف "تبلیغات بیگانگان" دموکراسی در ایران وجود داره, آزادی بیان وجود داره, و "آزادی در ایران تقریبا مطلق است". با حلوا حلوا که دهن شیرین نمیشه. به عمل کار بر آید, به سخندانی نیست. الان ابروی مملکت رفته برای اینکه این حکومت به روی مردم خودش گلوله بسته. اینو با آب زمزم هم بشوری از روی دستان حکومت پاک نمیشه. حالا هرچقدر هم بخواهی توجیه کنی که چی شد که اینجوری شد این دولته که مردم خودش رو به گوله بسته و این دولته که بزرگترین ضربه رو به آبروی ایران زده.
anar | June 22, 2009 12:22 AM