خیلی به نظر من کار زشتیه که بخواهیم با عامل ترس مردم رو از گفتن حرف حقشون باز بداریم. یه موقعی نه چندان دور در همین امریکا این سیاست به شدت اجرا شد. مسلمانها شدن "فاشیست اسلامی" و "تروریست". جان یک مسلمان به اندازه جان یک آمریکایی یا اروپایی ارزشمند نبود. یکهو طرفداری از حقوق بدیهی انسانی یک مسلمان مثل آزادی بیان و حق اظهار نظر در جامعه امریکا هم معنی همسو شدن با تروریستها و عوامل حادثه یازده سپتامبر قرار داده شد. و از همه بدتر انتقاد از سیاستها و بعضا جنایات آمریکا در جنگهای عراق و افغانستان, یا حتی ساده تر انتقاد به حضور ارتش آمریکا در این کشورها, معنی خیانت به آرمان و طرفداری سربازان آمریکایی بود. خیلی ساده انتقاد از سیاستهای آمریکا را هم معنی "خیانت به وطن" قرار دادند.
یک زمانی بوش آمد در صحن مجلس گفت "هرکس با ما نیست مقابل ماست".
یک زمانی گفتند " جایزیم آدمها را شکنجه کنیم چون قصد قتل ما را دارند". اما نگفتند ما اصلا قرار نبوده در عراق باشیم که دستشان برسد به قصد دفاع برحق یا ناحق قصد جانمان را بکنند.
نکنیم. اگر این همه ادعای متفاوت بودن داریم و فکر میکنیم قدرت منطق و احساسمان دست در دست زندگیمان را مدیریت میکند نکنیم. آدمهایی که در خیابان آمدند منافق نیستند. جوانهای تربیت شده همین نظامند و پدر و مادرهایی که به همین نظام رای دادند. چرا تخم ترس میپراکنیم و مردم رو از ترس "انگ ضد نظام بودن" و "با منافق" همسو شدن از یک سئوال ساده میرونیم؟ اگر هم منافقی میتونه از این موفعیت سو استفاده کنه باید بپرسیم چرا کار به اینجا کشید وقتی میشد خیلی ساده تر حل بشه؟ خط قرمز رو جلوی مردم چرا کشیدیم و گفتیم "با ما نیستید"؟



Comments
شایعه اینجا ننویسید. پاکش میکنم. -انار
migan... | June 21, 2009 3:06 PM
سلام
ميگم كه چرا پس نكات من رو سانسور ميكني؟
آأاده | June 21, 2009 4:27 PM
شما با این آی پی چهار بار ( با این نظر) کامنت گذاشتین که هر چهار بار پابلیش شده. یکیش رو با اسم "زمان برخاستن است". دوتا با اسم آزاده و یکی هم با همین اسم آأاده.
Anonymous | June 21, 2009 4:55 PM
فکر کنم مشکل سر این مجاری قانوی باشه که ختم میشه به جایی که ازش شکایت داریم. یک حقله کور که گره شده و وا نمیشه.
ممصادق | June 21, 2009 6:17 PM
یادمه یه شبی قبل از انتخابات همراه دختر 10 ساله م پشت پنجره ایستاده بودیم و داشتیم دخترها و پسرهای ستاد موسوی رو که داشتن همزمان با تبلیغ و دادن تراکتهای اون به مردم وسط خیابون می رقصیدند ،تماشا می کردیم. به دخترم گفتم : دنیا چقدر کوچیکه! 30 سال قبل جوونهایی با همین سن و سال خودشون رو جلوی تیر و گلوله ی ارتش شاه می انداختند تا دیگه کسی نتونه اینطوری واضح و آشکار حریم و حرمتهایی که بیشتر مردم بهش پایبند هستند رو بشکنه و بهشون دهن کجی کنه.
باورش برای خود من هم مشکل بود که چرا اینطوری شده؟ ولی جوابش رو توی مناظره ی احمدی نژاد با موسوی گرفتم. به خاطر اینکه جوونهای ما اگر هم اسلامی دیده اند اسلام تظاهر بوده ، اسلام دروغ بوده، اسلام این کار رو اگه من بکنم خوبه ولی اگه تو بکنی بده بوده...
30 سال این جوونها دیده اند که سران نظام (البته غیر از رهبرو معدودی دیگه) حتی اگه خودشون هم خوب بوده اند اطرافیانشون با استفاده از اسم و رسم اونها هر کار خلافی کرده اند. دیده اند که فلان مدیر کل و رئیس از دین فقط به ریش و پشم قناعت کرده و دیگه هر کاری بخواد می کنه ولی فقط ظاهر رو نگه داشته .خوب معلومه که چه چیزی از اسلام توی ذهن جوونها نقش می بنده.طوری که برای فرار از اون هر کاری می کنن.
بعدش فکر کردم که از این 30 سال بعد از انقلاب فقط 4 سالش رو احمدی نژاد حکومت کرده.بقیه ش چی؟ مگه نه اینکه تمام 26 سال گذشته ش (البته بجز یکی دو سال اول) حکومت یا دست میر حسین بوده، یا دست هاشمی، یا دست خاتمی ؟ درست همون کسایی که الان دارن خودشون رو به آب و آتیش می زنن تا دوباره قدرت از دست رفته شون رو به چنگ بیارن. میرحسین جلودار شده و اون دوتای دیگه از پشت سر حمایتش می کنن؟ ... و ما مردم ساده دل خیال می کنیم جنگ بین موسوی و احمدی نژاده! از اون بدتر خيال مي كنيم جنگ سر حق و حقوق از دست رفته ماست. .. نخیر! جنگ سر چیزی بالاتر از این حرفهاست. و می بینین که اون چیز اونقدر مهمه که برای حریف پشت پرده اصلاَ مهم نیست که این وسط چقدر جوون کشته بشن ، چقدر اموال مردم نابود بشه ، و پای کسایی که مردم یه بار با کلی خون دادن و جون دادن پای اونها رو از این مملکت بریده اند (مثل منافقین) دوباره به این مملکت باز بشه ...
باز هم دارن فریبمون می دن.باز هم دارن از احساسات ما و جوونهای ما سو استفاده می کنن.درست مثل سالهای جنگ که جوونهای مردم رو فرستادن جلوی توپ و گلوله و خودشون اینجا هرچی بود خوردن و بردن و برای خودشون ویلا و قصر ساختن... روز شنبه که اونطور مردم رو قلع و قمع می کردن موسوی کجا بود؟ توی خیابون آزادی؟ یا یه گوشه ی امن قایم شده بود؟ فرداش هم سایت کلمه با پررویی تمام رسماَ اعلام کرد که موسوی دیروز اصلاَ در هیچ کجای تهران ظاهر نشده و حتی ادعای خبرگزاریهای خارجی رو که گفته بودند اطراف خیابون جیهون دیده شده رو هم به شدت تکذیب کرد!!!
برای چی خودتون رو جلوی گلوله می اندازین؟ نداي عزيز براي چي پرپر شد؟ برای دفاع از رای کسی که اگه به قدرت برسه فقط زمینه رو برای لفت و لیس بیشتر یه عده گرگ گرسنه هموار می کنه؟ همونها که الان با تمام قوای مالیشون دارن حمایتش می کنن و حتی این اراذل و اوباش توی خیابون هم اجیر شده ی خود اونها هستند.کم تا الان ازشون بازی خورده ایم؟ کم ازمون خورده اند و برده اند؟
این رو یادتون باشه : هیچ گربه ای برای رضای خدا موش نمی گیره! ... فائزه هاشمی دلش برای آزادی بیان من و شما نسوخته که بیاد و اینطور جز جز کنه که رای مردم به موسوی از بین رفته. مهدی هاشمی بیکار نیست که بیاد سایتها(اینده و جمهوریت) و امکانات خودش رو دربست در اختیارمیرحسین بذاره و خدا تومن کمک مالی بهش بکنه... اونها و باند همراهشون تمام مردم رو بازیچه ی خودشون و وسیله ای برای برگشتن به قدرت می دونن.حتی خاتمی و موسوی هم آلت دست اونهان. دیدید که چطور فائزه توی جام جم به صراحت گفت: " خاتمی بی عرضه بود"! انگار آدم اجیر کرده ش بوده! اونها همین نگاه رو به من و شما هم دارن. میگن مردم بیاین خون بدین و جون بدین تا ما دوباره به قدرت برسیم.و اگه نریم می شیم "مردم بی عرضه ای که حقمونه هرچی سرمون بیاد" ( این هم از فرمایشات فائزه خانوم بوده.البته به صورت تلویحی) !
دوباره بازی نخوریم . هرچي اين مدت سر كار بوديم بسه!
ماندانا | June 22, 2009 1:06 AM
سلام
پست قبلی اخرین کامنت درد درل و نظر تبسم هستش
به عنوان یک بنده خدایی که کمی نه زیاد سنش از تبسم بیشتر هستش میگم
بهتره کمی بیشتر و از ازفضاهایی دیگر بدون تعصب تاریخچه انقلاب را بخونه
انقلاب و برندازی شاه ابتدا جنبش مردمی بوده و بعدها روحانیت در ان دخیل شدند
اما خواهش می کنم جمع کلی نبند
ممکن هستش که جایی که شما زندگی می کنی از عوامل منافقین زیاد باشه و یا کانالی که از ان اطلاعات کسب می کنی ازاد نباشه
مردمی که جلوی سفارت ها جمع می شوند صرفا همجنس باز نیستند . هیچ پولی هم نگرفتند
می دونی شما با این گفتار داری به خانواده من و بسیاری از دوستانی که خانوادهاشون در سراسر این کره خاکی پخش هستند توهین می کنی
بله در یک جمع هزار نفری شاید تا 100 تا ادمی که از لحاظ اعتقادی با ما تفاوت داشته باشند و پایبند به دین اسلام نباشند وجود داشته باشد ولی همه اینطور نیستند
نفاق و منافق یعنی چی و چه کسی هست ؟ کسی که بین دو انسان (کمترین حالت) اختلاف بوجود بیاره تاکید اسلام برای نماز جماعت این است که شانه به شانه بایستید یعنی راه نفوذ برای نفاق را ببندید و یکچارچه و هماهنگ باشید
به نظر شما مردم خوشون رو از دولت جدا کردند یا دولت با تاکید اقای خامنه ای از مردم
تبسم گرامی خواهش می کنم کمی در مورد حکومت های دیگه و کشور خودمون از زمان شاه تا الان مطالعه کن در داخل خیلی از انها و از میان خود حکومت عواملی تربیت داده می شوند تا در زمان لزوم با اتفاقات ساختگی و پوشش خبری ذهن مردم برای موردی که مد نظرشان می باشد تامین شود
بعضی وقت ها دولت ها که ضعیف می شوند و یا با چالش جدی روبرو می شوند حتی تمایل دارند که درگیری و جنگی برون مرزی پیش بیاید تا بقای حکومت خود را تضمین کنند و با این ابزار اعلام کنند که نا ارامی های داخلی مسبب این بحران شده
مطمئن نیستم ولی درصدی احتمال می دهم دخالت نکردن اقای اوباما در هفته اول و تاکید مداوم ایشان بر مردم برای همین مسئله هستش که بهانه برای جنگی دیگر در خاورمیانه پیش نیاد
اما دوست دارم شما و دوستی که گفتن مخالف جنبش یا در واقع مردم هستند کمی غیر احساسی و بدون تعصب به قضیه نگاه کنید
بینام | June 22, 2009 1:16 AM
انار جونم...
نمی دونم این منافقین چه جوری اومده تو اذهان عمومی
ولی تلوزیون خودمون دیروز گفت 10 نفر کشته شدن
به دست عوامل ناشناس که منافق هستند و مسلح به سلاح گرم بودن
یعنی قلبم آتیش گرفت...
که نیرو لباس شخصی خودشون...حالا شده منافق..
اونی که نیرو امنیتی بدون لباس نظامی
می فرسته..مقصره...
شنبه امنیت در دست گروه بسیج بود..که لباس نظامی ندارن
در ثانی...منافق از اون ور دنیا اومده...یه دختره و بکشه که داره با موبایلش حرف می زنه...(حتی احتمال دادن شعار توسط ندا خیلی کمه..)
.
منافق اگه منافق باشه..می ره وسط نماز جمعه تیر اندازی می کنه
دارم می ترکم...چه جوری که هر آدمی که بهش شک کنن دارن دستگیر می کنن..از قوچانی گرفته تا بخشی از حرب مشارکت....
یعنی اونوقت...این منافق ها این چند روزه بودن...
شناسایی ام نشدن...اسلحه هم دارن....
نیرو انتظامی واسه اینکه امنیت کسی مثل ندا را تامین کنه..یا باتوم بگیره دستش..
خدایا خداوندا...پرده ها رو بردار...
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%AF%D8%A7_%D8%A2%D9%82%D8%A7_%D8%B3%D9%84%D8%B7%D8%A7%D9%86
مریم | June 22, 2009 1:34 AM
انار تك تك كلماتت رو به شدت قبول دارم . كاش كامنت آخر پست قبلي ات رو كه با تبسم نوشته بودي رو توي يه پستت بذاري . خيلي قوي بود
زي زي | June 22, 2009 2:17 AM
تبسم اولي اينكه ما الان مردم رنجديده بعد از انقلابيم. مهم رنجديدگي است به نظرم زمانش خيلي اهميت نداره.
دوم اينكه خودشون مي دونستند كه مي خواهند چه تقلب بزرگي بكنند و مي دانستند كه طرفداران مقابلشان از اكثريت برخوردارند براي همين تدابير امنيتي رو از قبل پيش بيني كردند.
ببين كه نوع نگاه كردن مي تونه برداشت آدمو از اتفاق تغيير بده.
الناز | June 22, 2009 3:10 AM
قبل از هر چیز اگه تا حالا هر اتفاقی می افتاده چون مردم رهبری نداشتن پس جیکشون در نمیومده و حالا چون رهبر دارن ریختن تو خیابونا, نشون دهنده این نیست که اون وضعیت خوب بوده. نه برعکس اون نشانه ضعف مردم بوده که چرا تو این سی سال که بارها و بارها حقشون پایمال شده نیومدن از حق خودشون دفاع کنن. هرچند من به این موضوع معتقد نیستم و معتقدم که این بار کلاه به حدی گشاد بود که چه موسوی می موند و چه پس می کشید همین اتفاق می افتاد. تنها اتفاقی که این وسط افتاد این بود که یه نفر تو خود نظام پیدا شد که یه حرفی زد و پا پس نکشید.
این رو هم اضافه می کنم که تقلب در انتخابات چیز جدیدی نیست. خود احمدی نژاد ادعا داره مردم ایران حزبی نیستن اونوقت تو مجلس ششم/فکر کنم/ یک دفعه یک لیست سی نفره از آبادگران که نه کسی می شناسدشون نه هیچی عین لیست رای میاره و بعد این آقایون کم کم همه جا رو اشغال می کنن. تا انتخابات دور پیش که احمدی از سبدشون بیرون میاد و میشه رئیس جمهور مردمی. کروبی دیوانه میشه و نامه می نویسه که چه و چه. می دونی چرا ما بیرون نریختیم چون به بی تفاوتی رسیده بودیم. چون می گفتیم بذار هر غلطی خواستن بکنن برای اغلبون مهم نبود حتی منی که اونبار رای داده بودم و همه تلاشمو کرده بودم که احمدی بیرون نیاد ته دلم خیلی هم مهم نبود. اما این بار مردم بیدار شده بودن. از بازی بد و بدتر شروع کردن اما در نهایت به این نتیجه رسیدن که میشه یه کارایی کرد. میشه تو همین نظام دوباره شروع کرد و این قضیه تبدیل به نون شبشون شد. طبیعیه که وقتی 80 درصد از مردم شرکت کردن چه تحلیلی پشت سرشه. اگرچه اگه اینبار هم مثل دفعات قبل یکم با برنامه تر تقلب می شد. یکم برای شعور مردم ارزش قایل می شدن می تونستن با زیرکی به خواسته شون برسن. اما اینبار هدفشون فقط بردن احمدی نبود. چند تا هدف رو با هم دنبال می کردن و می خواستن با یک تیر چند تا نشون بزنن. یکی انتقام از کروبی بود که به بدترین شکل ممکن گرفتن و تو دهنی به روشنفکرایی که پشتش بودن. انتقام از خاتمی بود که رکورد میزان رای رو داشت. کنار زدن هاشمی بود چون از معدود قدرت هایی بود که از اوایل انقلاب هنوز باقی مونده بود, اثبات مشروعیت تمام عیارشون به دنیا و چندین هدف ریز و درشت دیگه. و مهمترین اونها اینکه علنا به مردم بگن همینه که هست و شما هیچ کاری نمی تونین بکنین. تنها چیزی رو که پیش بینی نکرده بودن این بود که مردم تو سری خورده, تحقیر شده و ناامید ما اینطوری عکس العمل نشون بدن.
ستاره بارون | June 22, 2009 4:56 AM
ببخشید دوستان اهل فن
این عکس و روایت درست هستش ؟ایا؟
یعنی امار اقای رضایی به مرور زمان کمتر شده ؟ بجای اینکه بیشتر بشه
یا اشتباه از صدا وسیما بوده ؟ وزارت کشور ؟
خوب همین ها هستش که باعث شک و شبه مردم میشه
http://i41.tinypic.com/20kc77r.jpg
بينام | June 22, 2009 4:56 AM
دوستان
شک و شبه در اینجا بیشتر میشه که امار اولیه استان به استان در سایت رسمی کشور (وزارت کشور) حدود 100هزار اختلاف داره و عدد و درصدش با عدد و درصد اعلام شده برای اقای احمدی نژاد مغایرت داره
http://i42.tinypic.com/5mioh1.jpg
بينام | June 22, 2009 5:04 AM
خانوم ماندانا همه حرفهای شما درست.
اما به نظر شما ما مردم برای نشون دادن اعتراضمون به نبود آزادی و دموکراسی و برای مبارزه با زور چه راهی رو باید در پیش بگیریم
آیا قبول داری که وقتی قانون درستی وجود نداره وقتی مطبوعات آزاد و وقتی آزادی بیان نیست صاحبان قدرت خیلی راحت از آن به نفع خودشون استفاده می کنند. حالا هرکسی رو کار باشه خامنه ای رفسنجانی و یا حتی خود من.
خود من علت رای دادنم به موسوی این بود که بدنبال ذره ای تغییر حتی خیلی کم توی جامعه و مدیریت کلان کشورم بودم . یکمی فضای باز برای کار فرهنگی برای مطبوعات آزاد برای اطلاع رسانی دقیق و درست.
به نظرم کشور ما احتیاج زیاد به رشد فرهنگ داره که زرساختهای دموکراسی توش ساخته بشه.
واقعا نمی دنم چه راه حل دیگه ای ممکنه وجود داشته باشه که مردم بتونن تو سرنوشتشون اثر بزارند.
قهر کنند و یا منتظر بمونند که مورد حمله اسرائیل و آمریکا قرار بگیرند. و یا یه قدرت برتر و بااتر بیاد به دادمون برسه.
به نظر من بهترین راه همین بود که 85 درصد مردم و تمم کسایی که قبلا رای نداده بودند رای بدهند برای مبارزه هرچند کوچک با تندروی و تحجر.
و بعد از اون هم اعتراض مسالمت آمیز به نتیجه انتخابات خوب بود ولی اینکه مبارزات مدنی مردم اینطوری سرکوب میشه و اینطوری به خاک خون کشیده میشه برای همینه که صاحبان قدرت ازش سواستفاده می کنند.
فکر نمی کنم اینبار مردم بخوان عکس کسی رو تو ماه ببینند و با اینکه اعتقاد دارم که آدمی به امید زنده است فکر نمی کنم علت رقص و شادی اون جوونهایی که ازشون یاد کردید موسوی رفسنجانی و یا هر کس دیگه ای بود.
فکر می کنم برای امید به آینده ای بهتر برای ابراز عقیده و برای سهیم بودن در سرنوشت و برای دموکراسی و آزادی بود. و تمام وقایع بعدش هم به این علته که مردم خسته اند از تمام این بندها و توهین ها
و شاید بهترین راه شخصی برای نجات خودمون و نجات این کشورمون مهاجرت باشه که خود من گاهی بهش فکر می کنم که این کشور درست بشو نیست و شاید هم به عمر من قد نده بزارم برم که از یه بار فرصت زنده بودنم استفاده کنم.
خودخواهانه است اما چه میشه کرد.
نسیم | June 22, 2009 5:05 AM
ما با گذشت یک هفته و پس از اعلام این اشتباه توسط مردم سایت وزارت کشور تصحیح کرد اما به چه صورت
نقل قول"۱. آمار به صورت صفحات جداگانه برای هر استان ارایه شده. ۲. جمع ستون ها برای هر استان اومده. ۳. ایراد قبلی در مورد ۱۰۰۰۰۰ رای اضافی بندر عباس اصلاح شده! ۴. جالب اینجاست که وقتی روی جمع ستونها کلیک می کنید در بسیاری موارد فقط عدد مجموع نشون داده می شه و در موارد معدودی فرمول جمع دیده می شه! به نظر شما کارکنان وزارت کشور اعداد توی فایل اکسل رو دستی جمع می زنن و بعد وارد اکسل می کنن؟؟ 5. فایل قبلی رو ظاهرا شخصی به نام سارا هاشمی ساخته بوده ولی در فایل جدید اطلاعات فایل نمایش داده نمی شه! "
http://www.moi.ir/ostan.xls
بينام | June 22, 2009 5:06 AM
این هم ادرس منبع اخبار
http://balatarin.com/topic/2009/6/22/1002818
نمی گم این ها درست هستند و یا اشتباه
خودتان بقولی بالغ و عاقل و سالم و اگاه و من اضافه می کنم تحصیلکرده و اشنا با کامپیوتر هستید
راست یا دروغش را پیدا کنید و به ما هم اعلام کنید
بينام | June 22, 2009 5:13 AM
راستی
بنظر شما محمدعلی کشاورز
منافق - خس و خاشاک - یا بقول بعضی از دوستان همجنس باز پول گرفته است؟؟
http://www.youtube.com/watch?v=ljqahQBmwgQ
بينام | June 22, 2009 5:20 AM
شرمنده برای اینکه سو تفاهم نشه
لینک بالا اشتباه کپی پیست شده است
بينام | June 22, 2009 5:24 AM
ستاره بارون عزيز
ولي من برعكس تو فكر مي كنم كه چيزي كه اون دفعه وجود نداشت و اين دفعه وجود داره فقط يك چيزه: اين كه اون موقع كسي دست توي لونه زنبور نكرده بود. كسي عزمش رو جزم نكرده بود كه اون باندهاي فساد و رانت خواري كه 24 سال مال مردم رو خوردن رو رسوا كنه.و عملاً هم نشون بده كه اين كار رو انجام ميده.
اونها مي دونستن كه اگه دوباره احمدي نژاد بياد بالا حسابشون با كرام الكاتبينه.براي همين يه تيم مجهز رو بسيج كردن و احساسات مردم رو به كار گرفتن.الحق و والانصاف هم خوب عمل كردن و تونستن 13 مليون رو با خودشون همراه كنن.
كارشون همه جوره برنامه ريزي شده بود و هست.از انتخاب موسوي به عنوان كانديدا (كه به پشتوانه سكوت 20ساله ش دشمني نداشته باشه و بتونه از سد شوراي نگهبان رد بشه) تا انتخاب رنگ سبز به عنوان نماد ، تا كشوندن پاي جوونها و نوجوونهاي زير سن راي به طرف خودشون تا اونها به پدر و مادرشون فشار بيارن كه موسوي راي بدن و ....و حالا هم از هيچ كاري دريغ ندارن.
ديروز سازمان مجاهدين خلق رسماً بيانيه داده و از شورشهاي اخير تهران حمايت كرده.سايت كلمه ( كه سايت رسمي ميرحسينه) هم اون رو منتشر كرده.ولي ميرحسين نكرده يه بيانيه بده و نارضايتي خودش رو از اين حمايت اعلام كنه.حتماً پيش خودشون فكر كرده اند كه توي اين هاگير واگير يه طرفداري هم يه طرفداريه.حتي اگه اون طرفداري از طرف سازماني باشه كه دستش به خون يك عالم زن و مرد و كودك بيگناه در اول لنقلاب آلوده ست و همين الان هم دريغي نداره كه براي خوش خدمتي به دولتهاي خارجي كه تمام اين سالها بهشون پناه دادن و ساپورت مالي كردنشون ايران رو دودستي تقديمشون كنه.
اين خودش نشون مي ده كه قدرت براي ميرحسين و باند طرفداران پشت پرده ش چقدر مهمه.
اگه دفعه هاي قبل اعتراضي نشد براي اين بود كه اين باندهاي قدرت احساس خطر نكرده بودند و عزمشون رو جزم نكرده بودند كه مردم رو برعليه حكومت بشورونن و گرنه اين اتفاق سر هر انتخاباتي ممكن بود رخ بده.
يكي به من بگه هاشمي روز نمازجمعه آقاي خامنه اي كجا بود؟ ... چرا نيومده بود؟ اون نامه ي سرگشاده ي قبل از انتخابات و حرف زنش موقع راي گيري كه گفته بود " اگه موسوي انتخاب نشه يعني تقلب شده و مردم ساكت نمي مونن " معنيش چي بود؟ جز تعيين تكليف براي مردم؟! مثل هميشه!
ماندانا | June 22, 2009 5:27 AM
البته چیزی از دست ندادید
لینک فوق سخنرانی
جناب کدیور
دهباشی
و خانم حقیقت جو هستش
بينام | June 22, 2009 5:28 AM
نسيم جان
اعتراض حق مردمه و بايد انجام بشه. اما اعتراضي كه حتي اگه به نتيجه برسه هم نفعش نه براي مردم بلكه براي اون كسانيه كه اينهمه سال مردم رو مثل عروسك خيمه شب بازي توي دستهاي خودشون بازي دادن چه فايده داره؟ ...
اگه اين اعتراض به نتيجه برسه چي مي شه؟ انتخابات تكرار مي شه و در خوش بينانه ترين وضع اون گروه به قدرت مي رسن. خوب كه چي؟ مگه 24 سال سر قدرت نبودن؟ چي شد؟ چه گلي به سر اين مملكت زده شد؟ جز اين كه حالا به خيال اينكه مردم حاميشون هستن هر غلطي بخوان مي كنن و ديگه هيچ چي هم جلودارشون نيست.
بايد اعتراض كنيم ولي نه به تقلب در انتخابات. بايد مشخصاً به گروني اعتراض كرد - به بيكاري اعتراض كرد - به فضاي بسته ي فرهنگي اعتراض كرد - به ارشاد كه يك عالمه كتاب اونجا داره خاك مي خوره و متظر مجوزه (و 5 تا از كتابهاي ترجمه شده ي خود من هم جزو اونها هستن) اعتراض كرد. بايد به همون چيزهايي اعتراض كرد كه هدفمونه و رنجمون ميده. چه فايده داره به چيزي اعتراض كنيم و جونمون رو سرش بذاريم كه به فرض نتيجه دادن ، نتيجه ش مال كساني باشه كه ثابت كرده اند نگاهشون به مردم فقط يك نگاه وسيله ايه! وسيله اي براي كسب و ماندن در قدرت.
ماندانا | June 22, 2009 5:45 AM
مريم
این کرام الکاتبین در طول 4 سال کجا تشریف داشتند. کاش به این اموری که جنابعالی فرمودید رسیدگی می کردند در بخشهای دیگر کمتر افتضاح به بار می آمد.
ها.شمي به نظرم جواب هر چه را كه كرده داره پي ميده . ا.ن. هم پس خواهد داد. اين داره از نردبان ها.شمي ميره بالا و به هيچ عنوان هيچ كاري نكرده كه قصدش رو در مبارزه با فساد نشون بده. كاش يك كم به آدمهاي اطرافش و روابطشون نگاه مي كردي. اوني كه احساس خطر كرده و باندش رو مع كرده يكي ديگه است. اين مردم به حمايت از هاشمي نيست كه به صدا در آمده اند. اگر ا.ن. در مناظره هايش اسمي از ها.شمي نمي آورد حتي پايش هم به انتخابات كشيده نمي شد.
الناز | June 22, 2009 5:48 AM
اشتباه نوشتم مريم. مخاطب ماندانا بود.
الناز | June 22, 2009 5:51 AM
الناز جان:
مي دونم كه مردم به حمايت از هاشمي نمي رن توي خيابون.ولي مطمئنم خيلي هاشون اين رو هم نمي دونن كه آخر سر نفع تمام سينه سپر كردنهاي اونها مي ره توي جيب آقازاده هاي اين مملكت!
بزرگترين هنر آين آقا زاده ها همين بوده كه پشت سر موسوي قايم شده اند و هيچكس نمي دونه كه با حمايت از موسوي درواقع داره از اونها طرفداري مي كنه.
تمام مشكل ما ايراني ها اينه كه يا افراط مي كنيم يا تفريط ! نه به اون كه اينهمه سال اينهمه بدبختي كشيديم و حرف نزديم ، نه به حالا كه خشمي كه توي گلومون گير كرده رو داريم توي يه راهي صرف مي كنيم كه به فرض نتيجه دادن نفعي برامون نداره.
فكر مي كني اگه موسوي بياد با اينهمه گرگي كه دور و برش رو گرفته اند و براي راي آوردنش ميلياردي هزينه كردن چيزي براي من و تو مي مونه؟ باور كن اين موسوي كه از جون جوونهاي مردم براي راي آوردن خودش هزينه مي كنه اگه به قدرت برسه از همه ديكتاتورتره.وگرنه حقش اين بود كه آقا منشانه كنار بكشه و نذاره اينهمه جوون بيخودي پرپر بشن.
البته حالا ديگه موسوي اگه خودش بخواد هم نمي تونه عقب بكشه.چون احمدي نژاد لايحه ي "از كجا آورده اي " رو دوباره به مجلس فرستاده .عيب و ايرادهايي كه باعث شد دفعه ي قبل مجلس بهش راي نده رو هم برطرف كرده. ديگه خطر بيخ بيخ گوش آقازاده هاست.اين دست پا زدنها و كوتاه نيومدنهاشون هم دقيقاً به همين خاطره.احمدي نژاد در كنار تمام معايبش اين يه حسن رو داره كه گير سه پيچه و سر رو كم كني هم كه شده كار خودش رو مي كنه.
ماندانا | June 22, 2009 6:16 AM
من هی با خودم قرار میذارم فقط یه خواننده باشم و حرفی نزنم ولی هی نمیشه!
"اونها مي دونستن كه اگه دوباره احمدي نژاد بياد بالا حسابشون با كرام الكاتبينه.براي همين يه تيم مجهز رو بسيج كردن و احساسات مردم رو به كار گرفتن.الحق و والانصاف هم خوب عمل كردن و تونستن 13 مليون رو با خودشون همراه كنن"
خب این یعنی شما همین 13 ملیون هستین که وزارت کشور اعلام کرده و بیخود توهم برتون داشته فکر میکنین یه مقدار بیشتر از این هستین
"كارشون همه جوره برنامه ريزي شده بود و هست.از انتخاب موسوي به عنوان كانديدا (كه به پشتوانه سكوت 20ساله ش دشمني نداشته باشه و بتونه از سد شوراي نگهبان رد بشه)"
این یعنی اعتراف به اینکه شما هم قبول دارین شورای نگهبان هرکسی رو که باهاش دشمنی داشته باشه بی خود و بی جهت رد صلاحیت میکنه. دقت کنین دیگه بعد از این همچین جملاتی از دستتون در نره!
"كشوندن پاي جوونها و نوجوونهاي زير سن راي به طرف خودشون تا اونها به پدر و مادرشون فشار بيارن كه موسوي راي بدن"
اگه این حرف درست باشه باز صد رحمت به اینها که به پدر و مادرشون فشار میارن! نه مثل بعضی ها که از همه امکانات دولتی و بیت المال و .. هزینه میکنن تا مردم رو فریب بدن. آدم به خواست بچه اش عمل کنه بهتره تا به خاطر سیب زمینی به کسی رای بده
"ديروز سازمان مجاهدين خلق رسماً بيانيه داده و از شورشهاي اخير تهران حمايت كرده.سايت كلمه ( كه سايت رسمي ميرحسينه) هم اون رو منتشر كرده."
یا شما فرق بین سازمان مجاهدین خلق و سازمان مجاهدین اسلامی رو نمیدونین!!!! یا اینکه به عمد دارین شیطنت میکنین!
آدم یاد مناظره احمدی نژاد و کروبی میفته که مطلب روزنامه اعتماد رو به اعتماد ملی نسبت داده بود!
واقعا برای من جالبه همونطور که ا.ن. وقتی یه سوال ساده ازش میپرسن زمین و زمان رو به هم میدوزی و از همه چیز حرف میزنه بجز جواب اون سوال ( و تازه این رو هم از زرنگی هاش میدونه!) طرفداراش هم دقیقا همین مدل هستن. ما یه سوال ساده پرسیدیم "رای ما کجاس؟"
در جوابش یا حرف از هاشمی و منافقین و دخالت بیگانگان و آبروی کشور و کودتای مخملی زدن یا جواب ما رو با باتوم و گاز اشک آور و گلوله دادن
فندق | June 22, 2009 6:59 AM
من یادم رفت بگم این بخش های توی گیومه به نقل از یکی از کامنت های بالاس
فندق | June 22, 2009 7:01 AM
خانوم فندق چرا اينقدر عصبي هستي؟
حرفهاي من چه ربطي به احمدي نژاد داره؟
همين جمله ي " راي من كجاست" كه شما مي گي رو هم همين ها توي دهن شما انداختن و مدام تكرارش مي كنين.چقدر هم تميز و روانشناسانه اين كار رو كرده اند.وگرنه چرا دور قبل كه باز هم توي انتخابات شك و شبهه بود صدا از كسي در نيومد؟به قول انارتوي پست قبليش "خوبه که از خودمون سئوال کنیم چرا در تمام نه دوره گذشته هیچ وقت این شک وجود نداشت؟ این مردمی که امروز به خیابون میاند نه دوره گذشته صد در صد از نتیجه انتخابات راضی بودند؟ همیشه کاندید مورد نظرشون رئیس جمهور بود؟ هیچ وقت هیچ مشکلی با نتیجه انتخابات نداشتند؟ " ... من مي گم حلقه ي مفقوده در اين وسط وجود كسايي پشت سر موسويه كه اين روزها منافعشون بدجوري به خطر افتاده.كسايي كه يه بار مزه ي اينكه مردم رو بفرستن جلو و خودشون در امنيت كامل به لفت و ليسشون برسن رو چشيده اند و حالادارن دوباره همون كار رو انجام مي دن.
اگه شما دوست داري فدايي آقازاده ها بشي و بري براشون جلوي "باتوم و گاز اشک آور و گلوله " سينه سپر كني تا شكمهاشون چاق تر بشه كسي جلوتون رو نگرفته.راه باز و جاده دراز. من نظرخودم رو گفتم. با هم دعوا كه نداريم!
ماندانا | June 22, 2009 7:30 AM
من با فندق به شدت موافقم ..............
ما چي مي گيم ؟
مي گيم چرا توي اون همه دوره كه راي داده شد .... هيچكس نگفت تقلب توي كار بوده ..؟ واللا ما از اون موقع كه يادمون مياد مجلس هميشه راستي ها... راي آوردن . رهبر هم كه هر كس رو تاييد مي كرد درست بود و ........... واللا يه بار هم حتي به ذهن پدر مادرامون نرسيد كه تقلبي در كار بوده .
ترو خدا نياين فرمول رياضي بذارين جلومون و بگين كه اره رنگ سبز بيشتر نام داشته و... شماها توهم ورتون داشته بوده و شما طرفداراي موسوي با طرفداراي ديگه ي موسوي دوست بوديد و ..............
از اين خزعبلات .....
يه جواب ديگه هم بدم به ماندانا
عزيز دلم !!!!!!!!!! ادم ها وقتي احساس كنن به شعورشون توهين شده ... از جا بلند ميشن يا داد مي زنن يا اكشن نشون ميدن ... يا ميرن مي زنن تو ي دهن اوني كه بهشون توهين كرده . مخصوصا وقتي كه حس كنن اون آدم توهين كننده عمدا اين كاررو كرده و فكر كرده طرف هيچ چي بارش نيست .
توي دوره خاتمي و رفسنجاني هم ما همين رهبريت و ..تفكر غالب رو داشتيم كه هر كي با ما همفكر نيست يا ملحده يا دزده ... يا ضد ولايت مطلقه ي فقيهه ....
و مشكل از همين جا شروع شد . دقت كنيد .......
وقتي يكي همفكر شما نيست شما اگه روشنفكر باشيد خوب گوش مي دهيد با خوب هيش موافقت مي كنيد و بد هايش رو نقد مي كنيد .درسته . و اگه تند رو باشيد اصلا گوش نميديد و ميريد توي همون گروهي كه فعلا منظورم با اونهاست . همون هايي كه موسوي و كروبي قبولشون ندارن
بله ...ميشه دست رو دست گذاشت و به همين موسوي و ......اينها هم نچسبيد تا يه اب باريكه پيدا كرد (البته من اسمش رو آب باريكه نمي ذارم ها ) و ميشه هم زد زير همه چيز و نظام رو كن فيكون كرد .
من با اصل نظام مخالف نيستم ها . اينو بگم ........ و از اون هايي هم نيستم كه از اسلام بدم بياد واسه اين كه چند تا مسلمون دزد و غارتگر ديدم .
لطفا اصل يه موضوع رو ربط نديد به پيروان و داعيع داران اون گروه
ببخشيد عجله داشتم خوب و كامل حرف نزدم !!!!!!!
zizi | June 22, 2009 7:32 AM
این آخری که سازمان مجاهدین هم تو سایت موسوی بیانیه گذاشته دیگه آخرش بود. علنا به آدم می گن بابا ول کن ما همینطوری یه چیزی می گیم که گفته باشیم. شما چرا جدی می گیرین و تحلیل می کنین؟
فقط اینو هم بگم که زیاد هم از موندن احمدی نژاد ناراضی نیستم. چون دلم می خواد اولا تاوان کارایی که کرده رو خودش پس بده, ثانیا حتما باشم و ببینم آیا دایره مفاسد اقتصادی اش از هاشمی ای که بیست ساله تبدیل به اسطوره شده و بچه ده ساله هم با انگشت نشونش می ده فراتر می ره و انگشتش به سمت اونایی که مردم تا به حال حتی عکسشون رو هم ندیدن خواهد رفت یا نه؟
دیگه اینکه چیزی که ما تا امروز به دست آوردیم به هیچ وجه کم نبوده و نیست. مهم تر از همه این بود که حساب خودمون رو از حاکمیت جدا کردیم و این مهم ترین دستاوردمون بود و اولینش.
ستاره بارون | June 22, 2009 7:41 AM
ستاره بارون عزيز
چرا وقتي اطلاع از چيزي ندارين نفيش مي كنين؟ اين هم لينك بيانيه سازمان مجاهدين توي سايت كلمه:
http://kalemeh.ir/vdch.6nwt23nqiftd2.txt
ماندانا | June 22, 2009 7:57 AM
براردان بسیجی
http://www.youtube.com/watch?v=Fa1pWGB5dmw&eurl=http://www.facebook.com/home.php%3Fref%3Dhome&feature=player_embedded
امادگی رزمی ! سر گرمی
اگر کلمه مناسبی پیدا کردید به من بگید
بينام | June 22, 2009 7:57 AM
ماندانا جان من اصلا عصبی نیستم و کامنتم هم لحن طنز داشت ولی مثل اینکه شما عصبانی شدین!
درباره تقلب هم خیلی ها مثل من مدت هاس رای هاشون به حساب نمیاد ولی اتفاقی که این دوره افتاده اینه که آقایون خیلی مردم رو احمق فرض کردن و حتی به خودشون زحمت ندادن یه کم درست حسابی تقلب کنن! باور کن اگه یه کمی با برنامه تقلب میکردن و انقدر اشتباه نداشتن اینطور صدای همه در نمیومد ولی مثل اینکه برای احمدی نژاد فقط این مهم بود نکه رکورد خاتمی رو بزنه! خب این هم شده نتیجه اش
خیالتون راحت باشه من واسه کسی الکی سینه سپر نمیکنم شما هم لازم نیست فکر چاق شدن آقا زاده ها باشین فوقش میان تو گروه خودمون لاغر میکنن ؛)
فندق | June 22, 2009 8:05 AM
مجید جان دلبندم سازمان مجاهدین خلق با سازمان مجاهدین اسلامی فرق داره
فندق | June 22, 2009 8:08 AM
ماندانا خانم
کامنت فندق را ندیدی !! دوباره بخون
و بر اشتباهت پا فشاری نکن
ماندانا"ديروز سازمان مجاهدين خلق رسماً بيانيه داده و از شورشهاي اخير تهران حمايت كرده.سايت كلمه ( كه سايت رسمي ميرحسينه) هم اون رو منتشر كرده"
سازمان مجاهدین خلق؟
کپی از سایت کلمه"بيانيه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران / اقتدارگرایان میکوشند حقایق را وارونهنمایی و واقعیات را تحریف کنند"
سازمان مجاهدین خلق = سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
فکر کنم این 2 تا رو اشتباه گرفتید با هم
ولی اگر فکر می کنید این ها یکی هستند که خوب بحثی نیست
بينام | June 22, 2009 8:10 AM
ستاره بارون جان اتفاقا من هم خیلی دوست دارم ببینم احمدی نژاد چجوری میخواد تو این شرایط که هیچ کس قبولش نداره کشور رو اداره کنه. اکثر افراد معترض از همون طبقه ای هستن که میتونن کار رو حسابی براش سخت کنن :)
فندق | June 22, 2009 8:11 AM
زي زي جان همه حرف من هم همينه . شما چرا فكر كردين به شعورتون توهين شده؟ ... خواهشاً يك لحظه چشمهات رو ببند و بدون پيش داوري به سوالم جواب بده.تكرار مي كنم: بدون پيش داوري.
سوال من اينه.وقتي يكي از مدتها قبل از انتخابات هي توي گوش ملت بخونه آي مواظب باشين مي خوان توي انتخابات تقلب كنن. خودكار با خودتون ببيرين . اول صبح برين راي بدين . تا راي ندادين از حوزه ها بر نگردين. توي صندوقهاي سيار راي ندين. كميته ي صيانت از آرا ( كه تا به حال توي انتخابات ايران سابقه نداشته) تشكيل بدن و ... خوب آدم يواش يواش از نظر رواني اين آمادگي رو پيدا مي كنه كه توي نتيجه انتخابات شك كنه. اين حساسيت توش به وجود مياد كه پس اگه موسوي راي نياره حتماً تقلب شده. دقيقاً همون چيزي كه خانوم آقاي هاشمي موقع راي دادن گفت! ... باز هم داريم همون مسيري رو ميريم كه اونا برامون تعيين كرده اند. درست مثل تمام اين سالها.
اصلاً مي خوام بدونم كه چرا اون موقعي كه پدرها و برادرهاي ما داشتن جلوي توپ و تانك پر پر مي شدن و آقايون اينجا مشغول پر كردن جيبهاشون و گرفتن پورسانتهاي آنچناني و له كردن اقتصاد كشور بودن كسي احساس نكرد به شعورش داره توهين مي شه؟ ... چراحالا كه مثل روز شنبه اي مردم رو ميفرستن جلوي گلوله ها و خودشون يه گوشه قايم ميشن و مدام بيانيه ميدن كسي فكر نمي كنه به شعورش توهين شده؟ ... خواهش مي كنم يك كم منطقي فكر كن.
ماندانا | June 22, 2009 8:23 AM
فندق عزيز
مگه سري قبل با نفوذ و ثروتشون كار رو براش سخت نكردن؟ مگه گوجه فرنگي رو نكردن كيلويي 2500 تومن ؟ مگه قيمت مسكن رو يهويي نجومي بالا نبردن؟ مگه ماجراي پودر ماشين لباسشويي رو يادت رفته؟ و ... سختيش مال كي بود؟ جز خود ماها مردم؟ معلومه كه اين افراد به ملت رحم نمي كنن و به هر قيمتي شده ازش انتقام مي گيرن.شك نكن. از همينجا بفهم كه اگه به قدرت برسن چقدر دلسوز ملتن.
ايراني اگه ايراني باشه ، اگه قلبش براي وطنش بطپه و آرزوي سربلندي اون رو داشته باشه هر بلايي هم كه سرش بياد كوتاه مياد تا جلوي پيشرفت كشورش گرفته نشه. صرف نظر از اينكه چه دولتي توي كشورش حاكمه تمام تلاشش رو براي پيشرفت و سربلندي كشورش مي كنه. وگرنه بايد به ايراني بودنش شك كرد.ديگه حق نداره اسم فردوسي رو بياره كه مي گه: " چو ايران نباشد تن من مباد "
اينا مي گن: چو من نباشم ايران مباد!
ماندانا | June 22, 2009 8:39 AM
ماندا خانم
اگر پیشرفتی بود
(((از نوع کلان و واقعا به نفع ملت نه یک قشر خواص ما نمی خواهیم مثل کشورهایی باشیم که انرژی هسته ای دارند ولی برای قدرت دولت هستش و ملت از زور گشنگی ناموس فروشی می کنند)))
ما کلاهمان را بر میداشتیم و تا نوک دماغمان به زمین بخوره خم می شدیم و تعظیم می کردیم
دریغ است که (بگذاریم) ایران شود
کنام روباهان و شغالان شود
بينام | June 22, 2009 9:02 AM
فندق جون
ما قول میدیم کارو براش سخت نکنیم. اتفاقا در کمال آرامش می شینیم و نگاه می کنیم که آخر و عاقبتش به کجا می رسه؟ بیشتر منظورم نتایج قوانین اقتصادیشه تا سیاسی. دلم می خواد ببینم این برنامه قجری اقتصادیش که خیلی از مردم بدبخت فریبشو خوردن تهاش چی میشه؟ هر چند پول نفت سرازیر میشه و اجازه نمیده سرانجام کارهاش حسابی رو شه. در عین حال من بر این باورم که به زودی بازیگرداناش قربانیاش میکنن متاسفانه!
ماندانا جون
امیدوارم شما هم یه مطالعه ای کرده باشی و فرق بین مجاهدین خلق و اسلام رو متوجه شده باشی. گاهی خوبه آدم کمی گوش کنه و مرتب حرف خودشو تکرار نکنه. البته هیچ کدوم از ما مبرا از اشتباه نیستیم.
ستاره بارون | June 22, 2009 9:03 AM
خانوم آزاده این کامنتتون رو پاک کردم برای اینکه خیلی صادقانه دلم میخواد بتونم برگردم ایران و دوست ندارم به خاطر این گروه نتونم. عقاید شما برای من محترمه اما اجازه انتشار این یک کامنت از توان من خارجه. -انار
آزاده | June 22, 2009 9:19 AM
شماها از احمدي نژاد ايراد ميگيريد كه به مسائل جزئي گير مي ده تا حرف اصلي گويده رو بي جواب بذاره.خوب خودتون هم كه دارين همين كار رو مي كنين؟ گيريم سازمان مجاهدين خلق با سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي تفاوت داشته باشه. اين چه ربطي به حرف من داره؟ آيا جواب حرف منه؟ آيا اصل حرف من رو نفي مي كنه؟
مشكل شماها همينه كه فكر مي كنين همين چيزي كه فكر مي كنين درسته و ديگران همه دارن اشتباه مي كنن... همه چيز بايد يا سياه باشه يا سفيد. اگه كسي از موسوي حمايت نكنه داره حرف اشتباه مي زنه .حالا اينكه دليلش چيه اصلاً مهم نيست.
مشكلي نيست. اين سايت اسمش "افكار"ه و براي اينه كه افكار مختلف توش مطرح بشن . نه اين كه تا يكي يه نظر يك كمي مخالف داشت در مقابلش جبهه بگيريم و با تمسخر و خرده گيري با هم برخورد كنيم.
ماندانا | June 22, 2009 9:19 AM
ماندانا جان تمام مواردی که اسم بردین و خیلی مشکلات دیگه همه ناشی از سیاست های اقتصادی غلطه خود احمدی نژاده منتها طبق معمول به جای اینکه واقعیت رو بپذیره سعی میکنه دیگران رو مقصر جلوه بده! دیگه همه ما اون مصاحبه تلویزیونیش رو یادمون هست که در جواب مجری که ازش راجع به گرونی پرسید با وقاحت تمام برگشت گفت گرونی وجود نداره و این شایعه ای هست که مخالفان من ساختن!!! و بعد البته طبق عادتی که داره همین حرف خودش رو هم انکار کرد و گفت من نگفتم!!!
ولی حرف من این نبود
من دارم از رئیس جمهوری حرف میزنم که هیچ پشتوانه ای نداره
مردم و مخصوصا قشر تحصیل کرده و متخصص نه تنها قبولش ندارن بلکه دروغ گو میدوننش. با توجه به اخلاق بدش حتی تو جناح حاکم و همفکراش هم مشکل داره. با مراجع اختلاف جدی داره که دیگه کاملا علنی شده. با اقلیت های دینی هم مشکل داره
از نظر بین المللی هم که دیگه گفتن نداره
با این قضیه تقلب انتخاباتی و سرکوب و کشتار مردم هم که دیگه کوچیکترین آبرویی براش باقی نمونده
حالا این جناب رئیس جمهور چجوری میخواد کار کنه؟!
البته احمدی نژاد انقدر پر رو هست و اعتماد به نفس کاذب داره که فکر کنه از پس همه اینا برمیاد
فندق | June 22, 2009 9:32 AM
ماندانا, ایرادی که به احمدی نژاد وارده جزئی نگری نیست. دقیقا اینه که وقتی کسی اشتباهشو بهش گوشزد می کنه با نشنیده گرفتن و موضع کوچه علی چپ به صحرای کربلا میزنه و کاری میکنه که دیگران فراموش میکنن که اصلا موضوع بحث چی بوده؟
مساله شما هم دقیقا مربوط به موضعتون نسبت به موسوی بود و اشاره کردین که حتی بیانیه سازمان مجاهدین خلق رو تو سایتش گذاشته و داره حمایت آشکار می کنه و خوشحاله که به طرفداراش اضافه شده و مهم نیست براش که دست اینا به خون ملت خون ملت آلودهاست.
خوب عزیزم انتظار نداری که در جوابت بگیم گوجه فرنگی امروز کیلویی چنده؟
باید اگه حرفت درسته بپذیریم و اگه غلط بهت گوشزد کنیم.
اشتباه شما یک اشتباه غلط املایی نبود, یک اشتباه عمده بود که با نادیده گرفتنش حیثیت ما زیر سوال می رفت. اگه هنوزم فکر می کنی اشتباه می کنم خوشحال میشم توجیهام کنی.
در ضمن من شخصا به شدت با سیاه و سفید مخالفم و خودم هم شدیدا خاکستریام. به نظر من قطعی ترین نظرات هم نسبیان. حتی نظرات خودم.
ستاره بارون | June 22, 2009 9:38 AM
ببینین ماندانا جان این دقیقا حرف شماس
"ديروز سازمان مجاهدين خلق رسماً بيانيه داده و از شورشهاي اخير تهران حمايت كرده.سايت كلمه ( كه سايت رسمي ميرحسينه) هم اون رو منتشر كرده.ولي ميرحسين نكرده يه بيانيه بده و نارضايتي خودش رو از اين حمايت اعلام كنه.حتماً پيش خودشون فكر كرده اند كه توي اين هاگير واگير يه طرفداري هم يه طرفداريه.حتي اگه اون طرفداري از طرف سازماني باشه كه دستش به خون يك عالم زن و مرد و كودك بيگناه در اول لنقلاب آلوده ست و همين الان هم دريغي نداره كه براي خوش خدمتي به دولتهاي خارجي كه تمام اين سالها بهشون پناه دادن و ساپورت مالي كردنشون ايران رو دودستي تقديمشون كنه.
اين خودش نشون مي ده كه قدرت براي ميرحسين و باند طرفداران پشت پرده ش چقدر مهمه."
و بعد هم حتی آدرس سایت دادین
بعد تو این کامن آخری میگین:
"گيريم سازمان مجاهدين خلق با سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي تفاوت داشته باشه. اين چه ربطي به حرف من داره؟ آيا جواب حرف منه؟ آيا اصل حرف من رو نفي مي كنه؟"
من دیگه چی بگم خودتون قضاوت کنین دیگه!
فندق | June 22, 2009 9:40 AM
مرسی ستاره بارون جان که انقدر خوب توضیح دادین
فندق | June 22, 2009 9:43 AM
ماندانا من نمیدونم چرا فکر میکنی ما در برابرت جبهه گرفتیم؟
شما داری نظرت رو میگی ما هم نظرمون رو میگیم و با هم بحث میکنیم فقط مسئله اینجاس که طرفدارای شما تعدادشون کمه و الان شما حس میکنی که ما چند نفری داریم به شما یه نفر حمله میکنیم. مخصوصا چون استدلال هاتون هم ضعیفه این حس شما بیشتر تقویت میشه. وگرنه ما نه دعوا داریم نه دشمنی نه جنگ و جدل. هرکدوم داریم نظرمون رو میگیم
فندق | June 22, 2009 9:47 AM
فندق جان خودتو اذیت نکن مگه میتونی کسی که خودشو به خریت (ببخشید به خواب) زده رو بیدار کنی؟
sib | June 22, 2009 9:52 AM
فندق جان گيريم اين يه اشكال به حرف من وارد باشه.ولي مگه اين تنها دليل من براي اثبات حرفم بود؟ ... لطفاً اول حرفهاي من رو خوب هضم كنين و بعد موضع بگيرين.
خيلي دلم مي خواد بدونم استدلال قوي(!) شما براي اثبات تقلب در انتخابات چيه كه استلال من رو بر اين كه ملت مثل هميشه كلاً سركار هستند رو ضعيف مي دونين... چرا نمي خواين باور كنين كه اينها همه ش بازي سياسي مافياي قدرت و ثروته. اين وسط موسوي و احمدي و نژاد بهانه ن. شعار " راي من كو" بهانه ست. مردم هم چيزي نيستند جز عروسكهايي كه اين بار توي سناريوشون نوشته شده كه بايد رايشون براشون حكم ناموس رو پيدا كنه و به خاطرش جلوي حكومتي كه مطلوب آقايون نيست بايستند. بايد هر روز بيانيه داد و تحريكشون كرد كه حتي به قيمت جونشون جلوي حكومت بايستند چون اين حكومت نمي ذاره آب خوش از گلوي آقايون پايين بره. ... اگه دوست دارين جاده صاف كن آقايون باشين مانعي نيست.باز هم داد بزنين "راي من كو" ! ...
ضمناً سيب عزيز واقعاً از ادبت لذت بردم! ... البته شايد براي همين بوده كه هميشه توي سرمون زده اند.چون حتي خودمون هم به همديگه رحم نمي كنيم!
ماندانا | June 22, 2009 10:48 AM
اين هم فقط جهت اطلاع از ميزان شجاعت آقاي موسوي. باور كنين من فكر مي كنم اگه تحت فشار كسايي كه ميلياردي روش سرمايه گذاري كرده اند نبود همون صبح شنبه به احمدي نژاد تبريك گفته بود و راي كسي هم اين وسط گم شده تلقي نمي شد.درست مثل دفعه هاي قبل:
" يك پژوهشگر سياسي با اشاره به دعوت موسوي به ادامه آشوبها گفت: آقاي موسوي كه امروز اينچنين بر چهره جمهوري اسلامي پنجه ميزنند، كاش در زمان رژيم طاغوت هم اهل اقدام و مقابله از اين دست بودند.
عبدالرضا داوري اظهار داشت: آقاي مهندس موسوي از سال 1343 وارد دانشگاه شده و در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي نيز 37 ساله بوده اند. در آن دوران ميانگين سن آغاز مبارزه با رژيم پهلوي 19 سال بوده است و سوابق نشان مي دهد با اينكه جناب ميرحسين موسوي در آغاز نهضت امام خميني در سال 42 دانشجو بودهاند اما حتي يك روز بازداشت و محكوميت سياسي را در رژيم گذشته كه با كمترين بهانهاي فعالان سياسي را دستگير مي كردند، تجربه نكرده است.
وي همچنين اضافه كرد: آقاي ميرحسين موسوي و خانم زهره كاظمي همسر محترمشان در دوران ستمشاهي حتي هراس داشتند كه پاي تابلوهاي نقاشياشان نام واقعي خود را درج كنند، بهطوري كه در نمايشگاه نقاشي حسينيه ارشاد در سال 52 با اسامي مستعار "حسين رهجو" و "زهرا رهنورد" حضور يافتند.
اين پژوهشگر سياسي افزود: مشي عافيت طلبانه موسوي در شرايطي بود كه پيروان امام خميني(ره) شجاعانه نام خود را پاي اطلاعيه هاي ضد سلطنتي درج مي كردند و هزينه مبارزات را زير شكنجه مي پرداختند.
وي ادامه داد: آقاي موسوي از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷، به تدريس «تاريخ تمدن و فرهنگ و معمارى» در دانشگاه ملى ايران (شهيد بهشتي كنوني) مشغول مي شود كه بديهي است چون سابقه اي در مبارزه عليه رژيم ستمشاهي نداشته، ساواك نيز با تدريس او در دانشگاه ملي ايران مخالفتي نمي كند و نتيجه استعلامهايش مثبت بوده است.
داوري افزود: خانم زهرا رهنورد هم از سال 1355 تحصيل در امريكا را به ماندن در ايران ترجيح مي دهد كه اين سفر هم تا آستانه پيروزي انقلاب اسلامي ادامه مي يابد.
وي در پايان تأكيد كرد: كاش آقاي موسوي و همسرشان كه مقاومتي در برابر نظام استبدادي و وابسته پهلوي از خود بروز نداده اند، كمي به گذشته نگاه كنند و در رفتارهاي امروزشان كه سراسر پنجه زدن بر چهره نظام مردمسالار و مستقل جمهوري اسلامي است، تجديدنظر كنند."
ماندانا | June 22, 2009 11:23 AM
ماندانا یعنی هیچی که به ذهنت نرسید شروع کردی ترور شخصیت؟ زشت نیست تو رو خدا این رفتار؟
anar | June 22, 2009 11:41 AM
متن خوبی بود ماندانا ممنون
نشون میده کارو به جایی رسوندن که آدمهایی تا این حد آروم و دور از خشونت به اینجا رسیدن.
نشون دهنده وضعیت تکان دهنده عصر ماست.
ستاره بارون | June 22, 2009 11:52 AM
راستی تو که به چهره مردم سالار و مستقل جمهوری اسلامی اعتقاد داری چرا از اول حرفاتو یه جور دیگه زدی و مواضع واقعیتو نگفتی. باور کن هیچ اشکالی نداشت.
ستاره بارون | June 22, 2009 11:55 AM
باشه انار خانم مشكلي نيست. مرسي كه گفتيد
آزاده | June 22, 2009 12:05 PM
خامنهاى در موضعگيرى جمعه نشان داد كه خط قرمز او تن دادن به رياست جمهورى موسوى است كه در اين شرايط داخلى و منطقهاى و بينالمللى به كنار زدن يا ميان تهى كردن ولىفقيه منجر مىشود.
بنابراين هر طور شده مىخواهد پاى گماشته خود احمدىنژاد را در مسند رياست محكم كند. بنابراين تلاش مىكند موسوى را با امتيازهاى فرعى جذب يا خنثى نمايد، يا با ارعاب و تهديد كنار بزند و مانند منتظرى بهنحوى نمدمال و از دور خارج كند. فعلا دستگيرى يا حذف فيزيكى موسوى نمى صرفد و نتيجه معكوس دارد مگر اينكه كار به جاى باريك برسد و وضعيت رژيم آنقدر خراب باشد كه چارهيى جز اين پيدا نشود.
موسوى هم يا بايد مانند خاتمى در قيام تير 78 كرنش و خيانت كند و يا از ولايتفقيه كه مجدداً به آن اعلام وفادارى كرده است فاصله بگيرد.
آزاده | June 22, 2009 12:16 PM
ماندانا جان اینترنت من دایل آپه که به مرحمت آقایون انقدر کند شده و مرتب دی سی میشه که هربار لود شدن این صفحه به اندازه عمر نوح زمان میبره! واسه همینم اگه دقت کرده باشی من همیشه کلی کامنت عقبم و با تاخیر جواب میدم
شرمنده ولی من ترجیح میدم تو این شرایط سانسور وحشتناک از این حداقل امکانی که دارم بیشتر برای دنبال کردن خبر ها استفاده کنم تا شمردن هزاران دلیل تقلب برای شما که اگه میخواستین بشنوین حتما تا حالا شنیده بودین
اگرم امروز وارد این بحث شدم فقط به خاطر حرف نادرستی بود شما زدین و سعی کردین موسوی رو به منافقین مربوط کنین وگرنه من نه قصد قانع کردن کسی رو دارم نه اعصاب بحث اونم به شیوه احمدی نژادی! تو همون کامنت اولم هم گفتم که بیشتر دوست دارم خواننده باشم
حرف آخر هم اینکه پرونده موسوی و همسرش انقدر پاک و روشنه که با این روش های زشت و کثیف نمیتونین لکه دارش کنین
فندق | June 22, 2009 12:27 PM
مرسي فندق گلم كه اينقدر صريح و روشن و خوب و با دليل جواب مي دهي .
ماندانا جونم !!!!!!!! تو رو خدا پرونده ي موسوي و رهنورد رو ديگه وسط نيار ..چون حتي مخالفان اين گروه هم اگه بخوان در حد بسيار كمي هم وجدان به خرج بدهند از پرونده ي اين دو تا آدم چيز بدي در نميارن .
لطفا براي بحث هم اينقدر از تخريب ديگران استفاده نكن . ماها داريم با هم بحث مي كنيم نه دعوا عزيزم
زي زي | June 23, 2009 12:14 AM
واقعا برای من جالبه که کسی که کوچکترین اطلاعی از وضعیت سیاسی ایران و حداقل احزاب و نیروهای داخل نظام نداره، میاد اینجا و توی چند تا وبلاگ دیگه یک کامنت رو تکرار میکنه و به همه برچسب میزنه. (حالا تازه خوشبین بودم و گفتم که ماندانا خانوم از جریانات اطلاع نداره، وگرنه با این روشی که ایشون صحبت میکنند فرض را میتوان بر غرض گذاشت)
دوستان گفتند، اما من هم میگم، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی یکی از احزاب داخل نظام است که حتی برخی از اعضای آن در طول دوران انقلاب مسوولیتهای هم داشته اند، از جمله بهزاد نبوی و تاج زاده.
سایتشون رو هم اگه برید ببینید، میبینید که حتی برای راهپیمایی 22 بهمن هم دعوت کرده اند. "سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران"
http://www.mojahedin-enghelab.net/default.aspx
باور بفرمایید اگر در مورد موضوعی اطلاعی ندارید، صحبت نکنید بسیار بسیار سنگین تر است!!!!!
جام طلا | June 23, 2009 3:16 PM
forgotten dadaist pdas chill gain program ambassador purposecruz raghavneetu essay deck
Buy viagra | March 4, 2010 9:30 PM
subsidies said female hurricane receivables isro continues creation yearsinfant budgetary grounds
Buy viagra now | March 5, 2010 1:11 PM
merely farming repair barrel dkeducation acharya simply primer novelty koko weakened
Buy viagra online | March 6, 2010 7:23 AM