« Robbins: Why we do what we do | صفحه اول | جان آدمیزاد ایران چنده؟ »
با یه دوستی بحث بود که هرکدوم ماها یه چیزهای خیلی جزئیی توی رابطه دو نفره برامون مهمه. به نظر یکی ممکنه "بخشی از رابطه " باشه و به نظر یکی دیگه کاملا باعث پایان رابطه بشه. داد و بیداد زمان عصبانیت یکیشه. تحت هر شرایطی از نظر من پذیرفته نیست یکی داد و بیداد کنه. یعنی من شده به هم بزنم اما تمام سالها یک داد سر طرف نکشیده باشم. طرف هم که با داد بخواد حرف به کرسی بنشونه جدا همون داد اول و آخرشه. یکی دیگه اش هم قهر الکیه. قهر الکی که میگم اینکه طرف قهر کنه که بخواد تو رو مجبور به کاری کنه. توهین آمیزه به نظر من و همونجا تمومش کرده ام. این دومی اتفاقا در مورد یک رفیق دبیرستانی بود نه دوست پسر.



Comments
اون زمان که واسه شرایط مملکت مینوشتی فوق العاده مینوشتی. الان خوب مینویسی. کلاً ایول
محمد | July 22, 2009 5:34 AM
می دانید..
تناقضی که در این نوع تحلیل ها وجوددارد چیست؟
ببینید شما دارید روند دوستی را منطقی بررسی و تحلیل می کنید(من هم می پذیرم)
ولی تناقضش این جاست که مثلن رابطه(مخصوصن دوست دختر-پسری) به واسطه ی احساسات و برای آن بوجود آمده اند..
در بحث های فلسفی هم ایتدا مشخص می کنند که موضوع از جنس احساسات است یا منطق، بخش منطقی اش را بررسی می کنند. فقظ
آشین | July 22, 2009 7:14 AM
با این دو مثال موافقم... وچه خوبه که زودتر آدم بفهمه چی تو ذهن تو با چی چیزایی تو ذهن اون هارمونی داره....
وستا | July 22, 2009 7:36 AM
آشتین جان به نظر من چیزی هم که من گفتم اتفاقا بعد احساسی مساله بود. داد زدن, یا قهری که به خاطر مجبور کردن به کاری باشه اتفاقا از نظر احساسیه که منو خفیف میکنه و حس عزت نفسم رو جریحه دار میکنه. وگرنه شاید بشه "منطقی" توجیهش کرد که "به علت عصبانیته". من اتفاقا میگم ضربه ای که میزنه انقدر زیاده که اون توجیه جواب نمیده.
anar | July 22, 2009 3:13 PM
خیلی موافقم . و کلن با این مبحث موافقم که چیزهایی در رابطه هر دو نفر است که شاید از بیرون کم اهمیت و گذرا به نظر بیاد و براشون ( یا حداقل برای یکی از طرفین) کلیدیه. خیلی مبحث خوبیه. کاش ادامه اش بدی و کاش همه ما تمرین بکنیم کلیدی هامون را پیدا بکنیم تا سرگردان نشیم وسط رابطه که چرا من انقدر حالم بد است در صورتی که از نظر دیگران همه چیز خوب است !
آیدا | July 23, 2009 9:05 AM
اکثر اوقات این یع تنه به قاضی رفتنها و راضی برگشتنهاست که دوستی ها رو از هم می پاشونه
شیخ حقگو | July 24, 2009 10:39 PM
شاید خیلی از این پست گذشته باشه، من اینو چند روز پیش دیدم. ولی امروز صبح داشتم بهش فکر میکردم. خواستم بگم هر کی آزاده که هر جور دوست داره فکر کنه و رفتار بکنه اما به نظرت این که گفتی یه کمی افراطی نیست؟ یعنی اصولا خیلی سخت که بخوای اینجوری نسخه بپیچی :)
سامی | August 21, 2009 8:03 AM