اگر دهه شصت اتفاقی افتاد, یا بازجویی شد و زنی به چیزهایی اعتراف کرد,یا جاهایی اردوگاههایی بسته شد, یا قزوین شلوغ میشد,...همه اینها کنار گوشمان بود و ما سالها بعد میفهمیدیم ,همه اینها از این بود که اگر دور و اطراف خودمان فعال سیاسی و اجتماعی نبود راه دیگری هم نبود که بفهمیم. پدر و مادر من و احتمالا خیلی پدر و مادرهای دیگه انقدر غم زندگی روزمره داشتند که نخواهند برای پیدا کردن غصه جستجو کنند.
اما این روزها من, هزاران کیلومتر دورتر از ایران, با وحشت به مانیتور کامپیوتر خیره میشوم و باورم نمیشود که این صورت تکیده همانیست که قبلا دیده بودم. اعترافات را میشنوم و باورم نمیشود که چطور این همان آدمیست که شش سال در وبلاگش چیز دیگر مینوشت. بعد با یک کلیک میتوانم ویدیوی اعترافات زنی را ببینم که قبول کرد روابط فاسد داشته و از ماده موش پائین تر بوده. با یک کلیک میتوانم ببینم در خیابانهای تهران چطور مردی رو روی آسفالت با بدن برهنه میکشند و میزنند. میتوانم ببینم چطور تاریخ جلوی چشمان ما نوشته میشود.
داریم به دنیایی نزدیک میشویم که تمام دانش بشر, تمام آگاهی بشر, و تمام اشتباهات بشر, در آن واحد و به فاصله یک کلیک در اختیار تمام ابنای بشر است. دنیای جادویی اطلاعات. من هم اگر جای آنها بودم نهایت تلاشم را میکردم تا تحقق این دنیا را به تاخیر بیاندازم.
مرتبط: تاريخ اين قرن را که بنويسند، فصل اولش را با ما شروع خواهند کرد(بولتس)



Comments
:)
p | August 2, 2009 10:37 PM
آخه مشكل اينجاست كه بعضيا نميخوان باور كنند كه اطلاعات به همين راحتي منتقل ميشه. فكر ميكنن زمان هنوز زمان جارچي وسط ميدون شهر است
آورا | August 3, 2009 12:16 AM
نمي تونم هيچ چي بگم .... هيچ چي ام نمياد كه بگم .... فقط يه سكوت توهم گونه ي مرگ زا رو دارم تجربه مي كنم . نمي دونم من بودم كه ديشب پاي تي وي زار مي زدم يا سايه ي وحشت زده ام بود .... دو روزه از همه چيز بيزارم ... به طرز رقت انگيزي دلم مي سوزه
Zi zi | August 3, 2009 12:37 AM
بقول دوستی: این نمایشها ی اعتراف گیری یه جور خودارضایی سیاسی حضراته..
وستا | August 3, 2009 2:24 AM
hamun sala ham vaghti daste daste mardomo miavordan televison o majbureshun mikardan tobeh name bekhunan man ke faghat 6 ya 7 saleh budam bavarm nemishod chun pedaro madaram bavar nemikardan ellate in nabavari dashtan azzitarinamun tu ye zendanhaye enferadi va zire tighe edam bud...:(gozasht un ruza gozasht toye hame un ruzah fek mikardam ke hame miduna in namayeshah dorughe vali baadha motavajeh shodam ke kamaln ehstebah fek mikardam, va baram ye shok bud vaahen ye shok..hala ham gheshre kami mituana ba ye click be hame donia dast ressi peida konan va baghie hamchenana cheshm be Televison jomhuri eslami dookhtano dasat zadane mardom tu namz jomeh baarashun gonah kaburasto baghia rajol ham asemani va ferestadeh khoda..
Maryam | August 3, 2009 3:31 AM
سوال
این آقایون تحت وحشیانه ترین شکنجه ها و تهدیدمجبور به گفتن این حرفها شدن
چرا تاب نیاوردند؟ چرا گفتن؟
پس اون کسایی که ساواک ناخنهاشونو می کشید و اطوی داغ روی پوستشون می کشید و اعتراف نمی کردند کی بودند؟
نکنه خودشونم به کاری که می کردن ایمان نداشتن؟نکنه انگیزشون انقدر سست بوده که با اولین کشیده اعتراف کردن!
نکنه طبق برنامه فقط مردم عادی باید طاقت بیارن و بمین و دم نزنن؟!
از نظر من اینا خائنن به دو طرف! خائن ضعیف ترسو سزای خائن مرگ خفت باره!
Anonymous | August 3, 2009 5:10 AM
من اگه جای تو بودم انار جان، به این سرعت قضاوت نمی کردم. اجازه بده به مرور زمان همه چیز روشن بشه
مادرانه | August 3, 2009 5:38 AM
مادرانه جان, من بیشتر از اینکه قضاوتی کرده باشم حقیقتی رو بیان کردم. اینهایی که من گفتم اتفاق افتاده و میفته. و واقعیت اینه که بیست سال پیش یا همین ده سال پیش اگر سینه به سینه نقل نمیشد میمرد. اما الان امروز در خیابانهای تهران اگر اتفاقی بیفته دو ساعت بعد من در سانفرانسیسکو میتونم ویدیوش رو ببینم. این انقلاب اطلاعات -که بعضی ها با اختراع چاپ مقایسه اش میکنند- در گسترش دانش بشر قضاوت من نیست. واقعیته. اما اینکه چه چیزی جزو این گنجینه خواهد شد تصمیم افراده و صد در صد تاریخ بهترین قاضی خواهد بود. منتها این بار فکر نکنم مجبور باشیم صد سال صبر کنیم تا واقعیت ها روشن بشه. در دهکده جهانی زمان زودتر میگذره.
anar | August 3, 2009 12:01 PM
بی نام جان
من اصلا در جایگاهی نیستم که تعیین کنم کی خائنه و کی نیست. کی ایمان داره و کی نداره. اما یه چیزی به ذهنم میرسه و اونم اینه که آدمی مثل ابطحی رو به این راحتی ها کسی نمیکشه. اصلا قصد کشتنش رو کردن در این شرایط دیوانگیه. اما کشتن یک آدم بی نام و نشان و معمولی خیابان به اون اندازه هزینه نداره. برای همین فکر میکنم رفتاری هم که با این دو قشر زندانی میشه احتمالا دوتا هدف متفاوت داره.
anar | August 3, 2009 12:13 PM
یک وبلاگ درست کردم. لینک اینجا را هم گذلشتم کنارش. بعد فکر کردم شاید دوست نداشته باشین. اگر دوست نداشتین حتما به هم بگین . ... اینکه باید اول احازه میگرفتم بعد لینک می دادم رو هم بذارین پای اینکه تازه این بلاگ رو درست کردن و خیلی به رسم و رسوم نت وارد نیستم!
آلیک | August 3, 2009 4:11 PM
انار عزیز میدونم که سوالم با حال و هوای این روزها نمیخونه اما چون از سایت پذیرش خیلی چیزی دستگیرم نشد خواستم مختصرا بهم بگی یه دختر با لیسانس از دانشگاه دولتی از ایران بخواد بره یه کشور دیگه برای ادامه تحصیل چه قدر باید پولدار باشه چطور میشه بورسیه شد و درکل ... اگه تو ارشیوت قبلا چیزی دراین باره گفتی منو ارجاع بدی ممنون میشم
ملی | August 4, 2009 8:40 AM
in mozu' rou delam sangini mikard, didam anaro ke nemishe shaxsan gir avord o be har hal vaqte qabli o che o che...goftam dar kamal e tavazo haminja begam: in US ajab keshvari ye be xoda...yeja mishe Iran ke dasti dasti mardomo mesl e bache haye sarerahi migiran o mizanan o tounestan yek nounxor kamtar, mikoshandeshoun. yeki mishe US ke Clinton baraye do jurnalist in raho mikoube mire North Corea, ounam ba oun rahbar e ajibeshoun mozakere mikone o aqa ham yek pardon e aqamaneshane tahvil mide o ba salam o salavat 2 jurnalist e koreyiolasl e amrikayi azad mishan miran xoune!! vaqe'an do donya ke migan hamine!!!
bita | August 4, 2009 4:48 PM
ملی جان بستگی به رشته ات داره. بورسیه ها توی آمریکا به دو صورته : research assistant , teaching assistant. معمولا اساتید پروژه های از پیش تعیین شده دارند و بعد براش دانشجو میگیرند. پیشنهاد من اینه که نمره تافلت خیلی خوب باشه. جی ار ای نمره ریاضی و هوش خیلی خوب باشه. سعی کنی توصیه نامه خوب داشته باشی. چند تا دانشگاه معمولی تر اپلای کنی و چندتا دانشگاه خوب. اگر بورس بگیری احتیاج نداری پولدار لازم نیست باشی. اما اگر بورس نگیری معمولا با پذیرش خالی خیلی امکان اومدن کمه چون با ویزای دانشجویی امکان کار بیشتر از 20 ساعت وجود نداره.
کمکی کرد اینا؟
anar | August 7, 2009 1:54 AM
مرسی انارجون تافل رو مشکلی ندارم اما اونای دیگه رو ؟؟؟ باید بروم دنبالش
ملی | August 7, 2009 12:39 PM
hurricane transcend doug realistic answers chenail interfering outworking pipes resourced schoolagic
Buy Tramadol | March 12, 2010 3:30 PM