« ممنونم | صفحه اول | یک سوم جمعیت دنیا »
من از خواننده های این وبلاگ انتظار به به و چه چه ندارم. حتی انتظار ندارم همه بیان بگن چه عالی که داری با یه آدم از هند ازدواج میکنی - اصولا از کسی در این مورد نظر نخواستم. اما انتظار دارم ادب رو نسبت به این آدم که یار منه و من پسندیدهامش و دوستش دارم و هم سنگ و هم شان خودم میدونمش رعایت کنید. همین. انتظار تایید ندارم اما انتظار ادب دارم. اگر احترام این آدم تحت هر عنوانی رعایت نشه واکنش نشون میدم. تظاهر به اینکه حق اظهار نظر هم با خواننده است نمیکنم چون بیاحترامی اسمش اظهار نظر نیست. پس ایندفعه که چندشتون شد یا خواستین بگین هندیها رنگ واکسن یا هرچیز دیگه لطفا کلام رو دو دور تو دهن بچرخونین قبل از تایپ کردن که بعد نیایید بگید چرا عصبانی میشی.



Comments
قدر بهترین و قشنگ ترین روز زندگیتو بدون....سالهای خوشی کنار هم باشین...
ماهی | January 12, 2010 1:55 AM
به نظرم بهتره اونه که هر طور دوست داری زندگی بقیه فقط یه مشت مزاحمم که زندگی مارو مصادره میکنن..
همیشه شاد وخوشحال باشی .....
مریم | January 12, 2010 1:58 AM
سلام
من از خواننده های گ.دری شما هستم و اولین باره گمونم کامنت میذارم. زندگی تو به من مربوط نیست فقط به خودت مربوطه. من میام نوشته های زیباتو میخونم و لایک میزنم و مزه شیرینش رو مزه مزه میکنم. اونقدر که بعضی وقتها میگم کاش امکان اینکه واسه یه مطلب میشد چندتا لایک بزنی بود!
شاد باشی عزیزم!
هستی دخت | January 12, 2010 2:06 AM
خیلی دلم میخاد یه چیزی بنویسم که بتونم نهایت تاسفم رو نشون بدم ولی نمیتونم هیچ جمله ای رو پیدا نمیکنم
حکایت مردم ما شده مثل واکنش مردم در مقابل اون پدر و پسری که داشتن از ده میرفتن شهر که خرشون رو بفروشن یکی رسید گفت چرا نشستید رو خر یکی گفت چرا پسره نشسته یکی گفت چرا پدره نشسته و ........ میدونی حتما کدوم رو میگم مردم ماهم دقیفا عین همونان با همه چی آدم کار دارن من خیلی تجربش کردم و در همین لحظه که دارم برات مینویسم اعصابم از دست نسخه پیچی های مردم واسه زندگیم بخاطر شخصی ترین مسائلم بهم ریخته - مثلا فرض کن در این حد دخالت که چرا من کار میکنم و چرا واسه بچم پرستار گرفتم حالا تو تا ته خط رو بخون
نسیم | January 12, 2010 2:11 AM
تبریک می گم ...
من همیشه وبلاگتون رو می خونم . چند سالی می شه . می خواستم بگم ممنونم که این همه سال نوشتید . من همیشه دوستتون داشته ام . وقتی از روزهای غم و افسردگی نوشتید ...یا وقتی از شادی و ازدواج با واسو .
آدمهایی هستند که بلد نیستند کامنت بذارند ولی گفتم تا حدی که می شه چیزی بنویسم تا بدونید که فقط کسایی که کامنت می ذارند و ناراحتتون می کنند خواننده نیستند .
marjan | January 12, 2010 2:19 AM
نه اومدم به به و چه چه کنم، نه بی احترامی. اومدم بگم حرفت رو میفهمم چون این طرز برخورد رو نسبت به دوستان عرب و لاتین و ... خودم دیدم و تجربه کردم. مشکل ما ایرانی ها اینه که فکر میکنیم از کون فیل افتادیم و همه این ملیتهای دیگه عقب مونده ن. مشکل اینجاست ایرانی جماعت باورش شده نژاد آریایی وجود خارجی داشته و اونها وارث خالص این نژاد هستن که باعث کشته شدن میلیونها آدم تو جنگ جهانی دوم شد. دوستان عرب من بسیار آدمهای فهیم و درد آشنایی هستن. دوستان امریکای لاتینم خوش قلب و ساده ن. اگر جماعتی ایرانی به این آدمها فخر بفروشند من ترجیح میدم ایرانی صدام نزنن. پس حرف آخرم اینکه به حرف این آدمهای کوته فکر گوش نده. با همسرت که دوستت داره و دوستش داری خوب و خوش زندگی کن، و اگر این آدمهای بی مصرف بازم حرف زدن، کامنت وبلاگت رو مسدود کن!!!! عروسیتون هم مبارک!!!
فرا | January 12, 2010 2:43 AM
بسياري از افراد اين ملت بين سگ و گربهها هم فرق ميذارن، وقتي به کسي ميرسن که حيوون داره اولين چيزي که ميپرسن اينه که از چه نژاديه! اونهم نه از روي کنجکاوي بلکه براي قضاوت! اون وقت توقع داريم در مورد انسان اينطوري نباشن؟!
رها | January 12, 2010 2:44 AM
ازدواجات رو تبريک ميگم.
لحظههاي قشنگ و شادي رو توام با تندرستي براي خودت و واسوي عزيز آرزو ميکنم.
(ببخشيد دو تا کامنت گذاشتم نميخواستم اون بحث ناراحت کننده با پيام تبريک يکي باشه)
رها | January 12, 2010 2:47 AM
بهترین آرزوها را برایت می کنم. بی خیال همه این حرفها شو. این عادت ما هست که در مورد هر چیزی ایرادی بگیرم شام عروسی خوب نبود دسرش بد بود عروس آرایشش اینطوری بود و حالا یکی پیدا شده می گه واسو....مبارکت باشد
farzaneh | January 12, 2010 3:13 AM
تبریک میگم بهت انار جان، و براتون آرزوی بهترینها را میکنم.
من فکر میکنم مساله فراتر از تبعیض نژادی و رنگ پوست و قومیت هست، چون فرقی نمیکنه چه آدمی و از کجایی دنیا و با چه طرز تفکری به عنوان همراه خودت انتخاب میکنی، همین که در چارچوبها و قالبهای از پیش تعیین شده نگنجه، سیل انتقادات و کنایهها و گاهی حتی مسخره کردن ها شروع میشه. نمیدونم شاید یک حسادت پنهان و ناخود آگاه از دیدن خوشبختی دیگران و عشق بی ریای اونها باشه (که تو سرتاسر نوشته های تو در مورد واسو موج میزنه) شاید هم به خاطر اینه که ما اصلا برامون خوشبختی به معنائ لذت بردن از لحظه و زندگی تعریف نشده و برای همین اون رو به شکل یک مجموعه ی دست نیافتنی و موهوم از آرزوهای مادی (مثل پول و جذابیت ظاهری و موقعیت شغلی و خانواده و...) میبینیم. برای اینکه خیلی این حرفها رو جدی نگیری فقط تصور کن اگر جشن ازدواجتون رو در ایران میگرفتید چه مجموعه ی جالبی از زخم زبان زدنها و پز دادنها و حرفهای اعصاب خرد کن در انتظارتان بود! شنیدن و دیدن آدم هایی که کلا فراموش میکنن به جشن ازدواج، یعنی جشنی که زن و مرد میگیرند تا به هم رسیدنشان و تفاهمشان و اغاز خشبختیشان را جشن بگیرند، دعوت شده اند و به جای شریک شدن در این خوشحالی و خوشبختی، عقدهها و آرزوهای بر بد رفته ی خودشان رو مرور میکنند.
باز هم تبریک!
Pantea | January 12, 2010 3:39 AM
تبریک میگم بهت انار جان، و براتون آرزوی بهترینها را میکنم.
من فکر میکنم مساله فراتر از تبعیض نژادی و رنگ پوست و قومیت هست، چون فرقی نمیکنه چه آدمی و از کجایی دنیا و با چه طرز تفکری به عنوان همراه خودت انتخاب میکنی، همین که در چارچوبها و قالبهای از پیش تعیین شده نگنجه، سیل انتقادات و کنایهها و گاهی حتی مسخره کردن ها شروع میشه. نمیدونم شاید یک حسادت پنهان و ناخود آگاه از دیدن خوشبختی دیگران و عشق بی ریای اونها باشه (که تو سرتاسر نوشته های تو در مورد واسو موج میزنه) شاید هم به خاطر اینه که ما اصلا برامون خوشبختی به معنائ لذت بردن از لحظه و زندگی تعریف نشده و برای همین اون رو به شکل یک مجموعه ی دست نیافتنی و موهوم از آرزوهای مادی (مثل پول و جذابیت ظاهری و موقعیت شغلی و خانواده و...) میبینیم. برای اینکه خیلی این حرفها رو جدی نگیری فقط تصور کن اگر جشن ازدواجتون رو در ایران میگرفتید چه مجموعه ی جالبی از زخم زبان زدنها و پز دادنها و حرفهای اعصاب خرد کن در انتظارتان بود! شنیدن و دیدن آدم هایی که کلا فراموش میکنن به جشن ازدواج، یعنی جشنی که زن و مرد میگیرند تا به هم رسیدنشان و تفاهمشان و اغاز خشبختیشان را جشن بگیرند، دعوت شده اند و به جای شریک شدن در این خوشحالی و خوشبختی، عقدهها و آرزوهای بر بد رفته ی خودشان رو مرور میکنند.
باز هم تبریک!
Pantea | January 12, 2010 3:40 AM
سلام انار جان. من یک خواننده خاموش وبلاگتم. بعد از پست قبلیت هی میخواستم بیام بهت تبریک بگم ولی خیلی سرمون تو شرکت شلوغ بود. حالا با تاخیر خیلی خیلی بهت تبریک می گم امیدوارم همیشه در کنار هم شاد و خوشبخت باشید.
mina | January 12, 2010 5:08 AM
سلام انار جان
خیلی دوست دارم یک عکس از واسو خان ببینم. من هم به شدت از این پیش قضاوت ها و افکار نژادی بیزارم. امیدوارم خوشبخت بشید.
زلیخا | January 12, 2010 6:36 AM
هندی یا هر جای دیگه این طبقهبندی مسخرهترین و بیربطترین نوع طبقهبندی که ما انجام میدیم.
ایشاله که خوشبخت بشین...
Mehdi | January 12, 2010 6:45 AM
انار میشه اون عکس خونالود کنار صفحه رو ورداری؟ هروقت میبینم چندشم میشه.
زلیخا | January 12, 2010 6:48 AM
سلام انار عزیز.. من تقریبا تا حالا خواننده خاموش بودم اما خب .. نمیشه تبریک ازدواج رو نگفت. امیدوارم که عشقتون همیشه با دوام و پایدار باشه و زندگی خوبی سراسر شادی و محبت و عشق با واسوی عزیز داشته باشی. به امید روزهای خوب برای همه
ماموت | January 12, 2010 7:30 AM
من خواننده خاموش این صفحه هستم. خیلی وقته، ولی فک کنم بار اول که این جا مینویسم. خیلی مبارکه. و یه خواهش دوستانه: مزخرفاتی رو که بعضیها مینویسن نخون. از همون اولین کلمات که به نظر بی ربط میاد. هیچ چی ارزش خراب کردن این روزهای شادت رو نداره اونم تو این شرایط که هممون یه غم همیشگی از اوضاع مملکت باهامون هست و به قدر کافی موضوع برا شاکی بودن.
tooska | January 12, 2010 8:41 AM
انار جان... تا جایی که ما خبر داریم، هندی ها موجودات فوق العاده ای هستند... حالا یک ابلهی اگر حرفی زده، شما بذارش به حساب بلاهتش... شما اگر با یک امامی پیغمبری چیزی هم ازدواج کنی، باز حرف و حدیث باقی هست...در نتیجه بی خیال رفیق
فهیم | January 12, 2010 8:45 AM
Anar joon man ye khanandeye khamooshe in weblogam vali inbar delam nayoomad tabrik nagam behet... kheili tabrik migam...ishala khosh bakht beshin :*
Nazanin | January 12, 2010 9:34 AM
مبارک باشه انار خانم وبلاگستان.
اینا رو به منام میگن هر از چند گاه ... که چه جور با یه خارجی حرفات میآد و اینا که بیاحساساند و از این اراجیف.
یه گوشات در باشه اون یکی دروازه. من میخندم به آدمهای این مدلی.
هاله | January 12, 2010 9:44 AM
من خیلی وقته وبتو می خونم ولی کامنت نمی گذاشتم. تبریک می گم انار خانم. روز های شادی پیش رو داشته باشی.
هستی | January 12, 2010 9:49 AM
من خیلی وقته وبتو می خونم ولی کامنت نمی گذاشتم. تبریک می گم انار خانم. روز های شادی پیش رو داشته باشی.
هستی | January 12, 2010 9:50 AM
من که کیف کردم از دفاع جانانه ات. همیشه هم از سعه ی صدرت و جوابهای منطقیت به کامنت های بی منطق لذت می بردم و چیز یاد می گرفتم. امیدوارم که دیگه لازم نشه اینجوری از خودت و انتخابت دفاع کنی و کسی به حریمت تجاوز نکنه.
شب تاب | January 12, 2010 10:45 AM
اصلا قضیه رنگ پوست و ریسیست بودن بالقوه ما ایرانیها به کنار
باید از این آدمها پرسید تا به حال در زندگیشون عاشق هم شدن ؟
سارا | January 12, 2010 10:52 AM
من این پست رو که خوندم تصمیم گرفتم کامنت بزارم. واقعا متاسفم، واقعا شرمم می شه از خودمون و این خلقیات کثیف نژادپرستانه مون. واقعا دیگه نمی دونم چی بگم. ما باید درست شیم! با این همه ادعای فرهنگ تمدن چند هزار ساله پایه ای ترین اصول انسانیت رو هنوز یاد نگرفتیم.
مبارک باشه در ضمن انار خانم:)
سیاوش | January 12, 2010 12:31 PM
I have heard from your supervisor that you have very bad temper and this is one of the reasons why she is not interested in having Iranian students any more, You are so self-center and you have established a community to get what you want as other dictators. you are a tiny one....
Amir | January 12, 2010 12:37 PM
kheili mobarake! in adam haye bi-ada, ablah va nejad parast ro be hale khodeshun begzare. ishalla be paye ham pir shin.
-Saeed
Anonymous | January 12, 2010 12:41 PM
kheili mobarake! in adam haye bi-ada, ablah va nejad parast ro be hale khodeshun begzare. ishalla be paye ham pir shin.
-Saeed
Anonymous | January 12, 2010 12:41 PM
براتون آرزوی خوشبختی دارم انار جان.
مهتا | January 12, 2010 1:21 PM
سلام
من همیشه اینجا را می خونم
ولی اهل نطر گواشتن نیستم
هیچ انسانی حق توهین به هیچ انسان دیگه ای رو نداره!!!
آقای واسو که انتخاب شماست جایگاه ویژه ای برای ما دارن چون بینش و دیدگاه شما برای ما قابل احترام است
سالیان سال شادو سلامت خوشبخت باشید
فرزاد
فرزاد | January 12, 2010 3:25 PM
baba ma Iraniha az hame nezhadparast tarim be khoda.
be yeki migim chaghe,yeki tirast vai yeki kootahe
baba bikhial.
veleshoon kon aslan anar jan.
bazam tabrik migam,hamishe shado movafagh bashi:)
shirin | January 12, 2010 7:25 PM
متاسفم برای این برخوردهایی که ناراحتت کردن.
چه می شه کرد وقتی بعضی ها از حداقل شعور، که احترام به حق انتخاب بقیه ست، بی بهره ن؟
شاد باشید همیشه با هم. همین مهم نیست؟ به قول معروف، شما راضی، واسو راضی، گور بابای ناراضی ! : D
بهاره | January 13, 2010 1:49 AM
http://kavir-semnan.blogsky.com/1388/10/21/post-627/
Anonymous | January 13, 2010 2:15 AM
sorryلینک بالا از من بود. من آناهیتا هستم از هند.
Anonymous | January 13, 2010 2:38 AM
وااااااااااااااااااااااااای تبرییییییییییییییییییییییک! من اولین باره وبتونو میخونم! ببین چه موقعی اومدم! غلط کردن اونایی که ای حرفا رو زدن! تفاوت انسان ها به چیزیه که ما نداریم
Razieh | January 13, 2010 8:46 AM
مبارکه انار نازنین
برای هر دوتون آرزوی خوشبختی دارم
حرفهاتم کاملا بجا و منطقی بود
ساتین | January 13, 2010 2:36 PM
انار چان. حالا که عروسی داری و سرت شلوغه. به سلامتی که مراسم تموم شد و فراغت پیدا کردی خوبه یک باب صحبتی باز کنی و همگی از رفتار های راسیستی ایرونی ها بگیم . حل و فصلش کنیم که چه چیزایی به این افکار و رفتارها دامن می زنن. تو ایران هنوز خیلی ها از این رفتارها رنچ می برند! بیرون یاز دید متفاوت تره. شاد باشی و خوش و سالم.
bita | January 13, 2010 4:26 PM
سلام پانته ا جان من شرایط تورو کاملا درک میکنم چون توی موقعیتهای شبیه این بودم. من همسرم هندی نیست ولی دوستای صمیمیم ماله شبه قاره هستن. دوستانه میخوام یه چیزیو بهت بگم هر جای دنیا که بری بعضی از ماها این طور بار اومدیم و تو نمیتونی درستشون کنی. من تو استرالیا ایرانیها رو ریسیست تر از هر ملیتی دیدم. به نظرم اشتباهت اینه که زیاد اهمیت میدی که چی میگن. تا حالا باید فهمیده باشی که خیلی از ایرانیها این حالت رو دارن حتا خیلی وقتها اونایی که میخوان پلیتیکالی کررکت باشن در باطن همونطور هستن. پس عزیزم پوستتو کلفت کن. فکر نکن این اتفاق به خاطره اینه که همسرت هندی حتا اگر ایرانی هم بود چیزیی بود که بهت طعنه بزنن. پس برو با عشقت حالشو ببر. بهت تبریک میگم. مبارک باشه.
Pantea | January 13, 2010 8:06 PM
ای بابا چی شده دختر جان.
سخت نگیر همیشه آدم های بد کلام پیدا می شوند اما خیلی بیشتر از اون ها آدم های خوش قلبی هستند که تو رو دوست دارند و به تو و عزیزت احترام میگذارند مگه واسه اون ها انتخاب کردی که از یاوه گوئی هایشان نگران و ناراحت می شی. بهترین کار نشنیدن این آدم هاست. موفق باشی
دراک | January 14, 2010 2:30 AM
بیا این شعر خوشگلو بخون که مصدافته لابد و لذت ببر و کامنتهای منفی رو هم ولش کن:
ای بسا هندو و ترک همزبان ای بسا دو ترک چون بیگانگان ... پس زبان همدلی خود دیگر است همدلی از همزبانی بهتر است
لیلا | January 15, 2010 12:07 PM
من واقعا متاسفم . چيز ديگه اي نميتونم بگم .
مارال | January 16, 2010 4:59 AM
من واقعا متاسفم . چيز ديگه اي نميتونم بگم .
مارال | January 16, 2010 5:00 AM