« January 2010 |
Main
| March 2010 »
خواب
دیشب خواب دیدم مهمونی اداره است. بعد از مهمونی که داشتیم میرفتیم خونه من نشستم صندلی پشتی یک ماشین که رئیسم میروند. یکهو به خودم آمدم دیدم یک فرمان دست منه دارم سعی میکنم ماشین رو روی جاده نگه دارم خارج نشه. اول -توی همون خواب- فکر کردم فرمون دست...
+ ادامه
مسائل ساده زندگی
ببخشید برای این پست آبکی. اما من برای اولین بار صورتم رو بند انداختم و تمام صورتم پر از جوش شده. چکار باید بکنم؟ چکار کنم که جوش نزنه اینجوری؟ خیلی باز هم میبخشید وقت شریفتان را بابت این جور پستی گرفتم. اینجا کسی نیست من از این جور سئوالها...
+ ادامه
روابط موازی
من این پست فهیم رو که خوندم براش این نظر رو گذاشتم: برای من خیلی سخته که بخوام رابطه موازی داشته باشم. با تیپ شخصیت من نمیخونه. برای اینکه که من حتی اهل رابطه کوتاه مدت هم نیستم. اهل به قول اینجایی ها ریلیشن شیپ هستم. وقتی وارد میشم تمام...
+ ادامه
Flash back, pride, now what are you going to do with your dreams?
As the first Iranian woman in Winter Olympics history, the 21-year-old will head a four-member Iranian team that will be the only one from the Middle East. من دقیقا یادمه. من دبیرستان میرفتم در نتیجه موضوع مال حدود 15 سال پیشه. یه روز معمولی کلاس زبان بود. همونی که...
+ ادامه
یک جایی خواندم آدم بزرگ شدن یعنی یاد بگیری قلبت را قایم کنی
مغزم را دیوار کشیدهام. هر بخش را داده ام مخصوص یک کاری. یکی مخصوص عروسی برنامه ریختن, یکی مخصوص خانه پیدا کردن, یکی مخصوص ورزش و سالم خوردن, یکی هم مخصوص فکر کردن به آنهایی که دوستشان دارم و پیشم نیستند و نگرانشانم. صبح که میروم سر کار تمام بخشهای...
+ ادامه
اللهم و صل علی محمد و آل محمد... برق اینجا اومد بالاخره! چه جور کمبود امکانات و پهنای باند آدم سر کوچه تو بوق شد. آبرو نموند برامون....
+ ادامه