کولاک سیاسی با طعم خنده
انعکاس خبر در آینه ی طنز
اینوری نیوز:اخبار طرفداران احمدی نژاد
اونوری نیوز:اخبار طرفداران موسوی
گلچین اخبار روز از= بی بی سی– فارس نیوز – رادیو فردا – کلمه – تابناک – خبر آنلاین – دویچه له آلمان– العربیه–ایرنا - رجانیوز- پارلمان نیوز
عکسهای جالب و مطالب طنز و زیبا از سرتاسر اینترنت
با دوبار بروز رسانی در روز http://koolaak.net
new style..…koolaak the next level..…by rexaniar 2010
باورت ميشه من تا الان فكر ميكردم ايراد از اينترنت من هست كه صفحه وب تو رو باز نميكنه؟؟ خوشحال بودم كه آخ جون گودر دارم لااقل.
:D
واقعا براي خودم متاسفم از اين همه خنگي.
اما بازگشتت را تبريك ميگم.
سلام عزیزم
تو سرچ واسه افسردگی اون یکی بلاگتو دیدم امودم اینجا. مرسی خیلی عالی در موردش نوشته بودی. شوهرم چند وقته خیلی بهمریخته است. همه چیزو برده زیر سوال و میگه هدفشو گم کرده و... حالا مشاور تشخیص کمی افسردگی هم داده. تازه دیشب قرص بهش داد. نمیدونی چه زندگی داریم انقدر که عذادار و غصه داره. حوصله ام را سر برده. البته اونطور افسرده نیست که هی بخوابه و گریه کنه. اما هست.
حالا خواستم بپرسم به نظرت من چیکا کنم باش؟ واقعا غیر قابل تحمل شده برام. همش تو خودشه و منو نمیبینه و...
ممنون عزیزم
... پیرمرد ؛ فرتوت و علیل ، سوار بر ویلچر ، به کمک دو مامور ، که دو طرفش بودند ، وارد صحن دادگاه شد . از ظاهرش معلوم بود که آنقدر خسته و درمانده است که نای باز نگداشتن پلکهایش را هم ، از پشت آن عینک ته استکانیش ، برایش مشکل بود ! وقتی در جایگاه اتهام در مقابل قضات قرار گرفت ؛ همهمه حضار به یکباره فروکش کرد ، و دو مامور هم از او فاصله گرفتند .
خانوم انار
سلام
دیشب یا پریشب که داشتم رادیو زمانه گوش می کردم شهرنوش پارسی پور داشت تحلیلی می داد از داستان های کوتاه پاکسیما مجوزی
از این می گفت که به خاطر زندگی در هند فرهنگ و عقاید هند در بعضی نوشته ها ش حضور داره و از اینکه چطور در فرهنگ هند برای پرندگان زخمی بیمارستان می سازند و به موش شیر می دهند تا نمیرد و خلاصه از همه لطایف فرهنگ هند،
یاد شما افتادم، هر چند دوستان هندی زیادی دارم ولی نا خود آگاه به ذهنم خورد که همچین نوشته ها و تفسیرهایی بیش از اینکه برای یک هندی جالب باشه برای شما جالبه که شریک زندگی یک هندی هستی
به گمانم هیچ چیز به قدر کتاب و فیلم و اثر هنری کمک نمی کنه که آدم بتونه جایی رو بشناسه و حس کنه و به گمانم برای هر چه نزدیک شدن به آدم ها تلاش برای دیدن و حس آنچه براشون مهمه بهترین راهه
به هر حال اگر این برنامه رو نشنیدی و این کتاب رو نخوندی امیدوارم برات جالب باشه
دلم چه می خواهد؟|
سحر و خنکایش|
و بوی سنگک تازه|
و غارغار کلاغی|
که هوای نرم بهار را|
می خراشد و تا چند کوچه آنسوتر|
گریز می زند از لای دست و بال درختان|
و پنج انگشت گره دار و فربه ی مادرجان|
دوباره پنجره را باز می کند به سوی طلوع.
نام: انار (واضحه مستعاره دیگه نه؟)
متولد:1357
نام گربه: مرنو خان (4 ساله)
نام اون یکی گربه: پسرخاله مرنو خان (3 ساله)
شغل: چي بگم؟ مهندس عمرانم اما سر ساختمون نمي ايستم. طراحي و محاسبه سازه هم نميكنم. اما كارم مرتبط با رشته امه. خوبه؟
آها! یه چیز دیگه..اگه اسم منو میدونین لطفا اینجا به کار نبرینش که مجبور میشم نظرتون رو پاک کنم.
Comments
خدارو شکر:)
آزی | February 1, 2010 2:03 AM
آی سودای چه داریم ........یا حق
قلندر | February 1, 2010 2:43 AM
آره بابا .. مرديم تو تاريكي
زي زي | February 1, 2010 3:34 AM
....
kk | February 1, 2010 5:06 AM
کولاک سیاسی با طعم خنده
انعکاس خبر در آینه ی طنز
اینوری نیوز:اخبار طرفداران احمدی نژاد
اونوری نیوز:اخبار طرفداران موسوی
گلچین اخبار روز از= بی بی سی– فارس نیوز – رادیو فردا – کلمه – تابناک – خبر آنلاین – دویچه له آلمان– العربیه–ایرنا - رجانیوز- پارلمان نیوز
عکسهای جالب و مطالب طنز و زیبا از سرتاسر اینترنت
با دوبار بروز رسانی در روز http://koolaak.net
new style..…koolaak the next level..…by rexaniar 2010
rioter | February 1, 2010 3:01 PM
باورت ميشه من تا الان فكر ميكردم ايراد از اينترنت من هست كه صفحه وب تو رو باز نميكنه؟؟ خوشحال بودم كه آخ جون گودر دارم لااقل.
:D
واقعا براي خودم متاسفم از اين همه خنگي.
اما بازگشتت را تبريك ميگم.
بهار | February 1, 2010 4:36 PM
http://ghaarashmish.blogspot.com/2010/02/blog-post_02.html
انار جان اینو خیلی دوست داشتم.
eve | February 2, 2010 2:21 AM
سلام عزیزم
تو سرچ واسه افسردگی اون یکی بلاگتو دیدم امودم اینجا. مرسی خیلی عالی در موردش نوشته بودی. شوهرم چند وقته خیلی بهمریخته است. همه چیزو برده زیر سوال و میگه هدفشو گم کرده و... حالا مشاور تشخیص کمی افسردگی هم داده. تازه دیشب قرص بهش داد. نمیدونی چه زندگی داریم انقدر که عذادار و غصه داره. حوصله ام را سر برده. البته اونطور افسرده نیست که هی بخوابه و گریه کنه. اما هست.
حالا خواستم بپرسم به نظرت من چیکا کنم باش؟ واقعا غیر قابل تحمل شده برام. همش تو خودشه و منو نمیبینه و...
ممنون عزیزم
leily | February 2, 2010 5:43 AM
اپیزود یک
... پیرمرد ؛ فرتوت و علیل ، سوار بر ویلچر ، به کمک دو مامور ، که دو طرفش بودند ، وارد صحن دادگاه شد . از ظاهرش معلوم بود که آنقدر خسته و درمانده است که نای باز نگداشتن پلکهایش را هم ، از پشت آن عینک ته استکانیش ، برایش مشکل بود ! وقتی در جایگاه اتهام در مقابل قضات قرار گرفت ؛ همهمه حضار به یکباره فروکش کرد ، و دو مامور هم از او فاصله گرفتند .
وحید | February 4, 2010 4:26 AM
خانوم انار
سلام
دیشب یا پریشب که داشتم رادیو زمانه گوش می کردم شهرنوش پارسی پور داشت تحلیلی می داد از داستان های کوتاه پاکسیما مجوزی
از این می گفت که به خاطر زندگی در هند فرهنگ و عقاید هند در بعضی نوشته ها ش حضور داره و از اینکه چطور در فرهنگ هند برای پرندگان زخمی بیمارستان می سازند و به موش شیر می دهند تا نمیرد و خلاصه از همه لطایف فرهنگ هند،
یاد شما افتادم، هر چند دوستان هندی زیادی دارم ولی نا خود آگاه به ذهنم خورد که همچین نوشته ها و تفسیرهایی بیش از اینکه برای یک هندی جالب باشه برای شما جالبه که شریک زندگی یک هندی هستی
به گمانم هیچ چیز به قدر کتاب و فیلم و اثر هنری کمک نمی کنه که آدم بتونه جایی رو بشناسه و حس کنه و به گمانم برای هر چه نزدیک شدن به آدم ها تلاش برای دیدن و حس آنچه براشون مهمه بهترین راهه
به هر حال اگر این برنامه رو نشنیدی و این کتاب رو نخوندی امیدوارم برات جالب باشه
پایدار باشی و سبز
tara | February 4, 2010 9:28 AM
دلم چه می خواهد؟|
سحر و خنکایش|
و بوی سنگک تازه|
و غارغار کلاغی|
که هوای نرم بهار را|
می خراشد و تا چند کوچه آنسوتر|
گریز می زند از لای دست و بال درختان|
و پنج انگشت گره دار و فربه ی مادرجان|
دوباره پنجره را باز می کند به سوی طلوع.
Anonymous | February 8, 2010 5:14 PM