« Flash back, pride, now what are you going to do with your dreams? | صفحه اول | مسائل ساده زندگی »
من این پست فهیم رو که خوندم براش این نظر رو گذاشتم:
برای من خیلی سخته که بخوام رابطه موازی داشته باشم. با تیپ شخصیت من نمیخونه. برای اینکه که من حتی اهل رابطه کوتاه مدت هم نیستم. اهل به قول اینجایی ها ریلیشن شیپ هستم. وقتی وارد میشم تمام تلاشم رو میکنم و بعد هم که خارج میشم دیگه میدونم رابطه تموم شده و چلونده شده. رو همین حساب برای من حتی سخته با دوست پسرهای قبلی رابطه دوستی معمولی داشته باشم چه برسه به اینکه بخوام رابطه موازی برقرار کنم. فکر کنم اصلا ظرفیت احساسیش رو ندارم و هیچ وقت هم دلیلی براش ندیدم. یعنی اگر کسی منو از جمیع جهات راضی نمیکنه, یا بهتر بگم از جهتی انقدر ناراضی میکنه که باید برم با کس دیگهای به نظر من موندن با اون آدم اشتباهه. نمیمونم .
واقعا هم فکر کردم تا حالا روابط موازی نداشتهام. اما شب یادم آمد که داشتهام. تو بگو به اندازه چند روز دوتاش روی هم افتاد و تو بگو آن موازیه اصولا برای من هیچ قلاب عاطفی نداشت. اما بوده. و تاثیری که داشت برای من شخصا این بود که رابطه اصلی رو کاملا کات کنم چون پرواضح بود که تموم شده. اما چیزی که برای من عجیب بود این بود که چقدر این مساله برام حل شده بوده که اصلا یادم هم نبود. در مقابل دوستیی هم بوده که ده سال پیش رسما تمام شده اما حرفهای نگفتهاش تا الان مونده و شاید هیچ وقت هم توی ذهنم حل نشه. اینه که نمیشه با یک خط قضاوت کلیشه ای راجع به "زنها حتما درگیر عاطفی هستند اگر درگیر رابطه هستند" حکم کلی داد یا از اون بدتر گفت که "برای من هیچ وقت پیش نخواهد آمد". نمیدونه آدم.
اما من به نظرم میاد ازدواجهایی که در سن پائین صورت میگیره بیشتر از این مشکلات ممکنه براش پیش بیاد. یعنی همین تجربهای که من با یک دوستی ساده کسب کردم و رد کردم توی ازدواج میشه یک مشکل "خانمان برانداز" بشه.
روابط موازی – این را هم بخوانید



Comments
نمي خوام چيزي راجع به خودم و عيقده ام بگم اما اين قسمت حرفت فوق العاده است:
نمیشه با یک خط قضاوت کلیشه ای حکم کلی داد یا از اون بدتر گفت که "برای من هیچ وقت پیش نخواهد آمد". نمیدونه آدم.
همين
منم نمي دونم چي بگم در اين مورد
ساتين | February 17, 2010 6:46 AM
موافقم. ازدواج زود هنگام خطرات اینچنینی داره. چون شخص با گذست زمان و رسیدن به بلوغ فکری و حتی جنسی تازه میفهمه چی میخواد (کی میخواد). اینجور ازدواج ها هم که به لطف تبلیغات جدید صدا و سیمای ما داره بیشتر رواج پیدا میکنه.
مثلا همون انیمیشنی که پسر دانشجوی ندار و دختر .....
نمی دونم داریم به کجا میریم.
سایرن | February 17, 2010 7:03 AM
راستش براي من تا حالا اتفاق نيافتاده و نميدانم اگر اتفاق بيافتد چه كار خواهم كرد؟
اما حدسم اين هست كه اگر شرايط طلاق و جدا شدن راحت تر باشه تو جامعه ايران، ممكنه خيلي از روابط موازي اتفاق نيافته. خيلي از عرفها و قوانين هست كه باعث ميشه ما وارد شرايط موازي بشيم.
به نظر من هميشه هم حضور يك نفر سوم در يك رابطه نشاندهنده اين نيست كه رابطه قبلي تموم شده كه پاي يكي ديگه اومده وسط. شايد حضور فرد سوم اصلا دست خود آدم نباشه يعني اون فرد سوم آدمي هست كه معمولا وارد رابطه هاي موازي ميشه و ... گاهي ما خودمون انتخاب نميكنيم كه اون فرد سوم وارد زندگي ما بشود.
بهار | February 17, 2010 10:34 AM
انار جان... اگر شد لینک پست جدید رو هم یک جایی جا بده که مدیون آرایه عزیز نشوم... ممنونم
فهیم | February 17, 2010 12:02 PM
منم فکر نمی کنم آدم رابطه موازی باشم. و باز هم مثل تو چون فکر می کنم ممکنه یه روزی یه دفعه برام پیش بیاد دیگران رو قضاوت نمی کنم. کسی چه می دونه!
eve | February 17, 2010 6:05 PM
برای مدتهاست می خواستم بنویسم که واقعا عالی فکر می کنی و می نویسی.
Shahrzad | February 17, 2010 10:55 PM
بهار
همیشه یکی هست که از من خوشش بیاد و بخواد نخ بده یا وارد رابطه بشه. من به اون رابطه موازی نمیگم. اما اگه من راه بدم و بخوام حتی بالا پائین کنم که پا بدم یا ندم (یعنی ذهنی این برام گزینه شده باشه) تجربه به من میگه رابطه اصلیه که کمبود داره. این تجربه منه.
من اتفاقا اعتقاد دارم که هر دو طرف همیشه باید جذابیتشون براشون مهم باشه و همیشه بدونن که سهامشون تو بازار خریدار داره. در نتیجه همیشه به واسو میگم و خودم هم اعتقاد دارم که اگر کسی نگاه کرد یا نخ داد یا هرچی در واقع اون یکی باید به عنوان تعریف به خودش بگیره و خوشش بیاد که با آدم جالب و چشم گیریه. اما همیشه در حد همین خوش خوشان اینجوری برای من میمونه که اعتماد به نفسم رو جور خوبی قلقلک میده. از این بیشتر اگر برام جذابیت پیدا کنه معمولا برای اینه که رابطه اصلی سوراخی پیدا کرده که از بیرون هوا میکشه.
anar | February 18, 2010 12:39 PM
اون قسمت كه نخ ميده رو آره موافقم. من هم منظورم اون بود كه گاهي طرف نخ ميده و ما خوشحال ميشيم كه طرفدار داريم. و خوب آره گاهي رابطه اصلي سوراخ داره كه اون نخه به رابطه موازي منتهي ميشه.
البته اونور ماجرا هم هست ها. گاهي تو يك طرف رابطه موازي هستي ولي خودت خبر نداري. خوب راستش من يك بار اصلا با يك نفر همينطوري دوست بودم. يك دوستي ساده كه ارتباط امون خيلي هم كم بود. بعدها متوجه شدم كه مثلا طرف من رو به عنوان فرد سوم ميخواسته وارد ماجرا كنه و ... بعد خنگي كه من باشم سه سال طول كشيد تا اين رو بفهمم ها.
يعني ميخواهم بگم جدا از اينكه بعضي ها هستند كه خودشون نخ ميدهند، بعضي ها هم هستند كه وارد رابطه هاي ما ميشن، يعني رابطه شريك امون بي اينكه خودش يا ما بدونيم. من ميخواستم دو پهلو بگم كه هر دو مورد رو داشته باشه.
بهار | February 18, 2010 5:43 PM
راستي منظورم از اون سه سال حالت شوخي بود كه خيلي طول كشيد يادم نمياد چقدر فكر كنم شش هفت ماهي شد اما همين هم زياد بود به نظر من.
البته انار فرهنگ كشور ما رو هم در نظر بگيرها. من البته بخش زنهاش رو ميگم (مردها هم شايد همينجور باشن) احساسي كه من از خيلي از مردهاي اطرافم ديدم اينه كه خيلي هاشون اهل نخ دادن هستند و منتظر هستن ببينند تو پايه اي يا نه؟؟؟ اين من رو نگران ميكنه البته. خب تو فكر كن تو يه محيطي باشي كه مرتب نخ ميگيري بالاخره ممكنه با يه نارضايتي كوچيك هم حتي تو يه رابطه، جرقه اون رابطه موازي شروع بشه. گاهي شرايط هم مثل كاتاليزور عمل ميكنه و ممكنه يك نارضايتي كوچيك رو خيلي بزرگش كنه.
بهار | February 18, 2010 5:47 PM
با این حرفت خیلی موافقم که این مشکلات بیشتر در مورد افرادیه کهزود ازدواج کردند
یه نفر | February 22, 2010 2:58 AM
تا زنی کمبود نداشته باشه پی رابطه موازی نمیره
لات | March 8, 2010 2:13 PM
سلام جالب بود خیلی
محمودي | March 9, 2010 1:14 AM
انار جان یه لحظه فکر کردم اون خانوم جلویی که سفید پوشیده همون شخص مذکور هستش
SharedShares | September 28, 2010 2:54 AM