« اندر حکایات ازدواج با خارجی | صفحه اول | »
یک مطلبی در این کتاب "هفت عادت مردمان موثر" نوشته در باب اختلاف مدیر خوب و رهبر. مثال میزنه میگه مدیران خوب اونهایی هستند که کار رو خوب انجام میدند. مثلا اگر قراره وسط یه جنگلی راه بکشند مدیر خوب دقیقا میدونه چندنفر کارگر لازمه, چقدر مصالح لازمه, بولدوزر از کجا بگیرند که ارزون باشه و خوب بکنه, چه جوری استراتژی بریزند که بهترین نتیجه رو بگیرند و بعد هم میتونه بولدوزر بندازه و بهترین راه رو در کمترین وقت و هزینه بزنه. اما رهبر اونیه که میره بالای بلندترین درخت جنگل و داد میزنه "جنگل رو اشتباه اومدیم!".
من حقیقتش خیلی نوشته خوندم در واکنش به فرمایش امام جمعه و نقش زنها در زلزله. خیلی هاشون هم تاثیر گذار بودند از لحاظ اینکه حقیقتیست ستمی که بر زنها میره. اما من شخصا انتظار داشتم که کسی بیاد و به جای اینکه کمپین "ممه لرزه" و "مغز لرزه" راه بندازه (شما بخون دوباره بجث باشه سر این که بالاخره تقصیر زنها هست یا نه) یا بیاد بحث کنه که "به زنها ستم میشه این هم تجربه من" (باز دوباره بحث راجع به زنهاست) یا اینکه "اصلا همه مردها همینجورند کم یا زیاد" بیاد توضیج بده که بابا اصلا موضوع این بود که یکی یک دیوار کشید بین جمعیت و دوباره زنها رو گذاشت یکور و مردها رو گذاشت یکور. مشکل اصلی این دیواره به نظر من. حالا من هی بیام راجع به این نصف جمعیت یا اون نصف جمعیت صحبت کنم به جای اینکه به درمان مرض بپردازم به علائم پرداختم.
میخوام بگم یه وقتایی آدم انقدر وقتش صرف سر و کله زدن با یک مشکلی میشه که بدتر اونو درونی میکنه. یه وقتایی انقدر بهمون گفتن شما زنها فلان, شما مردها بهمان که وقتی خودمون هم تنهاییم نمیتونیم راجع به حودمون مستقل از جنسیت فکر کنیم. خودمون هم خودمون رو سوا میکنیم دستی دستی.
به نظر من واکنش درست این بود که فرمایشات این آقا توهین به زن و مرد ایرانیه. و صد البته توهین به شعور هر آدمی که دو کلاس درس خونده باشه. به نظر من بولدوزر انداخته ایم توی جنگل اشتباه راه بسازیم.



Comments
موافقم باهات. نقدی و نوشتم در این مورد، خوشحال می شم بخونیشو نظرتو بگی
حامی | April 28, 2010 2:08 PM
اولا که عروسی مبارک.
بعدشم بابا انار جان. پسرای سوپر روشن فکر تحصیل کردمون هم همینن. تو یه جامعه مرد سالار مردا قدرتشون بیشتره و مسنولیتشون هم. یه گندی زدن که حالا داریم کمک می کنیم درستش کنن اگه بزارن.
الحمد لله که با آدم درستی ازدواج کردی. برو تو این سوپر دکترای اهل فرهنگ بگرد ببین ته دل چند تاشون به مثلا حق طلاق راضیه!!
eve | April 28, 2010 3:08 PM
انار جان خیلی خوب گفننی. بیشتر منتقدین این نوشته دارن همین حرف رو به یک زبون دیگه میگن ولی متاسفانه گروه هدفون توی گوششونه و صدای کسی که بالای درخته رو نمیشنون. ابنقدر خوشحالن از اینکه آب انداختن توی "خوابگه مورچگان" که هر کس حرفی بزنه فکر میکنن داره برای مورچهها کار میکنه.
Anonymous | April 28, 2010 4:44 PM
بی نام:
نه قبول ندارم. همین حرف رو نزدند. اکثرشون تا جایی که من دیدم توی دسته اول بودند. اکثرا گفتند ظلمی که بر زنان رفته انقدر زیاده که اگر کسی عین همون کلی گویی رو کرد اما در حق مردان به اصل پیام باید وفادار موند و لحن مهم نیست.
من کنایه شما به حامد رو قبول ندارم. به نظر من خیلی از جاهای نوشته هاش اتفاقا منطقی بود. هرکس از یک پست خانوم صدر انتقاد کنه مفهومش این نیست که نمیدونه چه ظلمی بر زنان رفته یا نمیخواد که بدونه.
anar | April 28, 2010 4:52 PM
منظورم دسته دوم بود. ببخشید.
anar | April 28, 2010 4:54 PM
"یه وقتایی انقدر بهمون گفتن شما زنها فلان, شما مردها بهمان که وقتی خودمون هم تنهاییم نمیتونیم راجع به حودمون مستقل از جنسیت فکر کنیم. خودمون هم خودمون رو سوا میکنیم دستی دستی" موافقم با این قسمت به خصوص.
من با نوشته ی اول خانم صدر مشکلی ندارم (درباره ش نوشتم من هم) اما این یادداشت شون توی وبلاگشون و لینک های زیرش که همه از موافقان بود، کمی بی انصافی اومد به نظرم...
بهاره | April 28, 2010 6:26 PM
انار جان دوباره نوشته من رو بخون لطفاَ من هم همینو میگم. من با حامد موافقم . عبارت "آب در خوابگه مورچگان" رو اولین بار شادی به کار برد. منظورم منتقدین نوشته شادی بود و گروه راه سازی که ازش حمایت میکنند
Anonymous | April 28, 2010 7:23 PM
متوجه شدم. درست میگی. ببخشید.
anar | April 29, 2010 12:34 AM