« دلیل اصلی وقوع زلزله را میتوان افزایش فشار بیش از حد داخل سنگها و طبقات درونی زمین بیان نمود. | صفحه اول | Some word of wisdom »
یک عالمی میگفت: "بشین! بتمرگ! و بفرمائید! هر سه دقیقا یک معنی میدند. هرسه به یک فعل اشاره دارند اما یکیش فحشه و یکیش کمال ادب".
حالا برای اونایی که میگن لحن یک نوشته مهم نیست, مهم اصل حرفه...به کسی بگی بتمرگ! انتظار نداشته باشین تشکر کنه. لحن مهمه. کلمات مهمند.



Comments
یه وقتی هست که آدم می خواد نظر موافق جلب کنه یا انتظار همراهی از مخاطبانش داشته باشه. خوب ازش انتظار می ره که نایس باشه و بگه بفرما. یه وقتی هم هست که عصبانیه و دلش می خواد با لحن تند حرف بزنه. من فکر کنم آدمها حق دارند لحنشون را بنا به کاربردی که انتظار دارند تغییر بدهند. مثلن مطمئن هستم که شادی صدر تو این داستان انتظار تشکر و قدردانی نداشت.
sayeh | April 29, 2010 10:54 AM
اینکه گفتم تشکر جوابیه که معمولا آدم میده وقتی صندلی تعارفش میکنند میگن بفرمائید. منظورم این نبود که شادی صدر انتظار تشکر داشته.
و موافق نیستم که هر قصدی هر لحنی رو توجیه میکنه. کلی میگم ها. اگه حرف تو رو قبول کنیم پس باید رفتار هر مردی که سر زنش داد و بیداد میکنه رو قبول کنیم چون عصبانی بوده توی موقعیت.
anar | April 29, 2010 12:43 PM
I think sometimes making a bold statements (like Shadi's essay) is a "necessity" for a "cultural problem" to get further noticed and discussed
See how many man/woman have already talked about this essay, good or bad, doesn't matter, it has made everyone (those who care actually) to think about the problem, themselves, and the
consequences of their past actions
I don't agree with all that Shadi states in her essay, but I admire her courage for making such a "bold" statements that has caused people to think and discuss this problem.
P.S. Congratulations on your marriage!!!! Wish you two a long :)and happy life together
laleh | April 29, 2010 11:44 PM
لاله,
اگر شادی از روی قصد این مدل نوشته و هدفش این بوده قطعا بسیار موفقه. من در شجاعت شادی صدر هیچگونه شکی ندارم و براش بینهایت احترام قائلم. اگر قصدشون این بوده موفق بودند.
anar | April 29, 2010 11:52 PM
از تبریک هم خیلی ممنون.
anar | April 29, 2010 11:52 PM
Not sure if this has been her intention or not, but even if not, I think it is the end result that matters and the end result has been good so far (to my mind) s
sorry for the typos, new keyboard
Anonymous | April 30, 2010 12:01 AM
دقيقا موافقم... اين بلاگ رولتونم بعضي ها دوبار دوبارن بعضي ها عين من هيچ بار هيچ بار!
یاسمن | April 30, 2010 12:46 PM
سلام
انار خانم میشه یه نگاهی اینجا بندازی:
http://usdoctoral.blogfa.com/
پستی با عنوان ماندن یا نماندن
و نظرت رو تو قسمت نطرات بنویسی ؟
اگه لطف کنی ممنون میشم
پویا | May 1, 2010 4:31 AM
سلام انار
ممنون که اومدی و در مورد ماندن یا نمادن نظر دادی
ولی قول بده یه پست جدید در این باره بنویسی
چی شد که موندی؟
چی شد که تونستی "تصور" کنی که بچه هات تو کوچه پس کوچه های اونجا بزرگ بشن ؟
چی شد که ازدواج کردی و موندگار شدی؟
چی شد که تونستی قبول کنی که اونجا باشی و یه روز تلفنت زنگ بزنه و بفهمی که عزیزی در ایران برای همیشه سفر کرده... ؟
خواهشا بازم بنویس
پویا | May 2, 2010 2:04 AM
باهات موافقم. اين لحن خيلي بد بود. گرچه دارم فكر ميكنم اگر يك مدل ديگه بود باز هم اين همه واكنش نشون داده ميشد؟
بهار | May 2, 2010 1:12 PM